«لَقَدÙ' كانَ Ù„ÙŽÙƒÙÙ… ÙÙŠ رَسÙول اللÙ`ه٠أÙسÙ'ÙˆÙŽØ©ÙŒ Øَسَنَةٌ»
" قل یا ملأ الÙرقان اسمعوا ندآء الرÙ`Øمن ÙÛŒ طور العرÙان انÙ`Ù‡ يقرÙ`بکم اليه Ùˆ
يهديکم الی صراطه المستقيم "
آنچه در این صÙØات نگاشته شده :
• مقدمه (اÙتخارات تمدن
اسلامی ) 1
• پیش
Ú¯Ùتار
5
• اسلام و عقیده
برابری 7
• مجملی برطلوع جمال
Ù…Øمدی 20
• اصول در دیانت جمال
Ù…Øمدی 23
• Ù…Øمدی مقام Ùˆ مرتبت جما Ù„ Ù…Øمدی
• راجع به Øضرت رسول
اكرم 33
• راجع به مقام ولايت و ائمه اطهار عليهم
السلام 40
• راجع به امير‌المؤمنين‌علي‌بن‌ابيطالب‌عليه‌السلام 42
• عاشورا و
الگوگیری 44
• زیارت نامه Øضرت سیدالشهداء نازله از Øضرت بهاءالله
46
• اعتراضات وارده بر جمال
Ù…Øمدی 57
• منابع و
مراجع
69
اÙتخارات تمدن اسلامي
قرن ها پيش، زماني كه هنوز تمدن Ùعلي غرب سر بر نكشيده بود، تمدن
اسلامي هنر، شكوه Ùˆ جلال خود را به رخ جهانيان مي‌كشيد . تمدني پراÙتخار با
نام‌هاي بلند آوازه ØŒ معماري دلنشين شهرها ØŒ اصول Øکومتی ،اخلاق Ùˆ ...
به بركت بعثت نبي مكرم اسلام (ص) بود كه علم Ùˆ دانش عمومي شد Ùˆ از انØصار
شاه‌زادگان ØŒ موبدان Ùˆ درباريان درآمد. Øكومتي مبتني بر عدل Ùˆ داد Ùˆ مردم
سالاري ديني برپا شد كه به Ùرموده قرآن، «ليقوم الناس٠بالقسط» پيامبران با
دليل و برهان و معجزه و كتاب آمدند تا مردم خود به پاخيزند و قسط و
عدالت جاري سازند.
باري چهره زشت Ùقر علمي Ùˆ اقتصادي بر زندگي مسلمين سايه اÙكن نبود Ùˆ Ú†Ù‡
شاعران Ùˆ نويسندگان Øكيمان Ùˆ دانشمندان كه نامشان تاريخ بشريت را از
اين رو به آن رو كرده اسم‌هايي كه هنوز پس از گذشت قرون صاØب اÙتخارند.
در آن دوره‌اي كه وزيران از دانشمندان بودند Ùˆ Øكيمان مشاوران ايران،
اما پس از قرن دهم به تدريج اين تمدن با عظمت رو به اÙول گذاشت . جنگ‌هاي
صليبي Ùˆ سقوط اندلس كه باعث شد دنياي غرب با تمدن پيشرÙته دنياي اسلام
آشنا شود Ùˆ آهسته آهسته وارد قلمرو مسلمانان شدند. Ù†Ùوذ استعمار طي دو
قرن در سراسر دنياي اسلام، آميختن خراÙات با واقعيات ديني، ايجاد اختلا٠و
تÙرقه بين مذاهب مختل٠اسلامي، تمسخر كردن علم Ùˆ دانش Ùˆ Øقير شمردن علما Ùˆ
ÙلاسÙÙ‡ همه Ùˆ همه دلايل اÙول اين تمدن بزرگ بود. تمدني كه از هند در مرزهاي
چين شروع مي‌شد Ùˆ در اندلس در شمال اسپانيا Ùˆ جنوب Ùرانسه خاتمه مي‌ياÙت Ùˆ
در طول دو قرن 16 و 17 تا اواسط قرن 18 ميلادي تسلط استعمار بر كشورهاي
اسلامي به جايي رسيده بود كه باور كنند ناتوانند و هيچ تواني براي هم
پايي با تمدن غرب ديگر وجود ندارد. زماني كه تعصب Ùˆ خراÙات در كشورهاي
اسلامي رخنه كرده بود و غرور به گذشته‌اي درخشان، درخت تنومند تمدن‌هاي
اسلامي را با تمام اÙتخاراتش رو به نابودي مي‌برد.
اما در دو قرن اخیر مشاهده می شود که یک رشته تغییرات و انقلابات و
پیشرÙتهای عظیم انسانی در زمینه های Ùرهنگی ØŒ اجتماعی Ùˆ مدنی ØŒ سیاسی ØŒ
علمی Ùˆ ÙÙ†ÛŒ ØŒ اقتصادی Ùˆ ... همراه ظهور دیانت بهائی بوجود آمد Ú©Ù‡ Ú©Ù„
Øاکی از خروج جامعه بشری از دوران Ø·Ùولیت Ùˆ ورود او به دوران بلوغ
میباشد
در تمثیلی از لووی (Lowie) اگر از آغاز دوره پانصد هزار ساله ای را
برای تکامل انسانی Ùرض کنیم Ùˆ دوره گذشته را تشبیه به عمر انسانی صد
ساله نماییم ØŒ باید Ú¯Ùت جامعه بشری مدت 85 سال در کودکستان ماند Ùˆ ده
سال در دبستان عمر گذراند Ùˆ سپس در قرون اخیر با خیزشی از مراØÙ„
دبیرستانی و دانشگاهی گذشت [1]
این Øقیقت در اØادیث اسلامی نیز مذکور است . به عنوان نمونه در جلد 13
بØار الانوار مجلسی از امام جعÙر صادق نقل شده است Ú©Ù‡ علم 27 Øر٠است Ø› همه
آنچه رسل آورده اند دو Øر٠بوده است Ùˆ مردم تا Øال جز این دو Øر٠را
نشناخته اند ØŒ پس از آن Ú©Ù‡ قائم ما قیام کند 25 Øر٠بقیه را خارج
میسازد Ùˆ با دو Øر٠قبلی بین ما نشر Ù…ÛŒ دهد [2[ Ùˆ نیز : برای هر علمی
70 وجه وجود دارد و بین مردم جز یک وجه موجود نیست ، و زمانی که قائم
قیام کند باقی وجوه را بین مردم رواج خواهد داد ]3[
در متون یهودی Ùˆ مسیØÛŒ Ùˆ زرتشتی نیز مشابه بشارات مزبور ذکر گشته است؛
چنان Ú©Ù‡ در کتاب اشعیای نبی باب 11 Ù…ÛŒ Ùرمایند :
"در روز موعود جهان از معرÙت خداوند پر خواهد شد؛ مثل آب هایی Ú©Ù‡ دریا
را می پوشاند]4[
پس بايد پرسيد كساني كه Ø±ÙˆØ Ù†Ø§Ø§Ù…ÙŠØ¯ÙŠ را در مردم مي‌دمند Ùˆ اميدي به
آينده روشن ندارند و مقاومت و شادابي اين جوانه تازه روييده را نمي‌بينند
كه چگونه در مقابل ناملايمات و سختي ها، سنگ‌اندازي‌ها و جهالت‌ها و دشمني‌
دشمنان، خود را مي‌خواهد كه ØÙظ كند Ùˆ اين اÙراد Ú†Ù‡ در داخل Ùˆ Ú†Ù‡ در
خارج، چه در لباس دوست و چه در خدمت دشمن چرا همه يك هد٠را دنبال مي‌كنند
كه آن خشكاندن ريشه‌هاي اين دين مبين است ؟
ديانتي كه بناي آن ÙˆØÙŠ است. هد٠آن ÙˆØدت عالم انساني Ùˆ خدمت به نوع بشر
كه در همه ابعاد وجوديش است و ابزارش علم و خرد است. علمي كه در خدمت
انسان Ùˆ برجنبه‌ ÙˆØÙŠ شكل گرÙته است. نه علمي كه انسان در خدمت اوست Ùˆ بر
جنبه‌ي Ù†Ùسانيت Ùˆ خوي Øيواني انسان رشد كرده است. علمي كه سعادت همه
جانبه بشر را Ù…Øقق مي‌كند، دنيا را آباد مي كند Ùˆ آخرت را هم . پس ما
بايد بدانيم Ùˆ بررسي كنيم كه در اين هنگامه عظيم در كجا قرار گرÙته‌ايم Ùˆ
Ú†Ù‡ نقشي را در مقابل اÙكار Ùˆ عقايد ديگران كه خود٠آن‌ها نيز از تعصبات Ùˆ
تقاليد ناشي مي‌شود، ايÙا مي‌كنيم؟؟ Ùˆ چرا نمي خواهيم كه در مقابل اين‌گونه
تÙكرات ناشي از تقاليد Ùˆ تبليغات سوء كمي خود را به زØمت تÙكر
بياندازيم؟ آيا دركÙمان از شرايط زمان صØÙŠØ Ø§Ø³Øª Ùˆ راه را درست انتخاب
كرديم Ùˆ هدÙمان را آيا ما مي دانيم كه تمدن هاي بزرگ را انسان‌هاي بزرگ
مي‌سازند؟
پيش Ú¯Ùتار
در موقعيتي كه تهمت‌ها Ùˆ شايعات مختل٠دربارة ديانت بهايي مبني براينكه مخالÙ
Ùˆ Øتي دشمن اسلام هستند Ùˆ يا اينكه براي تÙرقه انداختن Ùˆ نابودي اسلام تلاش
مي‌كنند، با شدتي بي‌سابقه منتشر مي‌گردد لذا برآن شد، رساله Øاضر را كه
از آثار و منابع بهائيان تدوين گرديده، تقديم شود تا بعد از مطالعه اين
رساله اهل وجدان Ùˆ انصا٠دريابند كه بهائيان جهان به ديانت اسلام تعلÙ`Ù‚
شديد داشته Ùˆ دارند Ùˆ مقدسات اسلامي را شري٠و جليل مي‌شمرند Ùˆ استغÙرالله
منكر رسول خدا (ص) Ùˆ ائمه هدي نبوده Ùˆ نيستند Ùˆ اين تهمت‌ها Ùˆ شايعات Ùقط
به منظور انزجار مسلمانان از بهائيان جعل و نشر گرديده و بر اين يقين
اÙزوده شود كه Øضرت بهاءالله كه شارع Ùˆ مؤسس ديانت مستقله بهائي هستند Ùˆ
Øضرت عبدالبهاء كه مبين Ùˆ مثل اعلاي اين ديانتند Ùˆ Øضرت شوقي رباني كه ولي
منصوص امر بهائي مي‌باشند عظمت شأن Ùˆ رÙعت مقام رسول اكرم (ص) Ùˆ ائمه
اطهار عليهم السلام علي الخصوص Øضرت علي ابن ابي طالب Ùˆ Øضرت سيدالشهداء
Øسين بن علي را به روشن‌ترين بيان، Ø´Ø±Ø Ùرموده‌اند كه براي مزيد استØضار
خوانندگان عزيز بعضي از بيانات ايشان Ù…ÙÙ† باب نمونه Ùˆ همراه با تاريخچه
مختصري از Øيات جمال Ù…Øمدي (ص) در اين اوراق نقل مي‌گردد.
متØري Ùˆ متعالي باشيد
مثل الان â€" مثل هميشه
طهران
1387
اسلام و عقيده برابري
براي بدست آوردن ارزش تمدني كه پيامبر اسلام (ص) بنيانگذار آن بود لازم است
ولو در Øد اجمال با اوضاع دو Ù…Øيط آشنا شويم
1- Ù…Øيطي كه اسلام در آنجا پديدار شد
2- Ù…Øيط بيرون از اسلام
باري اسلام، ديني كه پرچم تمدن را برÙراز منطقه وسيعي از كره ارض، از غرب
Ø¢Ùريقا گرÙته تا جزاير اقيانوس آرام در شرق Ùˆ از چين روسيه در شمال گرÙته
تا شرق Ø¢Ùريقا در جنوب اÙراشته است اسلام تعبير تازه‌اي از دين ارائه داد
كه درك Ùˆ Ùهمش براي همه آسان بود، مباني اخلاقي را تقويت نمود، اØساس
آگاهي بيشتري نسبت به تساوي انسان‌ها بوجود آورد و براي اولين بار در
تاريخ اديان راهنمايي‌هايي براي اداره امور مملكت ارائه نمود.
در رابطه با Ù…Øيط اول مي‌توان Ú¯Ùت : مردم اين سرزمين قومي چادرنشين بودند
كه از طريق زراعت Ùˆ دادو ستد زندگي مي كردند. به دليل همبستگي Ùاميلي،
خشونت و خونريزي در ارتباط با تعصب خانوادگي در بين اين قبايل بسيار
رايج بود Ùˆ بطور كلي مردماني ÙˆØشي Ùˆ درنده‌خو بودند، بردگي در بين آن‌ها
مرسوم Ùˆ زن داراي موقعيتي بسيار Øقير بود بطوريكه نوزادان دختر را براي
آنكه باري بردوش خانواده نشوند زنده بخاك مي‌سپردند هرچند كه اعراب
ابتدا «الله » خداي ابراهيم را به عنوان خداي بزرگ پرستش مي‌كردند ولي در
طول قرون اين اعتقاد با آداب و شعائر مشركين در هم آميخته شده بود،
بطوريكه در قرن Ù‡Ùتم ميلادي در مكه در Øدود 360 بت عبادت مي‌شد كه از
مهمترين آنها مي‌توان به «منات» Ùˆ «غÙري» Ùˆ «لات» اشاره كرد. وجود بت‌خانه‌هاي
متعدد اين شهر را مركز زيارت ساخته بود كه اين امر براي ساكنانش نيز از
نظر تجاري بسيار اهميت داشت .
Øضرت عبدالبهاء در خصوص آن دوران Ù…ÛŒ Ùرمایند :
اين قبائل Ùˆ عشائر عرب در نهايت توØÙ`Ø´ Ùˆ درندگی بودند Ú©Ù‡ برابره Ùˆ متوØÙ`شين
امريکا نزد اينها اÙلاطون زمان بودند. زيرا برابره امريکا اولادهای خويش
را زنده زير خاک نمينمودند امÙ`ا اينها دختران خويش را زنده زنده زير خاک
ميکردند Ùˆ ميگÙتند Ú©Ù‡ اين عمل منبعث از ØميÙ`ت است Ùˆ بآن اÙتخار مينمودند.
مثلاً اکثر مردان بزن خويش تهديد مينمودند Ú©Ù‡ اگر دختر از تو متولÙ`د شود ترا
بقتل رسانم ØتÙ`ÛŒ الی الآن قوم عرب از Ùرزند دختر استيØاش کنند. Ùˆ همچنين ÙŠÚ©
شخص هزار زن ميبرد اکثرشان بيش از ده زن در خانه داشتند. و چون اين
قبائل جنگ و پرخاش با يکديگر مينمودند هر قبيله که غلبه ميکرد اهل و
اطÙال قبيله مغلوبه را اسير مينمود Ùˆ آنها را کنيز Ùˆ غلام دانسته خريد Ùˆ
Ùروش مينمودند. Ùˆ چون شخصی Ùوت مينمود Ùˆ ده زن داشت اولاد اين زنان بر
سر مادران يکديگر ميتاختند و چون يکی از اين اولاد عبای خويش را بر سر
زن پدر خود ميانداخت Ùˆ Ùرياد مينمود Ú©Ù‡ اين Øلال منست Ùوراً بعد اين زن
بيچاره اسير و کنيز پسر شوهر خويش ميشد و آنچه ميخواست بزن پدر خود
مينمود ميکشت Ùˆ يا آنکه در چاهی Øبس ميکرد Ùˆ يا آنکه هر روز ضرب Ùˆ شتم
Ùˆ زجر ميکرد تا بتدريج آن زن هلاک ميشد بØسب ظاهر Ùˆ قانون عرب مختار بود.
Ùˆ Øقد Ùˆ Øسد Ùˆ بغض Ùˆ عداوت ميان زنان ÙŠÚ© شوهر Ùˆ اولاد آنها ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ
معلومست Ùˆ مستغنی از بيان است. ديگر ملاØظه کنيد Ú©Ù‡ از برای آن زنان
مظلوم Ú†Ù‡ Øالت Ùˆ زندگانی بود. Ùˆ از اين گذشته معيشت قبايل عرب از نهب Ùˆ
غارت يکديگر بود بقسمی Ú©Ù‡ اين قبائل متÙ`صل با يکديگر Øرب Ùˆ جدال
مينمودند و همديگر را ميکشتند و اموال يکديگر را نهب و غارت ميکردند و
زنان Ùˆ کودکان را اسير مينمودند Ùˆ به بيگانگان ميÙروختند. Ú†Ù‡ بسيار واقع
که جمعی از دختران و پسران اميری در نهايت ناز و نعمت روز را شب نمودند ولی
شام را در نهايت ذلÙ`ت Ùˆ Øقارت Ùˆ اسارت ØµØ¨Ø Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ ديروز امير بودند Ùˆ امروز
اسير ديروز بانو بودند و امروز کنيز. ]5 [
اما در رابطه با Ù…Øيط دوم: تاريخ ايران Ùˆ روم را به عنوان درخشانترين
نقاط آنروز عالم به ما معرÙÙŠ مي كند در اين ايام اين دو دولت (روم شرقي Ùˆ
ايران ساساني) بر قسمت اعظم دنياي متمدن آن روز Øكمراني داشتند. از
ديرباز براي تسلط Ùˆ Øكمراني جهان در جنگ Ùˆ ستيز بودند [6[اما در مورد
ايران آن زمان با پرچم درÙØ´ كاوياني مي توان Ú¯Ùت كه سرزمين Ùˆ Øكومتي
تجمل‌پرست بودند كه وضع اجتماعي آنان نيز به هيچ وجه بهتر از وضع سياست و
دربار نبود Øكومت طبقاتي كه از ديرزمان در ايران وجود داشت، در عهد
ساسانيان به شديدترين وجهي درآمده بود طبقات اشرا٠و روØانيون (زرتشتي)
كاملاً از طبقه‌هاي ديگر ممتاز بودند Ùˆ ØÙ‚ تØصيل نيز ويژه طبقات ممتاز بود [7
[از ديگر وجوه مي توان به آشÙتگي در Øكومت Ú†Ù‡ از Ù„Øاظ اجتماعي Ùˆ يا مذهبي
و يا نظامي مي توان اشاره كرد كه داوري تاريخ درباره پادشاهان ساساني
اشاره به سياست خشني دارد كه به زور شمشير مي‌خواستند مردم را مطيع خود
سازند ]8[
شاعر دانشمند، نظامي گنجوي اوضاع را چنين ترسيم مي كند :
نشد اندر آن مدت ديرباز به تاج رسالت سري
سرÙراز
به Ù…Øراب طاعت قدي خم نشد كسي در عبادت مصمم نشد
نَزَد كس به راه شريعت قدم نشد چشم كس‌ تر ز٠اشك نَدَم
چنين بود اوضاع عالم خراب كه ناگه برآمد برون Ø¢Ùتاب
کعبه مکرÙ`مه سنگستان بود Ùˆ دور از آبادی صØرايش وادی غير Ø°ÛŒ زرع بود Ùˆ
ريگ زاربسيار گرمی Ù„Ú©Ù† چون نسبت بØÙ‚Ù` ياÙت يعنی موطن Øضرت رسول عليه
السلام بود قبله Ø¢Ùاق گشت Ùˆ مطا٠مقرÙ`بين Ùˆ مخلصين درگاه کبرياء هر سال صد
هزاران Ù†Ùوس مؤمنه از ديارهای بسيار دور بجان Ùˆ دل Ùˆ قدم ميشتاÙتند تا
آنکه مدينه مبارکه را طوا٠کنند Ùˆ زيارت نمايند Ù…Ú©Ù`Ù‡ ملجأ عالميان شد Ùˆ
ملاذ آدميان چون وطن سرور کائنات بود. ]9[
Øضرت Ù…Øمد در سال 570 ميلادي در مكه متولد شد قبل از تولد يا به رواياتي
اندكي بعد از تولد پدرشان، عبدالله Ùوت كرد Ùˆ در سن 6 سالگي نيز مادرشان،
آمنه نيز بدرود Øيات Ú¯Ùت. بعد از آن ØŒ پدربزرگ Ùˆ بعد عموي مكرم آن Øضرت
سرپرستي Øضرت را به عهده گرÙتند تا در سال 594 ميلادي با خديجه ازدواج كرد
در اين دوران (نوجواني Ùˆ جواني) راست Ú¯Ùتاري Ùˆ امانت‌داري Ùˆ Øسن عمل آن
Øضرت در معاملات، وي را يكي از بنام‌هاي اعراب قرار داده بود تا اينكه در
سال 610 ميلادي در ضمن يكي از توقÙ‌هايشان در كوه Øرا كه غالباً براي
عبادت Ùˆ تÙكر بدان جا مي‌رÙتند آواز سروش را با گوش هوش بشنيد كه مي
Ùرمود «اقراء باسم ربك الذي خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ Ùˆ بك الاكرام
الذي علم بالقلم. علم الانسان ما لم يعلم [10 [يعني"بخوان به نام پروردگارت
كه جهان را هستي بخشيد Ùˆ آدمي را از خون Ø¢Ùريد. بخوان Ùˆ پرودرگار تو از همه
بخشنده‌تر است اوست كسي كه نوشتن را بوسيله قلم تعليم داد و به انسان آنچه
را نمي دانست آموخت."
Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د ابتدا دچار شك Ùˆ ترديد شد Ùˆ هنگامي كه در خانه در Øال استراØت
بودند ناگهان از خواب برخواستند زيرا نداي يزدان را دگر بار با گوش جان
شنيد كه Ùرمود :
يا ايهاء المدثر قم Ùأننر Ùˆ ربك ÙÙƒÙ`ر Ùˆ ثيابك Ùطهر Ùˆ الرجم Ùاهجر Ùˆ لانمس
تستكثر Ùˆ لربÙ`Ùƒ ناصر [11[
"اي گليم به خود پيچيده ، برخيز و آدميان را از عذاب هشدار ده و
پروردگارت را به بزرگي ياد كن و جامه خود را پاكيزه نما و از گناه
بپرهيز و آرزوي بيشتر خواستن را از سر بدور كن و در راه خدا شكيبا باش."
Øضرت Ù…Øمد تا 3 سال تمام به دعوت سرÙ`ÙŠ پرداخت Ùˆ عده‌اي مخÙيانه به آيين اسلام
گرويدند. اولين اين اÙراد كه رسالت آن Øضرت را تصديق كردند خديجه Ùˆ اولين
مرد هم Øضرت علي (ع) بودند Ùˆ از ديگر اÙراد مي‌توان به ابوبكر Ùˆ يا Øتي
ابوسلمه Ùˆ زيد بن Øارثه اشاره داشت
Øضرت بهاءالله Ù…ÛŒ Ùرمایند :
در ظهور رسول Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سويه Ùداه علمای Ù…Ú©Ù`Ù‡ Ùˆ مدينه درسنين اوÙ`ليÙ`Ù‡ بر اعراض
Ùˆ اعتراض قيام نمودند Ùˆ Ù†Ùوسيکه ابداً اهل علم نبودند بايمان Ùائز شدند.
قدری تÙÚ©Ù`ر Ùرمائيد بلال Øبشی Ú©Ù‡ کلمه ای از علم نخوانده بود بسمآء ايمان Ùˆ
ايقان ارتقا نمود Ùˆ عبد اللÙ`Ù‡ اÙبَی Ú©Ù‡ از علما بود بنÙاق برخاست راعی غنم
بنÙØات آيات بمقرÙ` دوست Ù¾ÛŒ برد Ùˆ بمالک امم پيوست Ùˆ صاØبان علوم Ùˆ ØÚ©Ù…
ممنوع Ùˆ Ù…Øروم اينست Ú©Ù‡ ميÙرمايد ØتÙ`ÛŒ يصير اعليکم اسÙÙ„Ú©Ù… Ùˆ اسÙÙ„Ú©Ù…
اعليکم Ùˆ مضمون اين Ùقره در اکثر کتب الهيÙ`Ù‡ Ùˆ بيانات انبيا Ùˆ اصÙيا
بوده ]12[
Ùˆ Ù…ÛŒ Ùرمایند :
ملاØظه در زمان رسول نما Ú©Ù‡ بعد از ظهور آن نيÙ`ر اعظم جميع علمآء Ùˆ ادباء Ùˆ
Øکماء از آن شريعه عرÙان رØمن Ù…Øروم ماندند Ùˆ ابو ذر Ú©Ù‡ راعی غنم بود
بمجرÙ`د اقبال بغنيÙ` متعال بØور Øکمت Ùˆ بيان از قلب Ùˆ لسانش جاری Ùˆ Øال جميع
علما را نزد ذکرش خاضع مشاهده مينمائی Ùˆ Øال آنکه در اوÙ`Ù„ امر اØدی باو
اعتنا نداشته تعالی القديم ذوالÙضل العظيم انÙ`Ù‡ هو الØاکم علی ما اراد Ùˆ
انÙ`Ù‡ لهو المقتدر القدير ]13[
تا پس از 3 سال اراده خداوند بر آن قرار گرÙت كه Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د نزديكان خود
را به سوي توØيد دعوت نمايد. «و أنذر عشيرتك الأقربين Ùˆ اخÙض جناØÙƒ لمن
اتبعك من المؤمنين . Ùان عصوك Ùقل: اني بريءٌ مما تعملون » [14[
"خويشاوندان نزديك خود را هشدار ده Ùˆ در برابر پيروان مؤمن خويش Ùروتن
باشد. اگر ترا Ùرمان نبرند بگو: من مسئول آنچه شما مي‌كنيد نمي‌باشم . "
در مرØله دوم دعوت پيامبر ØŒ Ùرمان ÙˆØÙŠ رسيد كه « Ùاصدع بما تؤمر Ùˆ اعرض
عن المشركين انا ÙƒÙيناك المستهزئين» [15[
" پس آنچه را بدان مأموري آشكار كن و از مشركان روي برتاب كه ما
تمسخركنندگان را برطر٠خواهيم كرد"
زان پس Øضرت Ù…Øمد (ص) آشكارا به تبليغ آئين يكتاپرتي پرداخت Ùˆ بت‌پرستان
را به سوي خداوند يگانه دعوت نمود.
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒÙرمایند :
نيÙ`ر Øضرت رسول طلوع نمود ولی در ÙŠÚ© بيابانی شن زار خالی از آب Ùˆ عل٠که
از سطوت ملوک دور بود Ùˆ قوÙ`هء عظيمه Ù…Ùقود .... Øضرت بقوÙ`هء قاهره امر
اللÙ`Ù‡ را بلند نمود Ùˆ اين معلوم است Ú©Ù‡ هر Ù†Ùسی Ú©Ù‡ قوÙ`Ù‡ قاهره بيند Ùوراً
خضوع کند Ùˆ خاشع گردد هرعاصی Ùوراً مطيع شود. اگر انسانی را هزار کتاب
Ù†ØµØ§ÙŠØ Ø¨Ø®ÙˆØ§Ù†ÛŒ متأثÙ`ر نشود دلالت Ú©Ù†ÛŒ Ùˆ بياناتی نمائی Ú©Ù‡ در سنگ تأثير نمايد
در او ابداً اثر نکند بجزئی قوÙ`Ù‡ قاهره چنان متأثÙ`ر شود Ú©Ù‡ Ùوراً خاضع Ùˆ
خاشع گردد Ùˆ امتثال امر نمايد. Øضرت بقوÙ`Ù‡ قاهره امرشانرا بلند کردند Ùˆ
علمشانرا بر اÙراختند Ùˆ شريعت اللÙ`Ù‡ انتشار ياÙت. [16[ ولي اين جريان به
Ù†ØÙˆ روز اÙزوني موجب نگراني اÙراد ثروتمند Ùˆ متنÙØ° شهر گرديد كه وجود
رسول‌الله را تهديدي اØتمالي براي مناÙع خود كه از راه زيارت بت‌خانه‌ها تأمين
مي‌شد مي‌دانستند. آن ها سعي كردند كه ابتدا با استهزاء و سپس با رشوه او
را از اين منظور منصر٠نمايند. ولي وقتي اين روش مؤثر واقع نشد به تهديد و
خشونت متوسل شدند به خصوص ياران آن Øضرت مانند بلال Øبشي عمار ياسر Ùˆ
همسرش. عبدالله‌بن مسعود را تØت شديدترين شكنجه‌ها قرار دادند
Øضرت بهاءالله درباره شدت مشقات وارده بر Øضرت رسول Ù…ÛŒ Ùرمایند :
Øضرت خاتم الانبیاء Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سواه Ùداه از مشرق امر الهی ظاهر Ùˆ با عنایت
کبری Ùˆ Ùضل بی منتهی نای را به کلمه مبارکه توØید دعوت مینمودند Ùˆ مقصود
آنکه Ù†Ùوس غاÙله را هدایت Ùرمایند Ùˆ از شرک نجات بخشند ولکن قوم بر اعراض
و اعتراض قیام کردند و وارد آوردند آنچه را که معشر انبیاء در جنت علیاء
نوØÙ‡ نمودند [17[
ونیز Ù…ÛŒ Ùرمایند :
در خاتم انبیاء Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سواه Ùداه تÙکر نمائید . چون آن نیر Øقیقی به
اراده الهی از اÙÙ‚ Øجاز اشراق نمود اØزاب اعراض نمودند Ùˆ بر سÙÚ© دم اطهرش
قیام کردند . وارد شد بر آ« Øضرت آنچه را Ú©Ù‡ عیون ملاء اعلی گریست Ùˆ
اÙئده مخلصین Ùˆ مقربین Ù…Øرق گشت . باید در سبب Ùˆ علت Ùˆ اعتراض تÙکر نمود [
18[
قريش براي مقابله با پيامبر خدا Ùˆ مسلمانان از راه‌هاي مختلÙÙŠ وارد شدند
كه برخي از آنها Ùˆ Øوادث اين دوران عبارتند از:
• اقدام جهت بازگرداندن مهاجرين از Øبشه كه با عدم مواÙقت پادشاه
با اخراج مهاجرين روبه‌رو شد
• مراجعت گروه اوليه مهاجرين به سبب انتشار خبري دروغين
• ورود گروه Ù…Øققان مسيØÙŠ Øبشه به مكه
• Ù…Ùر گروهي از مشركين به مدينه براي ملاقات با يهوديان
• تهمت هاي ناروا به پيامبر اسلام
• انديشه مقابله با قرآن
• تØريم شنيدن آيات قرآن
• جلوگيري از اسلام آوردن اÙراد
• Ùˆ Ù…Øاصره اقتصادي كه به مدت 3 سال در درة شعب ابوطالب انجاميد
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
در زمان Ù…Øمد علمای قريش خواستند نورانيت Øضرت Ù…Øمد را از انتشار منع
کنند * جميع Ùتوی بر قتل او دادند Ùˆ نهايت اذيت را بر او وارد آوردند Ùˆ
بقوه شمشير خواستند آن بنيان عظيمرا هدم نمايند. آيا هيچيک توانستند
مقاومت نمايند عاقبت مغلوب شدند Ùˆ نورانيت امر الهی Ø¢Ùاقرا اØاطه کرد *
جميعشان مانند اردوی شکست خورده از ميدان در رÙتند کلمة اللÙ`Ù‡ ناÙØ° شد
شريعت اللÙ`Ù‡ منتشرگشت تعاليم الهيه Ø¢Ùاق را اØاطه کرد Ù†Ùوسيکه در ظل ØÙ‚
بودند مثل ستاره از اÙÙ‚ سعادت کبری درخشيدند[19[
ومی Ùرمایند :
چنانکه اصØاب Øضرت رسول عليه السلام در Ù…Ú©Ù`Ù‡ خانمان بتاراج دادند Ùˆ Ùراراً
هجرت بمدينه نمودند در مدينه در نهايت Ùقر Ùˆ Ùاقه ايÙ`امی ميگذراندند
کاربجائی رسيد Ú©Ù‡ در Ù…Øاربه خندق قوتی جز آب نماند Ù†Ùس مبارک Øضرت از شدÙ`ت
جوع سنگ بر اØشاء مبارک ميبستند شبهه نيست Ú©Ù‡ اين Ùقر Ùخر بود Ùˆ موهبت
ربÙ`انی زيرا از عقب غنای مطلق داشت Ùˆ مورث ثروت ابدی Ùˆ عليک البهاء الابهی
[20[
Ùˆ نیز Ù…ÛŒ Ùرمایند :
سيزده سال بلائی نماند که از دست اين قبائل نکشيد بعد از سيزده سال خارج
شد و هجرت کرد ولی اين قوم دست برنداشتند جمع شدند و لشکر کشيدند و
برسرش هجوم نمودند Ú©Ù‡ Ú©Ù„Ù` را از رجال Ùˆ نساء Ùˆ اطÙال Ù…ØÙˆ Ùˆ نابود نمايند .
در چنين موقعی Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د مجبور بر Øرب با چنين قبائلی گشت اين است Øقيقت
Øال . ما تعصÙ`ب نداريم Ùˆ Øمايت نخواهيم ولی انصا٠ميدهيم Ùˆ بانصاÙ
ميگوئيم . شما بانصا٠ملاØظه کنيد اگر Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø¯Ø± چنين موقعی بود در بين
چنين قبائل طاغيهء متوØÙ`شه Ùˆ سيزده سال با جميع ØواريÙ`ين تØÙ…Ù`Ù„ هر جÙائی از
آنها ميÙرمود Ùˆ صبر ميکرد Ùˆ نهايت از وطن مألو٠از ظلم آنان هجرت به
بیابان مينمود و قبائل طاغيه باز دست بر نداشته تعاقب ميکردند . و بر
قتل عموم رجال Ùˆ نهب اموال Ùˆ اسيری نساء Ùˆ اطÙال ميپرداختند آيا Øضرت
Ù…Ø³ÙŠØ Ø¯Ø± مقابل آنان Ú†Ù‡ نوع سلوک ميکردند ØŸ اين اگر بر Ù†Ùس Øضرت وارد
عÙÙˆ Ùˆ Ø³Ù…Ø§Ø Ù…ÙŠÙ†Ù…ÙˆØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ اين عمل عÙÙˆ ØŒ بسيار مقبول Ùˆ Ù…Øمود ولی اگر ملاØظه
ميکرد Ú©Ù‡ ظالم قاتل خونخوار جمعی از مظلومانرا قتل Ùˆ غارت Ùˆ اذيÙ`ت خواهد
کرد Ùˆ نساء Ùˆ اطÙال را اسير خواهد نمود البتÙ`Ù‡ آن مظلومانرا Øمايت Ùˆ
ظالمانرا ممانعت ميÙرمود ØŒ پس اعتراض بر Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د چيست ØŸ اينست Ú©Ù‡ چرا با
اصØاب Ùˆ نساء Ùˆ اطÙال تسليم اين قبائل طاغيه نگشت ØŸ Ùˆ ازين گذشته اين
قبائل را از خلق و خوی خونخواری خلاص کردن عين موهبت است و زجر و منع اين
Ù†Ùوس Ù…Øض عنايت است . مثلش اينست Ú©Ù‡ شخصی Ù‚ÙŽØ¯ÙŽØ Ø³Ù…Ù`ÛŒ در دست دارد Ùˆ نوشيدن
خواهد يار مهربان آن Ù‚Ø¯Ø Ø±Ø§ بشکند Ùˆ خورنده را زجر نمايد Ùˆ اگر Øضرت
Ù…Ø³ÙŠØ Ø¯Ø± چنين موقعی بودند البتÙ`Ù‡ رجال Ùˆ نساء Ùˆ اطÙال را از دست اين
گرگان خونخوار بقوÙ`Ù‡ قاهره نجات ميدادند [21[
با تشدید مخالÙتها ØŒ آن Øضرت در اكتبر سال 622 بطور پنهاني Ùˆ به منظور
اجتناب از دسيسه دشمنان كه در صدد قتل ايشان بودند، شبانه همراه با
ابوبكر مكه را ترك كرده به شهر يثرب كه بعدها مدينه خوانده شده Øركت
كردند بطوريكه نقل شده در شب هجرت Øضرت علي در بستر پيغمبر خوابيد تا
دشمنان سوءظن نبرند.اين سÙر (مكه به مدينه) مبدأ تقويم اسلامي قرار گرÙت.
Øضرت Ù…Øمد از طريق وساطت Ùˆ سازش در مدينه ØµÙ„Ø Ùˆ آرامش برقرار Ùرمودند
بسيار سعي نمودند كه اين ØµÙ„Ø Ùˆ دوستي مسيØيان Ùˆ يهوديان ساكن آن ديار را
كه گروه كوچكي بودند، در برگيرد و در همان سال‌ها مكه را به عنوان قبله
مسلمين انتخاب كردند.
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د با نصاری Ù…Øاربه ننمود بلکه از نصاری بسيار رعايت کرد Ùˆ کمال
ØرÙ`ÙŠÙ`ت بايشان داد در نجران طائÙÙ‡ ای از مسيØÛŒ بودند Ùˆ Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د Ú¯Ùت هر کس
بØقوق اينها تعدÙ`ÛŒ کند من خصم او هستم Ùˆ در نزد خدا بر او اقامه دعوی کنم
اوامری Ú©Ù‡ نوشته است در آن صريØاً مرقوم Ú©Ù‡ جان Ùˆ مال Ùˆ ناموس نصاری Ùˆ
يهود در تØت Øمايت خداست . اگر چنانچه زوج مسلمان باشد Ùˆ زوجه مسيØÛŒ زوج
نبايد زوجه را از رÙتن کليسا منع کند Ùˆ نبايد او را مجبور بر Øجاب نمايد Ùˆ
اگر چنانچه Ùوت شود بايد او را تسليم قسÙ`يس کند Ùˆ اگر چنانچه مسيØيان
بخواهند کليسا سازند اسلام بايد آنها را اعانت کند و ديگر اينکه در وقت
Øرب٠Øکومت اسلام با دشمنان اسلام بايد نصاری را از تکلي٠جنگ معا٠بدارد
مگر بدلخواهی خود آرزوی جنگ نمايند Ùˆ معاونت اسلام کنند زيرا در تØت Øمايتند
ولی در مقابل اين معاÙÙŠÙ`ت بايد ÙŠÚ© چيز جزئی در هر سال بدهند . خلاصه Ù‡Ùت
امر نامه Ù…ÙصÙ`Ù„ است از جمله صورت بعضی از آنها الی الآن در قدس موجود است
اينست Øقيقت واقع . [22[
دشمنان پيامبر كه در مكه از بقدرت رسيدن آن Øضرت بيمناك بودند بمنظور
تضعي٠موقعيت آن Øضرت شروع به جنگ Ùˆ مبارزه نمودند. در طول 6 سال درگيري
Ùˆ نزاع 3 بار به مدينه Øمله شد كه همه Øملات دÙع گرديد Ùˆ دشمنان مغلوب شدند
تا در سال 628 ميلادي معاهده Øديبيه صورت گرÙت كه به مسلمانان اجازه مي
داد براي زيارت به مكه روند .
رÙتار متعادل Ùˆ مناسب آنان در ضمن مساÙرت‌هايي كه براي زيارت مي‌رÙتند
قلوب مردم مكه را مجذوب دين جديد نمود بطوريكه در سال 630 ميلادي اكثر
مردم مكه اسلام را پذيرÙتند Ùˆ Øضرت Ù…Øمد را رهبر خود دانستند آن Øضرت پس
از ÙØªØ Ù…ÙƒÙ‡ عمر عمومي اعلام كرده Ùˆ دستور داد تمام بت‌هاي شهر را از بين
ببرند
Øضرت Ù…Øمد پيش از ÙØªØ Ù…ÙƒÙ‡ نامه‌هايي به شاهان Ùˆ اميران كشورهاي همسايه
Ùرستاد Ùˆ آنان را به پذيرش Ùˆ قبول دين اسلام دعوت نمود. از آن جمله به
Ù‡Ùرقل امپراطور روم شرقي Ùˆ خسروپرويز شاهنشاه ايران Ùˆ نجاشي پادشاه
Øبشه برده اند.
باري ØŒ Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د چندي پس از بازگشت از آخرين ØجÙ` خود در مكه ØŒ در مدينه
رØلت نمود Ùˆ آن در سال يازدهم هجري برابر 632 ميلادي بود.
منبع اصلی تعالیم Øضرت Ù…Øمد(ص) عبارت است از قرآن (کتاب آسمانی) Ùˆ نمونه
های نقل شده از Ø´Ø±Ø Ø±Ùتار Ùˆ Ú¯Ùتارهای ایشان Ú©Ù‡ به "Øدیث" معرو٠است.
قرآن آیات الهی است Ú©Ù‡ در طول 22 سال بر Øضرت Ù…Øمد نازل شده Ùˆ در موقع
نزول بروی هر چه که در دسترس بوده (از قبیل پوست، سنگ و استخوان) نوشته
شده است . قرآن شامل 114 سوره است Ú©Ù‡ در سال 650 میلادی یعنی Øدود 20
سال بعد از ÙˆÙات پیغمبر، تدوین شد Ùˆ Ù…Øتویات آن توسط اصØاب آن Øضرت تایید
Ùˆ تصدیق گردید Ùˆ میتوان Ú¯Ùت اصیل ترین نوشته ایست از آیات الهی Ú©Ù‡ بر
مظاهر ØÙ‚ تا آن زمان نازل شده است .
باری از این معجزه (قرآن) بود Ú©Ù‡ تØت تعالیمش جهان جهانی دگرشد Ùˆ
خارستان شرق Ùˆ غرب به گلستان مبدل گشت تا تمدن های بدیع Ø´Ú©ÙˆÙا گردد
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒÙرمایند :
" ..... از جمله برهان Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د قرآن است Ú©Ù‡ بشخص امÙ`ÛŒ ÙˆØÛŒ شده. Ùˆ ÙŠÚ©
معجزه از معجزات قرآن اين است Ú©Ù‡ قرآن Øکمت بالغه است شريعتی در نهايت
اتقان Ú©Ù‡ Ø±ÙˆØ Ø¢Ù† عصر بود تأسيس ميÙرمايد. Ùˆ از اين گذشته مسائل تاريخيÙ`Ù‡
Ùˆ مسائل رياضيÙ`Ù‡ بيان مينمايد Ú©Ù‡ مخال٠قواعد ÙÙ„Ú©ÙŠÙ`Ù‡ آن زمان بود بعد ثابت
شد Ú©Ù‡ منطوق قرآن ØÙ‚Ù` بود. در آن زمان قواعد ÙÙ„Ú©ÙŠÙ`Ù‡ بطلميوس مسلÙ`Ù… Ø¢Ùاق
بود Ùˆ کتاب مجسطی اساس رياضيÙ`Ù‡ بين جميع ÙلاسÙÙ‡ ولی منطوقات قرآن مخال٠آن
قواعد مسلÙ`مه رياضيÙ`Ù‡. لهذا جميع اعتراض کردند Ú©Ù‡ اين آيات قرآن دليل بر عدم
اطÙ`لاع است. امÙ`ا بعد از هزار سال تØقيق Ùˆ تدقيق رياضيÙ`ون اخير ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ مشهود
شد Ú©Ù‡ ØµØ±ÙŠØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† مطابق واقع Ùˆ قواعد بطلميوس Ú©Ù‡ نتيجه اÙکار هزاران
رياضيÙ` Ùˆ ÙلاسÙÙ‡ يونان Ùˆ رومان Ùˆ ايران بود باطل. مثلاً ÙŠÚ© مسئله از مسائل
رياضی قرآن اين است Ú©Ù‡ ØªØµØ±ÙŠØ Ø¨Øرکت ارض نموده ولی در قواعد بطلميوس ارض
ساکن است. رياضيÙ`ون قديم Ø¢Ùتاب را Øرکت ÙÙ„Ú©ÙŠÙ`Ù‡ قائل ولی قرآن Øرکت شمس را
Ù…ØوريÙ`Ù‡ بيان Ùرموده Ùˆ جميع اجسام ÙÙ„Ú©ÙŠÙ`Ù‡ Ùˆ ارضيÙ`Ù‡ را متØرÙ`Ú© دانسته. لهذا چون
رياضيÙ`ون اخير نهايت تØقيق Ùˆ تدقيق در مسائل ÙÙ„Ú©ÙŠÙ`Ù‡ نمودند Ùˆ آلات Ùˆ ادوات
اختراع کردند Ùˆ کش٠اسرار نمودند ثابت Ùˆ Ù…ØÙ‚Ù`Ù‚ شد Ú©Ù‡ منطوق ØµØ±ÙŠØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† صØÙŠØ
است Ùˆ جميع ÙلاسÙÙ‡ Ùˆ رياضيÙ`ون سل٠بر خطا رÙته بودند. Øال بايد انصا٠داد
Ú©Ù‡ هزاران Øکما Ùˆ ÙلاسÙÙ‡ Ùˆ رياضيÙ`ون از امم متمدÙ`نه با وجود تدرÙ`س Ùˆ تدريس
در مسائل ÙÙ„Ú©ÙŠÙ`Ù‡ خطا نمايند Ùˆ شخص امÙ`ÛŒ از قبائل جاهلهء بادية‌ العرب Ú©Ù‡
اسم ÙÙ†Ù` رياضی نشنيده بود با وجود آنکه در صØرا در وادی غير Ø°ÛŒ زرع نشو Ùˆ
نما نموده بØقيقت مسائل غامضهء ÙÙ„Ú©ÙŠÙ`Ù‡ Ù¾ÛŒ برد Ùˆ چنين مشاکل رياضيÙ`Ù‡ را ØÙ„Ù`
Ùرمايد. پس هيچ شبهه نيست Ú©Ù‡ اين قضيÙ`Ù‡ خارق العاده بوده Ùˆ بقوÙ`ت ÙˆØÛŒ
Øاصل گشته. برهانی از اين شاÙÛŒ تر Ùˆ کاÙÛŒ تر ممکن نيست Ùˆ اين قابل انکار
نه .... [23[
Ùˆ نیز Ù…ÛŒ Ùرمایند :
در چنين اقليمی بين چنين قبائل متوØÙ`شه شخصی امÙ`ÛŒ کتاب آورد Ú©Ù‡ آن کتاب بيان
صÙات الهيÙ`Ù‡ Ùˆ کمالات الهيÙ`Ù‡ Ùˆ نبوÙ`ت انبياء Ùˆ شرائع الهيÙ`Ù‡ Ùˆ بيان بعضی از
علوم Ùˆ بعضی از مسائل علميÙ`Ù‡ در نهايت ÙصاØت Ùˆ بلاغت است. از جمله ميدانيد
که قبل از راصد شهيراخير در قرون اولی و قرون وسطی تا قرن خامس عشر ميلاد
جميع رياضيÙ`ون عالم متÙ`ÙÙ‚ بر مرکزيÙ`ت ارض Ùˆ Øرکت شمس بودند Ùˆ اين راصد اخير
مبدأ رأی جديد است Ú©Ù‡ Ú©Ø´Ù Øرکت ارض Ùˆ سکون شمس نموده تا زمان او جميع
رياضيÙ`ون Ùˆ ÙلاسÙÙ‡ عالم بر قواعد بطلميوس ذاهب بودند Ùˆ هر کس کلمه ای مخالÙ
رأی بطلميوس ميگÙت او را تجهيل ميکردند. بلی Ùيثاغورث Ùˆ همچنين اÙلاطون را
در آخر ايÙ`ام تصوÙ`ر آنکه Øرکت سنوی شمس در منطقة البروج از شمس نيست بلکه از
Øرکت ارض Øول شمس است. ولی اين رأی بکلÙ`ÛŒ Ùراموش شد Ùˆ رأی بطلميوس مسلÙ`Ù…
در نزد جميع رياضيÙ`ون گشت. امÙ`ا در قرآن مخال٠رأی Ùˆ قواعد بطلميوسيÙ`Ù‡ آياتی
نازل از آنجمله آيه قرآن " Ùˆ الشÙ`مس تجری لمستقرÙ` لها " ثبوت شمس Ùˆ Øرکت Ù…Øوری
آن Ùˆ همچنين در آيه ديگر "Ùˆ Ú©Ù„Ù` ÙÛŒ ÙÙ„Ú© يسبØون" "Øرکت شمس Ùˆ قمر Ùˆ ارض Ùˆ
سائر نجوم مصرÙ`Ø. بعد از اينکه قرآن انتشار ياÙت جميع رياضيÙ`ون استهزاء
نمودند Ùˆ اين رأی را Øمل بر جهل کردند ØتÙ`ÛŒ علمای اسلام چون آيات را مخالÙ
قواعد بطلميوسيÙ`Ù‡ ديدند مجبور بر تأويل گشتند زيرا قواعد بطلميوسيÙ`Ù‡ مسلÙ`Ù…
بود Ùˆ ØµØ±ÙŠØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† مخال٠اين قواعد. تا در عصر خامس عشر ميلاد Ú©Ù‡ قريب نهصد
سال بعد از Ù…ØÙ…Ù`د رياضيÙ` شهير رصد جديد نمود Ùˆ آلات تلسکوپ پيدا شد Ùˆ
اکتشاÙات مهمÙ`Ù‡ Øاصل گشت Ùˆ Øرکت ارض Ùˆ سکون شمس ثابت شد Ùˆ همچنين Øرکت Ù…Øوری
شمس مکشو٠گشت Ùˆ معلوم گرديد Ú©Ù‡ ØµØ±ÙŠØ Ø¢ÙŠØ§Øª قرآن مطابق واقعست Ùˆ قواعد
بطلميوس اوهامات Ù…Øض. مختصراينکه جمÙ` غÙيری از امم شرقيÙ`Ù‡ هزار Ùˆ سيصد سال
درظلÙ` شريعت Ù…ØÙ…Ù`ديÙ`Ù‡ تربيت Ùˆ در قرون وسطی Ú©Ù‡ اروپا در نهايت درجه توØÙ`Ø´
بودند قوم عرب در علوم Ùˆ صنايع Ùˆ رياضيÙ`ات Ùˆ سياست Ùˆ سائر Ùنون بر سائر
ملل عالم تÙÙˆÙ`Ù‚ داشتند. Ù…ØرÙ`Ú© Ùˆ مربÙ`ÛŒ قبائل بادية العرب Ùˆ مؤسÙ`س مدنيÙ`ت کمالات
انسانيÙ`Ù‡ در ميان آن طوائ٠مختلÙÙ‡ ÙŠÚ© شخص امÙ`ÛŒ يعنی Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د بود. آيا اين
شخص Ù…Øترم مربÙ`ÛŒ Ú©Ù„Ù` بود يا نه ØŸ انصا٠لازم است [24[
مجملی برطلوع جمال Ù…Øمدی
با بیان چند Ùقره از بیانات Øضرت عبدالبهاء روØÛŒ له الÙداء درباره
دوران پیش Ùˆ پس از ظهور Øضرت رسول اشاره Ù…ÛŒ شود .
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
Øضرت Ù…Øمد وقتی مبعوث شد Ú©Ù‡ آنها بهيچوجه انسانيت تربيت مدنيت نداشتند *
بدرجه ای درنده بودند Ú©Ù‡ دختر های زنده خود را زير خاک دÙÙ† ميکردند Ùˆ
زنان پيش آنها از Øيوان پست تر بودند * وقتی ميخواستند عطر بخود شان
بزنند بول شتر استعمال ميکردند Ùˆ بول شتر را ميخوردند * Øضرت Ù…Øمد ميان
اينها ظاهر شد اين قوم جاهل را همچو تربيت کرد Ú©Ù‡ در اندک زمان تÙوق بر
سائر طوائ٠Øاصل نمودند عالم شدند دانا شدند Ùˆ اهل معار٠شدند اهل صنائع
شدند * نص قرآن است Ú©Ù‡ ميÙرمايد نصاری دوست شما هستند Ù„Ú©Ù† بت پرستان عرب
را از بت پرستی Ùˆ درندگی بقوت منع نمائيد * اصل Øقيقت اسلام اينست [25[
Ùˆ Ù…ÛŒ Ùرمایند : قوله الاØÙ„ÛŒ
دين الهی مروÙ`ج علم است Ùˆ مؤسÙ`س Ùنون Ùˆ مبيÙ`Ù† مسائل Ùˆ Ø´Ø§Ø±Ø Øقائق. چنانکه
قوم عرب در نهايت جهالت بودند بلکه کور و کر و بمثابه بهائم در جزيرة
العرب برØلة الشÙ`تاء Ùˆ الصÙ`ي٠مألو٠و به Ø§Ù‚Ø¨Ø Ø§Ø¹Ù…Ø§Ù„ Ùˆ اشنع عادات موصوÙ.
چون جمال Ù…ØÙ…Ù`دی از اÙÙ‚ يثرب Ùˆ بطØاء جلوه نمود دين الله چنان قدرت Ùˆ قوÙ`تی
بنمود Ú©Ù‡ در اندک زمانی اين اقوام جاهله در جميع علوم Ùˆ Ùنون سر Øلقهء
دانايان شدند Ùˆ نواقص علوم ÙˆÙنون ÙيلسوÙان را اکمال نمودند Ùˆ همچنين در
جميع مراتب ترقÙ`ÛŒ باوج اعلی رسيدند چنانکه بغداد مرکز علوم شد Ùˆ بخارا
مصدر Ùنون گشت Ùˆ علم چنان رايتی در اندلس بلند نمود Ú©Ù‡ جميع دانايان اروپ
در مدارس قرطبه Ùˆ کوردوÙان آمده اقتباس انوار علم را از مشکاة مدارس
اسلام مينمودند. از آنجمله جوانی از اهالی اروپ در مدارس قرطبه و
کوردوÙان از ائمÙ`هء دين اسلام تØصيل علوم Ùˆ Ùنون نمود Ùˆ چون به اروپ مراجعت
کرد چنان جلوه ای نمود Ú©Ù‡ او را در مدÙ`تی قليله بسمت پاپ انتخاب نمودند Ùˆ
بجميع اقاليم اروپا Øکمران شد. Ùˆ اين تÙاصيل در تاريخ Ùرانساوی Ùˆ مذکورو
تاريخ مذکوره مطبوع. باری اين بنصوص تاريخيÙ`Ù‡ مثبوت. [26[
Ùˆ نیز Ù…ÛŒ Ùرمایند :
جمÙ` غÙيری از امم شرقيÙ`Ù‡ هزار Ùˆ سيصد سال در ظلÙ` شريعت Ù…ØÙ…Ù`ديÙ`Ù‡ تربيت Ùˆ در
قرون وسطی Ú©Ù‡ اهالی اروپا در نهايت درجه توØÙ`Ø´ بودند قوم عرب در علوم Ùˆ
صنايع Ùˆ رياضيÙ`ات Ùˆ مدنيÙ`ت Ùˆ سياست Ùˆ سائر Ùنون بر سائر ملل عالم تÙÙˆÙ`Ù‚
داشتند . Ù…ØرÙ`Ú© Ùˆ مربÙ`ÛŒ قبائل بادية العرب Ùˆ مؤسÙ`س مدنيÙ`ت کمالات انسانيÙ`Ù‡ در
ميان آن طوائ٠مختلÙÙ‡ ÙŠÚ© شخص امÙ`ÛŒ يعنی Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د بود . آيا اين شخص Ù…Øترم
مربÙ`ÛŒ Ú©Ù„Ù` بود يا نه ØŸ انصا٠لازم است .[27[
Øضرت رسول عليه الصÙ`لوة Ùˆ السÙ`لام قبائل متØاربه متخاصمه متوØÙ`شه عربان
باديه را بيکديگر التيام داد Ùˆ در ظلÙ` خيمه ÙˆØدت در آورد اين بود Ú©Ù‡ آن
عربان باديه ترقÙ`ÛŒ عظيم نمودند Ùˆ در عالم کمالات معنويÙ`Ù‡ Ùˆ صوريÙ`Ù‡ علم بر
اÙراختند Ùˆ عزÙ`ت ابديÙ`Ù‡ ياÙتند[28[
اقوام Ùˆ طوائ٠متوØÙ`شهء اقليم Øجاز قبل از اشتعال سراج وهÙ`اج نبوÙ`ت کبری در
زجاجه بطØاء جاهلترين قبائل Ùˆ متوØÙ`شترين طوائ٠عالم بودند Ùˆ سير مذمومه Ùˆ
عوائد موØشه Ùˆ خون خواری Ùˆ اختلاÙات Ùˆ معادات آن اقوام در Ú©Ù„Ù` کتب Ùˆ
صØائ٠تاريخيÙ`Ù‡ مذکور ØتÙ`ÛŒ طوائ٠متمدÙ`نهء عالم در آن زمان قبائل اعراب يثرب
Ùˆ بطØا را از نوع بشر نمی شمردند . Ù„Ú©Ù† بعد از طلوع نيÙ`ر Ø¢Ùاق در آن خطÙ`Ù‡ Ùˆ
ديار از تربيت آن معدن کمال Ùˆ مهبط ÙˆØÛŒ Ø°ÛŒ الجلال Ùˆ Ùيوضات شريعت مقدÙ`سهء
الهيÙ`Ù‡ در مدÙ`ت قليله در ظلÙ` کلمهء ÙˆØدانيÙ`ت جمع شده اين جمهور اشخاص متوØÙ`شه
در جميع مراتب انسانيÙ`Ù‡ Ùˆ کمالات بشريÙ`Ù‡ چنان ترقÙ`ÛŒ نمودند Ú©Ù‡ Ú©Ù„Ù` ملل عالم در
آن عصر مبهوت Ùˆ متØÙŠÙ`ر گشتند . طوائ٠و قبائل Ùˆ ملل عالم Ú©Ù‡ دائماً اعراب
را سÙخريÙ`Ù‡ Ùˆ استهزاء مينمودند Ùˆ جنس بيÙصل ميشمردند بکمال اشتياق بموطن Ùˆ
ممالک عرب آمده تØصيل Ùضائل انسانيÙ`Ù‡ Ùˆ اقتباس علوم سياسيÙ`Ù‡ Ùˆ اکتساب معارÙ
Ùˆ مدنيÙ`ت Ùˆ تعلÙ`Ù… Ùنون Ùˆ صنائع مينمودند . آثار تربيت مربÙ`ÛŒ Øقيقی را در
امور Ù…Øسوسه ملاØظه کنيد Ú©Ù‡ اشخاصی Ú©Ù‡ از کثرت توØÙ`Ø´ Ùˆ نادانی در زمان
جاهليÙ`Ù‡ دختران Ù‡Ùت سالهء خود را زنده زير خاک مينمودند Ùˆ چنين امريرا Ú©Ù‡
از انسان گذشته طبيعت Øيوان نيز از آن متنÙÙ`ر Ùˆ متبرÙ`ÛŒ از شدÙ`ت جهالت منتهی
رتبهء ØميÙ`ت Ùˆ غيرت ميشمردند اين چنين اشخاص نادان از Ùيوضات تربيت ظاهرهء
آن بزرگوار بدرجه ای رسيدند که ممالک مصر و سريان و شام و کلدان و عراق
Ùˆ ايرانرا ÙØªØ Ù†Ù…ÙˆØ¯Ù‡ جميع مهامÙ` امور چهار اقليم عالم را منÙرداً اداره
نمودند . خلاصه طائÙهء عرب در جميع علوم Ùˆ Ùنون Ùˆ معار٠و Øکمت Ùˆ سياست Ùˆ
اخلاق Ùˆ صنايع Ùˆ بدايع سرور Ú©Ù„Ù` ملل Ùˆ اقوام گشتند . Ùˆ ÙÛŒ الØقيقه بلوغ
چنين طائÙهء متوØÙ`شهء Øقيره در مدÙ`ت قليله بمنتهی درجه کمالات بشريÙ`Ù‡ اعظم
برهان ØÙ‚Ù`ÙŠÙ`ت Ùˆ نبوÙ`ت سرور کائنات است . در اعصار اوÙ`ليÙ`هء اسلام جميع طوائÙ
اوروپ اکتساب Ùضائل Ùˆ معار٠مدنيÙ`ت را از اسلام ساکنين ممالک اندلس
مينمودند . Ùˆ اگر در کتب تواريخيÙ`Ù‡ از جميع دقÙ`ت شود مبرهن Ùˆ ÙˆØ§Ø¶Ø Ú¯Ø±Ø¯Ø¯ Ú©Ù‡
اکثر تمدÙ`Ù† اوروپ مقتبس از اسلام است چنانچه جميع کتب Øکما Ùˆ دانشمندان Ùˆ
علماء Ùˆ Ùضلای اسلاميÙ`Ù‡ را قليلاً قليلاً در اوروپ جمع Ùˆ بکمال دقÙ`ت در مجامع Ùˆ
Ù…ØاÙÙ„ علوم مطالعه Ùˆ مذاکره نموده امور Ù…Ùيده را اجرا نمودند Ùˆ الآن کتب
Ùضلای اسلام Ú©Ù‡ در ممالک اسلام نابود است در کتابخانهای ممالک اوروپ نسخ
عديده‌اش موجود Ùˆ قوانين Ùˆ اصولی Ú©Ù‡ در Ú©Ù„Ù` ممالک اوروپ جاريست اکثر بلکه
Ú©Ù„Ù`ÙŠÙ`هء مسائلش مقتبس از کتب ÙقهيÙ`Ù‡ Ùˆ Ùتاوای علمای اسلاميÙ`Ù‡ است . Ùˆ اگر
خو٠از تطويل نبود مسائل مقتبسه Ùرداً Ùرداً سمت تØرير می‌ياÙت . مبدء تمدÙ`Ù†
اوروپ در قرن سابع هجری واقع Ùˆ تÙصيل آن قضيÙ`Ù‡ آنکه در اواخر قرن خامس
هجری پاپ رئيس ملÙ`ت مسيØÙŠÙ`Ù‡ از اينکه مقامات مقدÙ`سهء نصاری چون بيت المقدس
Ùˆ بيت اللÙ`ØÙ… Ùˆ ناصره در تØت Øکومت اسلاميÙ`Ù‡ اÙتاده ناله Ùˆ Ùرياد آغاز نمود
Ùˆ جمهور ملوک Ùˆ اهالی اوروپ را تشويق Ùˆ تØريص نموده باعتقاد خود بØرب دينی
Ùˆ جهاد دلالت کرد . Ùˆ بقسمی Ùرياد Ùˆ Øنين Ùˆ انينش بلند شد Ú©Ù‡ Ú©Ù„Ù` ممالک
اوروپ قيام نمودند Ùˆ ملوک صليبيÙ`ون با عساکر بيشمار از خليج قسطنطنيÙ`Ù‡
گذشته توجÙ`Ù‡ بقطعهء آسيا نمودند . Ùˆ در آن زمان خلÙای علويÙ`Ù‡ بر ديار
مصريÙ`Ù‡ Ùˆ بعضی ممالک غرب Øکمرانی مي نمودند [29[
اصول در دیانت جمال Ù…Øمدی
اصول Øضرت Ù…Øمد بر Ù…Øور اعتقاد به خداوند يكتا Ùˆ بخشنده، مسئوليت Ùرد در
مورد اعمال خود Ùˆ تساوي همه اÙراد در مقابل خداوند دور مي‌زند. اين
دستورات نسبتاً ساده و عملي مي باشد
چهار وظيÙÙ‡ از پنج وظيÙÙ‡ اصلي الزامي در اين دين مربوط به اعتقاد به
بندگي در پيشگاه خداوند مي‌باشد مانند اعترا٠مكرر به ايمان، لزوم گزاردن
نماز پنج مرتبه در شبانه روز، روزه دار شدن از طلوع تا غروب Ø¢Ùتاب در
ماه رمضان و زيارت شهر مقدس مكه يكبار در طول زندگي
لزوم اطاعت از اين تعاليم عرب باديه‌نشين مغرور را مجبور ساخت كه در هنگام
عبادت خم شود Ùˆ جبين بر خاك بسايد. عقيده به اتØاد Ùˆ تساوي انسانها در
قالب تعاليم متعدد كه يكي از مهمترين آنها Øكم زكات Ùˆ انÙاق بÙقرا مي‌باشد
گنجانده شده است: «ثروت نبايد Ùقط در بين ثروتمندان جريان داشته باشد.»
(سوره هود آيه 7)
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
در قرآن خطاب بØضرت Ù…ØÙ…Ù`د ميÙرمايد " اÙÙ†Ù`َا ÙَتَØÙ'نَا Ù„ÙŽÚ©ÙŽ ÙَتÙ'Øَاً Ù…ÙبÙيناً Ù„ÙيَغÙ'ÙÙرَ Ù„ÙŽÚ©ÙŽ
اَللÙ`ه٠مَا تَقَدÙ`ÙŽÙ…ÙŽ Ù…ÙÙ†Ù' Ø°ÙŽÙ†Ù'بÙÚ©ÙŽ ÙˆÙŽ مَا تَأَخÙ`َرَ "ØŒ يعنی ما برای تو ÙتØÛŒ آشکار نموديم تا
گناهان پيشين Ùˆ پسين تو را بيامرزيم . Øال اين خطاب هر چند بظاهر بØضرت Ù…ØÙ…Ù`د
بود Ùˆ Ù„Ú©Ù† ÙÛŒ الØقيقه اين خطاب بعموم ملÙ`ت Ùˆ اين Ù…Øض Øکمت بالغه الهيÙ`Ù‡ است
چنانچه گذشت تا قلوب مضطرب نگردد Ùˆ مشوÙ`Ø´ Ùˆ منزجر نشود . Ú†Ù‡ بسيار Ú©Ù‡
انبيای الهی Ùˆ مظاهر ظهور Ú©Ù„Ù`ÛŒ در مناجات اعترا٠بقصور Ùˆ گناه نموده‌اند اين
من باب تعليم بسائر Ù†Ùوس است Ùˆ تشويق Ùˆ تØريص بر خضوع Ùˆ خشوع Ùˆ اعترا٠بر
گناه Ùˆ قصور Ùˆ الÙ`ا آن Ù†Ùوس مقدÙ`سه پاک از هر گناهند Ùˆ منزÙ`Ù‡ از خطا. [30[
Ùˆ نیز Ù…ÛŒ Ùرمایند :
تعاليم دينی بمنزلهء علاج است اگر علاج سبب مرض شود البتÙ`Ù‡ عدم علاج خوشتر
است. و همچنين وقتی که عشاير عرب در نهايت عداوت و جدال بودند خون يکديگر
را Ù…ÛŒ ريختند اموال تاراج Ù…ÛŒ نمودند Ùˆ اهل Ùˆ اطÙال اسير Ù…ÛŒ کردند Ùˆ در
صØراء جزيرة العرب مقاتلهء دائمی داشتند Ù†Ùسی راØت نبود هيچ قبيله ئی
آرام نداشت در چنان وقتی Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د ظاهر شد Ùˆ اينها را جمع کرد Ùˆ قبائل
متÙرقه را الÙت داد با يکديگر متÙ`Øد Ùˆ متÙ`ÙÙ‚ نمود ابداً قتال Ùˆ جدال در
ميان نماند عرب بدرجه ئی ترقÙ`ÛŒ کرد Ú©Ù‡ سلطنت اندلس Ùˆ خلاÙت کبری تأسيس کرد.
از اين Ùهميديم Ú©Ù‡ اساس دين الهی از برای ØµÙ„Ø Ø§Ø³Øª نه جنگ Ùˆ اساس اديان
الهی ÙŠÚ©ÛŒ است Ùˆ آن Ù…ØبÙ`ت است Øقيقت است ارتباط است ولی اين نزاع ها منبعث
از تقاليدی است Ú©Ù‡ بعد پيدا شد اصل دين ÙŠÚ©ÛŒ است Ùˆ آن Øقيقت است Ùˆ اساس
اديان الهی است اختلا٠ندارد اختلا٠در تقاليد است و چون تقاليد مختل٠است
لهذا سبب اختلا٠و جدال گردد. [31[
تعليم ديگر عدم تعصب نژادي است: «و از نشانه‌هاي الهي خلقت آسمانها و زمين
است و مختل٠بودن زبان و رنگ كه هرآينه نشانه‌ايست براي همه (سوره الروم
آيه 21)
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
جميع مظاهر مقدسه خدمت بØقيقت Ùرمودند * Øضرت موسی ترويج Øقيقت Ùرمود *
Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ ØªØµØ±ÙŠØ Øقيقت کرد * جميع Øواريين ØªÙˆØ¶ÙŠØ Øقيقت نمودند * Øضرت رسول
تبشير بØقيقت داد * اوليای الهی مؤسس Øقيقت بودند * Øضرت بهاء اللÙ`Ù‡ تأسيس
Øقيقت Ùرمود * Ú©Ù„ مظاهر Øقيقت بودند Ùˆ تعاليم Ú©Ù„ توØيد عالم انسانی Ùˆ
الÙت Ùˆ Ù…Øبت Ùˆ يگانگی Ùˆ تنزيه Ùˆ تقديس از ظلمات امکانی يعنی اختلا٠و
نزاع Ùˆ جدال Ùˆ قتال * پس ما Ú©Ù‡ بندگان آن بزرگوارانيم چرا بايد اختلاÙ
کنيم * چرا بايد نزاع و جدال نمائيم * بندگان يکخداونديم و جميع مشمول
الطا٠Øضرت رØمانی * خداوند با Ú©Ù„ در نهايت ØµÙ„Ø Ø§Ø³Øª ما چرا با يکديگر جنگ
نمائيم * خداوند با کل مهربانست ما چرا نا مهربان باشيم * خداوند خالق
Ú©Ù„ Ùˆ رازق Ú©Ù„ Ùˆ مربی Ú©Ù„ Ùˆ ØاÙظ Ú©Ù„ است ما چرا از يکديگر جدا هستيم *
سبب اينست Ú©Ù‡ اساس اديان الهی از ميان رÙته Ùˆ Ùراموش شده Ùˆ تشبث بتقاليد
موهومه گشته * و چون تقاليد مختل٠است سبب بغض و عداوت بين بشر گرديده*
اما اگر باساس اديان الهی نظر کنيم کل يکی است و اگر رجوع بآن نمائيم کل
متØد Ùˆ متÙÙ‚ ميشويم Ùˆ علم ÙˆØدت عالم انسانی در جميع Ø¢Ùاق موج زند *[32[
Øضرت Ù…Øمد به پيروان خود توصيه مي‌Ùرمايند كه از ظلم Ùˆ ستم نسبت به ديگران
بپرهيزند و مهربان و بخشنده باشند:
«متعرض كساني كه بتو ضرر نمي‌رسانند مباش، رعايت ضع٠زنان را بنما، به
كودكان يا اÙراد مريض آسيب مرسان، از ويران كردن خانه كساني كه مقاومتي
ندارند بپرهيز و وسيله معيشت آنان را ضايع مكن.»
زندگي شخصي Øضرت Ù…Øمد خود نمونه اي از اين تعاليم بود بطوريكه قاتل يكي
از دخترانش را مورد بخشش قرار داد. مهرباني Ùˆ Ø´Ùقت شامل Øال Øيوانات نيز
مي‌گردد Øال آنكه با همنوعان بايد در نهايت ادب Ùˆ Ù…Øبت رÙتار نمود.
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
در تورات است Ú©Ù‡ خدا Ùرمود انسانی را خلق کنم بصورت Ùˆ مثال خود Ùˆ در
Øديث رسول الله ميÙرمايد خلق الله آدم علی صورته مقصد از اين صورت صورت
رØمانی است يعنی انسان صورت رØمان است Ùˆ مظهر صÙات يزدان خدا ØÙŠÙ` است
انسان هم ØÙŠÙ` است خدا بصير است انسان هم بصير است خدا سميعست انسان هم
سميعست خدا مقتدر است انسان هم مقتدر است. پس انسان آيت رØمن است صورت Ùˆ
مثال الهی است و اين تعميم دارد و اختصاص به رجال دون نساء ندارد چه نزد
خدا ذکور Ùˆ اناثی نيست هر کس کاملتر مقرÙ`ب‌تر خواه مرد باشد خواه زن. [33
[
Ùˆ نیز Ù…ÛŒ Ùرمایند :
خداوند در تورات ميÙرمايد انسانرا بصورت خود خلق نموديم Ùˆ در انجيل جليل
ميÙرمايد الاب ÙÛŒ الابن Ùˆ الابن ÙÛŒ الاب * Øضرت Ù…Øمد ميÙرمايد Ú©Ù‡ خدا Ùرموده
انسان سرÙ` من است Ùˆ من سرÙ` انسان * Øضرت بهاء اللÙ`Ù‡ ميÙرمايد ( Ùؤادک منزلی
طهÙ`ره لنزولی Ùˆ قلبک منظری قدÙ`سه لظهوری ) * اينکلمات جميعا دلالت بر اين
دارد که انسان بصورت و مثال الهيست *[34[
يك مسلمان وظيÙÙ‡ دارد كه در مقابل Øمله ديگران از خود دÙاع كند ولي نبايد
خودش متجاوز باشد يا از روي تعصب موجب خونريزي گردد: «در راه خدا با
كساني كه به تو Øمله مي‌كنند جهاد كن ولي در دشمني پيشقدم مباش كه خداوند
متجاوزين را دوست ندارد.» ( سوره بقره آيه 186)
Øكم جهاد از اختيارات Øكومت است كه بمنظور ØÙظ شهروندان خود از Ù…Ùاسد
شرك Ùˆ بت‌پرستي صادر مي‌نمايد. مهمتر از همه اشاره به لزوم كوشش Ùردي براي
سركوبي Ù†Ùس اماره مي‌باشد: «بالاترين جهاد براي انسان تسلط بر Ù†Ùس خود
مي‌باشد.» Øكم جهاد را نبايد به تØميل دين اسلام بديگران كه مغاير دستور
بردباري Ùˆ اغماض مي‌باشد تعبير نمود: «لا اكراه ÙÙŠ الدين (در دين نبايد
اكراه باشد)» (سوره بقره آيه 257)
در صدر اسلام اين اØكام با جديت كامل اجرا مي‌شد چنانچه در كشورهاي اسلامي
مردم در پذيرÙتن اين دين آزاد بودند بطوريكه مثلاً بيش از سيصد سال پس از
آنكه مصر تØت تسلط اسلام درآمده بود اكثريت مردم آن به اسلام گرويدند.
همچنين نكته قابل توجه آنكه براي قرن‌ها يهوديان ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ù…ÙŠâ€ŒØ¯Ø§Ø¯Ù†Ø¯ در قلمرو
Øكومت‌هاي اسلامي زندگي كنند تا در قلمرو مسيØيت ØŒ Øكومت‌هاي اسلامي با غير
مسلمانان هم بنا بر اصل تساوي Øقوق رÙتار مي‌كردند، گرچه آنها در انجام
بعضي امور متÙاوت Ùˆ مستثني بودند مانند پرداخت «جزيه» كه ماليات متوسطي
بود كه در مقابل معاÙيت از شركت در جهاد مي‌پرداختند ØŒ Ùˆ يا بجاي زكات
مشمول ماليات مختصري مي شدند.
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
... از تعاليم Øضرت بهاءاللÙ`Ù‡ اوÙ`Ù„ تØرÙ`ÛŒ Øقيقت است اساس جميع انبيا Øقيقت
است Ùˆ Øقيقت ÙŠÚ©ÛŒ است. Øضرت ابراهيم منادی Øقيقت بود Øضرت موسی خادم
Øقيقت بود Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ù…Ø¤Ø³Ù`س Øقيقت بود Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د مروÙ`ج Øقيقت بود Øضرت اعلی
مبشÙ`ر Øقيقت بود Ùˆ Øضرت بهاءاللÙ`Ù‡ نور Øقيقت. Øقيقت اديان الهی يکيست در
Øقيقت اختلا٠نيست امÙ`ا تقاليد چون مختل٠است سبب اختلا٠و جدال گشته اگر
تØرÙ`ÛŒ Øقيقت Ùˆ ترک تقاليد شود جميع ملل متÙ`Øد گردند زيرا اختلاÙÛŒ در Øقيقت
اديان نيست بلکه در تقاليد است. [35[
بردگي يكي از رسوم اصلي جوامع آن زمان بود Ùˆ Øضرت Ù…Øمد دستوري بر لغو
Ùوري آن صادر Ù†Ùرمودند ولي از تعاليم آن Øضرت آشكار بود كه نظر به Ù…ØÙˆ
تدريجي آن داشته‌اند بطوريكه بطرق مختل٠آزاد نمودن بردگان را تشويق
مي‌Ùرمودند Ùˆ خود شخصاً با ازاد كردن بردگان سرمشق ديگران واقع شدند.
همچنين آزاد سازي بردگان را از مهمترين اعمال نيك مي‌شمردند و به بردگان اين
ØÙ‚ را اعطاء كرده بودند كه آزادي خود را بخرند. علاوه بر اين به پيروان
خود تÙهيم نموده بودند كه در نظر خداوند برده Ùˆ آزاد يكسان مي‌باشد. بر
اثر اين تعاليم آزادي خواهانه بردگان Ùقط بكارهاي پست گمارده نمي‌شدند Ùˆ
در واقع در كشورهاي اسلامي آنها اكثراً بمقامات مهم نيز مي‌رسيدند.
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
امروز هر کسی بوØدت بشر خدمت کند در درگاه اØديت مقبول است * زيرا جميع
انبيای الهی در ÙˆØدت عالم انسانی کوشيدند Ùˆ خدمت بعالم انسانی کردند *
زيرا اساس تعاليم الهی ÙˆØدت عالم انسانيست * Øضرت موسی خدمت بوØدت انسانی
نمود Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ ÙˆØدت عالم انسانی تأسيس کرد Øضرت Ù…Øمد اعلان ÙˆØدت انسانی
نمود انجيل Ùˆ تورات Ùˆ قرآن اساس ÙˆØدت انسانی تأسيس نمودند * شريعت اللÙ`Ù‡
ÙŠÚ©ÛŒ است Ùˆ دين اللÙ`Ù‡ ÙŠÚ©ÛŒ Ùˆ آن الÙت Ùˆ Ù…Øبت است * Øضرت بهاء اللÙ`Ù‡ تجديد
تعاليم انبيا Ùرمود Ùˆ اساس دين اللÙ`Ù‡ را اعلان نمود ملل مختلÙÙ‡ را بهم الÙت
داد اديان مختلÙÙ‡ را با هم جمع نمود *انجمن ما انجمن روØانيست Ùˆ بجهت توجه
بملکوت ربانی Ùˆ Øصول اØساسات روØانی Ùˆ ترويجوØدت عالم انسانی تا بکوشيم Ú©Ù‡
تعصب از بين ملل Ùˆ مذاهب زائل گردد Ùˆ Ù…Øبت در جميع قلوب Øلول نمايد * لهذا
اميدوارم Ú©Ù‡ اين انجمن در درگاه اØديت از سائرانجمنها مقبول Ùˆ ممتاز باشد *
[36[
همچنين Øضرت Ù…Øمد سعي نداشتند كه تساوي زن Ùˆ مرد را به جامعه‌اي كه بلØاظ
آداب و سنن ديرينه قومي، هيچگونه آمادگي براي چنين تغيير بزرگي نداشت
بزور تØميل نمايند. با اين Øال بسياري از تعاليم اسلام در جهت پيشبرد Øقوق
زنان Ùˆ رعايت اØترام آنان مي‌باشد، بطوريكه در صدر اسلام در كشورهاي اسلامي
زنان در شرايطي بمراتب بهتر از ساير جوامع آن زمان زندگي مي‌كردند. آنها
مانند مردان از ØÙ‚ مالكيت برخوردار بودند Ùˆ مي توانستند اموال را به
ارث ببرند Ùˆ يا خريد Ùˆ Ùروش نمايند. Øضرت Ù…Øمد Ùرمودند كه با زنان بايد با
اØترام رÙتار نمود ولي براي اينكه اين اØترام را در جامعه نيمه ÙˆØشي آن
زمان امكان‌پذير نمايند به زنان توصيه Ùرمودند كه سعي كنند پوشيده باشند
و زيبائي خود را در معرض ديد و توجه مردم قرار ندهند. در يك جامعه خشن
بدوي تعدد زوجات (پلي گامي) خود طريق مناسبي براي Ù…ØاÙظت زنان بود Ùˆ با
توجه به اين امر Øضرت Ù…Øمد ادامه اين روش را براي پيروان خود جايز
دانستند، با اين Øال به آنان اجازه داده نميشد كه بيش از چهار زن توأماً
داشته باشند Ùˆ Ø¨ÙˆØ¶ÙˆØ Ø§ÙƒØªÙا نمودن به يك همسر را ارجØ
مي‌دانستند: «مي‌توانيد با دو يا سه يا چهار زن ازدواج كنيد ولي اگر بيم
آن مي‌رود كه نتوانيد عدالت را در بين آنان رعايت نمائيد پس Ùقط به يكي
اكتÙا كنيد.» (سوره نساء آيه 3)
گذشته از تأكيد Ùراوان به پاكدامني Ùˆ تقوا، Øضرت Ù…Øمد همچنين نظاÙت را
ترويج نموده و شرب مسكرات، قمار، رباخواري و ساير اعمال ناپسند را منع
Ùرموده‌اند. تØصيل علوم نيز با تأكيد توصيه شده است. دانشگاههاي بزرگ
امپراطوري اسلام در قرون بعدي جزو Ù…Ùاخر اسلامي بشمار مي‌رود.
Øضرت اعلی Ù…ÛŒ Ùرمایند :
ذات الهی لم يزل و لا يزال ظهور آن عين بطون او است و بطون او عين ظهور او
است Ùˆ آنچه از ظهور اللÙ`Ù‡ ذكر ميشود مراد شجره Øقيقت است كه دلالت نميكند
الÙ`ا بر او Ùˆ اون شجره است كه مرسل كلÙ` رسل Ùˆ منزل كلÙ` كتب بوده Ùˆ هست Ùˆ
او لم يزل و لا يزال عرش ظهور و بطون او در ميان همين خلق بوده كه در هر
زمان بآنچه خواسته ظاهر Ùرموده چنانچه Øين نزول قرآن بظهور Ù…ØÙ…Ù`د (ص)
اظهار قدرت خود Ùرموده Ùˆ Øين نزول بيان بنقطه بيان اظهار قدرت خود
Ùرموده Ùˆ در نزد ظهور من يظهره اللÙ`Ù‡ باو اثبات دين خود خواهد Ùرمود كيÙ
يشاء بما يشاء لما يشاء. [37[
در غرب تعصب و خصومت شديدي نسبت به اسلام وجود داشته است كه از جنگها و
مبارزات كشورهاي مسيØÙŠ اروپا عليه ممالك اسلامي در قرون وسطي سرچشمه
مي‌گيرد. هد٠بيشتر اين خصومت‌ها شخص Øضرت Ù…Øمد مي‌باشد كه مسيØيان سعي
نموده‌اند از طريق تهمت Ùˆ اÙترا مقام ايشان را در اذهان مخدوش نموده Ùˆ او را
پيامبري كاذب معرÙÙŠ نمايند. باين ترتيب Ú¯Ùته‌اند كه تعاليم Øضرت Ù…Øمد اصالت
نداشته Ùˆ اكثر آنها را از انجيل Ùˆ ساير منابع گرÙته Ùˆ اينكه او بكمك شمشير
دين خود را انتشار نموده است (با اشاره به اين واقعيت كه او سيزده زن
داشته است). اما مطالعه Ø´Ø±Ø Øيات Ùˆ تعاليم Øضرت Ù…Øمد كذب اين اتهامات را
ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ روشن مي‌سازد. بسياري از تعاليم او از جمله آزادي اعتقادات مذهبي Ùˆ
اداره امور مملكت در نوع خود كاملاً بيسابقه است. اگر اين دين ظهوري مستقل
Ùˆ الهي نبود Ùˆ صرÙاً يك جنبش اصلاØ‌گرا بشمار مي‌رÙت هرگز نمي‌توانست داراي
كتابي بقدرت قرآن باشد Ùˆ منشأ تمدني چنان درخشان واقع گردد. موÙقيت اسلام
مديون سادگي Ùˆ قدرت تعاليمش در جذب Ù†Ùوس است، نه تهديد شمشير كه بنا
بÙرموده Øضرت Ù…Øمد Ùقط بايد در دÙاع مورد استÙاده قرار گيرد. در مورد
اتهام مربوط به داشتن زنان متعدد Ùˆ شهوت‌راني، بايد توجه داشت كه Øضرت Ù…Øمد
تا سن بيست و چهار سالگي ازدواج نكرد و بعد هم با زني ازدواج نمود كه
شانزده سال از خودش بزرگتر بود Ùˆ تا پس از ÙˆÙات او زوجه ديگري اختيار
نكرد Ùˆ Øتي آن موقع هم زناني را كه به همسري انتخاب مي‌كرد غالباً زنان
بيوه اصØابش بودند كه منظور از ازدواج Øمايت از آنان بود Ùˆ يا اينكه
ازدواج اصولاً جنبه سياسي داشته Ùˆ بخاطر Ù…ØµØ§Ù„Ø Ù…Ù…Ù„ÙƒØª بوده است.
Øضرت عبدالبهاء Ù…ÛŒ Ùرمایند :
" امÙ`ا Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د. اهل اروپا Ùˆ آمريکا بعضی روايات از Øضرت رسول شنيده
اند Ùˆ صدق انگاشته اند. Ùˆ Øال آنکه راوی يا جاهل بوده Ùˆ يا مبغض Ùˆ اکثر
راويها قسÙ`يسها بوده اند. Ùˆ همچنين بعضی از جهله اسلام روايتهای بی اصل از
Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د نقل کرده اند Ùˆ بخيال خود Ù…Ø¯Ø Ø¯Ø§Ù†Ø³ØªÙ‡ اند. مثلاً بعضی از
مسلمانان جاهل کثرت زوجات را مدار ممدوØÙŠÙ`ت دانسته اند Ùˆ کرامت قرار داده
زيرا اين Ù†Ùوس جاهله تکثÙ`ر زوجات را از قبيل معجزات شمرده اند.
Ùˆ استناد مورÙ`خين اروپا اکثرش بر اقوال اين Ù†Ùوس جاهله است. مثلاً شخص
جاهلی در نزد قسÙ`يسی Ú¯Ùته Ú©Ù‡ دليل بزرگواری شدÙ`ت شجاعت Ùˆ خونريزی است Ùˆ
ÙŠÚ© شخص از اصØاب Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د در ÙŠÚ© روز صد Ù†Ùر را در ميدان Øرب سر از تن
جدا کرد. آن قسÙ`يس گمان نمود Ú©Ù‡ ÙÛŒ الØقيقه برهان دين Ù…ØÙ…Ù`د قتل است. Ùˆ Øال
آنکه اين صر٠اوهام است بلکه غزوات Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د جميع Øرکت دÙاعی بوده. Ùˆ
برهان ÙˆØ§Ø¶Ø Ø¢Ù†Ú©Ù‡ سيزده سال در Ù…Ú©Ù`Ù‡ Ú†Ù‡ خود Ùˆ Ú†Ù‡ اØبÙ`ايش نهايت اذيÙ`ت را
کشيدند Ùˆ در اين مدÙ`ت هد٠تير جÙا بودند. بعضی اصØاب کشته گشتند Ùˆ اموال
بيغما رÙت Ùˆ سائرين ترک وطن مألو٠نمودند Ùˆ بديارغربت Ùرار کردند Ùˆ خود
Øضرت را بعد از نهايت اذيÙ`ت مصمÙ`Ù… بقتل شدند. لهذا نص٠شب از Ù…Ú©Ù`Ù‡ بيرون
رÙتند Ùˆ به مدينه هجرت Ùرمودند. با وجود اين اعداءترک جÙا نکردند بلکه
تعاقب تا Øبشه Ùˆ مدينه نمودند. [38[
Ùˆ در انتها میشود Ú¯Ùت درست همانگونه كه مسيØيت بزودي بعد از شهادت Øضرت
Ù…Ø³ÙŠØ Ø¨Ø± اثر اضاÙÙ‡ نمودن عقايد Ùˆ نظرياتي به تعاليم اصلي از طر٠پيروانش
رو بضع٠نهاد، اسلام نيز بلاÙاصله پس از ÙˆÙات Øضرت Ù…Øمد (8 ژوئن 632) با
تصميمي كه پيروان Ùˆ اصØاب آن Øضرت در مورد جانشيني او گرÙتند دچار ضع٠و
تÙرقه گرديد. در واقع Ùقط قوه الهيه كه در اين اديان نهÙته بود Ùˆ آنها را
قادر ساخته است كه عليرغم اين انشعاب Ùˆ تÙرقه اوليه به تأسيس تمدن‌هاي
درخشاني نائل گردند.
Øضرت بهاءالله Ù…ÛŒ Ùرمایند :
باری اختلا٠اعمال سبب اختلا٠امر گشت و امر ضعی٠گشت . شریعت رسول الله
Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سواه Ùداه را بمثابه بØری ملاØظه نما Ú©Ù‡ از این بØر خلیج های لا یتناهی
زده اند و این سبب ضع٠شریعت الله شده ما بین عباد [39[
در پایان این بخش Ú©Ù‡ توضیØÛŒ اجمالی از طلوع تا غروب جمال Ù…Øمدی بود را با
نطقی از Øضرت عبدالبهاء Ú©Ù‡ در منزل مستر دريÙوس در پاريس ( 27 اکتبر سنه
1911) ادا Ùرموده اند به انتها Ù…ÛŒ رسانیم قوله الجمیل :
در ØÙ‚ سرور کائنات Øضرت Ù…Øمد عليه السلام تا بØال شنيده‌ايد جميع روايات از
روی غرض Ùˆ تعصب جاهلانه بوده ابداً مقارن Øقيقت نبوده * Øال من Øقيقت
واقع را برای شما بيان مينمايم روايات نميکنم بميزان عقل صØبت ميشود زيرا
وقائع ازمنه سابقه را بميزان عقل بايد سنجيد * اگر مطابق آيد مقبول است
Ùˆ الÙ`ا سزاوار اعتماد نيست * اوÙ`لاً اينکه آنچه در ØÙ‚ Øضرت رسول عليه السلام
در کتب قسيسها ميخوانيد مانند Ø´Ø±Ø Øال Ù…Ø³ÙŠØ Ø§Ø³Øª در کتب يهود * شما ملاØظه
کنيد Ù…Ø³ÙŠØ Ø¨Ø§ÙŠÙ† بزرگواريرا خلق در Øقش Ú†Ù‡ نسبتها ميدادند Ùˆ Øال آنکه
Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø¨Ø§ وجه ØµØ¨ÙŠØ Ùˆ نطق ÙØµÙŠØ Ù…Ø¨Ø¹ÙˆØ« شده بود* بر سر مطلب رويم Øال
نص٠اهل عالم بت پرست است Ùˆ نص٠ديگر دو قسمت قسم اعظم مسيØÛŒ است Ùˆ قسم
ثانی مسلمان و ملل ديگر قليلند * اين دو قسم مهم است * هزار و سيصد سال
است ميان مسلمان Ùˆ مسيØÛŒ نزاع Ùˆ جدالست Ùˆ Øال آنکه بسببی جزئی اين
عداوت اين سوء تÙاهم زائل ميشود Ùˆ نهايت الÙت Øاصل ميگردد نه جدال
ميماند نه نزاع نه ضرب Ùˆ نه قتال * Ùˆ آن اينست Ú©Ù‡ ميگوئيم Øضرت Ù…Øمد
عليه السلام چون مبعوث شد اول اعتراض Ú©Ù‡ باقربای خويش کرد Ú¯Ùت چرا به
انجيل Ùˆ تورات مؤمن نشديد * Ùˆ اين بموجب نص قرآنست Øکايت تاريخی نيست *
Ú¯Ùت چرا بجميع انبياء مؤمن نشديد * چرا به بيست Ùˆ هشت بيغمبران مذکور در
قرآن مؤمن نشديد * Ùˆ بنص قرآن ميÙرمايد تورات Ùˆ انجيل کتاب خداست Øضرت
موسی نبی عظيمی بود Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø§Ø² Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù‚Ø¯Ø³ تولد ياÙت Ùˆ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù„Ù`Ù‡ Ùˆ
کلمة اللÙ`Ù‡ بود * Øضرت مريم مقدس بود Øتی در قرآن ميÙرمايد Øضرت مريم
نامزد کسی نبود بلکه در اورشليم قدس الاقداس معتک٠و منزوی بود شب و روز
مشغول عبادت بود مائده از آسمان برای او ميآمد Øضرت زکريا پدر ÙŠØÙŠÛŒ هر
وقت ميآمد ميديد مائده پيش مريم است سؤال ميکرد مريما اين مائده از کجاست
مريم ميگÙت از آسمانست Ùˆ Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø¯Ø± گهواره تکلم کرد Ùˆ Øضرت مريم را خدا
بر جميع زنان عالم ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ùˆ تÙوق داده اين نصوص قرآن در ØÙ‚ Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø§Ø³Øª
* Øضرت Ù…Øمد عليه السلام قوم خود را توبيخ Ùˆ ملامت کرد Ú©Ù‡ چرا مؤمن Ø¨Ù…Ø³ÙŠØ Ùˆ
موسی نشديد * قوم Ú¯Ùتند ما مؤمن ميشويم Ø¨Ù…Ø³ÙŠØ Ùˆ موسی Ùˆ تورات Ùˆ انجيل اما
Øال آباء Ùˆ اجداد ما Ú†Ù‡ ميشود يعنی آباء Ùˆ اجداد ما Ú©Ù‡ به آنها اÙتخار
ميکنيم * Øضرت Ù…Øمد Ùرمود هرکس بØضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ùˆ موسی مؤمن نبود از اهل نار
است * اين نصÙ` قرآنست تاريخ نيست Øتی Ùرمود چون پدران شما مؤمن بØضرت مسيØ
Ùˆ انجيل نبودند در ØÙ‚ آنها طلب مغÙرت ننمائيد بخدا واگذاريد اين قسم قوم
خود را ملامت ميکرد * Ùˆ Øضرت Ù…Øمد وقتی مبعوث شد Ú©Ù‡ آنها بهيچوجه انسانيت
تربيت مدنيت نداشتند * بدرجه ای درنده بودند که دخترهای زنده خود را زير
خاک دÙÙ† ميکردند Ùˆ زنان پيش آنها از Øيوان پست تر بودند * وقتی
ميخواستند عطر بخود شان بزنند بول شتر استعمال ميکردند و بول شتر را
ميخوردند * Øضرت Ù…Øمد ميان اينها ظاهر شد اين قوم جاهل را همچو تربيت کرد
Ú©Ù‡ در اندک زمان تÙوق بر سائر طوائ٠Øاصل نمودند عالم شدند دانا شدند Ùˆ
اهل معار٠شدند اهل صنائع شدند * نص قرآن است Ú©Ù‡ ميÙرمايد نصاری دوست
شما هستند لکن بت پرستان عرب را از بت پرستی و درندگی بقوت منع نمائيد *
اصل Øقيقت اسلام اينست * اما نگاه بمعاملات بعضی از امراء اسلام نکنيد زيرا
تعلق بØضرت Ù…Øمد ندارد * تورات را بخوانيد ببينيد اØکام چگونه است ولی
ملوک يهود Ú†Ù‡ کردند * انجيل را بخوانيد ببينيد رØمت صرÙست Ù…Ø³ÙŠØ Ù‡Ù…Ù‡ را منع
از Øرب کرد وقتی بطرس شمشير کشيد Ú¯Ùت بگذار در غلا٠* امÙ`ا امراء مسيØÛŒ Ú†Ù‡
قدر خونريزی نمودند Ùˆ ظلم شديد کردند Ùˆ بعضی از قسيسها بر خلا٠مسيØ
معامله نمودند اينها دخلی Ø¨Ù…Ø³ÙŠØ Ù†Ø¯Ø§Ø±Ø¯ * باری مقصد اينجاست مسلمانان معترÙ
بر آن هستند Ú©Ù‡ Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù„Ù`Ù‡ است کلمة اللÙ`Ù‡ است مقدس است واجب
التعظيم است Ùˆ Øضرت موسی نبی Ø°ÛŒ شأنی بود صاØب آيات باهرات بود Ùˆ تورات
کتاب اللÙ`Ù‡ است * خلاصه مسلمانان رئيس مسيØيان Ùˆ رئيس موسويان را نهايت
تمجيد Ùˆ تقديس مينمايند * اگر مسيØيان هم رئيس اسلام را مقابله بالمثل
تمجيد و تقديس کنند اين نزاع بر داشته ميشود * آيا از اين قضيه ايمان
مسلمانان کاسته ميشود استغÙراللÙ`Ù‡ * آيا مسلمانان Ú†Ù‡ ضرر از ستايش رئيس
مسيØيان ديدند Ùˆ Ú†Ù‡ گناهی نمودند بلکه بالعکس مقرÙ`ب درگاه الهی شدند Ú©Ù‡
انصا٠دادند * Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø±Ø§ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù„Ù`Ù‡ Ùˆ کلمة اللÙ`Ù‡ Ú¯Ùتند * آيا نبوÙ`ت Ù…Øمد
بدلائل باهره ثابت نيست ؟؟؟ * [40[
مقام Ùˆ مرتبت جما Ù„ Ù…Øمدی
در این بخش سعی شده پاره ای از بیانات طلعات مقدسه بهائیان در مقام عظمت
شان Ùˆ رÙعت مقام Øضرت رسول (ص) Ùˆ ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین برای
مزيد استØضار خوانندگان عزيز در اين اوراق نقل مي‌گردد.
راجع به Øضرت رسول اكرم
Øضرت بهاءالله مي‌Ùرمايند:
والصلاه Ùˆ السلام علي مطلع الاسماء الØسنيوالصÙات العليا الذي ÙÙŠ كل Øر٠من
اسمه كنزت الاسماء Ùˆ به زين الوجود من الغيب Ùˆ اشهود Ùˆ سمي بمØمد ÙÙŠ ملكوت
الاسماء Ùˆ باØمد ÙÙŠ جبروت البقاء Ùˆ علي آله Ùˆ صبØÙ‡ من هذا لايوم الي يوم Ùيه
ينطق لسان العظمه الملك لله الواØد القهار.
هو اللÙ`Ù‡ تعالی شأنه العظمة Ùˆ الاقتدار Øمد مقدÙ`س از ذکر Ùˆ بيان مقصود
عالميان را لائق Ùˆ سزاست Ú©Ù‡ عالمرا بانوار توØيد منوÙ`ر Ùرمود Ùˆ رايت عظمای
انÙ`Ù‡ لا اله الÙ`ا هو را بر اعلی مقام عالم براÙراشت سطوت امرا او را منع
ننمود Ùˆ از اراده باز نداشت رسل Ùرستاد Ùˆ کتب نازل Ùرمود تاکلÙ` بصراط
مستقيم Ùائز شوند Ùˆ از برای عرÙان نبأعظيم در يوم قيام مستعد گردند له
الØمد Ùˆ المنÙ`Ø© Ùˆ له الÙضل Ùˆ العطآء خلق Ùرمود Ùˆ راه نمود تا Ú©Ù„Ù` Ùائز شوند
بآنچه Ú©Ù‡ مقصود از خلقت خلق بوده تعالی Ùضله Ùˆ تعالی کرمه العميم Ùˆ
جوده العظيم الصÙ`لوة Ùˆ السÙ`لام علی سيÙ`د العالم Ùˆ مربÙ`ÛŒ الامم الÙ`Ø°ÛŒ به انتهت
الرÙ`سالة Ùˆ النÙ`بوÙ`Ø© Ùˆ علی آله Ùˆ اصØابه دائماً ابداً سرمداً. [41[
در خاتم انبياء Ø±ÙˆØ Ù…Ø§Ø³ÙˆØ§Ù‡ Ùداه تÙكر نمائيد چون آن ني Øقيقي به ارادة
الهي از اÙÙ‚ Øجاز اشراق نمود اØزاب اعراض نمودند Ùˆ بر سÙÙƒ دم اطهرش قيام
كردند وارد شد بر آن Øضرت آنچه عيون ملأ اعلي گريست Ùˆ اÙئده مخلصين Ùˆ
مقربين Ù…Øترق گشت بايد در سبب Ùˆ علت Ùˆ اعتراض تÙكر نمود ØÙ‚ جل جلاله
مي‌Ùرمايد: ما يأتيهم من رسول الا كانو به يستهزؤن. Ùˆ شكي نبوده Ùˆ نيست
كه اگر مظاهر اوامر الهي Ùˆ مصادر اØكام رباني مواÙÙ‚ Ùˆ مطابق آنچه در دست
قومست از اشارات ظهور Ùˆ اخبار Ùˆ نصوص ظاهر مي‌گشتند اØدي اعراض نمينمود
بلكه كل Ùائز مي شدند به آنچه كه از براي او از عدم بوجود آمده‌اند Ùˆ از
نيستي بØت بات بطراز هستي مزين گشته‌اند.
اسئلك يا Ùالق Ø§Ù„Ø§ØµØ¨Ø§Ø Ùˆ سمخر Ø§Ù„Ø§Ø±ÙŠØ§Ø Ø¨Ø§Ù†Ø¨ÙŠØ§Ø¦Ùƒ Ùˆ رسلك Ùˆ اصÙيائك Ùˆ
اوليائك الذين جعلتهم اعلام هدايتك بين خلقك Ùˆ رايات نصرتك ÙÙŠ بلادك Ùˆ
بالنور الذي اشرق من اÙÙ‚ الØجاز Ùˆ تنورت به يثرب Ùˆ البطØاء Ùˆ ما ÙÙŠ ناسوت
الانشاء بان تؤيد عبادك علي ذكرك Ùˆ ثنائك Ùˆ العمل بما انزلته ÙÙŠ كتابك.
اشهد يا الهي بما شهد به انبياؤك Ùˆ اصÙياؤك Ùˆ بما انزلته ÙÙŠ كتبك Ùˆ صØÙÙƒ
اسألكه باسرار كتابك Ùˆ بالذي به ÙتØت ابواب العلوم علي خلقك Ùˆ رÙعت
رايه التوØيد بين عبادك بان ترزقني Ø´Ùاعه سيد الرسل Ùˆ هادي السبيل Ùˆ
توÙقني علي ما تØب Ùˆ ترضي.
چنانچه سلطنت Øضرت رسول Øال در ميان ناس ظاهر Ùˆ هويداست Ùˆ در اول امر
آن Øضرت آن بود كه شنيديد Ú†Ù‡ مقدار اهل ÙƒÙر Ùˆ ضلال كه علماي آن عصر Ùˆ
اصØاب ايشان باشند بر آن جوهر Ùطرت Ùˆ ساذج طينت وارد آوردند Ú†Ù‡ مقدار
خاشاكها Ùˆ خارها كه بر Ù…ØÙ„ عبور آن Øضرت مي‌ريختند Ùˆ اين معلوم است كه آن
اشخاص به ظنون خبيثه شيطانيه خود اذيت به آن هيكل ازلي را سبب رستگاري
خود مي‌دانستند زيرا كه جميع علماي عصر مثل عبدالله ابي و ابوعامر راهب و
كعب‌بن اشر٠و نضربن‌Øارث جميع آن Øضرت را تكذيب نمودند. Ùˆ اين معلوم Ùˆ
ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª كه علماي وقت اگر كسي را رد Ùˆ طرد نمايند Ùˆ از اهل ايمان ندانند
Ú†Ù‡ بر سر آن Ù†Ùس مي‌آيد چنانچه بر سر اين بنده آمد Ùˆ ديده شد اين است كه
آنØضرت Ùرمود: ما اوذي نبي بمثل ما اوذيت ... Øتي قسمي بر آن Øضرت سخت شد
كه اØدي با آن Øضرت Ùˆ اصØاب او چندي معاشرت نمينمود Ùˆ هر Ù†Ùسي كه خدمت
آن Øضرت مي‌رسيد كمال اذيت را به او وارد مي‌نمودند در اين موقع يك آيه
ذكر مي‌نمايم كه اگر چشم بصيرت بازكني تا زنده هستي بر مظلومي آن Øضرت نوØÙ‡ Ùˆ
ندبه نمائي Ùˆ آن آيه در وقتي نازل شد كه آن Øضرت از شدت بلايا Ùˆ اعراض ناس
بغايت اÙسرد Ùˆ دلتنگ بود Ùˆ جبرئيل از سدره المنتهاي قرب نازل شد اين آيه
تلاوت نمود: Ùˆ ان كان كبر عليك اعراضهم Ùان استطعت ان تبتغي نقباً ÙÙŠ الارض
او سلماً ÙÙŠ السماء.
Ùˆ Øال امروز مشاهده نما كه چه‌قدر از سلاطين به اسم آن Øضرت تعظيم مي‌نمايند
Ùˆ چقدر از بلاد Ùˆ اهل آن كه در ظل او ساكنند Ùˆ نسبت به آن Øضرت اÙتخار
دارند چنانچه بر منابر و گلدسته‌ها اين اسم مبارك را به كمال تعظيم و
تكريم ذكر مي‌نمايند Ùˆ سلاطيني هم كه در ظل آن Øضرت داخل نشده‌اند Ùˆ قميص ÙƒÙر
را تجديد ننموده‌اند ايشان هم به بزرگي و عظمت آن شمس عنايت مقر و معترقند.
(انتهي)
اگر تمام بيانات Øضرت بهاءالله كه راجع به عظمت اسلام Ùˆ رÙعت شأن Ùˆ مقام
رسول خدا و ائمه هدي صادر شده در اين اوراق نقل شود به راستي اين رساله
مبدل به كتابي Ù…Ùصل گردد Ùˆ لهذا براي رعايت جانب اختصار به همين مقدار
اقتصار مي‌شود
Øضرت عبدالبهاء مبين آثار Øضرت بهاءالله در بسياري از مكاتيب خويش Øقانيت
دين مبين اسلام را بر مخالÙين Ùˆ منكرين بنهايت قدرت Ùˆ قوت ثابت نموده Ùˆ در
سالهاي 1912 Ùˆ 1913 بر Øسب تقاضاي بهائيان اروپا Ùˆ آمريكا به ممالك غرب
مساÙرت كرده‌اند در بسياري از معابد Ùˆ كنائس مسيØÙŠ Ùˆ يهود مجامع قسيسين Ùˆ
ماديين Ø¨ØµØ±ÙŠØ Ø¨ÙŠØ§Ù† از مقدسات اسلام دÙاع Ùرموده‌اند Ùˆ Øال آنكه به شهادت
مطلعين كسي را ياراي آنكه نامي از رسول‌الله در آن معابر و مجامع ببرد نبوده
است.
" Øضرت Ù…Øمد اول خطابي كه به قوم خود كرد Ú¯Ùت موسي پيغمبر خدا، تورات
كتاب خداست شما بايد مؤمن تورات و جميع انبياء بني‌اسرائيل شويد و به موقن
به Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ùˆ انجيل گرديد Ù‡Ùت مرتبه تاريخ موسي را كه در جميع ستايش آن
Øضرت است مكرر مي‌Ùرمايد كه Øضرت موسي از انبياي اولوالعزم صاØب شريعت
بود در صØراي طور خطاب الهي را شنيد با خدا تكلم نمود الواØÙŠ بر او نازل
شد جميع اقوام و قبائل عرب ضد او برخاستند عاقبت خدا او را غالب كرد
زيرا ØÙ‚ بر باطل قالب است ملاØظه نمائيد كه Øضرت Ù…Øمد در بين اقوام ÙˆØشي
عرب تولد ياÙت Ùˆ زندگاني Ùرمود به ظاهر اÙمي Ùˆ بي‌خبر بود Ùˆ اقوام اعراب
در نهايت جهالت و همجي به قسميكه دختران خود را زنده زنده زير خاك مي‌نمودند
Ùˆ اين را نهايت Ùخر Ùˆ Øميت Ùˆ علو Ùطرت مي‌شمردند Ùˆ در تØت Øكومت ايران Ùˆ
رومان در نهايت ذلت و اسارت زندگاني مينمودند و در باديه عرب پراكنده
بودند Ùˆ با يكديگر Øرب Ùˆ قتال مي‌كردند چون نور Ù…Øمدي طالع شد ظلمت جهالت
از باديه عرب زائل گشت آن اقوام متوØشه در اندك زماني به منتهي درجه
مدنيت رسيدند چنانكه از مدنيت ايشان در اسپانيا و بغداد اهالي اروپا
استÙاده كردند Øال Ú†Ù‡ برهاني اعظم از اين است Ùˆ اين دليل ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª مگر
آنكه انسان چشم از انصا٠بپوشد و بنهايت اعتسا٠برخيزد. " [42[
(عرض کردند: شما Ù…Ø³ÙŠØ Ø±Ø§ Ú†Ù‡ ميدانيد؟) Ùرمودند: چنانچه در انجيل است ما
Ù…Ø³ÙŠØ Ø±Ø§ کلمة اللÙ`Ù‡ ميدانيم نهايت آن را Ø´Ø±Ø Ù…ÙŠØ¯Ù‡ÙŠÙ… Ùˆ بيان ميکنيم ما جميع
انبيا را قبول داريم Øضرت موسی Øضرت ابراهيم Ùˆ Øضرت رسول Ùˆ ساير انبيا
را تمام بر ØÙ‚ ميدانيم ميخواهيم جميع امم را بهم ØµÙ„Ø Ø¯Ù‡ÙŠÙ…. هزار سيصد سال
است بين مسيØÛŒ Ùˆ مسلمان جنگ Ùˆ جدال است بجهت سوء تÙاهم اگر اين سوء تÙاهم
از ميان بر خيزد با يکديگر برادر شوند. (عرض کردند: تعاليم Ù…Ø³ÙŠØ ØµØ±Ù
روØانی بود امÙ`ا در اسلام جنگ بود) Ùرمودند: تÙصيل آن اين است Ú©Ù‡ Øضرت
رسول سيزده سال در Ù…Ú©Ù`Ù‡ بود Ùˆ هميشه مبتلای زجر Ùˆ زØمت او را اذيÙ`ت ميکردند
اصØابش Ùرار کردند بعضی اسير شدند ميخواستند خودش را نيز بکشند لهذا هجرت
Ùرمود. ولی مخالÙين لشکر کشيدند بر سر Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د آمدند تا رجال را بکشند Ùˆ
نساء را اسير کنند Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د امر بدÙاع Ùرمودند اين بود اساس Øرب اسلام Ú©Ù‡
هر Ú†Ù‡ مداÙعه ميکردند آنها را شکست ميدادند باز بر ميگشتند با Øضرت
Ù…Øاربه مينمودند زيرا خونخوار بودند هميشه Øرب دائمی در ميان داشتند Ùˆ بØرب
Ùˆ قتل Ù†Ùوس Ùˆ نهب اموال Ùˆ اسارت عيال Ùˆ اطÙال اÙتخار ميکردند. Ùˆ ديگر
آنکه ØÚ©Ù… مداÙعه Ùˆ مقاتله در اسلام با مشرکين عرب خونخوار بود نه اهل
کتاب. [43[
در نطق مبارک شب ١٩ ماه Ù…ØرÙ`Ù… ١٣٣٢ در عکÙ`ا Ù…ÛŒ Ùرمایند :
هواللÙ`Ù‡
واقعاً چقدر مردم بی انصاÙند. از روزی Ú©Ù‡ Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ Ø¸Ø§Ù‡Ø± شده تا يومنا
هذا Ù†Ùسی نتوانسته است Ú©Ù‡ در کنيسه های يهود ذکر Ù…Ø³ÙŠØ Ø±Ø§ بکند Øالا
بهائيان در معبد يهود اثبات ميکنند Ú©Ù‡ Ù…Ø³ÙŠØ Ú©Ù„Ù…Ø© اللÙ`Ù‡ است Ù…Ø³ÙŠØ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù„Ù`Ù‡
است Ùˆ در کليسای نصاری اثبات ميکنند Ú©Ù‡ Øضرت رسول پيغمبر الهی است با
وجود اين مردم از ما راضی نيستند. ÙŠÚ© روزی در نيويورک ميرÙتيم در
کليسائی صØبت بداريم ÙŠÚ© شخص هندی از بزرگان آن بلاد ما را تصادÙاً ملاقات
کرد Ú©Ù‡ رو به کليسا ميرويم تعجÙ`ب نمود پيش خود Ú¯Ùت بروم ببينم Ú†Ù‡ خبر است
آمد در کليسا ديد در بالای صÙÙ`Ù‡ من ايستاده ام Ùˆ اثبات ØÙ‚Ù`انيÙ`ت نبوÙ`ت Øضرت
رسول اللÙ`Ù‡ را ميکنم واقعاً Øيران شد. وقتی آمديم بيرون چنان صورتش بشÙ`اش بود
Ú©Ù‡ وص٠ندارد. Ú¯Ùت Ùˆ اللÙ`Ù‡ Ú†Ù‡ Øکايتی است Ú©Ù‡ در کليسای مسيØÛŒ در Øالتيکه
قسÙ`يس ها Ùˆ مسيØيان Øاضر باشند کسی اثبات نبوÙ`ت Øضرت رسول را بنمايد خيلی
منجذب بامر شد. ÙÛŒ الØقيقه کليسا پر از Ù†Ùوس بود بعد هم قسÙ`يس اظهار تشکÙ`ر
ومنونيÙ`ت Ùˆ سرور کرد
Ùˆ همچنین Ù…ÛŒ Ùرمایند قوله تعالی :
" .... خاتم انبياء Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سواه Ùداه در مقام خود شبه Ùˆ مثل Ùˆ شريک
نداشته. اولياء صلوات الله عليهم بکلمهء او خلق شده اند. ايشان بعد از او
اعلم Ùˆ اÙضل عباد بوده اند Ùˆ در منتهی رتبه عبوديÙ`ت قائم. تقديس ذات الهی
از شبه Ùˆ مثل Ùˆ تنزيه کينونتش از شريک Ùˆ شبيه بآنØضرت ثابت Ùˆ ظاهر.
اينست مقام توØيد Øقيقی Ùˆ تÙريد معنوی Ùˆ Øزب قبل از اينمقام کما هو ØÙ‚Ù`Ù‡
Ù…Øروم Ùˆ ممنوع. Øضرت نقطه Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سواه Ùداه ميÙرمايد اگر Øضرت خاتم بکلمه
ولايت نطق نميÙرمود ولايت خلق نميشد... [44[
Øضرت شوقي رباني ولي منصوص امر بهائي در يكي از مكاتيب مشروØÙ‡ خويش به
نام روز موعود Ùرا رسيده كه خطاب به تمام بهائيان مغرب زمين صادر شده راجع
به ديانت اسلام Ùˆ مقام Øضرت Ù…Øمد Ùˆ ائمه اطهار بياناتي مي‌Ùرمايند كه
مضمون آن به Ùارسي چنين است:
"... تكريمات جليله‌اي كه Øضرت بهاءالله راجع به Øضرت Ù…Øمد Ùˆ اوصياي
Øقه او مخصوصاً امام Øسين Ùريد Ùˆ ÙˆØيد Ùرموده Ùˆ براهيني كه Øضرت عبدالبهاء
در كليساها Ùˆ كنيسه‌ها به كمال استØكام Ùˆ بدون بيم Ùˆ هراس علي رؤس
الاشهاد براي اثبات Øقانيت ديانت پيغمبر اسلام اقامه Ùرموده Ùˆ بالاخره
شهادت كتبي ملكه رومانيا كه در كليساي انجيلي تولد ياÙته Ùˆ با وجود بستگي
نزديك دولتش به كليساي ارتودوكس يعني ديانت رسمي مملكت متبوعه او بيشتر بر
اثر قرائت خطابات عمومي Øضرت عبدالبهاء بر آن شده كه اعترا٠خود را بر
رسالت Øضرت Ù…Øمد اعلام نمايد.
تمام اينها بدون هيچ‌گونه شك Ùˆ ترديد نظر Øقيقي آيين بهائي را نسبت به
ديانت اسلام معلوم و مشهود مي‌سازد. آن مقام شاهانه چنين شهادت مي دهد:
آثار باهره‌اش در جميع اشياء موجود و قوه معنويه‌اش در كليه ممكنات مشهود و
مودوع. نداي غيبي است كه ما را در اعماق قلب صلا مي‌زند و راه هدايت را از
طريق ضلالت نشان مي دهد. لكن چون اكثر Ù†Ùوس از اين آواز غيبي Ùˆ نداي
دروني ذاهل Ùˆ غاÙلند خداوند به صر٠Ùضل Ùˆ عنايت وجودات مقدس را مأمور Ùˆ
در بين خلق مبعوث Ùرموده تا آنكه كلمه‌اش را در امر ØÙ‚ ظاهر Ùˆ Øقيقت آن
را بر Ù†Ùوس بشري ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ Ù„Ø§Ø¦Ø Ø³Ø§Ø²Ù†Ø¯ ظهور انبياء گرام ظهور Øضرت مسيØØŒ
Øضرت رسول Ùˆ Øضرت بهاءالله كلاً لأجل اين مقصد اعز اعلي بوده زيرا در هر عصر
Ùˆ زمان نوع بشر به نداء الهي Ùˆ نباء رباني كه خلق را به طريق Øقيقت
ارشاد Ùˆ Ù…Ùهوم Ù…Ùهوم Øقيقي الوهيت را بر او مكشو٠و عيان سازد Ù…Øتاج Ùˆ
نيازمند است اين است كه اين نداي رباني و صوت مقدس به لسان الهي در هيكل
بشري انبياء عظام ساري Ùˆ جاريست ظاهر مي‌شود تا Ù†Ùوس انساني به آذان
عنصري اصناء Ùˆ Øقيقت آن را درك نمايند." (ترجمه)
Ùˆ نیز Ù…ÛŒÙرمایند :
اكنون به جاست سوال شود كه براي اعترا٠پيروان Øضرت بهاءالله نسبت به مقام
ارجمندي كه Øضرت Ù…Øمد رسول‌الله در ميان تمام سلسله انبياي الهي داشته Ú†Ù‡ دليل
بزرگتري لازم دارند؟ و آيا علما توقع دارند كه ما نسبت به ديانت اسلام چه
خدمت بزرگتري انجام دهيم؟ چه شاهد بزرگتري از شايستگي ما بالاتر از اين
مي‌خواهند كه در مقاماتي كه از دسترس آنها به كلي خارج است ما شعله ايمان
Øقيقي Ùˆ پر شراره بر ميان اÙروزيم كه به Øقيقت رسول الله شهادت داده Ùˆ از
قلم چنين ملكه‌اي اعترا٠علني كه Øقيقت تاريخيست درباره مبعوثيت آن Øضرت من
جانب‌الله بدست مي‌آيد؟ (انتهي)
علاوه بر اين Øضرت شوقي رباني به بهائيان آمريكا صريØاً دستور Ùرموده‌اند كه
در مدارس تابستانه قرآن مجيد به Øاضرين تدريس شود Ùˆ بهائيان غرب در مدارس
مزبوره براي اجراي اين دستور به كمال اطاعت Ùˆ خلوص نيت نصوص آن سÙر كريم
را تعليم گرÙته Ùˆ مي‌گيرند.
************
راجع به مقام ولايت و ائمه اطهار عليهم السلام
Øضرت بهاءالله مي‌Ùرمايند:
هم اعلم بان للشمس التي نزلت ÙÙŠ الصوره المباركه اطلاقات شتي ... Ùˆ ÙÙŠ مقام
نطلق علي اولياء الله و اودائه لانهم شموس الولايه بين البريه لولا هم لاخذت
الظلمه من علي الارض كلها الا من شاء ربك.
والقمر اذا تلاها و القمر رتبه الولايه الذي تلا شمس النبوه اي يظهر بعده
ليقوم علي امر النبي بين العباد.
Øضرت عبدالبهاء جلÙ` ثنائه در این مقام Ù…ÛŒ Ùرمایند قوله الاØÙ„ÛŒ:
"در خصوص ÙˆØÛŒ مرقوم نموده بوديد ائمÙ`Ù‡ اطهار مطالع الهام بودند Ùˆ مظاهر
Ùيض Øضرت رØمن ÙˆØÛŒ اختصاص بØضرت رسول داشت لهذا کلام ائمÙ`Ù‡ اطهار را کلام الهی
نگوئيم بلکه بالهام رØمانی دانيم" [45[
ای بندهء الهی سؤال از عصمت انبيای سل٠نموده بودی مظاهر مقدÙ`سه ما
ينطق عن الهوی ان هو الÙ`ا ÙˆØÛŒ يوØÛŒ هستند Ùˆ مظهر Ùˆ ÙŠØØ°Ù`رکم الله Ù†Ùسه بل Ù†Ùس
الله القائمة بالسÙ`نن هستند منزÙ`Ù‡ از ادراک مادونند Ùˆ مقدÙ`س از اوهام اهل
شبهات Ùˆ ظنون. مراجعه بنصوص الهی نمائيد Ø¨ØªØµØ±ÙŠØ Ø°Ú©Ø± عصمت کبری در ØÙ‚Ù`شان
ميÙرمايد Ú†Ù‡ از آثار Øضرت اعلی Ùˆ Ú†Ù‡ از آيات بيÙ`نات جمال ابهی از جمله
زيارت سيÙ`د الشÙ`هداء عليه التÙ`ØÙŠÙ`Ø© Ùˆ الثÙ`ناء. [46[
Ùˆ در خصوص سؤال صÙÛŒ عليشاه Ú©Ù‡ Øکمت عدد دوازده در نجوم ائمه هدی در دوره
Øضرت رسول (ص) Ú†Ù‡ بوده Ùرمودند:
"صÙÛŒ عليشاه مطÙ`لع بر سرÙ` Ùˆ Øکمت اين مسئله هستند ولی نظر بØکمتی اين سؤال
را نموده‌اند لذا نظر بآن Øکمت جواب داده ميشود بنويس Ú©Ù‡ اوÙ`لاً چون Ø¢Ùتاب
اثير را در ÙÙ„Ú© بروج دوازده برج Ù…ØÙ‚Ù`Ù‚ Ùˆ مقرÙ`ر است لذا Øکمت الهيÙ`Ù‡ چنين قرار
گرÙت Ú©Ù‡ شمس Øقيقت را هم در ÙÙ„Ú© اØديÙ`ت دوازده برج مقرÙ`ر باشد Ú†Ù‡ Ú©Ù‡ تثليث
را Ú©Ù‡ Øقيقت ولايت است چون در تربيع Ú©Ù‡ Øقيقت نبوÙ`ت است ضرب نمائی عدد
دوازده ظاهر گردد اينست Ú©Ù‡ منجÙ`مان ميگويند انÙ` التثليث عين التربيع Ùˆ ديگر
آنکه چون Øرو٠کلمه توØيد Ú©Ù‡ لا اله الÙ`ا الله است Ùˆ کلمه نبوÙ`ت Ú©Ù‡ Ù…ØÙ…Ù`د رسول
الله است ترکيب از دوازده Øر٠است مقتضی Øکمت الهيÙ`Ù‡ چنين بود Ú©Ù‡ مظاهر ولايت
Ú©Ù‡ عبارت از تÙصيل اجمال هستند نيز در عدد دوازده ظاهر گردد تا هر ØرÙÛŒ
از اين Øرو٠در عالم ملک مطلع Ùˆ مشرق انوار اØديÙ`ت باشند لانÙ`هم Øرو٠کلمة
التوØيد Ùˆ نجوم سماء التÙريد Ùˆ بدور اÙÙ‚ التجريد Ùˆ هذا من السÙ`نن الالهيÙ`Ø© ÙÛŒ
الظهورات الاوÙ`ليÙ`Ø© کما رأی يوس٠ÙÛŒ المنام بان سجدت له اØدی عشر کوکباً Ùˆ
هو الثÙ`انی عشر Ùˆ هذا کان ÙÛŒ کور الخليل Ùˆ امÙ`ا ÙÛŒ کور الکليم عليه السÙ`لام
کان اثنی عشر سبطاً او اثنی عشر نقيباً Ùهم کانوا بروج الØقيقة العرÙانيÙ`Ø©
Ùˆ Øرو٠کلمة الوØدانيÙ`Ø© ÙÛŒ ذلک الزÙ`مان Ùˆ کذلک ÙÛŒ کور Ø§Ù„Ù…Ø³ÙŠØ Ø¹Ù„ÙŠÙ‡ السÙ`لام
کان عدد الرÙ`ÙˆØانيين النÙ`ورانيين Øضرات الØواريين اثنی عشر Ù†Ùساً Ùˆ کذلک تعلÙ`قت
بل تØÙ‚Ù`قت بارادة ربÙ` القدر ÙÛŒ کور سيÙ`د البشر بائمÙ`Ø© الØÙ‚Ù` اثنی عشر Ùهم نجوم
زاهرة Ùˆ بدور لامعة Ùˆ سرج ساطعة Ùˆ بروج عالية ÙÛŒ سماء الانوار Ùˆ ÙÙ„Ú©
الاسرار" [47[
************
راجع به امير‌المؤمنين‌علي‌بن‌ابيطالب‌عليه‌السلام
Øضرت بهاءالله مي‌Ùرمايند:
دو Ù†Ùر از اهل كوÙÙ‡ خدمت امير آمدند يكي را بيتي بود كه اراده بيع آن
داشت Ùˆ ديگري مشتري بود Ùˆ قرار بر آن داده بودند كه به اطلاع آن Øضرت اين
مبايعه وقوع يابد Ùˆ قباله مسطور گردد آن مظهر امرالهي به كاتب Ùرمودند
كه بنويس قد اشتري ميت عن ميت بيتاً Ù…Øدوداً بØدود اربعه Øد الي القبر Ùˆ Øد الي
اللØد Ùˆ Øد الي الصراط Ùˆ Øد اما الي الجنه Ùˆ اما الي النار Øال اگر اين دو
Ù†Ùر از صور Øيات علوي زنده شده Ùˆ از قبر غÙلت به Ù…Øبت آن Øضرت مبعوث گشته
بودند البته اطلاق موت بر ايشان نمي‌شد Ùˆ هرگز در هيچ عهد Ùˆ عصر جز Øيات Ùˆ
بعث Ùˆ Øشر Øقيقي مقصود انبياء Ùˆ اولياء نبوده Ùˆ نيست اگر قدري تعقل شود
در همين بيان آن Øضرت كش٠جميع امور مي‌شود كه مقصود از Ù„Øد Ùˆ قبر Ùˆ صراط Ùˆ
جنت و نار چه بود.
Øضرت عبدالبهاء مي‌Ùرمايند:
سلطان عرصه علم Ùˆ Øكمت Ùˆ پادشاه كشور ولايت Øضرت علي بن‌ابيطالب عليه
التØيه Ùˆ الثناء مي‌Ùرمايند: " كمال التوØيد Ù†ÙÙŠ الصÙات عنه "
بدر منير اÙلاك علم Ùˆ معرÙت Ùˆ نقطه مركز دايرة ولايت اسدالله الغاب علي بن
ابيطالب عليه التØيه Ùˆ الثناء مي‌Ùرمايند:
كل ما ÙÙŠ التوراه Ùˆ الانجيل Ùˆ الزبور موجود ÙÙŠ القرآن Ùˆ كل ما Ùي‌القرآن ÙÙŠ
الÙاتØÙ‡ Ùˆ كل ما ÙÙŠ الÙاتØÙ‡ ÙÙŠ البسمله Ùˆ كل ما ÙÙŠ البسمله ÙÙŠ الباء Ùˆ كل ما
ÙÙŠ الباء ÙÙŠ النقطه Ùˆ انا النقطه
پادشاه عرصه ولايت Ùˆ عنقاء مشرق علم Ùˆ Øمت Øضرت علي‌بن ابي‌طالب كرم الله
وجهه مي‌Ùرمايد: " كمال التوØيد Ù†ÙÙŠ الصÙات عنه "
بلبل بستان تمجيد و عندليب گلستان ترجيد اسدالله الغاب علي بن ابيطالب
كرم‌الله وجهه بام بيان Ùˆ اÙØµØ ØªØ¨ÙŠØ§Ù† بيان نموده‌اند Ùˆ Øقيقت اين مطلب بلند
اعلي را به چند كلمات لطيÙÙ‡ مكشو٠و عيان Ùرموده‌اند اين است بيان آن
Øضرت كه مي‌Ùرمايد:
" من سئل عن التوØيد Ùهو جاهل Ùˆ من اجاب عنه Ùهو مشرك Ùˆ من عر٠التوØيد
Ùهو ملØد Ùˆ من لم يعر٠التوØيد Ùهو كاÙر "
************
عاشورا و الگوگیری
انسان‌‌ها بيش از ØرÙ‌‌ها Ùˆ نوشته‌‌ها، از اشخاص Ùˆ عملكردها الگو مي‌‌گيرند.
تأثيرگذاري يك Øادثه يا الگوي رÙتاري بر انديشه‌‌ها Ùˆ عمل‌‌هاي مردم، بيشتر
از Ú¯Ùتار است. از اين رو در قرآن كريم، كساني به عنوان « اسوه « معرÙÙŠ
شده‌‌اند تا مردم در ايمان Ùˆ عمل از آنان سرمشق بگيرند. Øادثه‌‌هاي هم كه از
پيشينيان در قرآن آمده است، بويژه بخش‌‌هايي كه به نيكي‌‌ها، ايمان‌‌ها، صبرها،
مجاهدت‌‌ها Ùˆ اطاعت‌‌ها Ùˆ ايثارهاي Ùرزانگان اشاره شده، همه براي معرÙÙŠ
الگوست. تاريخ اسلام Ùˆ شخصيÙ`ت‌‌هاي برجستة اسلامي نيز براي مسلمانان در همة
دوره‌‌ها الگو بوده است و تعاليم دين اسلام و اولياء مكتب نيز توصيه
كرده‌‌اند كه از نمونه‌‌هاي متعالي و برجسته در زمينه‌‌هاي اخلاق و كمال، سرمشق
بگيريم. در ميان Øوادث تاريخ،« عاشورا» Ùˆ «شهداي كربلا» از ويژگي خاصÙ`ÙŠ
برخوردارند Ùˆ صØنه صØنة اين Øماسه ماندگار Ùˆ تك‌‌تك Øماسه‌‌آÙرينان عاشورا،
الگوي انسان‌‌هاي Øق‌‌طلب Ùˆ ظلم‌‌ستيز بوده Ùˆ خواهد بود، همچنان كه «اهل‌‌بيت»
بصورت عام‌‌تر، در زندگي و مرگ، در اخلاق و جهاد، در كمالات انساني و چگونه
زيستن و چگونه مردن سرمشق‌‌اند
امام Øسين Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ Øركت خويش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش،
براي مردم ديگر سرمشق مي‌‌داند Ùˆ مي‌‌Ùرمايد: «ÙÙŽÙ„ÙŽÙƒÙÙ…Ù' ÙÙŠÙ`ÙŽ اÙسوَةٌ»[48 [نهضت
عاشورا، الهام گرÙتة از راه انبيا Ùˆ مبارزات Øقجويان تاريخ Ùˆ در همان
راستاست. استشهادي كه امام Øسين Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ به كار پيشينيان مي‌‌كند،
نشان‌‌دهندة اين الگوگيري است. هنگامي كه مي‌‌خواست از مدينه خارج شود، اين
آيه[49] را مي‌‌خواند « Ùَخَرَجَ Ù…ÙÙ†Ù'ها خائÙÙاً يَتَرَقÙ`َب٠قالَ رَبÙ`٠نَجÙ`Ùني Ù…ÙÙ†ÙŽ الÙ'Ù‚ÙŽÙˆÙ'Ù…Ù
الظÙ`الÙمينَ»،[50] كه اشاره به خروج خائÙانة Øضرت موسي از شهر Ùˆ گريز از
سلطة طاغوتي٠Ùرعون Ùˆ ظلم اوست Ùˆ نشان مي‌‌دهد كه آن اقدام موساي كليم،
مي‌‌تواند الگو به Øساب آيد كه Øضرت، آيه‌‌مربوط به او را خواند. قبل از
Øركت نيز در وصيتنامه‌‌اي كه به برادرش Ù…Øمد ØÙ†ÙÙŠÙ`Ù‡ نوشت Ùˆ مبنا Ùˆ هد٠و
انگيزة خروج را بيان كرد، از جمله تكية آن Øضرت بر عمل به سيره جدÙ` Ùˆ پدرش
Ùˆ پيمودن همان راه بود Ùˆ نهضت خود را در همان خطÙ` سير معرÙÙŠ كرد: «وَ اَسيرَ بÙسيرَةÙ
جَدÙ`ÙŠ Ùˆ اَبي عَلÙÙŠÙ`٠بÙ'ن٠اَبي طالÙبÙ»[51] Ùˆ سيرة پيامبر Ùˆ علي Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ را
الگوي خويش در اين مبارزه با ظلم و منكر دانست . در سخني ديگر، آن
Øضرت Ùرموده است: «وَلي ÙˆÙŽ Ù„ÙŽÙ‡ÙÙ…Ù' Ùˆ Ù„ÙÙƒÙÙ„Ù`Ù Ù…Ùسلم٠بÙرَسÙول٠الله٠اÙسÙ'وَةٌ»[52] Ùˆ پيامبر
اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را اسوة خود و هر مسلمان ديگر قلمداد كرده
است. پيامبر اكرم، دو Ùرزندش امام Øسن Ùˆ امام Øسين Ù€ عليهم السÙ`لام Ù€
را «امام» معرÙÙŠ كرده است، Ú†Ù‡ قيام كنند، Ú†Ù‡ بنشينند: «اÙبÙ'نايَ هذا
اÙمامانÙØŒ قاما اَوÙ' قَعَدا».[53] پس از قيام عاشورا نيز در همان خطÙ` امام Ùˆ
اسوه Ùˆ الگو بودن امام Øسين Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ بود Ùˆ عمل آن Øضرت براي امÙ`ت
مي‌‌توانست سرمشق و سرخط باشد و مبناي مشاركت پيروان امامت در مبارزه با
Øكومت باشد، مبارزه‌‌اي كه ريشه در جهاد همة پيامبران ربÙ`اني Ùˆ همة جهادهاي
مقدÙ`س مسلمانان صدر اسلام در ركاب Øضرت رسول رسالت داشت. در زيارت مسلم
بن عقيل، مي‌‌خوانيم كه: گواهي مي‌‌دهم كه تو بر همان راهي رÙتي كه مجاهدانÙ
بدر، در راه خدا رÙتند Ùˆ با دشمنان خدا پيكار كردند.[54]
در زيارت شهداي كربلا مي‌‌خوانيم: سلام بر شما ربÙ`انيان، شما براي ما پيشتاز Ùˆ
پيشاهنگ هستيد Ùˆ ما هم پيرو Ùˆ ياور شماييم: «اَنÙ'تÙÙ…Ù' لَنا Ùَرَطٌ ÙˆÙŽ Ù†ÙŽØÙ'Ù†Ù Ù„ÙŽÙƒÙÙ…Ù' تَبَعٌ
ÙˆÙŽ اَنÙ'صارٌ».[55] هم‌‌خطي Ùˆ هم‌‌سويي جهاد رزمندگان با اسوه‌‌هاي خداپسند كه از
سوي مكتب، معرÙ`ÙÙŠ شده است، به آن جهاد، مشروعيÙ`ت Ùˆ قداست مي‌‌بخشد. چون
عاشورا «الگو» بود، هم كساني كه به هر دليلي در آن شركت نكردند، بعدها
Øسرت Ùˆ اÙسوس مي‌‌خوردند، Ùˆ هم كوتاهي كنندگان نسبت به ياري امام،‌‌ جزو
توÙ`ابين شدند Ùˆ در Ùكر جبران گذشته برآمدند. اين Øاكي از شاخص بودن Øركت
امام است. در تاريخ اسلام نيز، بسياري از قيام‌‌هاي ضد ستم و نهضت‌‌هاي
آزادي‌‌بخش، با الهام از Øركت عزÙ`ت‌‌آÙرين عاشورا شكل گرÙت Ùˆ به ثمر رسيد. ØتÙ`ÙŠ
مبارزات اسقلال‌‌طلبانة هند به رهبري مهاتما گاندي، ثمرة اين الگوگيري بود؛
همچنانكه خود گاندي Ú¯Ùته است: «من زندگي امام Øسين Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ ØŒ آن
شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌‌ام Ùˆ توجÙ`Ù‡ كاÙÙŠ به صÙØات كربلا نموده‌‌ام Ùˆ
بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از
سرمشق امام Øسين Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ پيروي كند».[56] قائد اعظم پاكستان،
Ù…Øمدعلي Ø¬Ù†Ø§Ø Ù†ÙŠØ² Ú¯Ùته است: «هيچ نمونه‌‌اي از شجاعت، بهتر از آن‌‌كه امام Øسين
Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ از Ù„Øاظ Ùداكاري Ùˆ تهوÙ`ر نشان داد، در عالم پيدا نمي‌‌شود. به
عقيدة من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق
قربان كرد، پيروي نمايند.»[57] عاشورا، هم اين پيام را مي‌‌دهد كه بايد از
اين «الگو» كه در زمينه‌‌هايي همچون: شجاعت، ايثار، اخلاص، مقاومت، بصيرت،‌‌
ظلم‌‌ستيزي، دشمن‌‌شناسي، Ùداكاري، اطاعت از پيشوا، عشق به شهادت Ùˆ زندگي
ابدي، سرمشق است، پيروي كرد، هم ماهيÙ`ت خود نهضت عاشورا، الهام گرÙته از
سيرة اولياء خدا Ùˆ عمل پيامبر Ùˆ علي Ù€ عليه السÙ`لام Ù€ است، هم به شهادت
تاريخ، خود اين Øادثه الگوي مبارزات Øق‌‌طلبانه بوده است
Øضرت عبدالبهاء در شان Ùˆ مقامات Øسین بن علی (ع) Ù…ÛŒ Ùرمایند :
در بلايای Øسين تÙÚ©Ù`ر نما . در ظاهر بلا می‌نمود Ùˆ شديد Ùˆ عظيم بود ØŒ Ùˆ Ù„Ú©Ù† بØر
رØمت از او موÙ`اج Ùˆ نور مبين از او مشرق Ùˆ شمس Ùضل از او بازغ . شريعت غرÙ`ای
رسول اللÙ`Ù‡ را شهادت آن Øضرت معين Ùˆ ناصر شد . عمل آن Øضرت بکينونته ØŒ
Ø¢Ùتاب آسمان Ùرقان بوده Ùˆ Øديقه معانی را او ساقی Ùˆ آبيار . اگر سرÙ`ÛŒ از
اسرار بلايای ÙÛŒ سبيله ذکر شود ØŒ جميع رايگان قصد ميدان نمايند Ùˆ شهادت
طلبند .[58[
زیارت نامه Øضرت سیدالشهداء نازله از Øضرت بهاءالله
ï´¿ هو المÙعزÙ`ÙŠ المÙسلÙ`ي٠الناطق العليم ï´¾
شهد اللÙ`Ù‡ انÙ`Ù‡ لا اله الÙ`ا هو * Ùˆ الÙ`Ø°ÛŒ أتی انÙ`Ù‡ هوالموعود ÙÛŒ الکتب Ùˆ الصÙ`ØÙ
Ùˆ المذکور ÙÛŒ Ø£Ùئدة المقرÙ`بين Ùˆ المخلصين * Ùˆ به نادت سدرة٠البيان ÙÛŒ ملکوت
العرÙان * يا Ø£Øزابَ الأديان لعمر٠الرÙ`Øمن قد اتَتÙ' ايÙ`َام٠الأØزان بما ورد علی
مشرق الØجÙ`Ø© Ùˆ مطلع البرهان Ù…Ø§Ù†Ø§Ø Ø¨Ù‡ أهل Ø®Ùباء المجد ÙÛŒ الÙردوس الأعلی * Ùˆ
ØµØ§Ø Ø¨Ù‡ أهل٠سÙرادق الÙضل ÙÛŒ الجنÙ`Ø© العليا شهد اللÙ`Ù‡ انÙ`Ù‡ لا اله هو * Ùˆ الÙ`Ø°ÛŒ
ظهر انÙ`Ù‡ هو الکنز المخزون Ùˆ السÙ`ÙرÙ`٠المکنون الÙ`Ø°ÛŒ به أظهر اللÙ`ه٠اسرارَ ما کان
Ùˆ ما يکون * هذا يوم Ùيه انتهت آية٠القبل بيوم يقوم النÙ`َاس٠لربÙ` العرش Ùˆ
الکرسيÙ` المرÙوع * Ùˆ Ùيه Ù†ÙÚ©ÙسَتÙ' رايات٠الأوهام Ùˆ الظÙ`نون * Ùˆ برز ØÚ©Ù… إنÙ`ا للÙ`Ù‡
Ùˆ إنÙ`ا إليه راجعون * Ùˆ هذا يوم Ùيه ظهر النÙ`بأ العظيم الÙ`Ø°ÛŒ بشÙ`ر به اللÙ`Ù‡
Ùˆ النبيÙ`ون Ùˆ المرسلون * Ùˆ Ùيه سرع المقرÙ`بون الی الرÙ`Øيق المختوم Ùˆ شَرÙبوا
منه باسم اللÙ`Ù‡ المقتدر المهيمن القيÙ`وم * Ùˆ Ùيه ارتÙع Ù†Øيب البکاء من Ú©Ù„Ù`
الجهات Ùˆ نطق لسان البيان اَلÙ'Øزن٠لاولياء٠اللÙ`Ù‡ Ùˆ اصÙيائه * Ùˆ البلاء لأØبÙ`اء
اللÙ`Ù‡ Ùˆ امنائه * Ùˆ الهمÙ` Ùˆ الغمÙ` لمظاهر أمر اللÙ`Ù‡ مالک ما کان Ùˆ ما يکون *
يا اهلَ مدائن٠الأسماء٠و طلعات٠الغرÙات ÙÛŒ الجنÙ`Ø© العليا Ùˆ أصØابَ
الوÙاء ÙÛŒ ملکوت البقاء * بَدÙ`Ùلوا أثوابَکم البيضاءَ Ùˆ الØمراءَ بالسÙ`وداء٠بما
أتت المصيبة٠الکبری * Ùˆ الرÙ`َزيÙ`ÙŽØ© العظمی الÙ`تی بها Ù†Ø§Ø Ø§Ù„Ø±Ù`َسول Ùˆ ذاب کبÙدÙ
البتول * Ùˆ ارتÙع Øنين الÙردوس الأعلی * Ùˆ Ù†Øيب٠البکاء من أهل سرادق الأبهی
* Ùˆ أصØاب السÙ`Ùينة الØمراء المستقرÙ`ين علی سÙرÙر المØبÙ`Ø© Ùˆ الوÙاء * آه آه من
ظلم به اشتعلت
Øقَائق٠الوجود * Ùˆ ورد علی مالک الغيب Ùˆ الشÙ`هود من الÙ`ذين نقضوا ميثاقَ
اللÙ`Ù‡ Ùˆ عهدَه Ùˆ انکروا ØجÙ`تَه Ùˆ جØدوا نعمتَه Ùˆ جادلوا بآياته * Ùآه آه
ارواØ٠الملأ الأعلی لمصيبتک الÙداء يا ابنَ سدرة المنتهی Ùˆ السÙ`ر المستسرÙ` ÙÛŒ
الکلمة العليا * يا ليت ما ظهر ØÚ©Ù… المبدأ Ùˆ المآب Ùˆ ما رأت العيون جسدَک
مطروØاً علی التÙ`راب *
بمصيبتک Ù…Ùنع بØر٠البيان من أمواج الØکمة Ùˆ العرÙان Ùˆ انقطعت نسائم السÙ`بØان
* بØزنک Ù…ÙØÙيَت الآثار Ùˆ سقطت الاثمار Ùˆ صَعَدَتÙ' زÙرات٠الأبرار Ùˆ نزلتÙ' عبرات
الأخيار * Ùآه آه يا سيÙ`دَ الشÙ`هداء Ùˆ سلطانَهم * Ùˆ آه آه يا Ùخرَ الشÙ`هداء Ùˆ
Ù…Øبوبَهم * اشهد بک اشرق نيÙ`ر الانقطاع من اÙÙ‚ سماء الابداع Ùˆ تزيÙ`نت هياکل
المقرÙ`بين بطراز التÙ`قوی * وسطع نور العرÙان ÙÛŒ ناسوت الانشاء * لو لا Ú© ما
ظهر ØÚ©Ù… الکا٠و النÙ`ون Ùˆ ما ÙÙتØÙŽ خَتÙ'م٠الرÙ`Øيق المختوم * Ùˆ لو لا Ú© ما غرÙ`دتÙ'
Øمامة٠البرهان علی غصن البيان * Ùˆ ما نطق لسان٠العظمة بين ملأ الأديان *
بØزنک ظهر الÙصل Ùˆ الÙراق بين الهاء Ùˆ الواو * Ùˆ ارتÙع ضجيج الموØÙ`دين ÙÛŒ
البلاد * بمصيبتک Ù…Ùنعَ القلم٠الأعلی عن صريره Ùˆ بØر٠العطاء عن أمواجه Ùˆ
نسائم٠الÙضل من هزيزها * Ùˆ انهار٠الÙردوس من خريرها * Ùˆ شمس٠العدل من
اشراقها * اشهد أنÙ`Ú© کنتَ آيةَ الرÙ`ÙŽØمن ÙÛŒ الأمکان * Ùˆ ظهورَ الØجÙ`Ø© Ùˆ البرهان بين
الأديان * بک أنجز اللÙ`ه٠وعدَه Ùˆ اظهر سلطانَه * Ùˆ بک ظهر سرÙ` العرÙان ÙÛŒ
البلدان * Ùˆ اشرق نيÙ`ر الايقان من اÙÙ‚ سماء البرهان * Ùˆ بک ظَهرتÙ' قدرة٠اللÙ`Ù‡
Ùˆ أمرÙÙ‡ Ùˆ اسرار٠اللÙ`Ù‡ Ùˆ ØÙÚ©Ù…ÙÙ‡ * لو لا Ú© ما ظهر الکنز المخزون Ùˆ أمره المØÚ©Ù…
المØتوم * Ùˆ لو لا Ú© ما ارتÙع النÙ`داء من الاÙÙ‚ الأعلی * Ùˆ ما ظهرت لآلئ٠الØکمة
Ùˆ البيان من خزائن قلم الأبهی * بمصيبتک تَبدÙ`Ù„ ÙØ±Ø Ø§Ù„Ø¬Ù`نة العليا Ùˆ ارتÙع
صريخ أهل ملکوت الأسماء* انت الÙ`Ø°ÛŒ باقبالک أقبلت٠الوجوه٠إلی مالک الوجود
* Ùˆ نطقت السÙ`درة٠الÙ'ملک للÙ`Ù‡ مالک الغيب Ùˆ الشÙ`هود *
قد کانت الأشياء Ú©Ù„Ù`ها شيئاً واØداً ÙÛŒ الظÙ`اهر Ùˆ الباطن ÙلمÙ`ا سَمعَتÙ' مصائبَکَ
تÙرÙ`قتÙ' Ùˆ تشتÙ`تتÙ' Ùˆ صارت علی ظهورات مختلÙØ© Ùˆ ألوان متغايرة * Ú©Ù„Ù`٠الوجود
لوجودک الÙداء يا مشرقَ ÙˆØي٠اللÙ`Ù‡ Ùˆ مطلعَ الآية الکبری * Ùˆ Ú©Ù„Ù`٠النÙ`Ùوس
لمصيبتک الÙداء يا مظهرَ الغَيب ÙÛŒ ناسوت الانشاء * اشهد بک ثبت ØÚ©Ù… الانÙاق
ÙÛŒ الآÙاق * Ùˆ ذابت أکباد العشÙ`اق ÙÛŒ الÙراق * اشهد أنÙ` النÙ`ورَ Ù†Ø§Ø Ù„Ù…ØµÙŠØ¨Ø§ØªÚ©
Ùˆ الطÙ`Ùورَ ØµØ§Ø Ø¨Ù…Ø§ ورد عليک من أعدائک * لولاک ما تجلÙ`ÛŒ الرÙ`ÙŽØمن لابن عمران ÙÛŒ
طور العرÙان * أناديک Ùˆ اذکرک يا Ù…ÙŽØ·Ù'لَعَ الانقطاع ÙÛŒ الابداع * Ùˆ يا سرÙ`ÙŽ
الظهور ÙÛŒ جبروت الاختراع * بک ÙÙØªØ Ø¨Ø§Ø¨Ù Ø§Ù„Ú©Ø±Ù… علی العالم * Ùˆ اشرق نور
القÙدَم بين الأمم * اشهد بارتÙاع يد رجائک ارتÙعت أيادی الممکنات الی اللÙ`Ù‡
منزل الآيات * Ùˆ باقبالک إلی الاÙÙ‚ الابهی أقبلت الکائنات الی اللÙ`Ù‡ Ù…ÙظÙ'هر
البيÙ`نات * انتَ النقطة الÙ`تی بها ÙÙصÙ`ÙÙ„ÙŽ عÙÙ„Ù'م٠ما کان Ùˆ ما يکون * Ùˆ المعدن الÙ`Ø°ÛŒ
منه ظهرت جواهر العلوم Ùˆ الÙنون * بمصيبتک توقÙ`٠قلم٠التقدير * Ùˆ ذَرَÙَتÙ'
دموع٠أهل التÙ`َجÙ'ريد * Ùآه آه بØزنک تزعزعَتÙ' أرکان العالم * Ùˆ کاد أن يرجعَ
ØÚ©Ù… الوجود إلی العدم * انت الÙ`Ø°ÛŒ بامرک ماج Ú©Ù„Ù` بØر وهاج Ú©Ù„Ù` عَرÙ'Ù Ùˆ ظهر Ú©Ù„Ù`
أمر Øکيم * بک ثبت Øکم٠الکتاب بين الأØزاب * Ùˆ جری Ùرات الرÙ`Øمة ÙÛŒ المآب *
قد اقبلت٠اليک يا سرÙ` التÙ`وراة Ùˆ الانجيل * Ùˆ مطلعَ آيات اللÙ`Ù‡ العزيز الجميل
* بک بÙÙ†ÙيَتÙ' مدينة٠الانقطاع Ùˆ Ù†ÙصÙبَتÙ' راية٠التÙ`قوی علی أعلی البÙقاع لولاک
انقطع عَرÙ'٠العرÙان عن الأمکان Ùˆ رائØØ© الرÙ`Øمن عن البلدان * بقدرتک ظهرت
قدرة٠اللÙ`Ù‡ Ùˆ سلطانÙÙ‡ Ùˆ عزÙ`ÙÙ‡ Ùˆ اقتدارÙÙ‡ * Ùˆ بک ماج بØر الجود Ùˆ استوی سلطانÙ
الظÙ`هور علی عرش الوجود * اشهد بک Ú©ÙØ´ÙÙتÙ' سبØات٠الجلال * Ùˆ ارتعدت Ùرائص أهل
الضÙ`لال * Ùˆ Ù…ÙØÙيَتÙ' آثار٠الظÙ`نون Ùˆ سقطت اثمار سدرة الاوهام * بدمک الأطهر
تزيÙ`نت مدائن العشÙ`اق * Ùˆ أخذت الظلمة٠نورَ الآÙاق * Ùˆ بک سَرَع العشÙ`اق إلی
مقرÙ` الÙداء * Ùˆ أصØاب٠الاشتياق إلی مطلع نور اللÙ`قاء * يا سرÙ`ÙŽ الوجود Ùˆ
مالکَ الغيب Ùˆ الشÙ`هود * لم أدر٠أيÙ`Ø©ÙŽ مصيباتک اذکرها ÙÛŒ العالم Ùˆ أيÙ`Ø©ÙŽ رزاياک
ابثÙ`ها بين الأمم * أنت Ù…ÙŽÙ‡Ù'بَط٠علم٠اللÙ`Ù‡ Ùˆ مشرق٠آياته الکبری Ùˆ مطلع٠اذکاره
بين الوری Ùˆ مصدر٠أوامره ÙÛŒ ناسوت الانشاء * يا قلم الأعلی قل أوÙ`Ù„ نور سطع
Ùˆ Ù„Ø§Ø Ùˆ أوÙ`Ù„ عَرÙ'Ù٠تضوÙ`ع Ùˆ ÙØ§Ø Ø¹Ù„ÙŠÚ© يا ØÙÙŠÙÙŽ سدرة٠البيان Ùˆ شجرَ الايقان ÙÛŒ
Ùردوس العرÙان * بک اشرقت شمس الظÙ`هور Ùˆ نطق Ù…Ú©Ù„Ù`Ù… الطÙ`ور * Ùˆ ظهر ØÚ©Ù…
العÙÙˆ Ùˆ العطاء بين ملأ الانشاء * اشهد أنÙ`Ú© کنتَ صراطَ اللÙ`Ù‡ Ùˆ ميزانَه Ùˆ مشرقَ
آياته Ùˆ مطلعَ اقتداره Ùˆ مصدرَ أوامره المØکمة Ùˆ Ø£Øکامه النÙ`اÙذة * انت
مدينة٠العشق Ùˆ العشÙ`اق٠جنودÙها * Ùˆ سÙينة٠اللÙ`Ù‡ Ùˆ المخلصون Ù…ÙŽÙ„Ù`اØÙها Ùˆ رÙÚ©Ù`ابÙها
* ببيانک ماج بØر العرÙان يا روØÙŽ العرÙان Ùˆ اشرق نيÙ`ر الايقان من اÙÙ‚ سماء
البرهان * بندائک ÙÛŒ ميدان الØرب Ùˆ الجدال ارتÙع Øنين٠مشارق الجمال ÙÛŒ Ùردوس
اللÙ`Ù‡ الغنيÙ` المتعال * بظهورک Ù†ÙصÙبت راية٠البرÙ` Ùˆ التÙ`قوی Ùˆ Ù…ÙØيَت آثار٠البغي Ùˆ
الÙØشاء * أشهد انÙ`Ú© کنتَ کَنزَ لآلئ علم اللÙ`Ù‡ Ùˆ خزينةَ جواهر بيانه Ùˆ Øکمته
* بمصيبتک تَرَکت٠النÙ`قطة٠مقرÙ`ها الأعلی Ùˆ اتÙ`خذَت لنÙسها مقاماً تØت الباء * أنت
اللÙ`ÙˆØ Ø§Ù„Ø£Ø¹Ø¸Ù… الÙ`Ø°ÛŒ Ùيه رÙقم أسرار٠ما کان Ùˆ ما يکون Ùˆ علوم٠الأوÙ`لين Ùˆ
الآخÙرين * Ùˆ أنت القلم الأعلی الÙ`Ø°ÛŒ بØرکته تØرÙ`کت الأرض Ùˆ السÙ`ماء * Ùˆ توجÙ`هت
الأشياء٠الی أنوار وجه اللÙ`Ù‡ ربÙ` العرش Ùˆ الثÙ`ری * آه آه بمصيبتک ارتÙع Ù†ØيبÙ
البکاء من الÙردوس الأعلی * Ùˆ اتÙ`خذَت الØوريÙ`ات٠لأنÙسهنÙ` مقاماً علی التÙ`راب ÙÛŒ
الجنÙ`Ø© العليا * طوبی لعبد Ù†Ø§Ø Ù„Ù…ØµÙŠØ¨Ø§ØªÚ© * Ùˆ طوبی Ù„Ùأمَة٠صاØَت ÙÛŒ بلاياک * Ùˆ
طوبی لعين جرت منها الدÙ`موع Ù * وطوبی لأرض تشرÙ`Ùت بجسدک الشÙ`ري٠* Ùˆ لمقام
Ùاز باستقرار جسمک اللطي٠* سبØانک اللÙ`همÙ` يا إلهَ الظÙ`هور Ùˆ المجلÙ`ÛŒ علی غصن
الطÙ`ور * أسألک بهذا النÙ`ور الÙ`Ø°ÛŒ سطع من Ø£ÙÙ‚ سماء الانقطاع * Ùˆ به ثبت ØÚ©Ù…Ù
التÙ`ÙˆÚ©Ù`ÙÙ„ Ùˆ التÙ`Ùويض ÙÛŒ الابداع * Ùˆ بالأجساد الÙ`تی Ù‚ÙØ·ÙعَتÙ' ÙÛŒ سبيلک * Ùˆ
بالأکباد الÙ`تی ذابت ÙÛŒ ØبÙ`Ú© * Ùˆ بالدÙ`ماء الÙ`تی سÙÙکت ÙÛŒ أرض التÙ`سليم أمَامَ
وجهک * أن تَغÙÙرَ للÙ`ذين أقبلوا الی هذا المقام الأعلی Ùˆ الذÙ`Ùروة العليا Ùˆ
قَدÙ`ÙرÙ' لهم من قلمک الأعلی ما لا ينقطع به عَرÙ٠اقبالهم Ùˆ خلوصÙهم عن مدائن ذکرک
Ùˆ ثنائک * أيÙ' ربÙ` تراهم منجذبين من Ù†ÙØات ÙˆØÙŠÚ© Ùˆ منقطعين عن دونک ÙÛŒ أيÙ`امک
* أسألک أن تÙسقÙيَهم من يد عطائک کوثَرَ بقائک * ثمÙ` اکتب لهم من يراعة Ùضلک
أجرَ لقائک * أسألک يا الهَ الأسماء بأمرک الÙ`Ø°ÛŒ به سخÙ`رت الملک Ùˆ الملکوت * Ùˆ
بندائک الÙ`Ø°ÛŒ انجذب منه أهل٠الجبروت * أن تؤيÙ`دَنا علی ما تØبÙ` Ùˆ ترضی Ùˆ علی ما
ترتÙع به مقاماتÙنا ÙÛŒ ساØØ© عزÙ`Ú© Ùˆ بساط قربک * Ø£ÛŒ ربÙ` Ù†ØÙ† عبادک أقبلنا
الی تجلÙ`يات أنوار نيÙ`ر ظهورک الÙ`Ø°ÛŒ أشرق من Ø£ÙÙ‚ سماء جودک * أسألک بأمواج
بØر بيانک اَمامَ وجوه خلقک أن تؤيÙ`دَنا علی أعمال٠أمَرÙ'تَنا بها ÙÛŒ کتابک المبين
* انک أنت أرØÙ… الرÙ`اØمين * Ùˆ مقصود٠مَن ÙÛŒ السÙ`موات Ùˆ الأرضين * ثمÙ` أسألک يا
إلهَنا Ùˆ سيÙ`دَنا بقدرتک الÙ`تی Ø£Øاطت علی الکائنات Ùˆ باقتدارک الÙ`Ø°ÛŒ Ø£Øاط
الموجودات أن تنوÙ`رَ عَرÙ'Ø´ÙŽ الظÙ`لم بأنوار نيÙ`ر عدلک Ùˆ تبدÙ`Ù„ÙŽ أريکةَ الأعتساÙ
بکرسيÙ` الأنصا٠بقدرتک Ùˆ سلطانک انÙ`Ú© أنت المقتدر علی ما تشاء * لا إله إلÙ`ا
أنت المقتدر القدير *
Ú©Ù‡ مضمون Ù„ÙˆØ Ù…Ø¨Ø§Ø±Ú© به Ùارسی چنین است :
«اين زيارتي است كه در اÙÙ‚ اعلي از قلم ابهايم در ØÙ‚ Øضرت سيدالشهدا Øسين
بن‌علي Ø±ÙˆØ Ù…Ø§Ø³ÙˆØ§Ù‡ Ùداء نازل گرديد.»
اوست تسليت Ú¯Ùˆ Ùˆ تسلÙ`ÙŠ دهنده گويا Ùˆ دانا
خداوند خود گواه است كه هيچ خدايي جز او نيست و آن كس كه آمده همان است
كه وعده ظهورش در كتب Ùˆ صØ٠قبل داده شده Ùˆ در دلهاي مقرÙ`بين Ùˆ مخلصين همواره
مذكور بوده Ùˆ سدره بيان در ملكوت عرÙان به آن ندا داده است. اي اØزاب
اديان براستي كه ايام خزان Ùˆ اندوه Ùرارسيده زيرا كه بر مَشرق ØجÙ`ت Ùˆ مَطلع
بيان وارد گشت آنچه كه ساكنان خيام مجد را در Ùردوس اعلي به گريه Ùˆ زاري
واداشت Ùˆ Ùرياد Ùˆ Ùغان اهل سراپرده Ùضل را در بهشت برين بلند نمود.
خداوند خود گواه است كه هيچ خدايي جز او نيست و كسي كه ظاهر گشت اوست
همان گنج پنهاني Ùˆ راز نهÙته‌اي كه با ظهور او خداوند اسرار ماكان Ùˆ
مايكون را Ùاش نمود در اين روز بود كه آيه قبل به اين آيه مباركه «يوم
يقوم الناس لرب العرش Ùˆ الكرسي الرÙيع» منتهي گرديد. يعني روزي كه همه
خلايق در ساØت قدس پروردگار يكتا كه بر عرش Ùˆ كرسي رÙيع مستوي مي‌گردد
بپا خواهند خواست. در اين روز بود كه علائم Ùˆ آثار ظنون Ùˆ اوهام Ùروريخت
Ùˆ Øكم كريمه «انا لله Ùˆ انا اليه راجعون» متØقق گرديد. اين روزي است كه
نباء عظيم Ùˆ Ù…Ùدهشي كه خداوند Ùˆ پيامبرانش وقوع آن را از قبل خبر داده
بودند به ظهور رسيد. در اين روز مقرÙ`بان درگاه به سوي شراب سر به Ù…Ùهر
شتاÙتند Ùˆ از اين خَمر روØاني به نام پروردگار مقتدر Ùˆ مهيمن قيÙ`وم لاجرعه
نوشيدند در اين روز بود كه صداي گريه و زاري از كل جهات بلند گشت و
لسان بيان به اين كلما عاليه ناطق گرديد:
«Øزن Ùˆ اندوه مخصوص اوليا خدا Ùˆ برگزيدگان اوست. رنج Ùˆ بلا خواست دوستان
خدا و امناي اوست. هم و غم از آن پيامبران خدا و مظاهر امر اوست.»
اي ساكنان مدائن اسماء Ùˆ اي طلعات غرÙه‌هاي جنت اوليا Ùˆ اي اصØاب ÙˆÙا در
ملكوت بقا جامه‌هاي سرخ Ùˆ سÙيد خويش را به جامعه‌هاي سياه بدل نماييد زيرا
ايام مصيبت كبري Ùˆ رزيه عظمي Ùرارسيده مصيبتي كه رسول خدا را به نوØÙ‡ Ùˆ
زاري انداخت Ùˆ دختر گرامي‌اش Ùاطمه زهرا را جگر بگداخت ناله Ùردوس اعلي
بلند گشت Ùˆ صداي گريه Ùˆ زاري از اهل سراپرده جلال Ùˆ راكبين سÙينه Øمراء كه
بر تختهاي Ù…ØبÙ`ت Ùˆ ÙˆÙا آرميده بودند به Ùراز آسمان رسيد. آه Ùˆ Ùغان از ظلمي
كه Øقايق وجود را مشتعل ساخت ظلمي كه از ناقضين عهد Ùˆ ميثاق Ùˆ منكران
Øجت Ùˆ برهان Ùˆ كاÙران به نعمت Ùˆ اØسان Ùˆ مجادله كنندگان به آيات بينات
بر مالك غيب Ùˆ شهود وارد گرديد. Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ù…Ù„Ø§Ø¡ اعلي Ùداي مصيباتت اي Ùرزند
سدره منتهي Ùˆ اين راز نهÙته در كلمه عليا اي كاش قلم تقدير رقم نمي‌خورد Ùˆ
Ùرمان خداوند در آغاز Ùˆ انجام به ظهور نمي‌رسيد Ùˆ ديدگان خلق پيكر پاكت را
اÙتاده بر خاك نمي‌ديد. مصيبت تو درياي بيان را از تلاطم بينداخت Ùˆ امواج
Øكمت Ùˆ عرÙان را Ùرونشاندو هبوب نسائم پروردگار را متوق٠ساخت. به Øزن
تو آثار Ù…ØÙˆ شد Ùˆ اثمار ساقط گشت Ùˆ آه از نهاد ابرار بلند گرديد Ùˆ اشك از
ديدگان اخيار Ùروريخت. اÙسوس Ùˆ دريغ اي سيدالشهدا Ùˆ اي Ùخر الشهدا Ùˆ اي
Ù…Øبوب الشهدا گواهي مي دهم به وجود تو خورشيد انقطاع از آسمان ابداع
اشراق نمود Ùˆ هياكل مقرÙ`بين به زيور تقوا آراسته گشت Ùˆ نور عرÙان در عالم
خاك بتابيد. اگر نبودي دو Øر٠كا٠و نون به هم نمي‌رسيد Ùˆ عالم وجود Ù…Øقق
نمي‌گشت Ùˆ شراب سر به Ù…Ùهر الهي باز Ùˆ گشوده نمي‌گرديد. اگر نبودي كبوتر
برهان بر شاخسار بيان نمي‌سراييد Ùˆ لسان عظمت بين ملاء اديان سخن نمي‌گÙت.
Øزن تو بين دو Øر٠هاء Ùˆ واو Ùاصله Ùˆ جدايي انداخت Ùˆ ناله اهل توØيد را
در بلاد بلند نمود. به مصيبتت قلم اعلي از Øركت باز ايستاد Ùˆ درياي عطا
از امواج Ùرو نشست نسائم Ùضل ساكن گشت Ùˆ انهار Ùردوس از جوش Ùˆ خروش
بيÙتاد Ùˆ خورشيد عدل از نور Ùˆ تابش باز ماند. براستي كه تو در بين عامل
امكان آيت خدايي تو بين ملل Ùˆ اديان مبدء ظهور Øجت Ùˆ برهاني. خداوند
بوسيله تو به وعده‌اش ÙˆÙا نمود Ùˆ سلطنتش را ظاهر ساخت به ظهور تو راز
عرÙان در بلاد آشكار گشت Ùˆ خورشيد ايقان Ùˆ اطمينان از اÙÙ‚ آسمان برهان
بدرخشيد قدرت پرورگار Ùˆ امر او Ùˆ اسرار Ùˆ Øكمتهاي او به وجود تو ظهور Ùˆ
بروز نمود. اگر نبودي كنج پنهان خدا آشكار نمي‌گشت Ùˆ امر مبرم Ùˆ Ù…Øتوم او به
ظهور نمي‌رسيد اگر نبودي ندايي از اÙÙ‚ اعلي بلند نمي‌شد Ùˆ مرواريدهاي Øكمت
و بيان از خزائن قلم ابهي آشكار نمي‌گشت. مصيبتت ظهور و شادي اهل بهشت را
برهم زد Ùˆ Ùرياد Ùˆ Ùغان اهل ملكوت اسماء را به اوج آسمان رساند. تويي كه
اقبالت وسيله اقبال وجوه به مالك وجود شد Ùˆ سدره الهي به اين بيان اØلي
نطق Ùرمود:
«پادشاهي تنها شايسته خداوند مالك غيب و شهود بوده و هست.»
همانا اشياء عالم در ظاهر و باطن همه يك شيء بودند چون مصيبات تو را
شنيدند متشتÙ`ت گشتند Ùˆ به ظهورات مختلÙÙ‡ Ùˆ الوان متنوعه در آمدند. همه هستي
Ùداي هستي‌ات اي مَشرق ÙˆØÙŠ خدا Ùˆ اي مَطلع آيت كبري همه Ù†Ùوس Ùداي مصيبتت اي
مظهر غيب خدا گواهي مي دهم به وجود تو انÙاق در بين خلق رواج ياÙت Ùˆ
جگرهاي عاشقان در هجر Ùˆ Ùراق بگداخت براستي كه نور از مصيبات تو نوØÙ‡
نمود Ùˆ طور از بلاياي وارده بر تو صيØÙ‡ كشيد. اگر نبودي خداوند رØمان بر
موسي‌بن عمران در طور عرÙان تجلي نمي‌نمود. تو را صدا مي‌زنم Ùˆ مي خوانم اي
منشاء انقطاع در عالم ابداع Ùˆ اي سرÙ` ظهور در جبروت اختراع گواهي مي‌دهم كه
باب كرم بوسيله تو در عالم گشوده شد و نور قدم توسط تو بين امم طلوع نمود.
دست اميد تو به سوي خدا دستهاي اميد خلق را به جانب مٌنزل آيات بالا برد
Ùˆ اقبال تو بسوي اÙÙ‚ ابهي اقبال كائنات را به مظهر بينات موجب گشت. تويي
آن نقطه‌اي كه ما كان و ما يكون از آن منشعب و متكثر گرديد تويي آن
معدني كه جواهر علوم Ùˆ Ùنون از آن استخراج گشت Ùˆ به ظهور رسيد. به
مصيبت تو قلم تقدير متوق٠شد Ùˆ آب از ديدگان اهل تجريد جاري گرديد. Øزنت
اساس Ùˆ بنيان عالم هستي را بلرزاند Ùˆ Øكم وجود را به ورطه عدم نزديك
ساخت. هر بØري به امر تو مواج است Ùˆ هر نسيمي به اراده تو در هبوب Ùˆ
مرور Ùˆ هر امر Ù…Øكمي به خواست تو ظاهر Ùˆ آشكار. Øكم كتاب خدا به بركت
وجود تو در بين اØزاب ثابت گشت Ùˆ Ùرات بخشش Ùˆ رØمت او به وجود تو در يوم
موعود جاري گرديد. بسوي تو روي آورده‌ام اي راز پنهان٠تورات و انجيل و اي
مَطلع٠آيات خداوند عزيز و جميل. به تو شهر انقطاع بنا گرديد و پرچم تقوي
بر Ùراز بقعه‌هايش بر اÙراشته گشت. اگر نبودي در عالم وجود بويي از عرÙان
به مشام نمي‌رسيد Ùˆ از Ø±ÙˆØ§Ø¦Ø Ù‚Ø¯Ø³ الهي در شهرها Ùˆ ديار نسيمي نمي‌وزيد. قدرت
تو قدرت و سلطنت خدا را نشان داد و عزت و اقتدار او را آشكار ساخت. به
وجود تو درياي جود به موج آمد و سلطان ظهور بر عرش وجود مستوي گرديد.
براستي تو بودي كه پرده‌هاي جلال را شكاÙتي Ùˆ بنيان اهل ظلال را متزلزل ساختي
تو بودي كه آثار ظنون را Ù…ØÙˆ نمودي Ùˆ اثمار درخت اوهام را ساقط كردي. خون
پاكت مدينه عشاق را بيار است Ùˆ نور Ø¢Ùاق را ظلماني ساخت. به وجود تو
عاشقان به مقر Ùدا Ùˆ مشتاقان به مبدء نور لقاء شتاÙتند. اي سرÙ` وجود Ùˆ
اي مالك غيب و شهود نمي‌دانم كدامين مصيبات را بازگو كنم و از كدامين بليه‌ات
در بين خلق سخن بگويم. علم الهي از تو بر قلوب Ù…Ùشرق شد Ùˆ آيات بزرگ خدا از
تو در عالم به ظهور رسيد. ياد و ذكر پروردگار از طريق تو بر دلهاي خلق
بنشست Ùˆ اوامر Ùˆ اØكام تو توسط تو به عالم ناسوت صدور ياÙت. اي قلم اعلي
بگو نخستين نوري كه درخشيد Ùˆ ظاهر گشت Ùˆ نخستين Ù†ÙØÙ‡ طيبه‌اي كه وزيد Ùˆ مرور
نمود نثار وجودت اي نسيم سدره بيان Ùˆ اي بوي خوش درخت ايقان در Ùردوس
عرÙان خورشيد ظهور به وسيله تو طلوع نمود Ùˆ مكلÙ`Ù… طور توسط تو نطق Ùرمود
Ùˆ Øكم عÙÙˆ Ùˆ بخشش به وجود تو در بين خلق ظاهر گرديد. گواهي مي دهم كه
تويي صراط خدا تويي ميزان خدا تويي مَشرق آيات و مَطلع اقتدار خدا و تويي
مصدر اوامر Ù…Øكمه Ùˆ اØكام ناÙذه خدا تويي مدينه عشق Ùˆ عاشقان سپاهان آن
Ùˆ تويي سÙينه خدا Ùˆ مخلصان ملاØان Ùˆ راكبان آن. به بيان تو اي Ø±ÙˆØ Ø¹Ø±Ùان
بØر عرÙان به موج آمد Ùˆ خورشيد ايقان از اÙÙ‚ آسمان٠بÙرهان بدرخشيد. نداي
تو در ميدان جنگ Ùˆ جدال ناله مه‌رويان را در Ùردوس خداوند غني متعال بلند
نمود. به ظهور تو پرچم تقوا براÙراشته شد Ùˆ آثار بغي Ùˆ ÙØشا Ù…ØÙˆ گرديد.
گواهي مي‌دهم كه تويي گنجينه لئالي علم خدا و تويي مخزن جواهر بيان و
Øكمتهاي خدا. از مصيبت تو نقطه جايگاه خود را ترك نمود Ùˆ در Ù…Øلي زير ØرÙ
باء براي خود مقرÙ` Ú¯Ùزيد. تويي آن Ù„ÙˆØ Ø¹Ø¸Ù…ÙŠ كه اسرار ماكان Ùˆ مايكون Ùˆ
علوم اولين Ùˆ آخرين در آن رقم خورده است. تويي آن قلمي كه به Øركت آن
زمين Ùˆ آسمان به Øركت آمده Ùˆ توجه اشيا را به انوار وجه پروردگار مالك
عرش Ùˆ ثري جلب كرده است. اÙسوس اÙسوس به مصيبت تو صداي گريه Ùˆ زاري در
Ùردوس اعلي بلند گشت Ùˆ Øوريان در بهشت روي خاك منزل گزيدند. خوشا به Øال
بنده‌اي كه بر مصائب تو گريست Ùˆ خوشا به Øال كنيزي كه بر بلاياي تو ضجه Ùˆ
زاري نمود خوشا به چشمي كه براي تو اشك ريخت خوشا به سرزميني كه به نزول
پيكر پاكت متبرك گشت Ùˆ خوشا به موقÙÙŠ كه جسم لطيÙت در آن مستقر گرديد.
