۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

[farsibooks] همه مردان میرزا

 

با سلام
 
مجسمه میرزا نیست که روی اسب میرزا نشسته باشد وسط میدان میرزا در فومن، که میرزا از پیاده رو زل بزند به میرزا که رویش نشسته است، می تازد و می رسد به فومن. شانس می آورد، اسب اش را می فروشد به مسئول تدارکات گروه فیلمبرداری سریال میرزا و یک تاکسی کهنه می خرد تا برود بنشیند پشت فرمان اش در میدان اصلی شهر و هر روز ساعت شش صبح کارگرها را از فومن ببرد به ماسوله. بعد یک کلبه کوچکی وسط شهر اجاره کند. دست رعنا را ............................................
 
ودرود

__._,_.___
Recent Activity:
This is a non-political list.
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر