سلام من دقیقا با همین قسمت از نظر شما مخالفم و دلیل مخالفتم این است که شما به دین به عنوان یه آچار زنگ زده نگاه می کنید همانطوری که توضیح دادید اما من نه ، چون من عقایدم نه مثل ان خانمی است که مثالش را زدید و نه مثل این آقایان و خانم هایی که تسبیح آب می کشند و نه مثل آن هایی که فقط از دین داشتن اسم آن را یدک می کشند بلکه من منظورم از دخالت دین در حکومت های جهان همان عقاید اشتباهی است که شما گفتید یعنی نه تنها در ایران به اشتباه اسلامی را معرفی کرده اند و از آن استفاده ابزاری می کنند بلکه در کشوری که کافر هم هستند ، از همان عقاید پوچشان استفاده ی ابزاری کرده اند و بر سر مردم آن کشور در جهت پیشبرد اهدافشان سوء استفاده کرده اند اما اینکه می گویید در تمام قوانین اساسی کشور های دنیا از عقاید مردم استفاده شده و کم کم به صورت قانون در آمده هم به دلیل همین بی ارزش کردن آن عقاید در ابتدا و سپس جایگزین کردن عقاید دیگر به نفع عده ای خاص در ذهن مردم و سپس الگو گرفتن از این عقاید در قوانینشان است که دموکراسی کامل در هیچ کجای دنیا وجود ندارد نظر من اصلا ربطی به اینکه دین چه کسی چه چیزی باشد ندارد بلکه با وجود اینکه یک مسلمان هستم و همان عقایدی که شما می گویید شاید من بر اساس آنها و تحت تاثیر آنها این نظرات را می نویسم دارم اما با همه ی اینها معتقدم که دموکراسی یعنی احترام گذاشتن به حقوق دیگران حتی اگر نظر آنها با من نوعی فرق داشته باشد یا مثلا دین آنها با من یکی نباشد اما آیا انسانهایی مانند من در ایران چند نفر هستند من که با نظر شما در مورد نقش دین در هویت یک ملت موافق بودم و هستم اما می خواهم بگویم که اگر کسی یا کسانی که عده ی انها زیاد تر از یک شهر یا کشور باشد و بر اساس منطق و دموکراسی کامل جدای از اعتقادات خود حالا مسلمان باشند یا مسیحی یا کافر یا .... فرقی نمی کند تشکیل حکومت بدهند و زندگی کنند یعنی زندگی همراه با کار کنند نه کار کنند تا زنده باشند ، آنوقت جامعه ای خوب و با عدالت کامل و همچنین در دموکراسی کامل خواهند داشت اگر من اعتقادات خودم را دارم حق این را داشته باشم تا برای دیگران ترویج دهم اما نه به زور اگر دیگری امد و خواست من را به زور از اعتقاداتم خارج کند من حق شکایت به ارگانی را داشته باشم که بی طرف باشد اما کل اون جامعه بر اساس یک چیز باشد ازادی کامل چه از نظر دین و چه از نظر هر چیز دیگر اما متاسفانه از نظر من چیزی که در ایران در حال رخ دادن است این است که عده ای دین را پیراهن عثمان کرده اند تا قدرت داشته باشند و عده ای دیگر چون از این دینی که جلوی آزادیشان را گرفته خسته شده اند با آنها مبارزه می کنند و هر دو اگر حاکم باشند دموکراسی در کار نیست و هر دو نیز اگر حاکم نباشند باز هم وجود دیگری اذیتشان می کند این میان عده ای کم که من خودم رو جزو اونها می دونم و امید وارم که شما هم از اون دسته باشید نه با حکومت فعلی که افراطی هستند و ازادی را از مردم گرفته اند موافقم و نه اگر این حکومت جمع شود و مثلا حکومتی مانند حکومت فرانسه یا هر کشور آزاد دیگری روی کار بیاید دست از عقاید خودم بر می دارم چون عقایدی که من بدست آورده ام منحصر به کتابهای درسی حکومت اسلامی نیست بلکه با استناد به کتاب های کلی از دین پژوهان که اصلا مسلمان هم نبوده اند به وجود آمده و حتی اگر در حکومتی که مثلا غیر دینی باشد ولی بخواهد با دین من مبارزه کند باز هم مبارزه می کنم و صد در صد این افراطیون که الان حکمران هستند هم مبارزه خواهند کرد فرق من با آنان این است که من کشوری ارام و در عین حال با آزادی کامل در هر زمینه ای می خواهم اما آنها از دینشان استفاده می کنند تا به اهدافشان که رسیدن به قدرت است استفاده می کنند اگر در جامعه ای این چنین شد و اعتقادات و نه آن اعتقاداتی که اون خانم داشته و اعتقادات کامل به یک چیز و نه چیز دیگر ، توسط مخالفان یک فرد به سخره گرفته نشد و اگر هم شد مرجعی قانونی و بی طرف توجه کن که می گویم بی طرف وجود داشته باشد تا طرفین به آنجا مراجعه کنند تا بینشان قضاوت کند انوقت یک جامعه ی قانونی خواهیم داشت برای مثال از حکومت مولا علی (ع) اتفاقی افتاده است که فکر می کنم شنیده باشی و آن این است که روزی بین یک غیر مسلمان که فکر می کنم یهودی بوده و امیر المومنین اختلافی پیش میاید و آنها نزد قاضی شهر می روند اما زمانی که قاضی می خواسته از امیرالمومنین حمایت کند امیر به او حکم می کند که حق ندارد به دلیل دینشان جانبداری کند و فقط بر اساس عدالت قضاوت کند خوب این یک جامعه ی خوب و پاک است نه این جامعه ای که در آن بهایی ها را به جرم بهایی بودن می گیرند و به زندان می اندازند عرضه ی تبلیغ و ترویج دین درست را ندارند چون اصلا دینی که اینها می گویند حتی یک انگشت اسلام هم نیست و تحریف شده است ان وقت هر کس با آنها مخالفت کند جایش در زندان است این که اسلام نیست مگر در همین قران نداریم لا اکراه فی الدین در دین اجباری نیست پس چرا می خواهند یک نفر یا عده ای به زور مسلمان شوند این عقایدی که من دارم با آن عقایدی که شما به عنوان عقیده ی بعضی از مردم نوشتید خیلی فرق دارد اما این عقاید هم مخصوص من است من فقط خواستم به شما بگویم عقاید من با آن عقایدی که شما گفتید در مردم مانده فرق دارد اما باور کنید که باز هم می گویم حاضرم تمام عقایدم را برای خودم نگه دارم ولی جامعه ای آزاد به شرط آنکه دچار افراط و تفریط نشود داشته باشم دیگه نمیدونم چه جوری بگم که اصلا عقیده برای من مهم نیست اما امثال من متاسفانه فکر می کنم در جامعه کم باشد درست است ؟؟؟؟؟ اگر زیاد است پس چرا یک حکومت شاهنشاهی با آن همه مخالف امثال من جایش را به حکومت دینی باز هم با مخالفانی چون من داد ؟ من که در هر حال فرقی برایم نمی کند چون مسلمان بودنم نه در زمان شاه از بین رفته و نه در این زمان بر آن افزوده شده و نه در زمان بعدی تغییری می کند ؟؟؟؟؟ پس نشان میدهد که این مردم اکثریت هستند که عقایدشان در حال تغییر است و ریشه ی این تغییر عقیده هم حکومتیان با افراط و تفریط هایشان هشتند درست است ؟؟؟؟؟
|
۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه
Re: [farsibooks] 2دین یا آچار زنگ زده؟؟؟
__._,_.___
This is a non-political list.
.
__,_._,___
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر