بیاد شاعر کارگران و زحمتکشان، شور آزادی و انقلاب، نویسنده کمونیست << رفیق جانفشان فدایی سعید سلطان پور>>
«بهمن فریاد»
بگو چگونه بخوانم سرود زندان را بدون حنجره سوخته ای که رود را با فراز و فرود می سرود و می دانست وقتی که «دشمن مردم»* بر همه جا سیطره دارد «آموزگاران» قبل از حضور در صحن کلاس، بازداشت می شوند نقشی هم از «چهره سیمون ماشار» باقی نمی ماند تا «مرگ در برابر » را نظاره کند فقط « از کشتارگاه» است که «آوازهای بند» را می توان شنید وقتی که پاسداران سرمایه در برابر « نوعی از هنر، نوعی از اندیشه» عنان اختیار از کف می دهند با فرمان دژخیم به هر سوی شلیک می کنند تا شامگاهان، جویباری ارغوانی از زخم تن تپه های اوین جاری گردد و بردرگاه هر خانه ای طناب دار که مادران نیمه شبان، در دل خاک زرفتن گلها نشان جویند و «نعره برکشند از آتش جگر در باد» « بگو که بلرزد باز این نواحی بیداد به نعره های توانای بهمن فریاد» محمود خلیلی 30 خرداد 1389 * نوشته های داخل گیومه نام نمایشنامه ها، کتابها،واز اشعار رفیق جانفشان فدائی سعید سلطانپور است
|
۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه
[farsibooks] «بهمن فریاد»
__._,_.___
This is a non-political list.
MARKETPLACE
.
__,_._,___
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر