چند دههایست که رژیم جمهوری اسلامی دارد با تمام قوا و با تمامی امکانات پلیسی جنبشهای اعتراضی را سرکوب مینماید و تاکنون جان هزاران تن از مخالفین و معترضین را گرفته است. پروندهی رژیم جمهوری اسلامی در این زمینه بسیار کلان است و هر روزه دارد کلانتر هم میشود. مگر انتظاری در خلاف این از جانب سران حکومت وجود دارد و مگر حمهوری اسلامی میتواند صرفاً و صرفاً با اتخاذ سیاستها و روشهای نرم حکومتداری کند؟ جمهوری اسلامی با سرکوب زاده شده است و با قهر انقلابی هم ساقط خواهد شد. راهی خلاف آن ممکنپذیر نیست و راهِ انتخابی مدافعین و مبلغین سرمایه که کم هم نیستند و دارند از عدم کار بست "خشونت" از جانب نیروهای انقلاب سخن میگویند، نمیتواند چاره ساز باشد و در خدمت به رهائی و در خدمت به تحقق منافعی میلیونها انسان محروم نیست. به تجربهی دیگر جنبشها و اعتراضات و مهمتر از همهی اینها به تجربهی اعتراضی جوانان و تودههای محروم طی سه دههی اخیر نگاهی بیاندازیم و نشان دهیم که کدامین سیاستها و کدامین اسلوبهای مبارزاتی میتواند بساط ظالمان را بر چنید و پرچم جامعهای عاری از استثمار و ستم را برافزازد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر