طرح شعار "مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر"
طرح شعار"ما میگیم شاه نمیخوایم، اسمش و رهبر میزارند".
رادیو دمکراسی شورایی: مراسم شانزده آذر به عنوان نماد مبارزات جنبش دانشجویی، امسال در شرایطی کاملا متفاوت با سالهای گذسته برگزار گردید. به رغم این که با نزدیک شدن شانزده آذر روز دانشجو، نیروهای اطلاعاتی و ارگانهای سرکوبگر جمهوری اسلامی حلقه فشار بر فعالین جنبش دانشجویی را هرچه بیشتر تنگتر کردند، به رغم این که تهدید، دستگیری و ربودن دانشجویان مبارز، در روزهای منتهی به شانزده آذر ابعاد وسیعتری یافت، به رغم این که هرچه به روز دانشجو نزدیکتر میشدیم، صفآرایی ارگانهای سرکوبگر رژیم جهت مقابله با خیزش انقلابی جنبش دانشجویی آشکارتر میگردید، اما جنبش دانشجویی با گشترش اعتراضات خود در روز شانزده آذر امسال، نشان داد که دوران تسلیم و مرعوب گشتن دانشجویان در مقابل سیاستهای سرکوبگرانه و پلیسی رژیم جمهوری اسلامی به پایان رسیده است.
جنبش دانشجویی ایران در روز شانزده آذر امسال، نشان داد که جمهوری اسلامی، دیگر تعیینکننده هر دو طرف معادله شرایط اجتماعی حاکم بر جامعه نیست. اگر در یک طرف این معادله، نظام کهنه دینی و ارتجاعی جمهوری اسلامی همراه با سرکوب، بگیر و ببند، اخراج، دستگیری، زندان، شکنجه، تجاوز و اعدام ایستاده است، در طرف دیگر این معادله نابرابر، هم اکنون جنبشهای اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی قامت برافراشته است. جنبشی که عزم خود را جزم کرده است، در همراهی با جنبش اعتراضی تودههای مردم مبارزات خود علیه حاکمیت فاسد و مستبد جمهوری اسلامی را بیش از پیش تعمیق بخشد. لذا، آنچنان که انتظار میرفت و در روز شانزده آذر عملا نیز شاهدش شدیم، این جنبش به رغم تهدید، دستگیری و اعمال فشار روزافزونی که بر دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور اعمال گردید، علیه کلیت رژیم ارتجاعی حاکم بر ایران به نحو شایستهای قامت برافراشت.
اگرچه مبارزات جنبش دانشجویی علیه جمهوری اسلامی در یک دهه گذشته، مدام در حال پیشروی بوده است، اگر چه در این سالها، به خصوص از شانزده آذر ٨٢، جمهوری اسلامی و ارگانهای سرکوبگرش، هر ساله با نزدیک شدن روز دانشجو فضای شدید امنیتی را بر دانشگاهها و دانشجویان کشور حاکم کردهاند، اما شانزده آذر امسال، هم برای جمهوری اسلامی و هم برای جنبش دانشجویی از اهمیت و حساسیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار بود.
آنچه که هم اکنون بر بستر خیزش انقلابی و مبارزات توده های وسیع مردم بر کل جامعه حاکم شده است، فضایی کاملا متفاوت با روزهای پیش از مضحکه انتخاباتی ٢٢ خرداد است. در شرایط کنونی، از یک طرف بحران حاکم بر رژیم، بحران قدرت در درون هیئت حاکمه و درگیری های جناحهای رنگارنگ رژیم، نظام جمهوری اسلامی را در وضعیت فروپاشی قرار داده است. در چنین وضعیتی با خیزش انقلابی تودههای میلیونی مردم در روزها و ماه های پس از انتخابات ٢٢ خرداد، و حضور پر رنگ دانشجویان سراسر کشور در همراهی و همگامی با اعتراضات وسیع تودهای، هم اکنون دانشگاههای کشور به یکی از مراکز عمده مبارزه علیه ارتجاع دینی حاکم بر ایران تبدیل شدهاند. طبیعتا در چنین شرایطی، همانگونه که قابل پیشبینی بود نه تنها، جنبش دانشجویی با پتانسیل و ظرفیت بیشتری نسبت به سالهای گذشته، به استقبال برگزاری شانزده آذر رفت، بلکه آنچنان که انتظار میرفت تا صفوف خود را در شانزده آذر، روز نماد و مقاومت جنبش دانشجویی علیه ارتجاع و استبداد دینی حاکم بر ایران فشردهتر سازد.
جمهوری اسلامی، در همین چند ماه اخیر، علاوه بر حضور اعتراضی و میلیونی تودههای مردم در چند هفته اول بعد از نمایش انتخاباتی ٢٢ خرداد، در روزهای معین و مناسبتهای گوناگون نیز، با خیزش عمومی تودهها روبرو بوده است. تجربه روز قدس و سیزده آبان، به همان اندازه که برای جوانان، دانشجویان، زنان و تودههای وسیع مردم، تجربه نوینی از به کارگیری اشکال متنوع مبارزه مستقیم و رو در رو علیه جمهوری اسلامی به حساب میآید، به همان نسبت برای سران جنایتکار رژیم و تمامی عوامل سرکوبگرش نیز، روزهای ناکامی و شکست بوده است. ناکامی در مرعوب ساختن جوانان، دانشجویان، زنان و انبوه تودههای مردم، تودههایی که به اشکال مختلف رو در رو در مقابل رژیم تا بن دندان مسلح و سرکوبگر جمهوری اسلامی ایستادهاند.
از این رو، رژیم با همه توان و قدرت، نیروهای امنیتی، انتظامی، ارگانهای پلیسی، چماقداران و زنجیر بدستان خود را به میدان آورد تا حتیالامکان، اعتراضات جنبش دانشجویی را در همان محدوده چار دیواری دانشگاههای کشور، کنترل و مهار سازد.
کشیده شدن اعتراضات وسیع جنبش دانشجویی به خیابانها، آن هم در شهرهای مختلف کشور، فقط بیانگر شکست و ناتوانی جمهوری اسلامی در مهار اعتراضات جنبش دانشجویی نبود، بلکه پیش از آن بیانگر، استقامت و قامت برافراشتن سترگ جنبش دانشجویی علیه نظام مستبد و فاسد جمهوری اسلامی بود. جنبشی که در وضعیت کنونی عملا و به عینه به یکی از پایههای اصلی مبارزه علیه ارتجاع و استبداد حاکم بر ایران تبدیل شده است.
آنچه مبارزات جنبش دانشجویی در ١۶ آذر امسال را متفاوت از فداکاریها، از خودگذشتگیها و قامت برافراشتن بیشتر آن نسبت به مبارزات تاکنونی جنش دانشجویی قرار داد، صرفا گسترش ابعاد مبارزاتی این جنبش از چاردیواری دانشگاهها به خیابانها، سطح شهرهای مختلف و در میان تودهها نبود، بلکه طرح مطالبات و شعارهایی بود که هم اکنون جنبش تودهای ایران به آن نیازمند است.
اگرچه گسترش اعتراضات دانشجویی در روز ١۶ آذر امسال، از چند دانشگاه همیشگی فراتر رفت و به دانشگاههای شهرهایی در سراسر کشور، از جمله دانشگاههای تهران، شیراز، کرج، ایلام، همدان، اصفهان، اهواز، قزوین، مشهد، سنندج، تبریز، کرمان و تعداد دیگری از شهرها و نیز در خیابانها به تظاهرات علنی و رو در رو علیه رژیم تبدیل گشت، که از این منظر میبایست آن را تحولی شگرف در مبارزات جنبش دانشجویی به حساب آورد، اما فراتر از این تحول بزرگ، اعتراضات شانزده آذر امسال و تعمیق رادیکالیسم این جنبش از دو منظر قابل درنگ و قدردانی است.
جنبش دانشجویی در ١۶ آذر امسال و در خیزش انقلابی خود، با طرح شعارهایی کاملا متفاوت با گذشته، نه تنها کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی را هدف گرفت، بلکه با ورود به فضای انقلابی ماههای قبل از قیام ٢٢ بهمن ۵۷ و سرنگونی رژیم سلطنتی شاه، ظرفیت و پتانسیل انقلابی خود را بیش از هر زمان دیگری به نمایش گذاشت.
طرح شعار "مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر"، و بردن این شعار در میان تودههای میلیونی مردم، نه تنها نشان از شکوفایی این جنبش در موقعیت کنونی جامعه در عمق بخشیدن به مبارزات جوانان و تودههای وسیع مردم است، بلکه پاسخگویی به ضرورت صف بندیهای معین سیاسی – طبقاتی درون جامعه، علیه نظام فاسد پادشاهی گذشته و نظام مستبد دینی جمهوری اسلامی است. طرح این شعار، آن هم در فقدان حضور موثر سازمانهای سیاسی چپ و کمونیست در جنبش تودهای ایران، مسلما جنبش دانشجویی را در قامتی بسیار بلندتر از گذشته قرار خواهد داد.
از طرف دیگر طرح شعار "ما میگیم شاه نمیخوایم، اسمش و رهبر میزارند"، تجسم بخشیدن به دورانی از فضای انقلابی سال ۵۷ است. دورانی که مبارزات مردم علیه شاه و نظام سلطنتی اوج گرفته بود. دورانی که شاه برای به انحراف کشاندن مبارزات تودهها، با عوض کردن پی در پی نخست وزیران خود، سعی داشت سلطنت و نظام پادشاهی را از سقوط حتمی نجات دهد.
در آن دوران، در فردای عوض شدن هر نخستوزیر، تودههای میلیونی در تظاهرات خیابانی فریاد میزدند "ما میگیم شاه نمیخوایم، نخست وزیر عوض میشه- ما میگیم خر نمیخوایم، هی پالونش عوض میشه". و اکنون، در روز ١۶ آذر، روز دانشجو، روزی که سه دانشجوی قهرمان جنبش دانشجویی، به نامهای شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نیا که به دست نیروهای سرکوبگر رژیم سلطنتی شاه به خاک و خون کشیده شدند، جنبش دانشجویی ایران در تجسم بخشیدن به آن دوران آتش و خون، و با یادمان دهها دانشجویی که در دو نظام پادشاهی گذشته و جمهوری اسلامی جان باختهاند، در صفوف به هم فشرده و مبارزاتی خود فریاد میزند: "ما میگیم شاه نمیخوایم، اسمش و رهبر میزارند".
جنبش دانشجویی با طرح این شعار، به درستی نه تنها، مبارزات تاکنونی خود و تودههای میلیونی جامعه را به مبارزات دوران ۵۷ علیه نظام پادشاهی پیوند زده است، بلکه با خلاقیت انقلابی نشان داده است که مبارزات امروز دانشجویان، کارگران، زنان، جوانان و تودههای وسیع مردم در واقع دنباله و ادامه همان انقلاب ۵۷ و قیام شکوهمند تودهها در ٢٢ بهمن ۵۷ است. قیامی که سلطنت و شاه را سرنگون کرد، اما نظامی فاسدتر از سلطنت با عنوان جمهوری اسلامی نصیبش شد. شاه سرنگون شد اما شاه دیگری به مراتب مستبدتر و خودکامهتر از شاه سابق، به نام رهبر بر گرده تودهها نشست.
و اکنون جنبش دانشجویی به عنوان بخشی از پیش آهنگ مبارزات تودههای مردم، با مطابقت دادن و همسان خواندن شاه و رهبر، به درستی ضرورت انقلاب دیگری را جهت تحقق مطالبات دموکراتیک، انقلابی و آزادیخواهانه فریاد میکند.
روز ١۶ آذر امسال، جنبش دانشجویی با خیزش انقلابی خود و با طرح شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر جمهوری اسلامی" و "مرگ بر ستمگر – چه شاه باشه چه رهبر" نشان داد که ١۶ آذر، روز دانشجو، توفندهتر از پیش، همچنان نماد و سمبل مبارزات جنبش دانشجویی علیه ارتجاع و استبداد حاکم بر ایران است
زنده باد سوسیالیسم
کار٬ نان٬ آزادی- حکومت شورایی
تلفن تماس در تهران: ۸۴۶۹۳۹۲۲
سایت: http://96.0.
سازمان فدائیان (اقلیت)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر