Sacred cows make the best hamburgers
---------- Forwarded message ----------
From: <radiofarda@list.radiofarda.com >
Date: 2010/7/10
Subject: خبرنامه وبسایت رادیو فردا - 2010/07/10 07:25:02 ب.ظ
daftarezard.com
From: <radiofarda@list.
Date: 2010/7/10
Subject: خبرنامه وبسایت رادیو فردا - 2010/07/10 07:25:02 ب.ظ
| خبرنامه وبسایت رادیو فردا 2010/07/10 07:25:05 ب.ظ گزارشها و تحلیلها از ایران و جهان تازهترین فیلترشکن رادیو فردا: |
| سياسی احمد داود اوغلو، وزیر خارجه ترکیه، گفته است که از نظر این کشور حصول به یک توافق برای مبادله سوخت هستهای ایران بر اساس توافقنامه بین ترکیه و برزیل با دولت ایران هنوز هم محتمل است. ادامه احمد داود اوغلو، وزیر خارجه ترکیه، گفته است که از نظر این کشور حصول به یک توافق برای مبادله سوخت هستهای ایران بر اساس توافقنامه بین ترکیه و برزیل با دولت ایران هنوز هم محتمل است. بیشتر بخوانید: مبادله سوخت هستهاى؛ از «موافقت اصولى» با پیشنهاد آژانس تا «توافقنامه تهران» ایران به دنبال مذاکره با قدرتهای بزرگ؛ ترکیه: تحریم بیشتر توجیهی ندارد وزیر خارجه ترکیه این سخنان را روز پنجشنبه در مرکز پژوهشهای استراتژیک «چتم هاوس» در لندن بیان کرد و افزود که «توافقنامه تهران عملاً مرده است و تحریمهای جدیدی علیه ایران به تصویب رسیده است. اما هنوز هم احتمال موفقیت برای طرح مبادله اورانیوم و حصول به یک توافق در این مورد با تهران وجود دارد. باید دید که این عملی خواهد شد یا نه؟»براساس توافقنامه سهجانبهای که در اردیبهشت ماه، در تهران به امضا رسید، ایران موافقت کرده است که بخشی از اورانیوم غنی شده خود را به خارج فرستاده و با پذیرش طرح مبادله سوخت هستهای که در اساس توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی پیشنهاد شده بود بخشی از فعالیتهای هستهای خود را زیر نظارت جامعه بینالمللی قرار دهد.اما این توافقنامه ناکافی و دیرهنگام بود چرا که به فاصله چند روز پس از آن، دور چهار تحریمها علیه ایران در شورای امنیت به تصویب رسید و دولت آمریکا و سپس اتحادیه اروپا هر یک تحریمهای جداگانه و یکجانبهای را علیه ایران به اجرا گذاشتند.غرب نگران است که دولت ایران در پی تولید سلاح هستهای است اما جمهوری اسلامی همواره تأکید کرده که برنامههای اتمیاش مقاصد صلحآمیز دارد.آقای داود اوغلو در ادامه افزود: «دولت ایران در زمینه فعالیتهای هستهای خود باید با شفافیت بیشتری عمل کند و به تعهدات خود با گروه ۵+۱ پایبند باشد. در مقابل پنج عضو شورای امنیت و آلمان نیز به جای تشدید فضای رویارویی، باید به احتمال حصول یک چنین توافقی توجه بیشتری نشان دهند».وی ادامه داد: «ترکیه به فعالیتهای خود در راستای این راه حل دیپلماتیک ادامه خواهد داد. ما مداخله نظامی در منطقه را نمیخواهیم. ما تحریمهای بیشتر را نمیخواهیم چون بر اقتصاد ما تأثیر میگذارد. ما با سلاحهای هستهای در منطقه نیز مخالفیم».وزیر خارجه ترکیه گفت که تلاشهای ترکیه و برزیل به شکست نیانجامیده است و این موضوع را این گونه تشریح کرد که «ما به جهان نشان دادیم که از طریق دیپلماسی میتوان به نتایجی دست یافت. مشکل در این بود که هیچکس واقعاً باور نمیکرد که برزیل و ترکیه بتوانند ایران را قانع کنند. به همین خاطر برای جامعه جهانی انطباق با این شرایط جدید دشوار بود».براساس توافقنامه تهران، دولت ایران پذیرفت که حدود ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم با غلظت پایین خود را ظرف یک ماه به ترکیه منتقل کند و در مقابل ظرف یکسال حدود ۱۲۰ کیلوگرم سوخت مورد نیاز برای رآکتور تحقیقاتی تهران را دریافت کند.دیپلماتهای غربی در واکنش به این توافق حجم اورانیوم ایران را که به خارج منتقل میشود، ناکافی دانسته و اعلام کردند که از زمان طرح اولیه این پیشنهاد تاکنون ایران توانسته است حجم اورانیوم با غلظت اندک خود را دو برابر کند.روز نهم ماه ژوئن شورای امنیت سازمان ملل متحد چهارمین مجموعه تحریمها علیه ایران را تصویب کرد و در جریان رأیگیری تنها ترکیه و برزیل از اعضای غیردائم شورای امنیت در اعتراض به بیتوجهی غرب به تلاشهای میانجیگری این دو کشور به این قطعنامه رأی مخالف دادند.آن طور که رویترز گزارش میکند، اقدامات دیپلماتیک ترکیه و برزیل به عنوان نمونهای از توسعه نفوذ و قدرت کشورهای بزرگ در حال توسعه قلمداد شد که هر یک به نوع خود بر قدرت و تأثیرگذاری خود در مسائل منطقهای و جهانی میافزایند.از آن زمان تاکنون دولت ایران اعلام کرده که طبق شروط خاصی حاضر است گفتوگوهای قبلی خود را با قدرتهای بزرگ از سر بگیرد ولی این مذاکرات قبل از ماه سپتامبر نخواهد بود. در همین حال ایران اعلام کرده که قبل از آن تاریخ رایزنیها با ترکیه و برزیل را مجدداً آغاز خواهد کرد.سعید جلیلی مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران در نامهای خطاب به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرده که مذاکرات دو طرف در مورد مسائل گوناگون و از جمله بحران هستهای میتواند از ماه سپتامبر آغاز شود. باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا، در مصاحبه با يک شبکه تلويزيونی اسرائيلی گفته است برای حل مناقشه هسته ای ایران هیچ گزینه ای را کنار نگذاشته است. هوشنگ حسن یاری، کارشناس و تحلیلگر امور استراتژیک به رادیو فردا می گوید: ادامه باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا، در مصاحبه با يک شبکه تلويزيونی اسرائيلی گفته است برای حل مناقشه هسته ای ایران هیچ گزینه ای را کنار نگذاشته است. رئیس جمهوری آمریکا می گوید: «دستيابی ايران به سلاح هسته ای غير قابل قبول است و ما برای جلوگیری از وقوع چنين اتفاقی، دست به هر اقدامی خواهيم زد».گفتههای باراک اوباما در حالی مطرح می شود که تلاش های اولیه دولت او برای مذاکره با ایران راه به جایی نبرده و نهایتا به صدور قطعنامه تحریمی جدیدی انجامیده است.هوشنگ حسن یاری، استاد دانشگاه و کارشناس و تحلیلگر امور استراتژیک در کانادا با محوریت قرار دادن تازه ترین گفته های اوباما به رادیو فردا می گوید: با رایزنی هایی که آقای اوباما چه با کشورهای دوست آمریکا و چه در داخل کشور آمریکا انجام داده، به نظر من به تدریج به این سو حرکت می کند که چاره دیگری در برخورد با مسئله هسته ای ایران به جز راه حل نظامی پیش روی خود نمی بیند، بنابر این تمام صحبت ایشان حول این مسئله می چرخد.آقای حسن یاری، اما اوباما در پاسخ به این پرسش که «آیا نگران نیستید که اسرائیل با حمله به تاسیسات هسته ای ایران، آمریکا را غافلگیر کند؟» می گوید «ما هیچ تلاشی برای غافلگیر کردن دیگری نمی کنیم»، به اعتقاد شما معنای این حرف این نیست که فعلا حمله نظامی در دستور کار نیست؟به نظر من حمله نظامی در دستور کار هست. به همین خاطر است که آقای اوباما اعلام کرده که همه گزینه ها را (برای حل مسئله هسته ای ایران) روی میز نگه داشته است. این گفته آقای اوباما به این نکته برمی گردد، که بین آمریکا و اسرائیل بر سر چگونگی برخورد با برنامه هسته ای ایران، اختلافی وجود ندارد. در نتیجه هر دو، حرف همدیگر را می فهمند.باراک اوباما اشاره کرده که نشانه های روشنی در دست است که نشان می دهد ایران به دنبال سلاح هسته ای است. چه نشانه های روشنی؟ از دید آمریکایی ها اگر ایران به غنی سازی ۲۰ درصدی دست پیدا کرده، می تواند با جدیت و کار بیشتر- احتمالا- درصد غنی سازی را بالاتر ببرد.علاوه بر این ظاهرا یک سری مدارکی در شورای حکام آژانس بین المللی اتمی در طول سال های گذشته مطرح بوده و همچنان مطرح است که این مدارک، پایه و اساس یک سری سوالات از ایران را تشکیل می دهد.مثلا بعضی از تجهیزات اتمی ایران که آلوده به اورانیوم غنی سازی شده با درصد بالا بوده اند و یا اینکه طرح ها و نقشه هایی که در مورد مسلح کردن موشک های ایران به سلاح هسته ای دریافت کرده اند، از دید آقای اوباما و دیگران نشانگر این واقعیت است که ایران به دنبال تسلیحات هسته ای است.تمام این مباحث، کش دادن مذاکرات و جواب ندادن های خیلی روشن به سوالات، سوالات را با سوالات جواب دادن، و خریدن زمان، دلیل بر این است که ایران صرفا در این راه حرکت می کند که بتواند به مرحله ای برسد که دنیا را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد.آنچه که آقای اوباما روز پنجشنبه مطرح کرد این بود که برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای، دست به هر اقدامی خواهد زد. آیا طرح این موضوع به معنای کفایت مذاکرات است؟نه. ببینید. در همان حرف هایی که آقای اوباما زد، به این نکته هم اشاره کرد که ما درها را برای این چالش- چالش هسته ای ایران- از طریق دیپلماتیک باز گذاشته ایم. معنای این حرف این است که آمریکا، اروپاییان و به طور کلی اعضاء اصلی شورای امنیت، ضمن اینکه امیدوار به بازگشت ایران به مذاکره و حل این مسئله به طریق دیپلماتیک هستند، منتها به نظر من به تدریج به این نتیجه می رسند که چاره ای به جز به کارگیری زور ندارند. ایالات متحده آمریکا روز جمعه بار دیگر با تأکید بر مخالفت با هرگونه مجازات اعدام برای زنا، خواستار پایبندی ایران به تعهدات جهانی خود در زمینه حقوق مدنی و سیاسی شده است. ادامه به دنبال بالا گرفتن واکنشهای جهانی نسبت به احتمال سنگسار سکینه محمدیآشتیانی، و به رغم اظهارات جواد لاریجانی، در مورد اینکه اعتراضهای جهانی تأثیری در نظر قضات ندارد، ایالات متحده آمریکا بار دیگر با تأکید بر مخالفت خود با هرگونه مجازات اعدام برای «زنا»، خواستار پایبندی مقامهای ایرانی به تعهدات جهانی خود در زمینه حقوق مدنی و سیاسی شده است. محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران، گفته بود که «هجمه رسانهای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران در هر زمان به بهانهای انجام میشود و در سالهای اخیر نیز احکام شرع مقدس اسلام، سوژه این تهاجمات تبلیغی بوده است».وی در مورد حکم سنگسار سکینه آشتیانی نیز گفته بود که «در مورد این مجرم باید گفت که اولاً مجازات رجم در قانون اساسی ما وجود دارد اما قضات محترم دادگاهها در شرایط بسیار محدود اقدام به صدور چنین حکمی میکنند».مجازاتی که نه در قانونی اساسی، بلکه در قانونی مجازات اسلامی که دو دهه است به صورت آزمایشی در ایران اجرا میشود، در نظر گرفته شده است.اکنون به گزارش خبرگزاری فرانسه، مارک تونر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز جمعه با اشاره به صدور حکم سنگسار برای این زن ۴۳ ساله تبریزی، بار دیگر تأکید کرد که ایالات متحده مخالف هرگونه مجازات اعدام برای «زنا» است.بیشتر بخوانید:آمریکا: حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی مجازاتی وحشیانه است بریتانیا: ایران حکم قرون وسطایی سنگسار سکینه محمدی آشتیانی را لغو کند وی در پاسخ به پرسشی درباره موضع واشنگتن در این باره گفته است: «ما تصور نمیکنیم که در این مورد مجازات (مرگ) متناسب با جرم صورت گرفته باشد».سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا یک بار دیگر خطاب به رهبران جمهوری اسلامی گفته است: «ما از مقامهای ایرانی میخواهیم به تعهدات خود در چارچوب کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی پایبند باشند».مارک تونر روز پنجشنبه نیز در سخنانی مجازات سنگسار را «وحشیانه» خوانده و گفته بود: «ما به شدیدترین وجه سنگسار را که شکلی از مرگ همراه با شکنجه و قانونیشده است، در هرجایی که باشد، محکوم میکنیم.»سكینه محمدى آشتیانى، که از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر میبرد متهم به زنای محصنه است؛ وی پیش از این برای این اتهام به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده بود، اما بار دیگر با باز شدن پرونده قتل همسرش، که وی از آن تبرئه شد، پرونده دیگرش دوباره به جریان افتاد و درحالی که پیشتر متحمل مجازات شده بود، این بار به سنگسار محکوم شده است.به دنبال گسترش اعتراضهای جهانی نسبت به احتمال سنگسار شدن این زن ایرانی، روز جمعه سفارت جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیهای در روزنامه تایمز اعلام کرد، سکینه محمدی آشتیانی دیگر سنگسار نخواهد شد.با این حال سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، که کشورش با جمهوری اسلامی روابط دیپلماتیک ندارد، گفته است که واشنگتن نمیتواند تأیید کند که آیا خانم محمدیآشتیانی از مجازات سنگسار رهایی یافته و یا این که به روش دیگری اعدام خواهد شد.همچنین وکیل سکینه محمدیآشتیانی نیز با انتقاد از «گنگ» بودن بیانیه سفارت ایران در لندن در این باره گفته است که هنوز هیچ گونه تأییدیهای در باره این خبر دریافت نکرده است.انتشار گزارشهایی در باره احتمال سنگسار خانم محمدیآشتیانی واکنشهای گستردهای در سراسر جهان به دنبال داشته است. وزیر خارجه بریتانیا روز پنجشنبه با انتقاد شدید از صدور این حکم، این مجازات را «قرون وسطایی» خوانده و از ایران خواسته بود، اجرای آن را متوقف سازد.همچنین فرانسه و مقامهای اتحادیه اروپا نیز خواستار توقف اجرای حکم سنگسار سکینه محمدىآشتیانى شدهاند.جان کری، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا نیز، سنگسار را مجازاتی «منزجرکننده و بربرانه» خوانده بود. در پی اعتراضهای گسترده بینالمللی به صدور حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران برای نخستین بار واکنش نشان داد و اظهار داشت اعتراضهای صورت گرفته «هیچ تاثیری در نظر قضات» ندارد ادامه در پی اعتراضهای گسترده بینالمللی به صدور حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران برای نخستین بار واکنش نشان داد و اظهار داشت اعتراضهای صورت گرفته «هیچ تاثیری در نظر قضات» ندارد. بیشتر بخوانید: آمریکا: حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی مجازاتی وحشیانه است بریتانیا: ایران حکم قرون وسطایی سنگسار سکینه محمدی آشتیانی را لغو کند نقد و نظر؛ پرونده ایران در شورای حقوق بشر و واکنش نماینده ایران دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی، در مصاحبه با ایرنا گفت: «هجمه رسانهای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران در هر زمان به بهانهای انجام میشود و در سالهای اخیر نیز احکام شرع مقدس اسلام، سوژه این تهاجمات تبلیغی بوده است.»محمد جواد لاریجانی که پیش از این نیز ازمجازات سنگسار دفاع کرده بود با اشاره به حکم سکینه محمدی آشتیانی، تصریح کرد: «در مورد این مجرم باید گفت که اولا مجازات رجم در قانون اساسی ما وجود دارد اما قضات محترم دادگاهها در شرایط بسیار محدود اقدام به صدور چنین حکمی میکنند.»محمد جواد لاریجانی در حالی از وجود این حکم در قانون اساسی ایران سخن میگوید که چنین مجاراتی نه در قانون اساسی، بلکه در قانون مجازات اسلامی قید شده است.سکینه محمدى آشتیانى، که از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر میبرد متهم به زنای محصنه است؛ وی پیش از این برای این اتهام ۹۹ ضربه شلاق خورده بود اما بار دیگر با باز شدن پرونده قتل همسرش، که وی از آن تبرئه شد، پرونده دیگرش دوباره به جریان افتاد و درحالی که پیشتر متحمل مجازات شده بود، این بار به سنگسار محکوم شد. با بالا گرفتن ا حتمال سنگسار این زن، رسانههای خبری جهان پوشش گستردهای درباره این حکم و مجازات سنگسار در ایران دادهاند. درهمین حال بریتانیا این حکم را «قرون وسطایی» خوانده، ایالات متحده سنگسار را مجازاتی «بربرانه» توصیف کرده، فرانسه خواهان لغو این حکم شده و اتحادیه اروپا نیز در این باره به شدت ابراز نگرانی کرده است. محمد جواد لاریجانی پیش از این نیز از مجازات سنگسار یا رجم در دستگاه قضایی ایران دفاع کرده و تصریح کرده بود که سنگسار نه «شکنجه» محسوب میشود و نه مجازات «غیرمتناسب». دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی، همچنین بارها گفته است که دستگاه قضایی ایران معیار اسلامی خود را دارد و نمیتواند خود را با نظام لیبرال دموکراسی غربی تطبیق دهد. در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل هجدهم خرداد ماه امسال در ژنو، که محمد جواد لاریجانی در آن شرکت داشت نمایندگان پنجاه و شش با صدور بیانیهای در سرکوب خشونت آمیز مخالفان، بازداشت ها و اعدامهایی که «بدون طی مراحل قانونی» صورت گرفته، «تبعیض» علیه زنان و اقلیتها، محدود کردن آزادی بیان و مذهب را محکوم کردند. محمد جواد لاریجانی در بهمن ماه سال گذشته نیز در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو گفته بود که ایران حقوق بشر را به طور کامل رعایت میکند؛ با این حال ایران این سال به ناظران سازمان ملل اجازه نداد که برای بررسی وضع حقوق بشر به ایران سفر کنند. وی با این حال در این نشست گفته بود «ايران يک کشور داراى دموکراسى باز است که در آن عدالت و حق آزادى بيان تضمين شده است.»محمد جواد لاریجانی در ادامه مصاحبه خود که روز جمعه با خبرگزاری ایرنا انجام داده، با رد هرگونه «نقطه مبهمی» در روند دادرسی سکینه محمدی آشتیانی، اظهار داشت: «به هر صورت پرونده ایشان داستان طولانی را طی کرده به طوری که در ابتدا به ۹۰ضربه شلاق و سپس در دادگاه دیگری به رجم محکوم شده است و بازنگری و تجدید نظر در رابطه با این حکم تحت بررسی است.»وی در پاسخ به این پرسش خبرنگار ایرنا که «چرا هجمه رسانههای غربی در این رابطه بسیار زیاد بوده است،» گفت: هجمهای که غرب در این رابطه به راه انداخته، هیچ تاثیری در نظر قضات ما ندارد. اجرای احکام شرع مقدس اسلام مثل رجم، حجاب و ارث همواره با تخاصم وقیحانه آنها روبرو بوده و اساسا هر مساله ای که بوی احکام شرعی داشته باشد با مخالفت آنها روبرو میشود.» محمد جواد لاریجانی پس از سنگسار یک مرد در اطراف قزوین در سال ۱۳۸۶ گفته بود «برخی فکر میکنند چون غربیها راجع به سنگسار به ما فحش میدهند، ما خجالت میکشیم که احکام را اجرا کنیم.» بیمه لویدز لندن که در روزهای اخیر از محدود کردن پوشش بیمهای خود برای کشتیهای حامل مواد نفتی به مقصد ایران خبر داده بود، روز جمعه اعلام کرد که از این پس به بیمه یا تمدید بیمه این محمولهها نخواهد پرداخت. ادامه بیمه لویدز لندن که در روزهای اخیر از محدود کردن پوشش بیمهای خود برای کشتیهای حامل مواد نفتی به مقصد ایران خبر داده بود، روز جمعه اعلام کرد که از این پس به بیمه یا تمدید بیمه این محمولهها نخواهد پرداخت. بیشتر بخوانید: بیمه لويدز پوشش محمولههای نفتی برای ايران را محدود میکند بیمه لویدز لندن، ایران را در فهرست مناطق پرخطر قرار داد این تصمیم در راستای تحریمهای اخیر کنگره آمریکا که به تازگی از سوی باراک اوباما تأیید شد و به ویژه صنعت نفت و گار ایران را هدف قرار داده، اتخاذ شده است.شان مکگاورن، از مقامهای بیمه لویدز، در توضیح این تصمیم به رویترز گفت که «ایالات متحده بازار مهمی برای لویدز است و با تشخیص این موضوع لویدز محمولههای نفتی به سمت ایران را بیمه یا تجدید بیمه نخواهد کرد».وی اضافه کرده است که بیمه لویدز همواره با تحریمهایی که قابلیت اجرا دارند، موافقت خواهد کرد.لویدز پیشتر در اوائل سال جاری خورشیدی، ایران را در فهرست مناطق پر خطر خود قرار داده بود و اعلام کرده بود که «کشتیهایی که به سمت ایران محموله حمل میکنند اگر از ۱۲ مایل به کنارههای ایران نزدیکتر شوند، باید به بیمهگرهای خود اطلاع دهند».اما پس از وضع تحریمهای مضاعفی که به تازگی کنگره آمریکا علیه ایران به تصویب رساند، لویدز اعلام کرد که پوشش بيمه ای خود را برای کشتیهايی که حامل مواد نفتی به مقصد ايران هستند محدود میکند.آن طور که رویترز گزارش کرده است، شرکت لویدز ۱۵ تا ۲۰ درصد از صنعت بیمه دریایی دنیا را در اختیار دارد.ایران که خود پنجمین صادرکننده اصلی نفت خام در دنیا است، برای تأمین مصرف بنزین داخلی خود ناچار به وارد کردن بنزین است و بنزین وارداتی، حدود ۴۰ درصد بنزین مصرفی در ایران را تشکیل میدهد.با این حال تحریمهای اخیر ایالات متحده کار را برای تأمین این میزان بنزین سخت خواهد کرد چرا که بر اساس یکی از بندهای طرح مصوب کنگره، هر شرکتی که ۲۰۰ هزار دلار بیشتر فرآوردههای نفتی تصفیه شده به ایران بفروشد و یا در طول یک سال و به تدریج بیش از یک میلیون دلار فرآوردهای نفتی به ایران بفروشد مشمول تحریمهای آمریکا قرار خواهد گرفت.در راستای همین تحریمهاست که برخی از شرکتهای عمده نفتی جهان، در ماهها و هفتههای اخیر، داد و ستد تجاری خود با ایران را متوقف کردهاند که از این جمله غول نفتی توتال فرانسه است که به رغم انتقاد از وضع این تحریمها، به تازگی اعلام کرده که صدور بنزین به ایران را متوقف کرده است.علاوه بر توتال تا کنون شرکتهای نفتی لوک اویل روسیه، بریتیش پترولیوم، انی ایتالیا، رویال داچشل، پتروناس مالزی، ریلیانس هند، شرکت بینالمللی ترافیگورا ، شرکت ویتول، شرکت اسمیت اینترناشنال، شرکت سوئیسی گلنکور نیز فروش فرآوردههای نفتی را به ایران متوقف کردهاند.در همین حال رویترز به نقل از بازرگانان نفتی یادآور شده است که ایران در ماه جاری میلادی، پس از آنکه بیشتر تأمینکنندگان بنزین، فروش خود را به ایران متوقف کردهاند، بنزین مورد نیاز خود را از طریق ترکیه و چین تأمین کرده است و ترکیه تأمینکننده نیمی از بنزین مورد نیاز ایران در ماه ژوئیه بوده است. به دنبال رشته حملات انتحاری روز جمعه، در منطقه مهمند پاکستان در مجاورت مرز با افغانستان، شمار قربانیان این انفجارات به ۱۰۲ نفر افزایش یافته و ۸۰ نفر نیز زخمی شدهاند. ادامه به دنبال رشته حملات انتحاری روز جمعه، در منطقه مهمند پاکستان در مجاورت مرز با افغانستان، شمار قربانیان این انفجارات به ۱۰۲ نفر افزایش یافته و ۸۰ نفر نیز زخمی شدهاند.به گزارش خبرگزاری رويترز، يکی از اين انفجارها توسط فردی که سوار بر يک موتورسيکلت بمبگذاری شده بود، انجام شده است. بیشتربخوانید:مردان مسلح کاروان ناتو را در پاکستان به آتش کشيدند مردان مسلح در پاکستان در حمله به دو مسجد ۸۰ نفر را کشتنداين انفجار زمانی رخ داده است که مردم در نزديکی دهداری يکه غند، در منطقه مهمند، تجمع کرده بودند.رسول خان، دستيار امور سياسی منطقه مهمند، به رويترز گفت پس از جستجوهای بیشتر در میان خرابههای به جای مانده از این انفجار اکنون تعداد کشتهشدگان به ۱۰۲ نفر افزایش یافته است.گروه جنبش طالبان پاکستان مسئولیت این حملات را بر عهده گرفته است. به گزارش رویترز از اکتبر سال گذشته تا کنون این خونینترین حمله انتحاری در پاکستان به شمار میرود.آن گونه که خبرگزاری رویترز گزارش میدهد احتمالاً انفجار دوم بوسیله اتومبیل بمبگذاری شده و در نزدیکی دفتر رسول خان صورت گرفته است.فردی که خود را اکرامالله مهمند، سخنگوی گروه جنبش طالبان پاکستان، معرفی کرد به خبرگزاری رویترز گفت که هدف این انفجارات ريش سفيدان اين منطقه بودند که برای ديدار با مقامات سياسی به دفتر رسول خان، دستيار امور سياسی منطقه مهمند رفته بودند.به گفته شاهدان عینی شاهدان عينی دست کم پنج کودک و چند زن دراين حملات کشته شدهاند.تصاوير تلويزيونی حاکی از خرابیهای گسترده اين انفجار است و شاهدان عينی میگويند دست کم ۳۰ مغازه تخريب شده است.پاکستان از سال گذشته تاکنون دو عمليات نظامی بزرگ عليه نيروهای ستيزهجوی طالبان در منطقه شمال غرب اين کشور انجام داده است. در واکنش به اين عمليات، نيروهای طالبان دست به عمليات انتحاری عليه شهروندان پاکستانی در شمال غرب و شهرهای برزگ زده و صدها نفر را کشتهاند.هفته گذشته دو انفجار انتحاری در مسجد صوفيان در شهر لاهور دست کم ۴۲ کشته برجای گذاشت. نيروهای طالبان پاکستان که در منطقه پشتو زبان اين کشور حضور دارند روابط نزديکی با طالبان افغانستان دارند. اين در حالی است که عمليات نظامی نيروهای پاکستان باعث شده است، ستیزهجويان مجبور به عقبنشينی از مناطق شهری شوند.ارتش پاکستان توانسته است نيروهای طالبان را از منطفه «دره سوات» در شمال غربی اسلام آباد بيرون براند و در ماه اکتبر سال گذشته ارتش عمليات خود در منطقه وزيرستان جنوبی در نزديکی مرز با افغانستان آغاز کرده است.به دنبال گسترش عمليات ارتش پاکستان در منطقه اوراکزای درماه مارس گذشته، نيروهای شورشی طالبان که از منطقه وزيرستان گريخته بودند مجبور به ترک اين منطقه شده و به منطقه مهمند رفتهاند.در حالی که واشینتگتن از تلاش های دولت پاکستان در مبارزه علیه شورشیان این کشور قدردانی میکند، مقامات آمریکایی از اسلامآباد انتظار دارند تا در برقراری ثبات در افغانستان نیز به واشینگتن کمک کند. شورای امنیت سازمان ملل، روز جمعه در بیانیهای بدون نام بردن از کره شمالی به عنوان مقصر اصلی، غرق شدن کشتی جنگی کره جنوبی را پس از نزدیک به سه ماه محکوم کرد. ادامه شورای امنیت سازمان ملل روز جمعه در بیانیهای بدون ذکر نام کره شمالی به عنوان «مقصر اصلی»، غرق شدن کشتی جنگی کره جنوبی را محکوم کرد.به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان، این بیانیه که پس از گذشت بیش از سه ماه از این حادثه به تأیید ۱۵ عضو شورای امنیت رسید، ضمن ابراز «نگرانی عمیق از این حمله»، خواستار «اقدامات مناسب و مسالمتآمیز علیه عاملان این ماجرا» شده است. بیشتر بخوانید:خودداری چین از نکوهش مقامات کره شمالی در بحران دو کرهافزایش تنش میان دو کره؛ کره شمالی تهدید به واکنش نظامی کرددر این بیانیه همچنین بر اجرای آتشبس سال ۱۹۵۳ که به جنگ شبه جزیره کره پایان داد، تأکید شده است.در بیانیه شورای امنیت به طور مشخص از کره شمالی نامی برده نشده، اما با این حال سوزان رایس، نماینده دائم ایالات متحده در سازمان ملل، آن را «پیامی روشن» برای کره شمالی دانست.پیشنویس این بیانیه توسط ایالات متحده تنظیم شده بود ولی با مخالفت چین بخشهایی از آن تغییرکرد.با این حال خانم رایس گفت که «این پیامی بسیار روشن به کره شمالی بود، تکرار کلمه «حمله» به روشنی ثابت میکند که این بیانیه در رساندن پیام به کره شمالی موفق بوده است». درهمین راستا کره جنوبی ضمن استقبال از این بیانیه بار دیگر خواستار عذرخواهی کره شمالی شد.پارک این کوک، نماینده کره جنوبی در سازمان ملل، گفت که این بیانیه به روشنی نشان میدهد که کره شمالی مقصر اصلی این حادثه بوده است.بیانیه شورای امنیت بر خلاف قطعنامههای این سازمان، الزامآور نیست، اما با این حال صدور این بیانیه به تأیید هر پنج عضو دائم شورای امنیت رسیده است.کشتی نيروی دريايی کره جنوبی در ماه مارس گذشته در آبهای این کشور در دریای زرد به وسيله اژدر کره شمالی غرق شد. در جريان اين حادثه ۴۶ ملوان این کشتی کشته شدند.یک گروه تحقیق بینالمللی شامل کشورهای آمریکا، بریتانیا، استرالیا و سوئد تأیید کرده است که کشتی نیروی دریایی کره جنوبی به وسیله اژدر زیر دریایی کره شمالی غرق شد.«بیانیهای عاری از قضاوت منصفانه»از سوی دیگر سخنگوی وازرت خارجه کره شمالی در واکنش به این بیانیه آن را را «عاری از هرگونه قضاوت منصفانه» خواند.وی همچنین تأکید کرد که این موضوع مربوط به دو کشور کره شمالی و جنوبی است و باید بین دو کشور و بدون دخالت سازمان ملل حل و فصل شود.وی بار دیگر بر اتحاد مردم کره شمالی در پاسخ به تهدیدات خارجی تأکید کرد. در همین راستا کره جنوبی بار دیگر خواستار عذرخواهی کره شمالی از این اقدام شد.پس ازغرق شدن کشتی کره جنوبی توسط کره شمالی مرزهای دو کشور صحنه صفآرایی نیروهای نظامی کره شمالی و جنوبی بوده است.جنگ سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ بین دو کره بدون هیچ گونه توافقنامه رسمی صلح پایان پذیرفته و دو کشور همچنان در حالت جنگی به سر میبرند. روز جمعه، بزرگترین مبادله جاسوس بین آمریکا و روسیه از زمان جنگ سرد، در وین پایتخت اتریش، روی داد. سرعت عمل در معاوضه ۱۰ جاسوس روسی با چهار جاسوس آمریکایی به این گمانهزنیها دامن زده است که واشینگتن قبل از دستگیری این متهمان زمینه را برای این مبادله فراهم کرده بود. ادامه روز جمعه، بزرگترین مبادله جاسوس بین آمریکا و روسیه از زمان جنگ سرد، در وین پایتخت اتریش، روی داد. سرعت عمل در معاوضه ۱۰ جاسوس روسی با چهار جاسوس آمریکایی به این گمانهزنیها دامن زده است که واشینگتن قبل از دستگیری این متهمان زمینه را برای این مبادله فراهم کرده بود. بیشتر بخوانید: مبادله ۱۴ جاسوس بین آمریکا و روسیه در وین واکنش مسکو به بازداشت ۱۰ تن در آمریکا به اتهام جاسوسی برای روسیه در همین رابطه وبسایت بوستون گلوب از بوستون آمریکا، جایی که دادگاه رسیدگی به پرونده ۱۰ جاسوس روسی در آنجا تشکیل شد، به نقل از منابع آگاه جزئیات بیشتری را درباره این پرونده منتشر کرده است.به نوشته بوستون گلوب، حدود یک هفته قبل از آنکه ۱۰ جاسوس روسی با چهار جاسوس آمریکایی معاوضه شوند، مقامات آمریکایی در یک اقدام غیرمعمول به دیپلماتهای روسی اجازه داده بودند با دوتن از جاسوسان روسی در دادگاهی در بوستون دیدار کنند.این دیدار که با حضور وکلای متهمین صورت گرفته بود، بخشی از فعل و انفعالاتی است که با شتاب بین دو کشور آمریکا و روسیه رد و بدل شد. در عرض ۱۲ روز، ۱۰ نفر به اتهام جاسوسی برای روسیه دستگیر شدند، به اتهاماتشان اعتراف کردند، از آمریکا اخراج و به روسیه تحویل داده شدند.شتاب در عملیات مبادله این افراد جاسوس روسی با چهار جاسوس آمریکایی این شبهه را دست کم برای یکی از وکلا پیش آورده که میگوید احتمالاً آمریکا قبل از دستگیری این افراد مقدمات کار را برای مبادله جاسوسانش فراهم کرده بود. اتهامی که آمریکا آن را رد میکند.رابرت شکتوف، وکیل مدافع واویلوا یکی از متهمین پرونده جاسوسی، میگوید که در دیداری که روز سوم ژوئیه بین مقامات روسی و دو تن از متهمین صورت گرفت، دیپلماتهای روسی به متهمان گفتند که در جریان پرونده آنها هستند و دارند روی آن کار میکنند.دو روز پس از آن دیدار خبر توافق آمریکا و روسیه بر سر معاوضه این متهمین منتشر شد و تبادل اسرا با سرعت انجام گرفت. در همین رابطه پیتر کراپ، وکیل دادگاه بوستون که وکیل مدافع بزروکوف، یکی دیگر از این متهمین بود، میگوید که دو روز پس از ملاقات دیپلماتهای روسی با دو جاسوس آن کشور، از سفارت روسیه با او تماس گرفته و گفتند که بر سر معاوضه جاسوسان توافق به دست آمده است.او میگوید فردای آن روز، من به همراه دیپلماتهای روسی، که از واشینگتن و نیویورک به بوستون آمده بودند، به زندان و بازداشتگاهی که دو تن از این متهمان در آنها نگهداری میشدند رفته و با آنها دیدار کردیم.به گفته این وکیل دادگاه بوستون دیپلماتها به یکی از متهمین و همچنین به موکلش، که خود را شهروند فرانسوی-کانادایی جا زده بود، گفتهاند که باید هویت اصلیشان را به پلیس آمریکا فاش کرده و اعتراف کنند که شهروند روسیه هستند و از سال ۱۹۹۹ که وارد خاک آمریکا شدهاند برای روسیه جاسوسی کردهاند.بر اساس اظهارات این وکیل مدافع، دیپلماتها به متهمین گفتهاند که شخص رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، در جریان این پرونده است و از جزئیات آن خبر دارد.با مبادله جاسوسان آمریکایی و روسی، که روز جمعه در وین پایتخت اتریش صورت گرفت، بزرگترین پرونده جاسوسی از زمان جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب بسته شد. در گشت و گذاری که در اینترنت داشتیم برخوردیم به دختر خانمی که کلیپش روی یوتیوب منتشر شده و در فیس بوک خیلی ها بازپخش کرده بودند و در موبایل ها هم در ایران دست به دست می چرخید. در جستجوی این دو جوان با استعداد برآمدیم: مرجان کندی و شهریار شهبازی... ادامه با آمدن اینترنت و موبایل هایی که دوربین دارند و با گسترش هندیکم ها (دوربین های خانگی) پدیده ای گسترش پیدا کرده است؛ کم نیستند کسانی که از بزم خودشان فیلمبرداری می کنند و در اینترنت می گذارند. این فیلم ها به سرعت گسترش پیدا می کند و بعضی وقتها هم میلیون ها نفر آن را می بینند. همین طوری بعضی وقتها یک سری افراد خواننده هم می شوند. در گشت و گذاری که در اینترنت داشتیم برخوردیم به دختر خانمی که کلیپش روی یوتیوب منتشر شده و در فیس بوک خیلی ها بازپخش کرده بودند و در موبایل ها هم در ایران دست به دست می چرخید. این خانم با همراهی یک آقایی که با او پیانو می زد و خودش هم ویلن می زد، ترانه ای می خواند. در جستجوی این دو جوان با استعداد برآمدیم: مرجان کندی و شهریار شهبازی. خیلی ها از کارهای شما خوششان آمده بود و این طوری که شنیدیم کلیپ هایی که درست کرده بودید، دست به دست می چرخید. چه شد که ایران را ترک کردید؟مرجان کندی: من به خاطر اینکه بهایی هستم، ایران را ترک کردم. چون همانطور که اطلاع دارید بهایی ها در ایران از خیلی چیزها محروم اند. از حقوق شهروندی محروم اند. مثلاً تحصیل در دانشگاه. یکی از دلایل این بود که من آمدم. کنکور دادم و مثل خیلی از بچه های بهایی نوشتند پرونده ناقص است. دلیلش این نبود. دلیلش عقاید مذهبی من بود. برای همین از ایران خارج شدم که حداقل تحصیل کنم. یعنی شما علناً اعلام می کردید که بهایی هستید؟بله.گفتید که در دانشگاه قبول شدید و گفتند که پرونده ناقص است؟نه. کنکور که دادم، گفتند پرونده ناقص است. جواب کنکور این بود.یعنی کسی که بهایی است در ایران برای رفتن به دانشگاه باید مخفی کند که چه دیانتی دارد؟بله. ولی ما در دینمان نمی توانیم مخفی کنیم. حتی تبصره ای هم نگذاشته که بتوانید کار یا هدفتان را پیش ببرید؟ چون در شیعه تبصره ای هست که می گویند تقیه کردن. نه در دیانت بهایی، ما تقیه نداریم. شهریار جان، تو چطور؟شهریار شهبازی: تا حدودی من هم شبیه مرجان بودم ولی یکی از علت ها سقف کوتاه پیشرفت در داخل ایران بود. باور کنید زیر پوست شهر آنقدر بچه های با استعداد وجود دارد. موسیقی های اعتراضی مثل راک، رپ چقدر پا گرفته. این نشان دهنده فضای بسته ایران است. نسلی مثل من و مرجان فراری می شوند تا بتوانند چیزی را که دارند بتوانند ارائه کنند. ارزیابی شما چیست؟ فکر می کنید چه تعداد نوازنده در ایران زیرزمینی کار می کنند؟بگذارید خیلی رک بگویم. کسانی که الان کارشان با مجوز از ارشاد اسلامی پخش می شود، استعدادهای ما نیستند. واقعاً ربع استعدادهای ما داخل ایران نیستند. اینها کسانی هستند که با رشوه، پول های آنچنانی که منی که جیبم خالی است نمی توانم چنین پولی را بدهم، می آیند رو و کسانی اند که از جنس ماها نیستند. افرادی مثل ما مجبور می شوند که کارهایشان را بدون مجوز از طریق سایت ها پخش کنند. رسانه تصویری خیلی مهم است. آقای میرصادقی آلبومشان با من برای کسب مجوز به ارشاد اسلامی فرستاده شده. این آقا را محدود کردند به اینکه چرا دو تا کلیپ تصویری در آخرین آلبومشان داده بودند. [آلبوم] ایشان لغو مجوز شد.مرجان چطور شد که با شهریار آشنا شدید؟ما با هم همکاریم. اولین بار از طریق فیس بوک این کلیپ که من اجرا کردم منتشر شد. ما هر دو در ترکیه زندگی می کنیم. توی یک شهر هستیم. اینطوری شد که ایشان هم کار مرا دیدند و پسندیدند و برای من هم افتخاری بود که با ایشان همکاری کنم. شهریار در همین زمینه توضیح می گوید: «حدود یک سال و نیم پیش در اینجا کنسرتی بود برای روز جهانی پناهندگان. با من و مرجان و تعداد دیگری از دوستان که جزو نوازنده های شهر بودند تماس گرفتند و همدیگر را دیدیم. من آنجا مرجان را دیدم و فهمیدم که مرجان ویلن می زند. باعث شد که روابط مان بیشتر شود. در فیس بوک هم من اولین بار کار مرجان را دیدم که خیلی خوشم آمد. نمی دانستم که می خواند. آنجا مرجان فقط ویلن می زد. کارهای مرجان را برای چند دوست که از موسیقی سررشته داشتند گذاشتم. خواستم مرجان را به عنوان یک استعداد معرفی کنم که کارها از آنجا پخش شد.» مرجان، دیدم روی یو تیوب که شما گیتار هم می زنید. ساز دیگری هست که می زنید؟نه. همین دو تاست. ویلن را حدود هشت سال است که شروع کرده ام. گیتار هم حدود یک سال. شهریار، چطور شد که کار آهنگسازی را شروع کردی؟ چطور شد که تصمیم گرفتی دنبال این کار بروی؟ من از ۱۲ سالگی شروع به کار کردم. تحصیلاتم هم به صورت آکادمیک در هنرستان موسیقی بود. می خواندم. غیر آزاد. الان هم در حال حاضر آهنگسازی می کنم. نوازندگی می کنم. دارم بیشتر روی زمینه تنظیم کارها کار می کنم. مرجان، سخت است یا آسان که آدم وطنش را ترک کند؟مسلماً از خانواده جدا شدن سخت است. خیلی سخت است آدم کشور خودش را ترک کند. ولی برای هدف بزرگتر باید اهداف کوچکتر را زیر پا گذاشت. من برای اینکه تحصیل کنم مجبور شدم از خیلی چیزها بگذرم. کلیپ هایی که اجرا کرده ای، خانواده ات دیده اند؟بله دیده اند. خب نظرشان چه بود.دوست دارند. خوشحال شدند. نگفتند دخترمان را فرستادیم درس بخواند رفت خواننده شد؟!نه. خانواده ام مرا می شناسند. چون به من اطمینان داشتند گذاشتند من بیایم. می دانند که من الان توی ترکیه نمی توانم تحصیل کنم، این اجازه را دادند. این کار را فعلاً اینجا می کنم. ولی اولویت با تحصیل است.چند وقت است الان در ترکیه هستی؟دو سال.شهریار، گفتی که آلبومت را در ایران رد کردند. دلیلی که ارشاد آورد برای رد کردن این آلبوم چه بود؟من از طریق یک شرکت پخش اقدام کردم بابت گرفتن مجوز. توضیحات بیشتر را به رئیس آن شرکت دادند. به من گفت که... تنظیم کننده من کسی بود به نام کاوه کریمیان. جزو اقلیت های مذهبی بودند. بهایی بود؟بله. ایشان مثل اینکه پرونده داشتند. یک سری مشکلات برای اشعار من بود. بعضی جا ها دیدم که آلبوم ترا گذاشتند... اولاً اسم این آلبوم که به صورت زیرزمینی منتشرش کردی، «بچه طلاق» است.اولین آلبوم من «بچه های طلاق» بود. چون ده سالگی قربانی این اتفاق شدم. شرایط زندگی مرا به سمت موسیقی برد. این آلبوم را به صورت هیپ هاپ دادم بیرون. اصلی ترین آلبوم من که پشت مجوز گیر کرد، اسمش هست «یک کلبه دور از آدم ها»دیدم جاهایی اشاره کرده بودند به تو و گفته بودند که این مقلد شادمهر عقیلی است. نمی دانم. تقلید نکرده ام. من به صورت زنده برای شما اجرا می کنم که بدانید صدای من این است. من با مرجان هم این موضوع را مطرح کردم که دیگر علاقه ای به خواندن ندارم. خیلی کارها را ساخته ام و کارها تکمیل شده است. به مرجان پیشنهاد دادم که بیاید آلبوم مرا بخواند. برخورده این حرف به تو؟راستش بله. شما علاقمند هستید که یک روز به ایران برگردید؟مرجان: بله. من می خواهم برگردم. شهریار: بله. خیلی دوست دارم در یک فضای آزاد، یک روزی به ایران برگردم که حداقل اسم جمهوری اسلامی عوض شده باشد. یک حکومتی داشته باشیم آزاد که به هنر و فرهنگ اصیل ایرانی احترام بگذارد.***کاری که مرجان و شهریار انجام داده اند، با موسیقی زیرزمینی ایران هم ارتباط دارد. مشکلِ نگرفتنِ مجوز یا محدودیت هایی که برای هنر و موسیقی به خصوص در ایران وجود دارد، باعث شده یک پدیده ای شکل گیرد به نام موسیقی زیرزمینی. خیلی ها فکر می کنند این موسیقی شامل هوی متال، رپ و راک و این نوع موسیقی است. ولی می تواند موسیقی پاپ هم باشد. حتی ممکن است نوحه ای تولید کنید که به شما مجوز ندهند. مصطفی حاتمیان، مهمان بعدی این برنامه است. آقای حاتمیان یک جورهایی می شود به شما گفت خواننده زیرزمینی، درست است؟مصطفی حاتمیان: یک جورهایی همین طور است. شرایط جوری است که فعلاً باید این جوری بسازیم. برای گرفتن مجوز باید خیلی مراحل را پشت سر بگذاری. خیلی باید انتظار بکشی. آخرش هم مجوز داده شود یا نشود. تا حالا دنبال مجوز نرفتی؟نه. چیزهایی که شنیده ام دیگر آدم ترس برش می دارد که برود دنبال مجوز. از این طریق درآمدی هم می توانی کسب کنی؟ چون کاری که مجوز ندارد، قاعدتاً پخش آن هم جور دیگری است.متاسفانه برای من فعلاً هزینه زیادی بر می دارد. برای اینکه یک تراک بخوانم. من در حال حاضر اسپانسر هم دارم. ولی شرایط آنقدر سخت است که بالاخره هر طور شده باید بگذرانیم. چند نفر را می شناسی که در ایران می خوانند، تراک می دهند بیرون؟خواننده های زیادی هستند. تا جایی که سایت های اینترنتی را می بینم، می بینم که بیشمار اند. خیلی هستند. رابطه ای هم با دیگران دارید، که همدیگر را ببینید، صحبت کنید در مورد کارهایتان، یا کنسرتی اجرا کنید؟خب، صد در صد. اینطور هم هست. کنسرت هایی هم اجرا می شود. در گوشه و کنار.با مجوز؟مجوز کنسرت داده می شود با همه سختی هایش. برای آهنگ های بدون مجوز هم در گوشه و کنار اجازه می دهند.برای خودت پیش آمده مجوز کنسرت گرفتی؟نه. من تا حالا تقاضا نداده ام. من خودم قرار بود کلیپ بدهم و خواستم کارهایم را با مجوز وارد بازار کنم. ولی در این شرایط که می بینم آنقدر سخت است، پس می کشم. ولی خیلی تناقض هست در کار. از یک طرف ریتم شش و هشت و از طرف دیگر یک تراک هست که صحبت از امام حسین می کند...بله درست است. تفاوت بین این دو زیاد هست. «دشت کربلا» کجا و «پاسور» کجا. پاسور اولین کار من است. دشت کربلا از آلبوم دوم من است. توی ماه محرم صفر ایجاب می کرد که من ترانه های شاد... قرار نبود اصلاً بیرون بدهم. به این نتیجه رسیدیم که توی این ماه بهتر است یک تراک بدهم که به این ماه و ایام بیاید. تصمیم گرفتم تراک دشت کربلا را بیرون بدهم. خودم راضی هستم.برای ۲۲ خرداد کی قرار است بخوانی؟۲۲ خرداد؟ من توی کار این چیزها نیستم. خیلی اتفاقاً پیشنهاد شده. ولی متاسفانه من خودم را وارد کار سیاسی نمی کنم. من در کل کشورم را دوست دارم و از این اتفاقاتی که این چند وقت افتاده اصلاً راضی نیستم. بالاخره من در کشور خودم آنقدر راحت هستم و دارم زندگی ام را می کنم و با این محدودیت ها بازهم دارم کارهایم را انجام می دهم. چه لزومی دارد که آدم بخواهد کاری کند آخرش هم ماجرایی که پیش آمد، باشد. این روزها چه کسی می آید کار سیاسی گوش بدهد؟محافظه کار نیستی؟ فکر نمی کنی خیلی محافظه کاری؟ در تکمیل این سئوال به خاطر اینکه بعضی ها معتقدند هنرمند نباید نسبت به جامعه اش بی تفاوت باشد.درست است. من سعی می کنم توی این یک مورد بی تفاوت که نه... ولی شرایط را اینطوری می بینم که سکوت کنم. ترانه شیرازی قرار است به بازار بدهی؟ شیرازی هستی، درست است؟نه. من بندری هستم. بندرعباس؟بله. من خودم مال بندر لنگه هستم. ترانه ۱۰ تیر بندری است و گفتم که از این به بعد در هر آلبوم که می دهم بیرون یک یا دو تراک کارهای بندری باشد. بالاخره یک جورهایی انتظار می رود. نگویند که اصالتم را زیر پا گذاشتم. کار آخرت چیست و چه کارهایی می خواهی انجام دهی؟دیشب یک کار از من پخش شد به نام هوس. در سایت ها قرار گرفته. به زودی هم یک کار دیگر قرار است بیرون بدهیم با خانم مرجان کندی. به نام تقدیر که آن هم انشاءالله تا آخر این ماه پخش خواهد شد. پیک فرهنگ این هفته حاصل سفر به کارلووی واری است برای حضور در چهل و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم در این شهر کوچک، زیبا و رویایی در جمهوری چک. جشنواره ای که جمعه پیش آغاز شد و تا شنبه شب ادامه دارد. با ما، ایرانیان و آثارشان در این سفر همراه شوید... ادامه پیک فرهنگ این هفته حاصل سفر به کارلووی واری است برای حضور در چهل و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم در این شهر کوچک، زیبا و رویایی در جمهوری چک. جشنواره ای که جمعه پیش آغاز شد و تا شنبه شب ادامه دارد. در این برنامه در حاشیه این جشنواره، کنفرانس خبری فردین صاحب زمانی، کارگردان فیلم «چیزهایی هست که نمی دانی»، با بازی علی مصفا، لیلا حاتمی و مهتاب کرامتی. جلسه پرسش و پاسخ تماشاگران با مهدی منیری، کارگردان فیلم مستند «تینار». جلسه پرسش و پاسخ تماشاگران با امین فرج پور، کارگردان فیلم دویدن در میان ابرها. و گفت و گو با علی زمانی عصمتی، کارگردان فیلم اوریون. فیلم چیزهایی هست که نمیدانی فیلمی است درباره یک راننده تاکسی انزواجو (علی مصفا) و ملاقات او با یک زن تنها (لیلا حاتمی) که بیننده می خواهد بداند سرنوشت او را عوض می کند یا نه. فیلمی برگزیده برای رقابت در مسابقه اصلی چهل و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کارلووی واری، با ۱۱ فیلم بلند دیگر. فردین صاحب زمانی در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم او پیش از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۸۸ فیلمبرداری شده یا نه، پاسخ داد: بعد از انتخابات فیلمبرداری شد و تغییری بعد از انتخابات ندادیم. همین که بود هست. لیلا حاتمی در پاسخ به این پرسش که چه فرقی بین تجربه بازی در این فیلم و دیگر فیلم هایی که در آنها ظاهر شده است، حس می کند، می گوید: خیلی راحت بود و هر دو (او و علی مصفا) با فردین خیلی نزدیک هستیم. اختلاف نظرهایی با کارگردان داشتم. اول قبول کرد تغییرهایی بدهد. بعد دقیقاً بر روی همان چیزهایی پافشاری می کرد که می خواست. او خیلی بردباری به خرج داد.آقای مصفا می خواستم بپرسم مدتی است شما را ندیده بودیم. چه شد که در این فیلم شما را دیدیم و در این فیلم بازی را چگونه حس کردید؟ تجربه تان در مورد فیلم چطور بود؟علی مصفا: آقای صاحب زمانی یکی از دوستان قدیمی من است. ما سال های زیادی درباره سناریو با هم صحبت کرده بودیم و هر دو می دانستیم برای روی پرده بردن آن همکاری خواهیم کرد. علت اینکه زیاد در فیلم بازی نمی کنم، اینست که سناریوی خوب این روزها کم پیدا می شود. سخت است که فیلمی پیدا کنی که هنگام بازی در آن احساس آرامش کنی و نقشی که بازی کردم، نقش کسی مثل خود من بود. کسی که به چیزی واکنش نشان نمی دهد. کار کردن با کارگردان تجربه خوبی بود. علی مصفا در پاسخ به پرسشی درباره بازی کردن در کنار همسرش لیلا حاتمی به شوخی گفت: از زندگی کردن با او آسان تر است! مستند تینار و عاشقانه پرویز دواییفیلم مستند تینار (تنها) ساخته ۱۳۸۷ است و زندگی قاسم، کودکی روستایی در شمال ایران را نشان می دهد که بعد از مرگ مادر و تجدید فراش پدر به دور از خانواده، در آغل با گاوها زندگی می کند تا از همان کودکی یاد بگیرد که «گالش» یا همان گاوچران شود؛ فیلمی برگزیده برای مسابقه بخش مستند جشنواره. مهدی منیری پیش از نمایش فیلم به پرویز دوایی، ناقد باسابقه فیلم و مقیم جمهوری چک که پس از سال ها با نوشتن نقدی در حمایت از تینار، در شماره ۳۸۶ ماهنامه فیلم چاپ تهران سکوت خود را شکست، ادای احترام کرد. نقدی به نام «عاشقانه» که پرویز دوایی آن را اینگونه آغاز کرده است: «ده روزی است که کار دیگری جز نوشتن عاشقانه ای برای تینار ندارم. چه خوب شد که تینار را دیدید و گفتید که شما را هم به شدت گرفته و رها نمی کند. عشق اگر راست باشد همیشه تملک جو است. در لحظه های جدا بودن از فیلم آن چندان نت ساده موسیقی لطیفش مدام در سر ما می چرخد و تصویرهای فیلم را به همراه می آورد. جریان زلال روایت تصویری این حماسه کوچک را. آنقدر به ظاهر ساده، آنقدر راست و صادق که عظمتش لااقل در نظاره های اولیه به چشم نمی آید. آنچنان یکپارچگی را و درست که بدیهی می نماید. انگار که سلسله مراتب بسیار بسیار دشوار ساخته و پرداخته شدن را از سر نگذرانده و به همین صورت کامل و بی برو برگرد حذف شده است. این فیلم چه دست نوازش لطیفی بر سر عشق غبار گرفته ما به سینما و سرزمین ما کشید. چه پر مهر و زیبا. چه آرام و متین. باز عطر عشق به این دو عامل بزرگ و بزرگوار سرزمین و سینما را به مشام ما بازگرداند. دمش گرم که دل افسرده ما را از پس سال های سال دوباره از عشق و امید آکنده ساخت.» تینارمهدی منیری می گوید: «... از اینکه بیایم کارلووی واری اول از همه آقای پرویز دوایی، استاد سینماگر را اینجا ببینم، بعد از آن یک جشنواره فیلم بین المللی خیلی معتبری است و آرزوی خیلی از فیلمسازها است که شرکت کنند در آن. امیدوارم از فیلم خوشتان بیاید و آن را با چشم دلتان ببینید.»