کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

[farsibooks] یک نامه سرگشاده

 


http://www.goftman-iran1.info/---othermenu-10/1332-2009-12-05-13-55-12


به نام خداوند جان و خرد

با درود بر قلم بدستان و پژوهش گران و محققین عرصه هنر و ادبیات متعهد و مردمی ایران عزیز در غربت،

زنده یاد صادق هدایت در سطور اولیه قصه معروف بوف کور می نویسد: " در زندگی زخمهائی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد، این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این درد های باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید و یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیزتلقی کنند... " من بعنوان نویسنده ای بهائی ساکن در ایران در عجبم که چرا قلم حقیقت گوی شما عزیزان، نخبگان متعهد به مرز و بوم ایران برای دفاع و ابراز همدردی با هموطنان بهائی خود سی سال به سکوت پیوست، نمی دانید در این سی سال بر پیروان دیانت بهائی بر حسب تعصب کورکورانه چه ها گذشت، بدانید که مدعیان حمایت از مظلومین جهان که حاکمان امروز ایران خود را پرچمدار این نهضت می دانند به بهانه هموار کردن راه برای ظهور امام زمان چه ها که بر سر بهائیان مظلوم نیاوردند.

حضرت بهاءالله می فرمایند: " چگونه حرکت نماید قلم و جاری شود مداد" قسم به صداقت قلم که خداوند در قرآن به آن قسم خورده اند و جایگاه و حرمت قلم برعلما و فلاسفه و وجدان های بیدار بشری، پوشیده نیست خامه ای خونین باید تا جنایاتی را که بر بهائیان ایران روا داشته اند به رشته تحریر در آورد ولی بدانید که اگر روزی اتفاقات ریز و درشت سی سال اخیر نوشته شود مثنوی بیش از هفتاد من خواهد شد. حقیر از شما قلم بدستان ایرانی مقیم در غربت می خواهم حتی علی رغم گذشت زمان صدای ضجه کودکان بهائی از گوشه های سلول انفرادی بهمراه مادر اسیرشان را بشنوید. از شماها می خواهم که سیل مهاجرت اجباری تعدادی از بهائیان را از کشور ایران به نقاط مختلف دنیا به خاطر ناجوانمردی های بیش از حد مسئولین نظام جمهوری و تحمل بلایا و تفاوت ها و راه ندادن جوانان بهائی به مدارس عالی و دانشگاهها ببینید.

این بنده ستم کشیده و زجر دیده از شما برادران و خواهران هموطن می خواهد که بدانید وقتی هفت تن از بهائیان شهر همدان را در ابتدای سالهای انقلاب اسلامی به اتهام دروغین جاسوسی دستگیر و سپس در نادادگاه فرمایشی محکوم به اعدام نمودند به گوشه ای از شهر همدان انتقال داده و به جای تیرباران و یا اعدام با طناب دار بدست عده ای مزدور متعصب از خدا بی خبر سپرده تا بدنشان را با کارد و قمه شقه و مثله کنند که کردند و مطمئن باشید که هیچکس آن هنگام در آن خلوت مرگبار نبود تا آن جنایات هولناک ضد انسانی را به چشم ببنید و خون بگرید. اما جسدهای پرس شده و پاره پاره شده و سوخته به آن گواهی داد.

عزیزان قلم بدست، برادرانه می خواهم که صدای تخریب خانه های مسکونی بهائیان در شهرهای منشاد و حسین آباد از توابع شهرستان یزد به اشاره امام جمعه وقت و بدنبال آن به آتش کشیدن خانه ها و به غارت بردن اموال و بردن باقی مانده دام و احشام و بعد مصادره اموال منقول و غیر منقول بهائیان بوسیله عوامل نظام جمهوری اسلامی را که با گذشت زمان هنوز به گوش می رسند بشنوید.

من دوست داشتم شما عزیزان محققین و نویسندگان وقتی در روستای ایلخچی و سیسان از توابع شهر تبریز بلا انگیز علاوه بر آواره کردن بهائیان آن دیار از زادگاهشان و غارت اموال و سپس آتش زدن منازل مسکونی، دامهای بی زبان و بی دفاع آنان را در درون آغل های در بسته به آتش کشیدند و آن حیوانات زبان بسته را زنده زنده سوازنیدند و بعد به خاطر این فتح الفتوح تاریخی در میدان شهر قهرمانانه جشن و پای کوبی کردند، بگوش جان فریاد های حزین گوسفندان را می شنیدید و بوی سوختن پوست و گوشت آنها مشام عطرآگین شما ها را می آزرد.

من می خواستم که شماها نخبگان فارسی زبان مجبور به زندگی در دیار غربت صدای فریاد اعتراض ارواحیکه قبورشان در شهرهای مختلف ایران اعم از یزد و نجف آباد، سنگسر و شاهی، سمنان، سیسان و تهران که با پتک های تعصب تخریب و با تراکتور امام زمان ویران می گردید را بشنوید.

استادان بزرگوار، این بنده در بند ایران بعنوان یک فرد نویسنده بهائی ساکن ایران ستمدیده و چشم انتظار می خواهم بدانید که وقتی در روستای خورموج وفقیه حسنان از توابع بوشهر منزل مسکونی بهائیان مظلوم را به آتش کشیدند و اموال به یغما می بردند صدای ضجه دخترکان و پسرکانی که اسباب بازیشان بوسیله فرزندان مزدوران جمهوری اسلامی به غنیمت می رفت اشک ریزان و لرزان در گوشه ای در نهایت مظلومیت و ترسان شاهد سوختن منزل و کاشانه خود و از دست دادن اسباب بازیشان بودند را می شنیدید و با چشم دل می دید.

همدردان عزیز، نکند بنا بنوشته زنده یاد صادق هدایت " زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده" شما ها هم رویتان را برگردانیدید و چشم دلتان را بستید و گوشتان را گرفتید و قلمتان را به گوشه ای انداختید که نبینید و نشنوید تا ننویسید.

خدایا تو شاهد و گواهی در سالهای اولیه انقلاب اسلامی در یکی از قرای اطراف اصفهان پدری را با بیل و کلنگ در نهایت قساوت و بیرحمی کشتند و سپس به سراغ همسر و پسر دوازده ساله فرد کشته شده رفته آنها را مجبور کردند که جسد مثله شده را در چادر همسر وی ریخته و سپس آنها را به بیابان کشانده مجبور به کندن قبر نمودند، همسر و پسر چاره ای جز اطاعت نداشتند. پسرک با جثه ضعیف و ناتوان با کلنگ مجبور به کندن قبر بود و مادر نگون بخت مجبور به تخلیه نخاله ها با بیل، و آن حارسان سنگدل در درون کابین اتومبیل نیسان لم داده و نظاره می کردند و گهگاهی تحکم که " زود باشید تا صبح نشده برویم" ساعت حدود چهار صبح بود که مادر و فرزند در حالیکه از خستگی مفرت دیگر نائی در بدن نداشتند چادر حاوی بدن مثله شده عزیز دل و جانشان را در قبری که کنده بودند دفن کردند و پیاده در آن ساعت ظلمانی راهی منزل شدند. وا مصیبتا وا مصیبتا وا مصیبتا.

عزیزان قلم بدست و متعهد، نوشتم که اگر قرار باشد حتی گوشه ای از بلایا و محن و شکنجه های جسمی و روحی که بر بهائیان ایران در طی سی سال اخیر در گوشه و کنار ایران عزیز روا شده را به رشته تحریر درآورم تبدیل به کتابخانه ای خواهد شد. این در حالی است که تاریخ شاهد و گواه است و امضا کنندگان نامه "ما شرمگینم" هم آشکارا گفته اند که صد و پنجاه سال است بر پیروان آئین بهائی در ایران چنین گذشته.

ای قلم بدستان و نخبگان عرصه هنر و ادبیات ایران زمین در غربت، عجب است که اربابان این حکومت (جمهوری اسلامی) همیشه ندای عدالت و دفاع از حقوق مظلومین جوامع بشری و مهرورزی و عدالت سر می دهند و برای مردم مظلوم فلسطین به خاطر اشغال خانه و کاشانه اشان شب و روز می خروشند اما در ایران آنچنان عرصه های اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی را بر بهائیان و بعضی از گروههای غیر خودی حتی بر هموطنان عزیزمان آنچنان تنگ نمودند که خود فلسطین مرگبار دیگری ساخته اند و به هیچ کس و هیچ نهادی اجازه نمی دهند که در باره آن جنایات هولناک خبر و یا گزارشی تهیه کنند.

نور چشمان عزیز، بیائید باهم و مطمئن باشیم که اگر نوشته های ظلم ستیزانه نخبگان و قلم بدستان و دیگر وجدان های بیدار بشری و ناظران بین المللی و بازرسان ویژه حقیقت یاب و ناظران و کارشناسان از این رنجهائی که بهائیان ایران و دیگر گروه های دگر اندیش مجبور به تحمل آن هستند بیشتر و سریعتر به حرکت آید اعتراضات و نگرانی های وجدانهای بیدار بشری بیشتر ظاهر می شود و قطعا و حتما تبدیل به یک جریان باز دارنده جهانی و سیلابی در هم کوبنده خواهد شد.

بلی عزیزان قلم بدست، بیاید بنویسیم و بخوانیم تا در دلها و جانها برای همیشه باقی و جاودان بماند که متولیان نظام عدالت پرور جمهوری اسلامی در طی دوران حکومت ظلم ستیز خود! دویست و هفده تن از پیروان آئین جهانی بهائی را به بهانه واهی سر سپردگی به امریکا و اسرائیل و روس و اجنبی و انگلیس بقربانگاه کشانده و ذبح شرعی کردند و علاوه بر آن در طی این سالیان بیش از دو هزار بهائی اعم از زن و مرد، پیر و جوان، نوجوان و کودک خردسال را برای مدتهای طولانی به زندان افکندند و وا عجبا که در این عصر رسانه های جمعی و فراگیر، اربابان حکومت مهر پرور و ظلم ستیز! که انواع رسانه ها اعم از چند ایستگاه رادیوئی و چندین کانال تلویزیون و جراید مختلف از روزنامه گرفته تا هفته نامه و ماهنامه و فصلنامه و سالنامه را در اختیار دارند و از طرفی بلندگوهای مساجد و تکایا و علاوه بر آن تربیون های نماز جمعه در سراسر ایران را در اختیار دارند و هر جا و هر وقت که اراده کنند بر بهائیان و بهائیت می تازند و به عقیده پیروان آئین جهانی بهائی توهین می کنند و از این راه امنیت جان و مال بهائیان را به مخاطره می اندازند ولی هیچ فرد بهائی توهین شده حق دفاع از عقیده و مرام خود و حق دفاع از حقوق شهروندی و حق دفاع از اتهامات وارده را ندارد و هر گاه وکیل آزاده ای بخواهد از بهائیان دفاع کند اول تهدید می شود و اگر بخواهد بر موضع خود باقی بماند باید منتظر گوشه زندان باشد و یا آواره گردد.

ای فرزندان راستین ادبیات ایران زمین، می دانم و مطمئن هستید که بهائیان ستمدیده راه مبارزه شان خشونت آمیز نیست. آنان مظلومیت را آگاهانه انتخاب کرده اند و به انسانی ترین شکل اعتراض ها و مقاومت خود را به مقامات نظام ظلم ستیز! ابراز کرده اند و اکثرا نشان داده اند به خاطر اعتراضها و شکایت ها و پی گیری ها سر از سلول های انفرادی در آورده اند و این در حالی است که مسئولین نظام مهرورزی اسلامی همواره از ارائه مدرک چه در زمینه اخراج فرزندان بهائی از مدارس و چه در زمینه راه ندادن به مدارس عالی و دانشگاه ها و چه در زمینه اخراج از شغل و قطع حقوق بازنشتگی و چه در زمینه کسب و پیشه و دیگر موارد استیحاش داشته و دارند، حتی وقتی جسد اعدام شده آقای روحانی که در سال 1368 در مشهد واقع شده بود را به خانواده آن مظلوم تحویل می دادند گفته بودند به شرطی این جسد را تحویل می دهیم که بپذیرید در اداره پزشکی قانونی در قسمت علت فوت به جای خفگی با طناب دار بنویسند "به علت بیماری داخلی" و دو ساعت بیشتر برای خاکسپاری جسد وقت نداده بودند (ببنید چگونه کرامت انسانها در نظام عدالت گستر جمهوری اسلامی حفظ می شود) و امروزه همان قبرستانها تخریب و با خاک یکسان شده اند.

ای شاخه های امید، همه شما عزیزانی که امروزه اظهار همدردی و همدلی با مظلومان بهائی ایران نموده اید و هم آنهائی که بمرور به صف شریف شماها می پیوندند مطمئن باشید و مطمئن باشند که بخاطر دفاع از این مظلومان و ستمدیگانی که هرگز مقابله به مثل نکردند، جایگاه ویژه ای در تاریخ بشر و نیز تاریخ بهائیان ایران یافته اند و به برکت این اقدام انسان دوستانه قطعا در درگاه حضرت احدیت مقامی رفیع یافته اید و مطمئن باشید شهدای دیانت بهائی که با نثار خون خود شهادت برحقانیت این آئین جهانی و در جهت ایجاد صلح و محبت بین اقوام مختلف عالم قدمی برداشته اند در روضه رضوان شفیع هموطنان شریف ایران و بهائیان ستمدیده خواهند بود. دمتان گرم، قدمتان پر برکت، و قلمتان پر حرکت.

نام مستعار"صادق"

بیاد زنده یادان صادق هدایت و صادق چوبک

و دیگر صادقان عرصه هنر و ادبیات ایران زمین چه

در غربت و چه پای در زنجیر و چشم بند بر چشم و قلم بدست در ایران


__._,_.___
This is a non-political list.
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