کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

[farsibooks] مصاف دانشگاه ها در شانزده آذر

 

 

سنتاً جایگاه و تعلق شانزده آذر روشن است و با هیچ روز و مناسبتی ادغام شدنی نیست و با هیچ رنگی نمی‏توان هم‏ردیف‏اش نمود؛ چرا که رنگ و پرچم خود را دارد. به ده‏ها دلیل روشن. این روز به پاس ایثار و جان‏فشانی‏های دانشجویان مبارز و مخالف، علیه‏ی ارگان‏های سرکوب‏گر رژیم شاهنشاهی، پی ریخته شده است. در این روز قداره‏بندان و سفاکان رژیم پهلوی در گرماگرم سفر نیکسون به ایران، بر روی دانشجویان مخالف و مبارز آتش گشودند و جان سه تن از آنان به نام‏های شریعت رضوی، محدث قندچی و مصطفی بزرگ‏نیا را گرفتند و صفحه‏ای دیگر بر جنایات بی‏شمارشان افزودند.

بیش از نیم قرنی‏ست که از شانزده آذر هزار و سیصد و سی و دو - روز دانشجو - می‏گذرد و سرمایه و جیره‏خواران ریز و درشت‏اش دارند تلاش بسیاز زیادی بخرج می‏دهند تا این روز را، به روز خود تبدیل نمایند. هر ساله دارند با شگردهای متفاوتی بمیدان می‏آیند تا خصلت شانزده آذر، که در تخالف با خصائص مناسبات ظالمانانه، رفرمیست‏ها و همه‏ی منادیان سرمایه است را وارونه جلوه دهند. امّا مگر می‏توان با روغن‏کاری و با رنگ‏های منتخبی سرمایه، روز دانشجو و شانزده آذر را از آن خود ساخت؟ مگر می‏شود روز دانشجو و اعتراضات کمونیستی دانشجویان را هم‏طراز با جنبش‏های اعتراضی "اصلاح طلبان" و رنگ‏های از این دست مزین نمود و بخورد مردم داد؟ شانزده آذر - روز دانشجو -، روز اعتراض و طغیان دانشجویان مبارز علیه‏ی هر گونه بی‏عدالتی‏های موجود و مظالم سیاسی - اجتماعی جامعه‏ی سرمایه‏داری‏ست. در این روز دانشجویان بمیدان آمدند و نظام گندیده‏ی زورمداران و ظالمان را به چالش کشیدند؛ در این روز پرچم حقانیت و رهائی از زیر ستم مظالم امپریالیستی به اهتزاز در آمد و به‏همین دلیل هم این روز به‏عنوان روز دانشجو و روز بپاخاشتن دانشجویان مخالف و کمونیست به ثبت رسیده است. 

واضح است‏که در این مدت دانشگاه‏ها و بویژه در زیر سلطه‏ی رژیم جمهوری اسلامی از فراز و نشیب‏های گوناگونی عبور نموده‏اند؛ جمهوری اسلامی طی سه دهه و بنابه رسالت و وظیفه‏اش، میادین دانشگاه‏ها را به‏مانند دیگر میادین اعتراضی به صحنه‏ی تاخت و تاز خود تبدیل نموده است و هزاران تن از دانشجویان کمونیست، مبارز و مخالف را دستگیر و شکنجه و از دم تیغ گذراند؛ در, دانشگاه‏ها را به بهانه‏ی "انقلاب فرهنگی" بست تا اعتراضات دانشجویان را فروکش نماید؛ صدها قانون ارتجاعی وضع نموده است و بر سر در, دانشگاه‏ها چسباند تا برعم خویش بتواند دامنه‏ی مخالفت‏ها را محدود نماید؛ نهادها و ارگان‏های وابسته بخود را در درون دانشگاه‏ها علم نمود تا مبارزات و اعتراضات‏شانرا به مسیر دل‏بخواه‏ی خود سوق دهد؛ نهادها و ارگان‏های دانشجوئی‏ای که منفعت‏شان با منفعت پایه‏ای دانشجویان کمونیست و مبارز پی ریخته نه شده است و در عمل نشان داده‏اند نقش سوپاپ اطمینان سیاست‏های ارتجاعی سرمایه‏داران را دارند در درون دانشگاه‏ها ایفاء می‏نمایند و وظیفه‏ی‏شان تخطئه‏ی اعتراضات دانشجوئی و کشف و شناسائی کمونیست‏ها، مبارزین و مخالفین در میادین آموزشی‏ست. 

به عبارتی حقیقی‏تر باید گفت که موقعیت و تکلیف نیروهای وابسته به نظام جمهوری اسلامی از دیر باز روشن بوده و می‏باشد. دشمن کاملاً بر وظایف خویش در هر میدانی آگاه است. سه دهه است‏که دارد با اتخاذ سیاست‏های سرکوب‏گرایانه و فریب‏کارانه، جنبش اعتراضی دانشجویان را در نطفه خفه می‏سازد؛ سه دهه است‏که دارد با رخنه و نفوذ در درون دانشگاه‏ها به کشف و سرکوبی دانشجویان کمونیست و مبارز می‏پردازد و مانع‏ی هر گونه تحرکات آنان می‏گردد. این‏ها از جمله وظایف ابتدائی و روتین جمهوری اسلامی در قبال دانشگاه‏ها و دانشجویان بوده و می‏باشد و طبعاً جنگ در درون دانشگاه‏ها، بمانند همه‏ی میادین طبقاتی، جنگِ بین نیروهای انقلاب با نیروهای ضد انقلاب است؛ جنگِ بین تسخیر افکار و روحیه‏ی مقاومت‏جویانه از یک‏طرف و استواری و پایداری به آرمان‏های رهائی توده‏های ستم‏دیده و طرد هر گونه ایده‏های بی سرانجام و سودجویانه‏ی جناح‏های دولتی، از طرف دیگر است. این دو سیاست و دو جنگ دهه‏هاست که در مقابل هم به صف شده‏اند و متأسفانه باید گفت که تا کنون سرمایه –  و به ده‏ها دلیل - توانسته است از این میدان پیروز بدر آمد؛ توانسته است با براه اندازی "جنبش اصلاح طلبی" بر فضای دانشگاه‏ها غالب گردد و اعتراضات دانشجویان را به مسیر نظام جمهوری اسلامی کانالیزه نماید؛ "جنبش اصلاح طلبی"ای که بنوبه‏ی خود، باعث گردیده است تا انرزی‏ها را به‏هرز برد و مانع‏ی رشد و شکوفائی اعتراضات دانشجوئی در میادین دانشگاه‏ها گردد. 

تجربه و پراتیک تاکنونی به اثبات رسانده است‏که راه دانشگاه‏ها و دانشجویان، خلاف راه‏های انتخابی همه‏ی جانیان بشریت است. ثابت نموده است‏که دانشگاه‏ها و دانشجویان، راه و انتخاب مختص به منافع‏ی خود را دارند که با راه و انتخاب همه‏ی جناح‏های حکومتی و نهادهای وابسته بدانان متفاوت است. دیده‏ایم که برگزیدن راه جناح‏های متفاوت سرمایه در درون دانشگاه‏ها با منفعت پایه‏ای دانشچویان مطابقتی ندارد؛ شواهد تا به حال این حقیقت را در مقابل هر انسان آزاده و مدعی برقراری جامعه‏ی انسانی قرار داده است‏ که جنبش مدافع‏ی سرمایه، جنبش مدافع‏ی دانشجو نیست. این‏ها از زمره تجاربی‏ست که در مقابل همگان و بویژه دانشجویان کمونیست و مبارز قرار گرفته است. بنابر این در شرایط فعلی و در شرایطی‏که اعتراضات مردمی بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، دُور دیگری بخود گرفته است، نیاز است تا دانشجوی مخالفِ نظام ظالمانانه‏ی سرمایه‏داری، از این آزمون سربلند بدر آید و بر خلاف سیاست‏های انحرافی و مدعیان به اصطلاح منافع‏ی دانشجویان، منفعت و جنس خود را با منفعت و جنس جناح‏های "مغلوب" دولتی مجزا سازد و پرچم، سیاست و رنگ مستقل خود را بر افرازد.  

واقعیت ایت است‏که سی سالی‏ست سران حکومت به یُمن دستگاه‏های پلیسی و سرکوب توانسته‏اند بر مسند قدرت تکیه زنند و هم‏چنان دارند بر حاکمیت بناحق‏شان تداوم می‏بخشند. دارند انرژی‏ها را می‏سوزاند و هرگونه فرصت‏های اعتراضی دانشجویان را از بین می‏برند. وقت آن است تا دانشجوی مدافع‏ی منافع‏ی مردمی، فارغ از درگیر شدن تضادهای درونی رژیم و فارغ از ایده‏ی "امکان‏سازی" آتی مبارزاتی و آن‏هم در چهارچوبه‏ی تضادهای درونی رژیم، فارغ از توضیح غیر واقعی جایگاه و موقعیت خودی، فارغ از تکرار متد و  روش‏های مبارزاتی بی فرجام و اصرار بر فعالیت‏های آشکار سیاسی، فارغ از علنی نمودن نام و نشان و هویت فردی، فارغ از بی حمایتی از اعتراضات کارگری – توده‏ای، فارغ از مانور و تعریف منفعت خودی با رنگ‏های تازه و جدیدِ سرمایه، سیاست، راه، روش و موقعیت خود را بار تعریف نماید و تحرک تازه، جدید و کم هزینه‏ای را سازمان دهد. این‏ها از زمره آموزه‏ها و تجاربی‏ست که در مقابل دانشگاه‏ها و دانشجویان قرار گرفته است و بدون شک تکرار راه‏ها و سیاست‏های هزینه‏پرداز گذشته، به‏معنای در جا زدن و عدم بُرش دانشگاه‏ها و دانشجویان کمونیست و مبارز به حساب خواهد آمد. 

با این اوصاف بی مناسبت نمی‏باشد تا در کوران شانزده آذر – روز دانشجو – از تجربه و گذشته‏ی سراسر تنش و نافرجام دانشگاه‏ها، درس‏های لازمه را فرا گرفت و سطح اعتراضات دانشجوئی را به سطح بالاتر و معقول‏تری گسترش داد. یدون کمترین شک و شبهه‏ای رمز پیروزی و بالندگی جنبش دانشجوئی ربط مستقیم و تنگاتنگی با پیوند، حمایت و پشتیبانی دیگر جنبش‏های اعتراضی – دمکراتیک دارد. جنبش دانشجوئی به‏دلیل خصلت و جایگاه مبارزاتی‏اش نشان داده است‏که نیازمند، تغذیه و ارتباط مستقیم با سازمان‏های انقلابی و کمونیستی‏ست. باید دانست که بدون وصل و بدون عرض و اندام جدی، هدایت و نقش آفرینی‏های جریانات کمونیستی قادر به باز پس‏گیری حقوق اولیه‏ی خویش نیست. این خلائی‏ست که در درون جامعه بعینه مشهود می‏باشد و متأسفانه باید اذعان نمود تا مادامی‏که این شکاف عظیم و طولانی از جامعه‏ی‏مان رخت بر نه بندد، جنبش دانشجوئی و همه‏ی جنبش‏های اعتراضی، از تعرضات سرمایه‏داران در امان نخواهند ماند. بنابر این بر هر دانشجوی کمونیست و مبارز است تا جدا از تجلیل و قدردانی از جانباخته‏گان شانزده آذر و همه‏ی ره‏جویان راه رهائی کارگران و زحمت‏کشان از زیر سلطه‏ی جهمنی رژیم وابسته‏ به امپریالیسم جمهوری اسلامی و جدا از فریاد حق طلبی، در جهت رفع نقصان‏های گذشته - چه در درون دانشگاه‏ها و چه در درون جامعه - گام‏های عملی بر دارد و دست سران رژیم جمهوری اسلامی را از میادین متفاوت اعتراضی کوتاه و کوتاه‏تر نماید.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت   توسط شباهنگ راد |  نظر بدهید

 


__._,_.___
This is a non-political list.
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