جلسه پرسش و پاسخ فیلم تینار، تقریباً با شرکت تمام تماشاگران برگزار شد. پرسش پیک فرهنگ از مهدی منیری، کارگردان فیلم این بود: چه شد که شما به این فکر افتادید که این فیلم را بسازید، چند نفر رفتید آنجا و حضور شما در آنجا و تعدادی که بودید، روی این فیلم به نظر شما اثری گذاشت، روی کاری که قاسم می کرد، اثری گذاشت؟مهدی منیری: متغیر بود. چون کار حدود دو سال و نیم طول کشید و بستگی به آن زمان و لوکیشن تصویربرداری تعدادمان کم و زیاد می شد. بعضی وقت ها مثل صحنه نهایی فیلم که گوساله ها دارند دست قاسم را می لیسند و یک جور معاشقه با او دارند، فقط دو نفر بودیم و بعضی وقتها تعدادمان با کمکی که از اهالی می گرفتیم می شد بالای ده پانزده نفر. در مورد سئوال دوم می خواهم از خود شما بپرسم. اگر واقعاً شما ما را پشت دوربین احساس کردید و دخالت ما را در صحنه، ضعفی است که بر ما وارد است و اگر نه، فکر می کنم افتخاری است برای ما. این را هم بگویم که تمام سعی ما صرف این می شد که دخالتی در صحنه نکنیم و به طبیعی ترین شکل ممکن روال زندگی اش ادامه پیدا کند. یکی از حاضران در پرسش و پاسخ از مهدی منیری پرسید، آخر و عاقبت قاسم چه خواهد شد؟ مهدی منیری گفت: این آدم قربانی جبر اطرافش و جبر روزگارش است و بیشتر می شود گفت... آخرش هم همین گالش می شود. پرسش دیگر یکی از حاضران این بود که چگونه کارگردان رضایت پدر و خانواده قاسم را برای فیلمبرداری جلب کرد. آقای منیری می گوید: اوایلش کنجکاو بودند که ببینند ما برای چه می خواهیم فیلم بگیریم. ولی من یک اعتقادی دارم؛ در ساخت یک فیلم مستند سعی می کنم در کارم دروغ نگویم و از اول با صداقت برخورد می کنم. صادقانه به آنها گفتم که فیلم را برای چه می خواهیم بسازیم. بعد از اینکه فیلم را دیدند مدتی اذیت می کردند و با اینکه ما خیلی از چیزهایی که سخت تر بود و خیلی خشونت ها بیشتر بود، تعادل برقرار کردیم و تلطیف کردیم، وقتی فیلم را دیدند بازهم خیلی بهشان برخورد. خیلی تهدید کردند و مشکلاتی که برای ما شده بود شب و روز کابوس زندگی مان. چند تن از حاضران پرسیدند چطور می شود به قاسم کمک کرد. آقای منیری گفت: یکی از عواملی که باعث شد این فیلم ساخته شود، به خاطر این بود که احساس مسئولیت می کردم نسبت به کسی که خبر دارم چگونه زندگی می کند و گفتم تصویری از او را به جهان نشان دهیم تا بتوانیم کمک بگیریم. این یکی از عوامل اصلی ساخت فیلم بود. ولی متاسفانه تا الان هیچ کاری نتوانسته ایم برایش بکنیم. من حدود دو سالی است که اصلاً نتوانسته ام ببینمش. بعد از پایان مرحله تصویر برداری. چون از همه طرف یک جورهایی تهدید می شدیم و آخرش هم دیدیم که از دست ما خارج است که به قاسم دسترسی پیدا کنیم. وعده هایی هم که بیننده های فیلم به ما دادند، فقط به این سالن ها ختم شد. بعد که رفتیم بیرون هیچ کسی نیامد دنبال اینکه می خواهد به قاسم کمک کند. در پاسخ به این پرسش که آیا درست است که مجبور شدید برای ساختن این فیلم خانه خود را بفروشید، مهدی منیری گفت: خانه ام را نفروختم ولی قرار بود پول خانه را که جور کرده بودم خانه ای بخرم که آن را برای این کار صرف کردم. با افتخار می گویم بله. مهدی منیری درباره بودجه تهیه فیلم خود افزود: قرار بود این فیلم به صورت مشارکتی با موسسات دولتی ساخته شود. سخت بود برای ما. نمی دانم شاید من خیلی نازک نارنجی و حساس بودم، یک جوری احساس می کردم که همه زحمت با ماست و مبلغ کمی می دهند و آخرش می گویند صاحبش ماییم. شاید فکر می کنند برای چیزهای خیلی مهمتر... شاید این فیلم اصلاً برایشان مهم نیست. یکی از حاضران پرسید که آیا قانون ایران اجازه می دهد کودکی مثل قاسم به مدرسه نرود، آقای منیری گفت: اینطور که من پرسیدم گفتند پدر باید اجازه بدهد و گرنه می تواند برود شکایت کند که بچه من بدون اجازه من رفته مدرسه.آینده فیلم چه خواهد بود؟ مهدی در پاسخ به این پرسش یکی از حاضران گفت: متاسفانه اعضای این فیلم هم مثل قاسم مظلوم واقع شده اند. تا الان کشورهای زیادی نرفته: نمایش آن فقط در آمریکا (یو سی ال ای) و دوحه الجزیره، های میوزیوم آتلانتا. بازهم تاکید می کنم توی ایران جایزه زیاد گرفته ام و یک جایزه بین المللی هم گرفته ام. ولی همه اینها به یک طرف. نقدی که آقای پرویز دوایی برای این فیلم نوشته اند که برای من باارزش ترین چیز است. این را من نمی گویم. خیلی از منتقدان و صاحبنظران، کسانی که در سینما اسم دارند، این را می گویند.عاشقانه پرویز دوایی، نقدی که مهدی منیری در گفته هایش به آن اشاره داشت با این جملات و با پرسشی که شریک زندگی چک او ذهنش پس از دیدن فیلم به آن مشغول بوده، پایان می یابد: «این بانو هم که خیلی تحت تاثیر فیلم و احوال این بچه قرار گرفته بود می پرسید برای او چه می شود کرد؟ جوابی نداشتم. یکی دو تا نیستند ولی این سئوال از اولین دیدار این اثر نادر زیبای پرشکوه مدام در سرم می چرخد که برای تینار چه می شود کرد که بیشتر دیده شود که به دل های بیشتری گرمی بدهد و ما هم زیر سایه افتخار این سرو بلند به خود ببالیم. که تا این سرزمین چنین هنرمندان نخبه و ایثارگری را در خود می پروراند، زنده خواهد ماند. برومند باشند.» دویدن روی ابرهادویدن روی ابرهافیلم دویدن روی ابرها که در بخش منظری دیگر در جشنواره کارلووی واری نشان داده شد، درباره پسری جوان است که اول به سیگار و بعد به مواد مخدر معتاد می شود و درد و رنج های او. در نشست پرسش و پاسخ با امین فرج پور، کارگردان این فیلم در پاسخ به پیک فرهنگ که چقدر طول کشید برای این که روی این افرادی که روی آنها کار کرد و فیلم ساخت، مطالعه کند، گفت در زندگی شخصی خودش این گونه نوجوانان را دور و بر خود در میان بستگان و خویشان می دیده و این فیلم درباره آنهاست. نوجوانانی که به گفته او دلخوشی دیگری نداشتند و عادی بود که به سیگار و چیزهای دیگر معتاد شوند. پرسش بعدی این بود که آیا صحنه های استفاده از مواد مخدر مانع نمایش فیلم در ایران می شود، امین فرج پور پاسخ داد که این فیلم در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد. وی درباره بودجه ای که صرف تهیه و تولید فیلم شده، گفت: کم هزینه نبود. فیلمی است بدون بودجه، و زیر ده هزار دلار خرج برداشت. امین فرج پور درباره بازیگران این فیلم گفت به جز کیوان ساکتاف که در برنامه های گروه نوجوانان و جوانان تلویزیون دولتی ایران کار می کند، بقیه نوجوانان آماتور بودند. از یکی از ده ها جوان اهل جمهوری چک که پس از دیدن فیلم در سالن ماندند تا در پرسش و پاسخ با کارگردان شرکت کنند و مقایسه ای که میان این فیلم و فیلم بچه های آسمان به کارگردانی مجید مجیدی کرد، نشان می داد فیلم های ایرانی را دنبال می کند، پرسیدم: آیا فیلم دویدن در میان ابرها از فرج امین پور را پسندیده؟او گفت: «بله. فیلم را دوست داشتم. فیلم های ایرانی را دوست دارم. چون با فیلم های هالیوود فرق دارند. فیلم های ایرانی درباره زندگی هستند و زندگی سخت است و خوب است که نشان داده شود که زندگی سخت است.» اوریون، جامعه، جرم و گناهفیلم اوریون (یکی از اشکال فلکی که به شکارچی هم معروف است) درباره شکار یک دختر باکره و مسئله سقط جنین و مشکلات با قانون و پدر و مادر است. علی زمانی عصمتی، کارگردان فیلم به پرسش های پیک فرهنگ پاسخ می گوید. درباره فیلمی که در ایران اجازه نمایش ندارد، اما به رغم توصیه وزارت ارشاد در جشنواره کارلووی واری در بخش فیلم های مستقل به نمایش درآمد. فیلمی که توجه مجله معتبر «ورایتی» را نیز برانگیخت. آقای علی زمانی عصمتی، موضوع فیلم شما حساس است. چه شد که فکر کردید که کار درستی است که الان به موضوع بکارت و سقط جنین بپردازید؟علی زمانی عصمتی: وقتی موضوعی را می خواهم انتخاب کنم نگاه می کنم که من با ساخت این فیلم آیا جامعه ام را یک قدم به جلو می توانم ببرم یا نه. همین برایم کافی است که این فیلم را شروع کنم. چون فیلم هایی که تاثیری نمی گذارد یا فیلم هایی که متاسفانه حتی جامعه ما را یک قدم به عقب می برد، فراوان ساخته می شود. این تنها انگیزه من است که بتوانم موضوعی را دستآویز قرار دهم برای کار. یک چشم اندازی دارم برای خودم. فکر می کنم سی سال دیگر من آدم کاملاً مسنی هستم و آیا وقتی برمی گردم به گذشته خودم به پرونده کاری خودم نگاه می کنم، این را اصلاً شعار نمی دهم، واقعاً می خواهم خجالت زده نباشم. می خواهم تاثیر مثبتی داشته باشم در جامعه. در سئوال و جوابی که بعد از فیلم شد، گفتید وزارت ارشاد گفته که این فیلم نباید در ایران یا در خارج از ایران اکران بشود. ولی الان دیدیم که این اکران شد. اگر قرار است که شما فیلم هایی بسازید با این موضوع ها و به هر دلیلی به نمایش درنیاید، چه حاصلی دارد؟متاسفانه این در توان ما نیست. نمایش دادن وظیفه من نیست. من این قدرت را ندارم که این فیلم را نمایش بدهم. تنها وظیفه من ساخت فیلم است. کسی که باید نگران درآمدن فیلم باشد تهیه کننده است. متاسفانه من به عنوان تهیه کننده نگران پخش نشدن فیلم ام. ولی به عنوان کارگردان هی می گویم باید این فیلم ساخته شود. به عنوان تهیه کننده دوست دارم فیلمم دیده شود و پولش برگردد و مهمتر از آن تاثیرش را روی مردم ببینم. متاسفانه این را سالهاست از من دریغ کرده اند. ما فیلمسازها حاضریم تا آنجایی که به شرافت مان لطمه ای وارد نشود، کوتاه بیاییم برای اینکه فیلم مان نمایش داده شود.حساسیت هایی را که مربوط به سیاست های هنری است، بگذاریم کنار. ولی بخشی از جامعه، همانطور که در صحبت هایتان گفتید، سنتی است و بخش دیگر ممکن است متجدد باشد و جور دیگری به مسائل نگاه کند. حالا اگر بخواهیم روی آن بخش سنتی متمرکز کنیم که به هر حال فیلم شما را می بینند یا در موردش نظری دارند، فکر می کنید واکنش ها تا حالا چطور بوده و الان به این فیلم چطور است؟اریوناین دغدغه من نیست. این دغدغه و وظیفه را مسئولان سینمای کشور به خوبی دارند انجام می دهند. یعنی به نظر من به این بخش یعنی بخش سنتی و مذهبی جامعه خدمتی که مسئولان سینمای کشور می کنند، کامل است و ما دیگر نباید نگران باشیم. نباید نگران باشیم که بخش سنتی جامعه ما آیا با دیدن فیلم ممکن است که ناراحت شوند یا اینکه به حساسیت ها و اعتقاداتشان احیاناً برخورد. چون به نظر من، واحد نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد به خوبی و بسیار دقیق این کار را انجام می دهد و حساسیت های این بخش از جامعه را در نظر می گیرد. من فکر می کنم باید حساسیت های بخش دیگر جامعه را هم مد نظر قرار دهیم. آنها که احساس می کنند بعضی افکار، بعضی حرف ها و موضوعات به شدت به حیثیت و اعتقاداتشان دارد آسیب می زند، ممکن است که حیثیت خودشان یا کشورشان را در جامعه بین المللی در خطر ببینند، من فکر می کنم که این چیزها هم باید در نظر گرفته شود. ما همیشه به عنوان یک ایرانی که توی ایران هم زندگی می کنیم، عادت کردیم که احترام بگذاریم به اعتقادات دیگران. ولی طالب این هستیم که یک ذره به اعتقادات ما هم احترام گذاشته شود. در پرسش و پاسخ اشاره کردید به زیرزمینی شدن فیلم هایی که به موضوعات اجتماعی می پردازد. اگر بخواهد این طوری شود، چطوری فیلم مخاطبش را پیدا می کند؟حالا که سینمای اجتماعی ایرانی دارد می رود به سمت زیر زمینی شدن، جامعه هنری جهانی باید رویکردش را عوض کند و نگاه بهتری به فیلم های مستقل بیاندازد. من در آن جلسه گفتم. تعریف فیلم مستقل و زیرزمینی در ایران الان یکی شده. در حالی که در جاهای مختلف دینا این دو یکی نیست. من فکر می کنم باید نگاه ویژه ای به این نوع سینما باید بشود. بخش عمده ای از آثار کارگردانانی که می خواهند موضوعاتی را کار کنند ولی به علت مسائل وزارت ارشاد نمی توانند فیلم هایشان را بسازند، بخش عمده شان رویکردشان به سمت سینمای مستقل و زیرزمینی است. ما در ایران زندگی نمی کنیم. ما در دنیا زندگی می کنیم. ما همکاریم. یعنی من الان توقعم بیشتر کسانی هست که خارج از مرز اند. باید به این نوع سینما کمک کنند. اشاره کردید به کارگردانانی که در این نوع فیلم کار کردند و با مشکلاتی مواجه بودند. آقای جعفر پناهی در تدوین این فیلم مشاوره کردند. نقش او در چه حد بوده؟بعد از اینکه فیلم را تقریبا به فاین کات نزدیک کردم، فیلم را بردم و ایشان دیدند. فیلم را دوست داشتند. خیلی کمک کردند که دوستان دیگری از کارگردانان خوب ایران فیلم را ببینند. حتی کمک کردند برای اینکه بعضی از نماینده های جشنواره ها در ایران این فیلم را ببینند. چون فیلم را دوست داشتند، آمدند بدون توقع کمک کردند. چند روزی آمدند در خدمتشان بودیم و فیلم را دیدند و نظراتی دادند که یک تغییراتی در مونتاژ فیلم انجام شد. مرحله اول نظراتی بود که من در پایان مراحل راف کات از ایشان گرفتم. مرحله دوم بعد از این بود که ما فیلم را بعد از چهار ماه پنج ماه موفق شدیم که از طریق دادگستری از ایران فیلم را پس بگیریم. ایشان همین کار را انجام دادند. فکر می کنم تاثیر مثبتی روی فیلم داشتند. داستان را از کجا گرفتید که بعد روی آن کار کردید و آن را پروراندید؟جزییات بسیار دقیقی را در فیلم می بینید. تغییر بسیار زیادی کردند. یک کیس کاملاً نزدیک این اتفاق برایش کاملاً افتاده بود با جزییات من با او مشورت کردم. این اتفاق زیاد می افتد. در ایران دو چیز وجود دارد. گناه و جرم. گناه یک چیز شخصی است و جرم یک چیز مربوط به جامعه است. الان در جامعه هم دولت در بسیاری از گناهان، کوچک ترین دخالتی نمی کند. یعنی دولت هیچوقت نمی آید بگوید شما چرا نمازتان را نخواندید. چرا روزه ات را نگرفتی؟ هرگز در این گناه ها دخالت نمی کند. ولی دولت خودش را متعهد می بیند که در نوع خاصی از گناه کاملاً دخالت داشته باشد. نوع خاصی از گناه. آن مسئله، مسئله حجاب است و مسئله ارتباط دخترها و پسرها. خب این من را به عنوان یک ایرانی و خیلی ها را به عنوان مسلمان معتقد یک خورده ناراحت می کند که چرا دولت سختگیری بیشتری نمی کند برای گناهانی که مهم ترند. این مسئله متاسفانه از گناه به جرم تبدیل شده، در جامعه ما موارد بسیار زیادی وجود دارد. موارد بسیار زیادی در نزدیک خودم دیدم. دختر و پسر با هم ارتباط داشتند. ارتباط خیلی خوبی داشتند. ارتباطی که منجر به ازدواج می شده. متاسفانه دخالت دولت و نیروی انتظامی باعث شده که خانواده های سنتی که برایشان شاید خیلی جالب نبوده که ارت |
__._,_.___
This is a non-political list.
MARKETPLACE
.
__,_._,___
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر