۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه
[farsibooks] به روز رسانی ساعت 9.30 روز 10/12/1388
[farsibooks] Sunday 28 February 2010 Esfand 9th 1388, Fwd: Best of Balatarin for 03/01/2010
http://us1.campaign
From: Balatarin <balatarin@sabznameh
Date: 2010/2/28
Subject: Best of Balatarin for 03/01/2010
To: iskandar.hai@
|
[farsibooks] بازتاب زندگانی پیامبران در فیلم و سینما : نکاتی چند در حاشیۀ سریال سالهای مشروطه
http://www.negah2.
| نوشته شده توسط رزیتا |
| ۰۹ اسفند ۱۳۸۸ |
بازتاب زندگانی پیامبران در فیلم و سینما : نکاتی چند در حاشیۀ سریال سالهای مشروطه سیامک سبحانی
به تصویر در آوردن شرح حال و یا زندگی پیامبران از حساسیت خاصی برخوردار است. دو محور مهم ترسیم چهرۀ پیامبران در فیلم، یکی خوانش صحیح و درست مواد خام تاریخی است و دیگری توجه به حساسیتهای مومنان به دینی که پیامبر آن مطرح شده است. محور یکم در مقاله های گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته اند. حال با محور دوم آغاز کنیم. فیلم محمد رسول الله را در نظر بیاورید. این فیلم توسط مسلمانان مومن به حضرت محمد تهیه نشده است. فیلمی بازرگانی است که در نهایت هدفش، هدفی مادی است. با وجود این دو محور بالا هر دو رعایت شده اند. از نظر تاریخی فیلم از مواد خام تاریخی پا فراتر نمی گذارد. برای نمونه فیلم می توانست در راستای تبلیغات اسلام ستیز قدم بردارد و برای نمونه معراج را به چالش بکشد و غزوات را خونینتر نشان دهد و یا نقش مسیحیان جزیرة العرب را در دعوی حضرت محمد پررنگتر نشان دهد. ولی فیلمنامه بر مبنای داده های تاریخی مقبول الطرفین و با توجه به حساسیتهای دینی مسلمانان نوشته شده و سپس به صورت فیلم در آمد. در محور دوم نیز چون نمایش تصویری حضرت محمد از دید بیشتر مسلمانان حرام است چهرۀ حضرت رسول در این فیلم به نمایش در نیامد. از دیدگاه آیین بهائی، ارتباط مستمرّ عالم بشری با کلام الهی نیروی بنیادینِ فرایند پیشبرد تمدّن بوده است.واسطۀ اصلی در این ارتباط هیاکل مقدّسهای بودهاند که نظامهای عقیدتی بزرگ را به جهان ارزانی داشتهاند. روح و الگوی زندگی این مظاهر الهی قابلیّت و استعداد محبّت، عفو، خلّاقیّت، غلبه بر تعصّبات، از خودگذشتگی و فداکاری برای منافع عمومی و به انقیاد درآوردن غرایض حیوانی را در تمامی نوع بشر بیدار نموده است. پیامبران بزرگ مانند حضرت مسیح، حضرت محمد و حضرت بهاءالله چنین واسطه های مقدّسهای هستند. این مربّیان الهی که پیامبر دین بهائی، حضرت بهاءالله، آنان را با القاب "جواهر قدس" و "مطالع نور ازلیّه" ذکر نمودهاند، مشیّت و کلام الهی را ظاهر فرموده و بنا بر این دارای مقامی والاتر و برتر از بشر عادی هستند. این هیاکل مقدّسه محبّت و ایمان الهامانگیزی را در قلوب مردم جهان القا نمودهاند که از شخصیّت های تاریخی دیگر ساخته نیست. از این رو است که بنا بر شناخت و معرفت ذات پاک این مظاهر الهـیّه است که پیروانشان خواهان آنند که نام نیک این پیامبران از بیحرمتی و اهانت مصون ماند. چه در حوزۀ قلم و نوشتار، چه در حوزۀ هنرهای ترسیمی و نقاشی و چه در حوزۀ تصویر متحرک و در قالب فیلم. از دیدگاه جامعۀ بهائی، مقدّسات محترم و شایستۀ حفظ و حرمت است. مزیّت مهمّ عصر حاضر وجود چشماندازی است که به همۀ مردم جهان امکان میدهد تا میراث روحانی غنی و متنوّع بشریّت را به عنوان اندوختهای مشترک جهت بهبود همگان و دستآوردی ارزنده که باید مورد احترام و پاسداری قرار گیرد، مشاهده نمایند. بنا بر این عرف و یا مفاهیم ملّی و بینالمللی در بارۀ احترام و حرمت به ادیان و مقدّسات همگان باید به نحوی یکسان اجرا شود و شامل کلّیّۀ پیامبرانی که در هرکجای دنیا پیروانی دارند باشد. ------------ |
[farsibooks] خمینی نقطه پایان رژیم است
با درود عاطفه اقبال خمینی نقطه پایان رژیم است درست به همان دلیل که نقطه آغازش بوده است
خمینی نقطه انفجار و پایان رژیم است درست به همان دلیل که نقطه آغازش بوده است. باید این نقطه آغاز را نشانه گرفت و هدف قرار داد تا کل رژیم نابود شود. باید تابو و تقدس رژیم را در این نقطه آغاز نشانه بگیریم تا تکلیفمان را با ولایت فقیه و جمهوری دینی مشخص کرده باشیم. یک قدم عقبتر که از این خواسته برداریم در همین گلوگاه، مبارزات آزادیخواهانه ما را خفه خواهند کرد. این تقدس را باید در این نقطه به آتش کشید و منفجر کرد. بقول خود دجال نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر! از نظر من این عکس را هر کس که میخواهد آتش زده باشد مهم نیست. مهم این است که خواسته و ناخواسته تابوی تقدس خمینی در جامعه شکست و مردم دیدند که میشود عکس او را هم آتش زد. او که در جایگاه معصوم نشسته بود. او که روزی در هلال ماه دیده میشد. اگر مردم این عکس را آتش زده اند که آغازی بس نیکو و نشانه ارتقا جنبش است. اگر رژیم خودش آتش زده است و خواسته که آنرا به خیال خود پیراهن عثمان کند در اینصورت اشتباه فاحشی را مرتکب شده است. برای اینکه با اینکار مرزی را در نوردیده است که دیگر به پشت آن نمیتوان برگشت و به نابودی تمامیت رژیمش راه خواهد برد. جمهوری ولایت فقیه در لحظات آخر هر چه بیشتر دست و پا بزند بیتشر مرتکب اشتباه شده و بیشتر غرق خواهد شد. از این به بعد شاهد پاره کردن و آتش زدن افزونتر عکس خمینی دجال در کنار عکس خامنه ای خواهیم بود. بنا به یک خبر در فیس بوک، دیروز در محلی بنام کوار نزدیک شیراز اتفاقی افتاد که قابل توجه است. به بچه های دبستانی و راهنمایی عکس های خمینی و خامنه ای را داده بودند تا به خیال خودشان یک حرکت اعتراضی بر علیه آتش زدن عکس خمینی بوجود بیاورند. ولی دانش آموزان تا چند قدمی دور می شدند عکس ها را مچاله و پاره کرده و به زیر پا می انداختند. در نهایت عکس های مچاله و پاره شده زیر پای کودکان باعث رسوایی عاملان این طرح شده و ناچارشان کرده بود ه سریع بساط این مسخره بازی را جمع کنند. از این به بعد عکس خمینی و خامنه ای دیگر هیچ حرمتی در میان مردم نخواهد داشت. رژیم در سراشیبی سقوط خود در برابر تظاهرات روز به افزایش در ایران فلج شده و به نفس های آخر افتاده است. روزی همینها اعتراف خواهند کرد که آتش زدن عکس خمینی نقط کلیدی و پایانی عمر این رژیم جنایتکار بوده است. بنابراین این ما نیستیم که باید از این حرکت رادیکال هراس کنیم بلکه سردمداران جمهوری اسلامی هستند که بازی را باخته اند و باید بروند. فقط کسانی که در نگه داشتن ساختارهای اصلی این رژیم مذهبی نفع مشخصی دارند از این حرکت وحشت کرده اند و سعی میکنند به هر صورت ممکن مردم را نیز بترسانند. یقین دارم که روزی انفجار قبر خمینی باعث رهایی تمام مردم ایرانزمین از بندهای اسارت و جهل و خرافات خواهد شد.
شانزده دسامبر 2009
|
[farsibooks] قفس ، قبر ، قيامت ....ا
راستی چرا زمانی که در اکثر نقاط دنیا به تهاجم ارتش وحشی امریکا و انگلیس و سایر غارتگران دنیا به عراق و افغانستان اعتراض های زیادی شد! در ایران حتی یک تظاهرات (تا آنجاییکه بنده اطلاع دارم از طرف مردم و نه دولت سرکوبگر و آدم کَش جمهوری اسلامی) صورت نگرفت، شما فکر میکنید علت چیست؟ بهر رو مطلب زیر و چند مطلب دیگر را از این رو خدمتتان ارسال میدارم که با فجایع و جنایاتی که ارتش وحشی آمریکا در افغانستان بوجود آورده بیشتر آشنا شوید و یادتان نرود که این وحشی های غارتگر "هرگز" دلسوز ما و میهن ما نیستند/ مرگ بر امپریالیسم و ارتجاع رنگارنگ آن در ضمن " میهن پرستان وطن فروش" خواب تاریخی سلولهای مغزشان را برای پاسخ به این سوال بر هم نزنند
http://www.baaba. قفس ، قبر ، قيامت ....
اين سه کلمه هم آوا و هم معنا ، قانونمندی های کشوری را مي سازند که خود هر روز در آتش ( بی قانونی ) ها مترمتر خاکستر ميگردد ؟! فريب کاران ( قانونی ) با اتکاء به قانون خودساخته ، که خدمتگار بی بديل منافع شان است با خوپزيری برای انباشتن پول از مجرای غيرقانونی ، غيراخلاقی و فساد اداری سرزمينی را به قفس و قبر و قيامت تبديل نموده اند هرزنده جانی « اگر به معنای واقعی آن زنده باشند » درآن سرزمين خود را زندانی ( قفس ) ستم ، حق تلفی و زورگوی می بينند ، آنها زاغه های ويرانه ، سرد ، خالی و تاريک خويشرا ( قبر ) می انگارند ، وقتی بمب و تفنگ حرف اول را ميزند و زمان هرلحظه خون تازه ميخورد ، خون تازه بيگناهان را ، وقتی خاک با خون رنگ ميشود و بوی اندامهای سوخته آدمها بوی باروت بمب های انتحاری را مضاعف ميسازد ، آنها در زيستبوم شان ( قيامت ) را بوضاحت مشاهده مينمايند ... مگر قيامت اينگونه تعريف نشده است : که آتش های مذاب وسرکش شعله ميکشد ، که سيلاب خون جاريست و پيکرهای مسله شده شش جهت ميدوند ، که صدای ضجه وشيون ازستم و زجر کارگزاران جهنم به هفت آسمان ميرسد ، که وحشتناک ترين صحنه های تحمل ناپزير و جانگداز قيامت را ميسازند پس قيامت آنجاست ، درسرزمين من ، درآنجا بدست کارگزاران جهنمی ، خون وآتش و درد ، اشک و فرياد و ماتم نصيب باشندگانش ميگردد ؟!! با تفاوت اينکه در قيام قيامت گنهکاران مجازات ميشوند ، اما ، درسرزمين من مردم بيگناه عذاب قيامت را مي بينند .... ( قانونی ) های غير قانونی باسلطه جويی ها ، فوقيت طلبی ها ، زدوبندها وسازش های رزيلانه خود در آن سرزمين هيچ چيز نمانده اند ، معنويت را تيرباران کرده وشرافت انسان را به دار زده اند ، بدترين نوع حکومت در آنديار حُکم ميراند ، دستگاه فاسد با قصاب های ( قانونی ) استفاده جو ، رشوه ستان و وجدان مُرده اش در رده های بالای حکومت ( غيرقانونی ) به زالو های قانونی اجازه تطبيق قوانين پوچ و ابلهانه ای را ميدهند تا زندگانی را درمرثيه ای اندوهبار « قفس و قبر و قيامت » برای انسانهای آن سرزمين تعريف نمايند . آن مسخره های ( قانونی ) با ترويج نژاد پرستی ، تاراج دارايی های عامه ، بيکارگی ، کارشکنی ، تعصب عقيدتی زبان زور ، بی بازخواستی ، فرار از منطق و استدلال ، سازش های مزورانه ، ترويج جنگ های داخلی ، قتل عام مردم غيرنظامی با بمبارد هواپيما های « فرشته های نجات » و فراهم نمودن زمينه اشغال وطن ، کشور را به پرتگاه سقوط کشانده اند ؟!! آن قانونی های ( قانون فرار ) برای چپاول فزونتر ، و بدست آوردن پول ودارايی های زيادتر هر رذالتی را پزيرا ميشوند ، حتا خيانت بوطن و مادر خود را ... آنها ، آن وجدان مُرده های قانونی چشمه های انسانيت و آرامش را می خشکانند ، مهر و محبت ، لطافت عشق و مفهوم خانواده را با بی رحمی نابود ميسازند ، آن حرامباره های قانونی تمام داشته های مادی و معنوی ملتی را تباه ميکنند ، و مُراوده های انسانی را با توليد وترويج فقر ،گرسنگی ، وحشت ، مواد مخدر ، بی دانشی ، بيکاری ، آوارگی و دهها مصيبت دگر آلوده ، گنديده ، کثيف و خالی از باور و اعتماد ميسازند . ( اميران غيرقانونی ) در سايه های قانون جنگلی شان ، گذشته از دريای اشک و خون ملت به سرير و مسند که « قانونی » حق شان نيست با زور « تفنگ و ترياک و تقلب » تکيه زده اند و به توده های تحت ستم دهن کجی مينمايند ، توده های که نگاه های غضب آلود وپُردرد شان مانند پيکان های تيز به صورت تاريخ ميخورد ، زمان اين را بياد خواهد داشت . ( قانونی ) های غير قانونی برای کارگزاران اموردينی ، دکاندارهای ترفندباز و ريايی عقيده و ايمان هم حق قانونگزاری ميدهند ، تا با انجام امور دولتی در سايه دين ، يا کار دينداری در پناه دولت ، خرد و باور انسان را نابود بسازند ، و نور حق و دانش را درپستوی تاريک انديشه سود جويانه شان بکُشند ، تا معنای قفس و قبر و قيامت شکل قانونی اختيار نمايد ... اگر خرد آزاد باشد همواره در روشنايی انديشه ، سازنده و انسانی قضاوت خواهد کرد ، اما آنها ، آن مارمولک های دين ، خردگرايی را نمی خواهند ، برای اينکه دکان دين پرستی های زمينی شان برای هميشه بسته ميگردد ، مثل دين پرستی سرمايه ، دين پرستی زور ، دين پرستی حرص و آز و شهوت ، دين پرستی سياست های مردم فريبانه ، دين پرستی نژاد و زبان ، دين پرستی استعمار ، استثمار و استبداد و غيره کار های ( غيرقانونی و غير دينی ) شان . « آنهای که جاهل بدنيا می آيند ، کودن ميمانند و نافهم از جهان ميروند ، مواد کار آمد برای مرام های غير انسانی بی دين های ( دين ساز ) اند ، تا با نشان دين در پيشانی و کليد بهشت در گردن ، خود را منفجر سازند و سرزمينی را به قفس و قبر و قيامت تبديل نمايند ؟! » بعد انفجار دستوری ، و بعد نابودی ها و يرانی ها ، رژيم غيرقانونی ( قانونی ها ) با چهره معصومانه روحانی واژه های ( نفرين و تقبيح ) را روی سنگ مزار نا پيدای کشته شدگان ترور و توطيه مينويسند ، ودر آنطرف محراب رنگ شده با خون کسان ، ناکسان ضجه های درناک بيوه ها ، يتيم ها و بازماندگان شهدا را با بی اعتنايی از گوش بدر ميکنند ، بعد آن حرام خور های ( غيرقانونی ) در مقابل خدای زور وسرمايه ، به سر وسينه شان بار بار صليب ميکشند که اهل و تبار ، و زن وفرزند شان دور و دور از حيطه قفس و قبر و قيامت آنطرف اقيانوس ها زنده استند ، آن دشمنان وطن و مردم بسيار رذيلانه در دل می خندند وبا خود ميگويند : که ما به يک اشاره بادار و به يک عشوه مقام اين سرزمين را برای مردمان ( قانونی ) آن « قفس و قبر و قيامت » ساختيم ؟!! *** به باور اينکه از ژرفنای اين قيامت ، از دل سرد اين قبر و از تنگناه اين قفس قيامی برخيزد عصيانگر ، پُرستيز ، خاشه سوز و مردمی ، قيام آتشين وشعله ورتر از قيام های « سوم حوت ، هرات ، چنداول ، بالاحصار ، کنرها ، افشار و ... » ودگر بخش های افغانستان سرزمين آزادگان تاريخ ، قيامی درکاراست تا قيامت خدا برپا شود برای نسل از خراتين ، تا تبار تبرکشان تباهی را قيد قفس دست ساخت خودشان نموده و باقضاوت برحق مردم ستمديده افغانستان و به حُکم « قانونی » تاريخ ديار رنجبران قبر خودرا بدست های تبه کار خود با بدنامی های ماندگار برکنند . آنگاه از همه گور های دسته جمعی از هرگوشه اين مُلک ، از پيکر سوخته هزارها شهيد گمنام اين صدا راجهان خواهد شنيد (( نفرين ابدی بر شما ، بی وجدان ترين برده ها و غلام های حلقه بگوش سيستم های آدمخوار استعمار جهانی ، نفرين برشمـــــــــــا )) ناتور رحمانی |


/ این هم نظریست