پاك و منزهي تو اي پروردگار ظهور اي تجلي كننده بر شاخه طور از تو
مي‌خواهم به ØÙ‚ اين نوري كه از اÙÙ‚ آسمان انقطاع تابيده Ùˆ Øكم توكل Ùˆ
تÙويض را در عالم ابداع ثبات بخشيده به ØÙ‚ اجسادي كه در سبيل تو قطعه
قطعه گشته Ùˆ جگرهايي كه در راه Ù…Øبتت گذاخته شده به ØÙ‚ خونهايي كه در ارض
تسليم در جلوي رويت بر زمين ريخته كه زائرين اين مقام اعلي در ذروه عليا
را مورد عÙÙˆ Ùˆ رØمت خود قرار دهي Ùˆ براي آنان از قلم اعلايت آنچه را كه
بدان بوي خوش اقبال و خلوصشان از مدائن ذكر و ثناي تو قطع نگردد مقدر
Ùرمايي. اي پروردگار آنان را مي‌نگري كه از Ù†ÙØات ÙˆØيت منجذب گشته‌اند Ùˆ
در ايام تو از ماسوايت دل بريدند از تو مي خواهم كه آنان را به دست بخشش
خويش از كوثر بقايت سيراب نمايي Ùˆ اجر لقايت را براي آنان ثبت Ùرمايي. اي
خداي اسماء ! از تو مي‌طلبم به ØÙ‚ امر عظيمت كه ملك Ùˆ ملكوت را با آن
Ù…ÙسخÙ`ر Ùرمودي Ùˆ به ØÙ‚ نداي شيرينت كه اهل جبروت را با آن مجذوب ساختي ما را
به آنچه مورد رضاي توست Ùˆ به آنچه باعث علو مقام ما در ساØت غزت توست
مويد Ùرمايي.
اي پروردگار ما بندگان توييم كه به تجليات انوار خورشيد ظهورت كه از
آسمان بخششت طلوع نموده اقبال كرده‌ايم از تو مي‌خواهيم به ØÙ‚ امواج بØر بيانت
كه در مقابل روي خلقت به ظهور رسيده كه ما را به انجام اعمالي كه در كتاب
مبينت امر Ùرمودي مؤيÙ`د Ùرمايي براستي كه تويي ارØÙ… الراØمين Ùˆ مقصود اهل
سماوات و ارضين. از تو مي‌خواهم اي خداي ما و آقاي ما به قدرتت كه همه
كائنات را اØاطه نموده Ùˆ به اقتدارت كه همه موجودات را ÙراگرÙته عرش ظلم
را به يد قدرت Ùˆ سلطنت خويش به نور عدل منور Ùرمايي Ùˆ تخت اعتسا٠را به
كرسي انصا٠بدل كني. تويي توانا بر آنچه اراده Ùرمايي. نيست خدايي جز تو
خداوند مقتدر و توانا.
«تÙÚ©Ù`ر٠ساعة٠خيرٌ من عبادة٠سبعينَ سنةً»
ÙŠÚ© ساعت تÙکر بهتر از Ù‡Ùتاد سال عبادت است.
رسول اکرم (ص)
سوالاتی برای تÙکر بیشتر
1. چرا بسیاری از یهودیان Ú©Ù‡ پیروان Øضرت موسی (ع) هستند در زمان
ظهور Øضرت عیسی (ع) به ایشان ایمان نیاوردند ØŸ
2. Ú†Ù‡ کسانی دستور شکنجه نمودن Ùˆ به صلیب کشیدن Øضرت Ù…Ø³ÛŒØ Ø±Ø§ دادند
ØŸ
3. در زمان Øضرت Ù…Øمد Ú†Ù‡ کسانی به مخالÙت با ایشان قیام نمودند ØŸ
4. . چرا در صدر اسلام ØŒ اعراب Ùˆ مسیØیان Ùˆ یهودیان Ùˆ زرتشتیان ØŒ
بلاÙاصله به Øضرت Ù…Øمد (ع) ایمان نیاوردند ØŸ
5. آیا در واقعة کربلا کسانی Ú©Ù‡ امام Øسین (ع) Ùˆ یارانشان را به
شهادت رساندند، ادعای مسلمانی نداشتند ؟
6. Ùکرمی کنید چرا این جمعیت زیاد مسیØیان دنیا به دیانت اسلام
ایمان نمی آورند ؟
7. Ùکر Ù…ÛŒ کنید نظر خاخام ها (علمای یهودی) دربارة دیانت مسیØÛŒ Ú†Ù‡
باشد ؟
8. Ùکر Ù…ÛŒ کنید نظر کشیش ها دربارة دیانت اسلام Ú†Ù‡ باشد ØŸ
9. مسیØیانی Ú©Ù‡ به اسلام ایمان نیاورده اند مدعی هستند Ú©Ù‡ بنا بر
بشارات موجود در کتبشان ØŒ منتظر ظهور Øضرت Ù…Øمد نبوده اند، به نظر شما
این اشتباه از کجا ناشی شده است ؟
10. اگر دیانت اسلام قابلیÙ`ت انعطا٠پذیری Ùˆ هماهنگی با کلیه دوران
بشر را دارد Ùˆ به این علت دیگر نیازی به Ùرستادة الهی نیست ØŒ چرا از
ابتدای تاریخ، دیانت اسلام ظاهر نشد؟ و ادیان قبل برای چه بود ؟
11. من Ùˆ شما چرا Øضرت Ù…Øمد (ع) را به عنوان پیامبر الهی پذیرÙته ایم ØŸ
آیا اگر در سه سال اول صدر اسلام بودیم، باز هم به ایشان و دیانت اسلام
ایمان Ù…ÛŒ آوردیم ØŸ با وجود مخالÙت مردم Ùˆ بزرگان٠قوم، چگونه این کار را
انجام می دادید؟
12. خداوند در قرآن Ù…ÛŒ Ùرماید Ú©Ù‡ هیچ یک از اÙراد بشر Ùˆ Øتی با Ú©Ù…Ú©
یکدیگر هرگز نمی توانند آیاتی مانند قرآن بیاورند که اینقدر مؤثر باشد،
آیا چنین کاری در قدرت٠خود خداوند هم نیست؟
13. آیا مطالعه Ùˆ بررسی٠آثار٠ادیان مختلÙ،‌ برای شما نگران کننده است ØŸ
14. دوستی Ù…ÛŒ Ú¯Ùت اگر نزد٠من سنگ با قیمتی باشد، با بررسی٠مجدد Ùˆ
مقایسة آن با جواهرات و سنگهای دیگر نه تنها ارزش٠آنچه داشته ام کم نمی
شود بلکه اگر چیز گرانبها تری نیابم، جواهری که داشته ام را از آن پس
بیشتر دوست خواهم داشت، آیا شما با این Øر٠مواÙقید؟
15. آیا تØقیق٠بی غرضانه دربارة تÙکرات Ùˆ نظرات٠دیگران، به ایمان Ùˆ
اعتقاد ما، Ú©Ù‡ از روی تÙکر وتØقیق انتخاب شده است، لطمه ای وارد Ù…ÛŒ کند ØŸ
اعتراضات وارده بر جمال Ù…Øمدی
برای همراهی شما خواننده گرامی در بهتر Ùکر کردن به سوالات Ùوق الذکر Ùˆ
رسیدن به نتیجه ای قریب به Øقیقت ØŒ در این قسمت بیاناتی از Øضرت بهاءالله
Ùˆ Øضرت عبدالبهاء نسبت به اعتراضاتی Ú©Ù‡ بر رسول اکرم صلواة الله علیه وارد
آورده اند ذکر شده تا ان شاء الله طالبان Øقیقت بر تشابه اعتراضاتی Ú©Ù‡
علما Ùˆ رئوس به پیامبر زمان خود Ù…ÛŒ گیرند Ù¾ÛŒ برند طوبی لمن الÙائزین
Øضرت بهاءاالله درباب اعتراضات وارده Ú©Ù‡ از Øضرت رسول طلب معجزه Ù…ÛŒ کردند
Ù…ÛŒ Ùرمایند :
بنام خداوند يکتا
بهتر آنکه خالصاً لوجه الرÙ`Øمن قدری از آيات Ùرقان تلاوت نمائيد Ùˆ در معانی
آن تÙÚ©Ù`ر کنيد شايد در اين يوم Ú©Ù‡ سلطان ايÙ`ام است از رØيق عرÙان Ù…Øروم
نمانيد Ùˆ از کوثر ÙˆØÛŒ Ùˆ الهام بی نصيب نشويد. از جمله در اين آيات مبارکه
Ú©Ù‡ از قبل بر Ù…Øبوب عالم Ùˆ سيÙ`د امم نازل شده تÙÚ©Ù`ر کنيد ميÙرمايد: Ùˆ
قالوا لن نؤمن Ù„Ú© ØتÙ`ÛŒ تÙجر لنا من الارض ينبوعاً او تکون Ù„Ú© جنÙ`Ø© من نخيل
Ùˆ عنب ÙتÙجÙ`ر الانهار خلالها تÙجيراً او تسقط السÙ`مآء کما زعمت علينا کسÙاً او
تأتی باللÙ`Ù‡ Ùˆ الملئکة قبيلاً او يکون Ù„Ú© بيت من زخر٠او ترقی ÙÛŒ السÙ`مآء Ùˆ
لن نؤمن لرقيÙ`Ú© ØتÙ`ÛŒ تنزÙ`Ù„ علينا کتاباً نقرئه٠قل سبØان ربÙ`ÛŒ هل کنت الÙ`ا
بشراً رسولا اين آياتی است Ú©Ù‡ مشرکين بخاتم انبيا Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سويه Ùداه Ú¯Ùته‌اند
يعنی مضمون اين آيات را شرآئط ايمان قرار داده‌اند Ú©Ù‡ اگر آن Øضرت ظاهر
Ùرمايد بØÙ‚ موقن شوند. Øال تÙÚ©Ù`ر در آن Ù†Ùوس غاÙله نمائيد Ú©Ù‡ عرض کرده‌اند
بايد در ارض بطØا چشمه ای جاری Ú©Ù†ÛŒ Ùˆ يا ÙŠÚ© بيتی از ذهب ظاهر Ú©Ù†ÛŒ از
برای ما يا اينکه بآسمان صعود نمائی مقابل چشم ما و بيائی بکتابيکه او
را قرائت کنيم يا بÙستانی ظاهر Ú©Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ در آن نخيل Ùˆ عنب باشد يا اينکه
بØÙ‚ جلÙ` جلاله Ùˆ قبيلی از ملئکه بيائی اينها اموراتی بود Ú©Ù‡ مشرکين Øجاز
از سيÙ`د عالم خواستند Ú©Ù‡ ظاهر Ùرمايد تا موقن شوند بآنچه بيان Ùرموده Ùˆ
معانی آن مجملی ذکر شد. Øال ببصر Øديد Ùˆ قلب اطهر Ùˆ انصا٠کامل ملاØظه
نمائيد Ùˆ تÙÚ©Ù`ر کنيد ليØصØص Ù„Ú© الØÙ‚Ù` Ùˆ يظهر Ù„Ú© صراط اللÙ`Ù‡ الÙ`Ø°ÛŒ ظهر بالØÙ‚Ù` Ùˆ
تجد Ù†Ùسک علی يقين مبين. Ùˆ بعد از اين سؤالات ملاØظه کنيد Ú©Ù‡ ØÙ‚Ù` جلÙ` جلاله در
جواب Ú†Ù‡ Ùرموده، ميÙرمايد: بگو هل کنت الÙ`ا بشراً رسولاً Ùˆ اگر اين عرايض
مقبول ميشد Ùˆ Øقتعالی سلطانه ظاهر ميÙرمود آنچه را Ú©Ù‡ خواسته بودند
بزعم آنها ديگر در ارض اØدی منکر Ùˆ معرض بر Øسب ظاهر مشاهده نميشد Ùˆ Øال
آنکه در مقام ديگر ميÙرمايد اگر ببينند جميع آيات را بØÙ‚ مقبل نشوند Ùˆ
باÙÙ‚ اعلی توجÙ`Ù‡ ننمايند. [59[
Ùˆ همچنین راجب به اعتراضاتی Ú©Ù‡ به مخال٠بودن قواعد قرآنی با صر٠و Ù†ØÙˆ آن
زمان داشته ØŒ Ù…ÛŒ Ùرمایند قوله تعالی :
Ùکر Ú©Ù† در ايÙ`اميکه Ùرقان از سماء مشيÙ`ت رØمن نازل شد اهل طغيان Ú†Ù‡ مقدار
اعتراض نموده‌اند گويا از نظر شما Ù…ØÙˆ شده لذا لازم شد Ú©Ù‡ بعضی از آن ذکر
شود شايد خود را بشناسی Ú©Ù‡ در Øين اشراق شمس Ù…ØÙ…Ù`دی از اÙÙ‚ عزÙ` صمدانی Ú†Ù‡
مقدار اعتراض نمودی غايت آنست Ú©Ù‡ در آن ايÙ`ام باسم ديگر موسوم بودی Ú†Ù‡
اگر تو از آن Ù†Ùوس نبودی هرگز در اين ظهور بر ØÙ‚Ù` اعتراض نمينمودی. از
جملهء اعتراض مشرکين در اين آيه مبارکه بود Ú©Ù‡ ميÙرمايد: لا Ù†ÙرÙ`Ù‚ بين اØد
من رسله، اعتراض نموده‌اند. Ú©Ù‡ اØد را مابين نه Ùˆ به اين جهت بر کلمه Ù…Øکمه
الهيÙ`Ù‡ اعتراض Ùˆ استهزاء نموده‌اند. Ùˆ همچنين بر آيه مبارکه: خلق Ù„Ú©Ù… ما ÙÛŒ
الارض جميعاً ثمÙ` استوی الی السÙ`مآء ÙسوÙ`يهنÙ` سبع سموات، اعتراض نموده‌اند Ú©Ù‡ اين
مخال٠آيات ديگر است چه که در اکثر آيات سبقت خلق سما بر ارض نازل شده. و
همچنين بر آيه مبارکه: خلقناکم ثمÙ` صوÙ`رناکم ثمÙ` قلنا للملئکة اسجدوا لآدم،
اعتراض نموده‌اند که سجود ملائکه قبل از تصوير خلق بوده و اعتراضاتيکه در
اين آيه مبارکه الهيÙ`Ù‡ نموده اند البتÙ`Ù‡ استماع نموده‌ايد. Ùˆ همچنين بر آيه
مبارکه: غاÙر الذÙ`نب قابل التÙ`وب شديد العقاب، اعتراض نموده‌اند Ú©Ù‡ شديد
العقاب صÙت مضا٠بÙاعل است نعت معرÙÙ‡ واقع شده Ùˆ Ù…Ùيد تعري٠نيست. Ùˆ
همچنين در Øکايت زليخا Ú©Ù‡ ميÙرمايد: Ùˆ استغÙری لذنبک انÙ`Ú© کنت من الخاطئين،
اعتراض نموده‌اند که بايد خاطئات باشد چنآنچه از قواعد قوم است در جمع
مؤنÙ`Ø«: Ùˆ همچنين بر آيه مبارکه: Ùˆ کلمة منه اسمه المسيØØŒ اعتراض نموده‌اند Ú©Ù‡
کلمه تأنيث دارد Ùˆ ضمير راجع بکلمه بايد مؤنÙ`Ø« باشد. Ùˆ همچنين در اØدی الکبر
و امثال آن مختصر آنکه قريب سيصد موضع است که علمای آن عصر و بعد بر
خاتم انبيآء Ùˆ سلطان اصÙيآء اعتراض نموده‌اند Ú†Ù‡ در معانی Ùˆ Ú†Ù‡ در الÙاظ Ùˆ
Ú¯Ùته‌اند اينکلمات اکثر آن غلط است Ùˆ نسبت جنون Ùˆ Ùساد بآن معدن عقل
داده‌اند قالوا انÙ`ها ای السÙ`ور Ùˆ الآيات Ù…Ùتريات Ùˆ بهمين سبب اکثری از ناس
متابعت علما نموده از صراط ØÙ‚Ù` مستقيم منØر٠شده Ùˆ باصل جØيم توجÙ`Ù‡
نموده‌اند. [60[
Øضرت عبدالبهاء در باب اذیت Ùˆ آزاری Ú©Ù‡ بر پیامبر هر زمان وارد میشود
Ù…ÛŒÙرمایند :
" در ايÙ`ام نور هدی Ùˆ سراج ملأ اعلی Øضرت رسول Ù…ØÙ…Ù`د بن عبدالله عليه آلا٠من
التÙ`ØÙŠÙ`Ø© Ùˆ الثÙ`ناء مطÙ`لع نيستند. ÙŠÚ©ÛŒ Ùرياد ميکرد " Ø£Ùتری علی الله Ú©ÙŽØ°Ùباً أمÙ'
به جÙÙ†Ù`ÙŽØ©Ù ". ÙŠÚ©ÛŒ نعره ميزد "إن تَتÙ`َبعونَ إلÙ`ا رجلاً مَسÙ'Øورا". ديگر " يا ايÙ`ها
الÙ`Ø°ÛŒ Ù†ÙزÙ`ÙÙ„ÙŽ عليه الذÙ`کر إنÙ`Ú©ÙŽ لَمَجÙ'نونٌ " ميگÙت. ديگری " Ø¥ÙÙ†Ù' هذا إلÙ`ا أَساطيرÙ
الاوÙ`لين". ديگری " أَضÙ'غاث٠أَØلام٠بَل٠اÙتريه٠بَلÙ' Ù‡ÙÙˆÙŽ شاعرٌ " تقرير ميکرد. Ùˆ
ديگری " Ùˆ إذا رَأَوÙ'Ú©ÙŽ Ø¥ÙÙ†Ù' يَتÙ`ÙŽØ®ÙØ°Ùونَکَ Ø¥ÙÙ„Ù`اهÙزÙواً " معامله مينمود. Ùˆ ديگری " Ø£
هذا الÙ`Ø°ÛŒ بَعَثَ الله رسولاً " Ùرياد ميزد. Ùˆ ديگری از مشاهير علمای آن عصر نضر
بن Øارث" اللÙ`Ù‡ÙÙ…Ù`ÙŽ إنÙ' کانَ هذا هو الØÙ‚Ù`ÙŽ Ù…ÙÙ†Ù' عندکَ ÙÙŽØ£ÙŽÙ…Ù'Ø·ÙرÙ' عَلَينا ØÙجارةً Ù…ÙÙ†ÙŽ
السÙ`ماء٠" جسارت ميکرد. Ùˆ از اين قبيل وقايع بسيار. بايد هر انسانی در
آن تأمÙ`Ù„ نمايد تا بداند Ú©Ù‡ هر وقت کوکبی درخشنده از اÙÙ‚ نبوÙ`ت کبری درخشيد
Ø®ÙÙ`اشان Ú†Ù‡ کردند Ùˆ Ú†Ù‡ Ú¯Ùتند Ùˆ چگونه اذيÙ`ت Ùˆ آزار وارد آوردند Ùˆ درجه
غرور و استکبار بچه مقامی بود و چگونه پدران بر پسران مهتدی ملامت و
شماتت مينمودند. وليد منکر و معرض پسرش مؤمن، ابوجهل منکر پسرش عکرمه
مقبل. آن دو پدر شهير بدين دو پسر مؤمن موقن Ùقير Ú†Ù‡ قدر شماتت Ùˆ ملامت
نمودند. Ùˆ Øضرت رسول عليه السÙ`لام اين دو پسر را ميديدند ميÙرمودند " يخرج
الØÙŠÙ` من الميÙ`ت Ùˆ يخرج الميÙ`ت من الØÙŠÙ` ". باری Ù…Øزون مباش دلخون مگرد عنقريب
خويش Ùˆ پيوند Ùرياد برآرند: تالله لقد آثرک الله٠علينا. شما بايد نهايت اØترام
و رعايت را بجناب پدر مجری داريد اين از وصايای الهی در اين دور است. از
الطا٠الهی اميدواريم Ú©Ù‡ Ù†Ùوس مظهر اين آيه مبارکه گردند:
" رَبÙ`َنا Ø¥ÙÙ†Ù`َنا سمعنا منادياً ÙŠÙنادÙÛŒ للايمان Ø£ÙŽÙ† آمنوا بربÙ`Ú©Ù… ÙَآمنÙ`ا". Øضرت
موسای کليم وقتيکه ظاهر شد Ùرياد برآوردند Ú©Ù‡ شخص قاتلی Ùراری Øال
مراجعت نموده Ùˆ دعوی نبوÙ`ت مينمايد. Ùˆ يوم بعثت Øضرت Ù…Ø³ÙŠØ ØµØ¨ÙŠØ Ù…Ù„ÙŠØ Ø±ÙˆØÛŒ
له الÙداء علماء يهود Ùرياد برآوردند وا ويلا اين بی پدر دعوی تأييد
Ø¨Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù‚Ø¯Ø³ مينمايد Ùˆ خطاب بمريم مينمودند " يا Ø£ÙØ®Ù'تَ هارونَ ماکان أَبوکÙ
امÙ'رأَ سÙوء٠و ماکانتÙ' Ø£ÙÙ…Ù`ک٠بَغÙÙŠÙ`اً " Ùˆ در يوم ظهور نيÙ`ر هدايت کبری Øضرت Ù…ØÙ…Ù`د
مصطÙÛŒ روØÛŒ له الÙداء " إنÙ' هذا الÙ`ا بشراً مثلنا يأÙ'Ú©Ùل٠الطÙ`عامَ ÙˆÙŽ ÙŠÙŽÙ…Ù'Ø´ÙÛŒ ÙÛŒ
الأَسواق٠لو لا Ø£ÙÙ†Ù'زÙÙ„ÙŽ إليه Ù…ÙŽÙ„ÙŽÚ©ÙŒ Ùيکون معه نذيرا"ØŒ Ùرياد ميزدند. باری بکرÙ`ات
Øلقوم مبارک را چنان Ùشردند Ú©Ù‡ نزديک بود" إنÙ`ا لله Ùˆ إنÙ`ا اليه راجعون"
بÙرمايد. چنانکه مذکور در کتب است Ú©Ù‡ روزی ابی جهل Øلق آنØضرت را در
خانهء کعبه چنان Ùشار داد Ú©Ù‡ نزديک تسليم Ø±ÙˆØ Ø´Ø¯Ù†Ø¯. در اين اثناء Øمزه
عموی Øضرت از شکار مراجعت مينمود کمانی در دست داشت هجوم بر ابی جهل
نمود Ùˆ Øضرت را از اذيÙ`ت آن بدبخت نجات داد. پس ابی جهل Ú¯Ùت مگر تو نيز
متابعت اين شخص نمودی؟ تا آن زمان Øمزه مؤمن نبود ولی ØميÙ`تش بجوش آمد در
جواب Ú¯Ùت: بلی من نيز متابعت او نمودم. همين Øمايت سبب شد Ú©Ù‡ بنور ايمان
موÙÙ`Ù‚ گشت. Øضرت چون عناد اهل Ù…Ú©Ù`Ù‡ را بنهايت شدÙ`ت ملاØظه Ùرمود بسمت طائÙ
شتاÙت بلکه آنان کلمهء ØÙ‚Ù` استماع کنند. جوانان Ùˆ اوباش طائ٠بر سر Øضرت
جمع شدند Ùˆ به تØقير پرداختند Ùˆ به پاشنهء پای آنØضرت سنگ زدند تا آنکه خون
جريان نمود از شدÙ`ت الم Øضرت نشستند. معرضين آمدند Øضرت را بلند کردند
Ú¯Ùتند بايد بروی چون Øرکت Ùرمودند باز به پاشنهء مبارک سنگ زدند Ùˆ سبÙ` Ùˆ
شتم روا داشتند. تا آنکه Øضرت بباغ ÙŠÚ©ÛŒ از بزرگان رسيد اØتراماً بصاØب
باغ متعرÙ`ضين عقب کشيدند. صاØب باغ با مهمان خويش در بالا دم دريچه نشسته
بودند. مهمان Ú¯Ùت Ú©Ù‡ اين شخص بسيار صدمه خورده Ùˆ خسته شده از برای او
خوشهء انگوری بÙرست. صاØب باغ امتناع کرد مهمان اصرار نمود مجبوراً
بواسطهء غلام خويش Ú©Ù‡ نام او عداس بود خوشهء انگوری Ùرستاد. عداس چون از
اهل نينوا بود Ùˆ از امÙ`ت يونس عليه السÙ`لام Øضرت از او سؤال Ùرمودند تو از
کجائی ØŸ Ú¯Ùت از نينوا هستم. Ùرمودند نينوا مدينه يونس عليه السÙ`لام است.
غلام چون از اهل Øجاز نام يونس عليه السÙ`لام را نشنيده بود با نهايت
استغراب عرض کرد Ú©Ù‡ شما يونس را ميشناسيد ØŸ جواب Ùرمودند: بلی يونس
برادر من است Ùˆ از انبيای الهی است Ùˆ صاØب آيات باهره. غلام از بيان Øضرت
بسيار شادمان گشت دست Øضرت را بوسيد. صاØب بستان بمهمان خويش Ú¯Ùت ديدی
چگونه غلام من از دست رÙت Ùˆ اين شخص او را اضلال نمود زيرا دست او را
بوسيد؟ باری عداس مورد مؤاخذه گشت تا اينکه مجبور بر Ùرار شد. مقصود
اينست Ú©Ù‡ بعضی را گمان چنان Ú©Ù‡ در زمان اشراق نور نبوÙ`ت جميع خلق Ùرياد
برآورند سمعنا و اطعنا ( گوش می دهیم و اطاعت می کنیم ) ، ديگر نميدانند
چه بلايائی بر آن جواهر وجود وارد شد و چه انکار و استکبار از عموم
ديدند؟ اين است Ú©Ù‡ ميÙرمايد Ø£ ÙÚ©Ù„Ù`ما جائکم رسول بما لا تهوی انÙسکم
استکبرتم؟ Ùقريقاً Ú©Ø°Ù`بتم Ùˆ Ùريقاً تقتلون[61[
Ùˆ نیز Øضرت بهاءاالله Ù…ÛŒ Ùرمایند :
" Øضرت خاتم انبياء Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ سواه Ùداه از مشرق امر الهی ظاهر Ùˆ با عنايت
کبری Ùˆ Ùضل بی منتهی ناس را بکلمهء مبارکه توØيد دعوت نمودند. Ùˆ مقصود
آنکه Ù†Ùوس غاÙله را آگاه Ùرمايند Ùˆ از ظلمات شرک نجات بخشند Ùˆ Ù„Ú©Ù† قوم بر
اعراض Ùˆ اعتراض قيام کردند Ùˆ وارد آوردند آنچه را Ú©Ù‡ معشر انبياء در جنÙ`ت
عليا نوØÙ‡ نمودند. در انبيای قبل تÙÚ©Ù`ر نما هر ÙŠÚ© باعراض قوم مبتلا گشتند.
بعضی را بجنون نسبت دادند Ùˆ برخی را سØÙ`ار Ú¯Ùتند Ùˆ Øزبی را Ú©Ø°Ù`اب. بمثابه
علمای ايران سالها از ØÙ‚Ù` جلÙ` جلاله ظهور اين ايÙ`ام را ميطلبيدند Ùˆ چون اÙÙ‚
عالم منير Ùˆ روشن گشت Ú©Ù„Ù` اعراض نمودند Ùˆ برسÙÚ© دم اطهرش Ùتوی دادند..." [
62[
" سلطنت Øضرت رسول Øال در ميان ناس ظاهر Ùˆ هويدا است Ùˆ در اوÙ`Ù„ØŒ امر
آنØضرت آن بود Ú©Ù‡ شنيديد. Ú†Ù‡ مقدار اهل Ú©Ùر Ùˆ ضلال Ú©Ù‡ علمای آن عصر Ùˆ
اصØاب ايشان باشند بر آن جوهر Ùطرت Ùˆ ساذج طينت وارد آوردند. Ú†Ù‡ مقدار
خاشاکها Ùˆ خارها Ú©Ù‡ بر Ù…ØÙ„Ù` عبور آن Øضرت ميريختند. Ùˆ اين معلوم است Ú©Ù‡ آن
اشخاص بظنون خبيثه شيطانيÙ`هء خود اذيÙ`ت بآن هيکل ازلی را سبب رستگاری خود
ميدانستند زيرا Ú©Ù‡ جميع علمای عصر مثل عبدالله اÙبَيÙ` Ùˆ ابو عامر راهب Ùˆ کعب
بن اشر٠و نَضر بن Øارث جميع آنØضرت را تکذيب نمودند Ùˆ نسبت بجنون Ùˆ اÙترا
دادند Ùˆ نسبتهائی Ú©Ù‡ نعوذ بالله من ان يجری به المداد او يتØرÙ`Ú© عليه القلم
او ÙŠØمله الالواØ. بلی اين نسبتها بود Ú©Ù‡ سبب ايذای مردم نسبت به آن
Øضرت شد Ùˆ اين معلوم Ùˆ ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª Ú©Ù‡ علمای وقت اگر کسی را ردÙ` Ùˆ طرد
نمايند Ùˆ از اهل ايمان ندانند Ú†Ù‡ بر سر آن Ù†Ùس Ù…ÛŒ آمد چنانچه بر سر اين
بنده آمد Ùˆ ديده شد. اينست Ú©Ù‡ آن Øضرت Ùرمود :
" ما اوذی نبيÙ`ÙŒ بمثل ما اوذيت ". Ùˆ در Ùرقان نسبتها Ú©Ù‡ دادند Ùˆ اذيÙ`تها
Ú©Ù‡ بآنØضرت نمودند همه مذکور است Ùارجعوا اليه لعلÙ`Ú©Ù… بمواقع الامر تطÙ`لعون.
ØتÙ`ÛŒ قسمی بر آنØضرت سخت شد Ú©Ù‡ اØدی با آنØضرت Ùˆ اصØاب او چندی معاشرت
نمينمود Ùˆ هر Ù†Ùسی Ú©Ù‡ خدمت آنØضرت ميرسيد کمال اذيÙ`ت را باو وارد Ù…ÛŒ نمودند.
در اينموقع يک آيه ذکر مينمايم که اگر چشم بصيرت باز کنی تا زنده هستی بر
مظلومی آنØضرت نوØÙ‡ Ùˆ ندبه نمائی. Ùˆ آن آيه در وقتی نازل شد Ú©Ù‡ آنØضرت از
شدÙ`ت بلايا Ùˆ اعراض ناس به غايت اÙسرده Ùˆ دلتنگ بود، جبرئيل از سدرة
المنتهای قرب نازل شد و اين آيه تلاوت نمود " و ان کان کبرعليک اعراضهم
Ùان استطعت ان تبتغی Ù†Ùقاً ÙÛŒ الارض او سلÙ`ماً ÙÛŒ السÙ`ماء "Ú©Ù‡ ترجمهء آن
اينست Ú©Ù‡ اگر بزرگ است بر تو اعراض معرضين Ùˆ سخت است بر تو ادبار مناÙقين
و ايذای ايشان، پس اگر مستطيعی و ميتوانی طلب کن نقبی در زير ارض يا
نردبانی بسوی آسمان، Ú©Ù‡ ØªÙ„ÙˆÙŠØ Ø¨ÙŠØ§Ù† اينست Ú©Ù‡ چاره نيست Ùˆ دست از تو بر
نميدارند مگر آنکه در زير زمين پنهان شوی Ùˆ يا بآسمان Ùرار نمائی. Ùˆ Øال
امروز مشاهده نما Ú©Ù‡ چقدر از سلاطين باسم آن Øضرت تعظيم مينمايند Ùˆ Ú†Ù‡ قدر
از بلاد Ùˆ اهل آن Ú©Ù‡ در ظلÙ`‌ او ساکنند Ùˆ به نسبت بآنØضرت اÙتخار دارند
چنانچه بر منابر و گلدسته ها اين اسم مبارک را بکمال تعظيم و تکريم ذکر
مينمايند. Ùˆ سلاطينی هم Ú©Ù‡ در ظلÙ` آنØضرت داخل نشده اند Ùˆ قميص Ú©Ùر را
تجديد ننموده اند ايشانهم ببزرگی Ùˆ عظمت آن شمس عنايت مقرÙ` Ùˆ معترÙند. اينست
سلطنت ظاهره Ú©Ù‡ مشاهده ميکنی. Ùˆ اين لابدÙ` است از برای جميع انبياء Ú©Ù‡ يا
در Øيات Ùˆ يا بعد از عروج ايشان بموطن Øقيقی ظاهر Ùˆ ثابت ميشود چنانچه
اليوم ملاØظه ميگردد. Ùˆ ليکن آن سلطنت Ú©Ù‡ مقصود است لم يزل Ùˆ لايزال طائÙ
Øول ايشانست Ùˆ هميشه با ايشانست Ùˆ آنی انÙکاک نيابد Ùˆ آن سلطنت باطنيÙ`Ù‡
است Ú©Ù‡ اØاطه نموده Ú©Ù„Ù` من ÙÛŒ السÙ`موات Ùˆ الارض را .... " [63[
Øضرت بهاءالله نسبت به بعضی از اعتراضات واره بر تصمیماتی Ú©Ù‡ Øضرت رسول
اتخاذ کرده اند Ù…ÛŒ Ùرمایند قوله الجمیل :
ØÙ‚ در کتب قبل جميع عباد را ابن خود خوانده Ùˆ اين نظر بتجلÙ`يات انوار نيÙ`ر
رØمتی است Ú©Ù‡ بر Ú©Ù„ سبقت گرÙته Ùˆ بسياری از آن ابناء مخالÙت نمودند Ùˆ هر
منصÙÛŒ گواهی داده Ùˆ ميدهد بر آنچه از قلم اعلی جاری شده. آيا در شيطان
Ú†Ù‡ ميگويند Ú©Ù‡ با جلالت قدر Ùˆ مقام از مواقع Ùˆ مکامن قرب Ùˆ لقا Ù…Øروم
ماند بقول بعضی معلÙ`Ù… ملکوت بوده. آيا اين مقام را Ú©Ù‡ عطا Ùرمود Ùˆ در ÙŠÚ©
آن از اعلی مقام ملکوت باسÙÙ„ مقام عالم ناسوت مقر ياÙت Ùˆ از جميع Ùيوضات
ممنوع Ùˆ Ù…Øروم با ÙŠÙعل مايشآء Ú†Ù‡ ميتوان Ú¯Ùت وقتی قابل عنايت Ùˆ رØمت بود Ùˆ
هنگامی سزاوار غضب Ùˆ نقمت. درباره Øرم رسول اللÙ`Ù‡ تÙÚ©Ù`ر نمايند آن Øضرت
Ø±ÙˆØ Ù…Ø§Ø³ÙˆÙŠÙ‡ Ùداه Ùرموده Ú©Ù„Ù`مينی يا Øميراء Ú©Ù„Ù`Ù…ÛŒ Ùˆ اينکلمه عليا Ú©Ù‡ از مشرق
ÙÙ… اراده مولی الوری جاری بر کمال عنايت Ùˆ Ø´Ùقت Øضرت Øاکيست Ùˆ Øال Øزب
شيعه ميگويند در باره‌اش آنچه را که کل ميدانند. آيا آن قبولرا سبب چه
Ùˆ اين ردÙ` Øزب شيعه را علÙ`ت Ú†Ù‡ ÙŠÚ©ÛŒ از مطارنه انطاکيÙ`Ù‡ Ú¯Ùته Ù†Ùسيکه در
انتهاء مردود ميشد در ابتدا رسول شما چرا او را قبول Ùرمود Ùˆ Ù…Øرم Ùراش
نمود؟ قل تÙÚ©Ù`روا يا قوم ثمÙ` انصÙوا Ùيما نطق به Ù…Ú©Ù„Ù`Ù… الطÙ`ور اذ استوی علی
عرش الظÙ`هور Ùˆ لا تکونوا من الظÙ`المين. ÙŠÚ©ÛŒ از اجلÙ`Ù‡ انصار Ú©Ù‡ موسوم بطعيمه
بود بعد از طلوع نيÙ`ر Øجاز از اÙÙ‚ يثرب آنچه داشته با مهاجرين مساوات
نموده Ùˆ بعد مع کمال تقرÙ`ب ظاهر شد از او آنچه Ú©Ù‡ عين Øقيقت گريست. بعد از
ظهور عمل٠مردود يهود اجتماع نمود Ùˆ Øضرت متÙÚ©Ù`ر Ùˆ متØÙŠÙ`ر Ú†Ù‡ Ú©Ù‡ در اوÙ`Ù„ امر
چنين امور سبب اضطراب Ùˆ انقلاب عباد است. در آن Øين جبرئيل نازل Ùˆ اين آيه
را تلاوت نمود انÙ`ا انزلنا اليک الکتاب بالØÙ‚Ù` لتØÚ©Ù… بين النÙ`اس بما اراک اللÙ`Ù‡
Ùˆ لا تکن للخائنين خصيماً. باری بما انزله الرÙ`Øمن ÙÛŒ الÙرقان رجوع نمايند در
باره خلقت انسان ميÙرمايد بل هم ÙÛŒ لبس من خلق جديد اين Øين غير Øين قبل Ùˆ
بعد است قل تÙÚ©Ù`ر لعلÙ`Ú© تتÙ`خذ الانصا٠لنÙسک معيناً.
از اين امور گذشته دو جهت در انسان موجود جهتی الی اللÙ`Ù‡ Ùˆ جهتی الی
Ù†Ùسه وقتيکه Ù„Øاظ عنايت بجهت اوÙ`Ù„ ناظر ذکر مينمايد درباره او آنچه را Ú©Ù‡
Ùوق آن در عالم خلق موجود نه. يا عندليب عليک بهائی بگو در Øضرت اسمعيل
ابن Øضرت صادق Ú†Ù‡ ميگوئی اين همان اسمعيل است Ú©Ù‡ Øضرات اسمعيليÙ`Ù‡ باو
متمسÙ`Ú© Ùˆ متشبÙ`ثند آن Øضرت او را امام Ùˆ وصيÙ` Ùرمود Ùˆ ØÚ©Ù… در اين Ùقره
ثابت بعد عزلش نمودند Ùˆ اين سبب اضطراب اصØاب شد Ùˆ زراره Ú©Ù‡ از اجلÙ`Ù‡
اصØاب آن Øضرت بود عرض نمود آيا ميشود امام عزل شود در جواب Ùرمودند بدا
شد. راوی اين Øديث کلينی Ùˆ معترض زراره هر دو نزد اصØاب رجال موثÙ`قند قل
انظروا لتعرÙوا ما نطق به القلم الاعلی ÙÙŠ هذا المقام العزيز البديع. ديگر
معلوم Ùˆ واضØست Ú©Ù‡ معرضين Ùˆ معترضين در اين مقام Ú†Ù‡ Ú¯Ùته‌اند منهم من قال
اگر قابل نبود از اوÙ`Ù„ چرا پيشوای خلق قرار Ùرمود Ùˆ اگر قابل بود عزلش
چرا مقام امام مقام هدايت خلقست در رتبهء اولی Ùˆ در عقيده شما آن Øضرت
دارای علوم اوÙ`لين Ùˆ آخرين است لذا نبايد چنين امری Ú©Ù‡ مخال٠و مغاير است
از ايشان ظاهر شود. باری ذکر اين Ùقرات نظر بعقايد خود آن Øزبست يشهد
بذلک Ú©Ù„Ù` منصÙÙ Ùˆ Ú©Ù„Ù` عالم٠وکلÙ` صادق امين. در هر صورت جمعی از عباد در هر قرن
Ùˆ عصری اعتراض مينمودند. بعد از غزوهء اØد اعراب اطرا٠بتهنيت قريش
رÙتند سلاقه Ú©Ù‡ شوهر Ùˆ پسرانش در Ù…Øاربه کشته شده بودند بسÙيان Ú¯Ùته اگر
کسی قاتل شوهر Ùˆ اولاد مرا بکشد صد Ù†Ùر شتر باو ميدهم. از اين کلمه نار
طمع Ùˆ Øرص در سÙيان مشتعل از Ù…Ú©Ù`Ù‡ Ù‡Ùت تن از اعرابرا Ùرستاد در مدينه
خدمت Øضرت رسيدند Ùˆ بر Øسب ظاهر کسب اسلام نمودند Ùˆ عرض کردند يا رسول
اللÙ`Ù‡ جمعی از ما بايمان Ùائز شدند Ùˆ بوØدانيÙ`ت ØÙ‚Ù` Ùˆ رسالت تو مقرÙ` Ùˆ معترÙند
استدعا آنکه بعضی از اصØابرا امر نمائی با ما بيايند Ùˆ اØکام الهيرا از
Øلال Ùˆ Øرام تلقين نمايند از جمله عاصم را با بعضی ديگر طلب نمودند. Øضرت
هم از ميان اصØاب ده تن اختيار کرده Ùرمان داد Ú©Ù‡ با آن جماعت بميان
قبائل شده تعليم قرآن Ùˆ شرايع کنند. عاصم Ùˆ من معه Øسب‌الامر عازم آن
Øدود شدند Ùˆ بعد از توجÙ`Ù‡ Ùˆ ورود وارد شد آنچه Ú©Ù‡ سبب Øزن اکبر شد از
برای اهل يثرب Ùˆ بعضی از مناÙقين بشماتت قيام نمودند Ú©Ù‡ خدای Ù…ØÙ…Ù`د چرا او
را خبر نداد Ú©Ù‡ اين جمع بنÙاق مسلمانی گرÙتند Ùˆ در آنچه واقع شد ØÚ©Ù… بر
جهل Ùˆ عدم علم آن Øضرت نمودند. يا ايÙ`ها النÙ`اظر الی الوجه معترض لازال
بوده Ùˆ خواهد بود. Ùˆ در يکمقام هم Ù†Ùس مذکور بصدق تکلÙ`Ù… نموده Ú†Ù‡ Ú©Ù‡
اعمال اين Øزب در اوÙ`Ù„ ايÙ`ام نعوذ باللÙ`Ù‡ منکر Ùی‌الØقيقه انسان نميتوآنست Øمل
نمايد Ùˆ Ù„Ú©Ù† در باره اين مظلوم بانصا٠تکلÙ`Ù… ننموده Ú†Ù‡ Ú©Ù‡ آن جناب Ùˆ
مظاهر عدل Ùˆ انصا٠و صدق گواهی ميدهند Ú©Ù‡ اين مظلوم بهمÙ`ت تمام در ليالی Ùˆ
ايÙ`ام بعد از ورود عراق باذن Øضرت سلطان بتهذيب Ù†Ùوس Ùˆ تطهير اÙئده Ùˆ
قلوب برخاست Ùˆ از Ùضل Ùˆ عنايت ØÙ‚Ù` جلÙ` جلاله نزاع Ùˆ Ùساد Ùˆ جدال را منع
نمود منعاً عظيماً Ùی‌الکتاب Ùˆ عباد را باعمال طيÙ`به Ùˆ اخلاق مرضيÙ`Ù‡ امر
نموديم. قريب چهل سنه ميشود Ú©Ù‡ در هيچ Ù…ØÙ„ نار Øرب مشتعل نشده بلکه بکوثر
Ù†ØµØ§ÙŠØ Ø§Ù„Ù‡ÛŒ Ùˆ Øکمت ربÙ`انی علی قدر مقدور سکون Ùˆ خاموشی پذيرÙت اميد آنکه
از بعد آثار Ùساد Ùˆ نزاع Ùˆ جدال در عالم نماند نسئل اللÙ`Ù‡ تبارک Ùˆ تعالی
ان يؤلÙ`٠بين قلوبهم Ùˆ يؤيÙ`د هم علی تهذيب Ù†Ùوس العباد Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø§Ù„Ø¨Ù„Ø§Ø¯ انÙ`Ù‡
علی Ú©Ù„Ù` شیء٠قدير. [64[
Øضرت عبدالبهاء در رساله مدنیه یاد آور Ù…ÛŒ شوند Ú©Ù‡ برخی از Øوادث دوران
Øضرت رسول Ùقط برای آزادی اÙراد از تعصبات بوده ØŒ Ù…ÛŒ Ùرمایند :
" آيا Øديث مشهور )اطلبوا العلم Ùˆ لو بالصÙ`ين) را Ùراموش نموده‌اند ØŸ
Ùˆ اين معلوم است Ú©Ù‡ اهل صين در درگاه اØديÙ`ت از مردودترين ناس Ù…Øسوب Ú†Ù‡
Ú©Ù‡ عبدهء اصنام Ùˆ غاÙÙ„ از عبوديÙ`ت خبير علÙ`ام بوده‌اند Ùˆ اهل اوروپ اقلÙ`اً
از اهل کتاب Ùˆ مقرÙ` Ùˆ معتر٠بعزيز وهÙ`ابند Ùˆ در آيهء مبارکهء ( Ùˆ لتجدنÙ`
أقربهم مودÙ`Ø© للÙ`ذين آمنوا الÙ`ذين قالوا انÙ`ا نصاری ) مصرÙ`Ø Ù¾Ø³ طلب علم Ùˆ
معار٠از ممالک امÙ`ت انجيل جائز Ùˆ مواÙق‌تر است . Øال چگونه تعلÙ`Ù… از عبدهء
اوثان مقبول عند اللÙ`Ù‡ Ùˆ تعلÙ`Ù… از اهل کتاب
مبغوض درگاه کبرياست ØŸ Ùˆ همچنين در غزوهء اØزاب ابوسÙيان بنی کنانه Ùˆ بنی
Ù‚Øطان Ùˆ بنی قريظهء يهود را با خود متÙ`ÙÙ‚ نموده با کاÙÙ`هء طوائ٠قريش بر
اطÙاء
سراج الهی Ú©Ù‡ در مشکاة يثرب براÙروخته بود قيام نمودند . Ùˆ چون در آنزمان
Ø§Ø±ÙŠØ§Ø Ø§Ù…ØªØان Ùˆ اÙتتان از هر جهت بقوÙ`هء شديده در هبوب بود بقوله تعالی )
الم Ø£Øسب النÙ`اس أن يترکوا ان يقولوا آمنÙ`ا Ùˆ هم لايÙتنون ) Ùˆ مؤمنين قليل Ùˆ
اعدا بهجوم عمومی برخاسته خواستند Ú©Ù‡ Ø¢Ùتاب مشرق Øقيقت را بغبار ظلم Ùˆ
جور تيره گردانند Øضرت سلمان بØضور مطلع ÙˆØÛŒ الهی Ùˆ مهبط تجلÙ`يات Ùيض
نامتناهی Øاضر عرض نمود Ú©Ù‡ در ممالک ÙرسيÙ`Ù‡ بجهت Ù…ØاÙظت Ùˆ صيانت خود از اعدا
باطرا٠مملکت ØÙر خندق نمايند Ùˆ اين بجهت Ù…ØاÙظه از هجوم بغتی بسيار مواÙÙ‚
Ùˆ Ù…Ùيد . آيا آن منبع عقل Ú©Ù„Ù`ÛŒ Ùˆ معدن Øکمت Ùˆ علم الهی Ùرمودند Ú©Ù‡ اين از
عادات ممالک شرکيÙ`Ù‡ Ú©ÙريÙ`هء مجوس است Ùˆ اهل توØيد را اتÙ`باع جائز نه Ùˆ يا
آنکه جميع موØÙ`دين را سريعاً بØÙر خندق امر Ùرمودند ØتÙ`ÛŒ بنÙس مبارک آلت ØÙر
را برداشته Ùˆ بمعاونت اصØاب Ùˆ اØباب قيام Ùرمودند ØŸ Ùˆ از اين گذشته در
کتب کاÙÙ`هء Ùرق اسلاميÙ`Ù‡ از تواريخ Ùˆ غيره
Ú©Ù‡ علمای عظام Ùˆ مورÙ`خين Ùخام تصني٠نموده‌اند مذکور Ú©Ù‡ بعد از طلوع نيÙ`ر
Ø¢Ùاق از مشرق Øجاز Ú©Ù‡ ÙÛŒ الØقيقه از أشعÙ`هء ساطعه‌اش هيئت عموميÙ`هء امکان
مستنير Ùˆ تغيير Ùˆ تبديل Ú©Ù„Ù`ÛŒ در ارکان عالم بنزول شريعت جديدهء الهيÙ`Ù‡ Ùˆ
تأسيس مبانی ØÚ©Ù… ربÙ`انيÙ`Ù‡ پيدا شد شريعت مقدÙ`سهء سمائيÙ`Ù‡ در بعضی اØکام
مطابق عادات مألوÙهء أهل جاهليÙ`Ù‡ نازل شد . از آنجمله Øرمت Ùˆ رعايت اشهر
Øرام Ùˆ Øرمت اکل Ù„ØÙ… خنزير Ùˆ اعتبار شهور قمريÙ`Ù‡ Ùˆ اسمائشان Ùˆ غير از اين
امور کثيره‌ايست Ú©Ù‡ بعينه Ùˆ بعبارته از کتب نقل ميشود ( Ùˆ کانت الجاهليÙ`Ø©
تÙعل اشياء جاءت شريعة الاسلام بها Ùکانوا لاينکØون الامÙ`هات Ùˆ البنات Ùˆ کان
Ø£Ù‚Ø¨Ø Ø´ÛŒØ¡ عندهم الجÙ`مع بين الاختين Ùˆ کانوا يعيبون المتزوÙ`ج بامرأة أبيه Ùˆ
يسمونه الضÙ`يزن Ùˆ کانوا ÙŠØجÙ`ون البيت Ùˆ يعتمرون Ùˆ ÙŠØرمون Ùˆ يطوÙون Ùˆ يسعون
Ùˆ يقÙون المواق٠کلÙ`ها Ùˆ يرمون الجمار Ùˆ کانوا يکبسون ÙÛŒ Ú©Ù„Ù` ثلاثة اعوام
شهراً Ùˆ يغتسلون من الجنابة Ùˆ کانوا يداومون علی المضمضة Ùˆ الاستنشاق Ùˆ Ùرق
الرÙ`أس Ùˆ السÙ`واک Ùˆ تقليم الاظÙار Ùˆ نت٠الابط Ùˆ کانوا يقطعون يد السÙ`ارق
اليمنی ).. Øال نعوذ باللÙ`Ù‡ ميتوان بخاطر آورد Ú©Ù‡ چون در بعضی اØکام
شريعت غرÙ`ا (اسلام) با عادات اهل جاهليÙ`Ù‡ Ú©Ù‡ مطرود جميع طوائÙ‌اند وجه
مشابهت دارد نقصی وارد است Ùˆ يا خود تصوÙ`ر ميتوان کرد Ú©Ù‡ استغÙر اللÙ`Ù‡ ØÙ‚Ù`
غنيÙ` مطلق اتÙ`باع آراء Ú©ÙريÙ`Ù‡ Ùرموده ØŸ Øکمت بالغهء الهيÙ`Ù‡ بسيار . آيا از
قدرت ØÙ‚ بعيد Ùˆ ممتنع بود Ú©Ù‡ شريعت مبارکه را من دون مشابهت عادتی از
عادات امم جاهليÙ`Ù‡ نازل Ùرمايد ØŸ بلکه مقصود از اين Øکمت Ú©Ù„Ù`ÙŠÙ`Ù‡ اين بود
Ú©Ù‡ عباد از قيود تعصÙ`بات جاهليÙ`Ù‡ آزاد شوند Ùˆ اين اقوالی را Ú©Ù‡ اليوم
وسيلهء تخديش اذهان و تشويش وجدان بيچارگان نموده بر زبان نرانند . ولکن
بعضی از Ù†Ùوس Ú©Ù‡ از Øقائق کتب الهيÙ`Ù‡ Ùˆ جوامع صØ٠نقليÙ`Ù‡ Ùˆ تاريخيÙ`Ù‡ کما Ù‡ÛŒ
اطÙ`لاع ندارند خواهند Ú¯Ùت Ú©Ù‡ اين Ú©ÙŠÙÙŠÙ`ات Ùˆ عادات از سنن جليله Øضرت خليل
عليه السÙ`لام است Ùˆ در ميان اقوام جاهليÙ`Ù‡ باقی Ùˆ بر قرار بود Ùˆ در مدلول
آيهء مبارکهء ( اتÙ`بع ملÙ`Ø© ابراهيم ØنيÙاً ) داخل . Ù„Ú©Ù† در جميع کتب Ùˆ صØÙ
Ùرق اسلاميÙ`Ù‡ اين مسلÙ`Ù… Ùˆ مذکور است Ú©Ù‡ اØترام اشهر Øرام Ùˆ اعتبار اشهر
قمريÙ`Ù‡ Ùˆ قطع يمين سارق از سنن Øضرت خليل عليه السÙ`لام نيست Ùˆ از اين گذشته
الآن کتاب توراة موجود Ùˆ شريعت Øضرت ابراهيم عليه السÙ`لام در او مذکور
مراجعت کنند اگر بتÙصيل اين مسئله بپردازيم از مقصود اصلی تألي٠اين
رساله بازمانيم لذا اختصار اولی" [65[
رساله Øاضر را با بیانی از Øضرت عبدالبهاء به پایان Ù…ÛŒ رسانیم تا
Ùراخوری شود جهت تامل ØŒ باری تاملی عمیق با وجدانی آگاه Ùˆ بیدار Ú©Ù‡
امید است یر منزل مقصود را در پی داشته باشد .
قوله الجمیل
" از ابتدای تاريخ چهار صد و نود هجری تا سنه ششصد و نود و سه هجری
متÙ`صلاً از اوروپ ملوک Ùˆ سرداران Ùˆ سرامدان ببرÙ`ÙŠÙ`Ø© الشÙ`ام Ùˆ مصر تردÙ`د
مينمودند Ùˆ چون عاقبت جميع مراجعت نمودند در مدÙ`ت دويست سال Ùˆ کسری آنچه
از سياست Ùˆ مدنيÙ`ت Ùˆ معار٠و مدارس Ùˆ مکاتب Ùˆ عادات Ùˆ رسوم مستØسنه ممالک
اسلاميÙ`Ù‡ مشاهده کردند بعد المراجعه در اوروپ تأسيس نمودند مبدا تمدÙ`Ù† اوروپ
از آن زمانست . ای اهل ايران تکاسل Ùˆ تراخی تا Ú©ÛŒ متبوع Ùˆ مطاع Ú©Ù„Ù` Ø¢Ùاق
بوديد Øال چگونه از عزÙ` قبول باز مانده در زاويهء خمول خزيده‌ايد ØŸ منشأ
معار٠و مبدأ تمدÙ`Ù† جهانيان بوديد
اکنون چگونه اÙسرده Ùˆ مخمود Ùˆ پژمرده گشته‌ايد ØŸ سبب نورانيÙ`ت Ø¢Ùاق
بوده‌ايد Øال چگونه در ظلمات غÙلت Ùˆ کسالت باز مانده‌ايد ØŸ چشم بصيرت را
باز Ùˆ اØتياجات ØاليÙ`هء خود را ادراک نمائيد کمر همÙ`ت Ùˆ غيرت بر بنديد Ùˆ در
تدارک وسائط معار٠و مدنيÙ`ت بکوشيد . آيا سزاوارست Ú©Ù‡ طوائ٠و قبائل
اجانب Ùضائل Ùˆ معار٠را از آثار اسلا٠و اجداد شما اقتباس نمايند Ùˆ شما Ú©Ù‡
اولاد Ùˆ وارثيد Ù…Øروم بمانيد ØŸ آيا اين پسنديده است Ú©Ù‡ همسايگان Ùˆ مجاوران
ليلاً Ùˆ نهاراً در تشبÙ`Ø« وسائل ترقÙ`ÛŒ Ùˆ عزÙ`ت Ùˆ سعادت بجان Ùˆ دل بکوشند Ùˆ شما از
تعصÙ`ب جاهليÙ`Ù‡ بمضاددت Ùˆ منازعت Ùˆ هوی Ùˆ هوس خود مشغول گرديد ØŸ Ùˆ آيا اين
Ù…Ù…Ø¯ÙˆØ Ùˆ Ù…Øمود است Ú©Ù‡ اين ذکاء Ùطری Ùˆ استعداد طبيعی Ùˆ Ùطانت خلقيÙ`Ù‡ را در
کسالت Ùˆ بطالت صر٠و ضايع نمائيد ØŸ باز از مقصد دور اÙتاديم ... "[66
[
Øر٠آخر
" استعيذوا باللÙ`Ù‡ يامعشر العلماء Ùˆ لا تجعلوا انÙسکم Øجاباًبينی Ùˆ بين
خلقی ... ايÙ`اکم أن يمنعکم ذکر النÙ`بيÙ` عن هذا النÙ`بأ الأعظم او الولاية عن
ولاية اللÙ`Ù‡ المهيمن علی العالمين . قد خلق Ú©Ù„Ù` اسم بقوله Ùˆ علÙ`Ù‚ Ú©Ù„Ù` أمر
بأمره ... هذا أمر اضطرب منه ما عندکم من الأوهام Ùˆ التÙ`ماثيل . "
علمای اسلام را نصيØت Ù…ÛŒ نمايد Ú©Ù‡ مبادا مانند Øجاب ميان او Ùˆ
مردمان قرار گيرند Ùˆ مبادا کلمه نبيÙ` ايشان را از نبأ عظيم بازدارد Ùˆ
يا امر ولايت آنان را از ولايت خداوند قدير منع نمايد . زيرا هر اسمی
به قول او خلق شده و هر امری به امر او وابسته و منوط گرديده است .اين
همان امری است که بواسطه آن بت‌های وهم و گمان شما مضطرب و
پريشان شده است
کتاب اقدس بند ١٦٧.
منابع و مراجع
1. زمینه روانشناسی ص 125
2. ایقان ص 189 ØŒ قاموس ایقان ج 2 ص 1108 â€" 1106 برای توضیØ
معنای عام آن رجوع شود به مائده آسمانی 8 ص 189 ØŒ مکاتیب Øضرت عبدالبهاء
ج3 ص 437 Ùˆ توقیعات Øضرت ولی امرالله ج 1 ص 228
3. ایقان ص 198
4. برای ØªØ´Ø±ÛŒØ Ø¢Ù† رجوع شود به Ù…Ùاوضات عبدالبهاء صص 52 â€" 44 ØŒ به
عنوان نمونه طبق آماری Ú©Ù…ÛŒ از دیانت بهائی باید ذکر کرد تا Øال 100 جلد
از آثار Øضرت بهاءالله شامل 2600 مکتوب یا رساله یا کتاب ØŒ 6000 اثر از
Øضرت عبدالبهاء ØŒ 2300 اثر از Øضرت ولی امرالله Ùˆ ده ها اثر از Øضرت باب
ØŒ در Øدود 400 موضوع ØŒ در مرکز جهانی بهائی جمع آوری شده است ( ایران
زادگاه آئین بهائی 6 â€" 5 )
5. Ù…Ùاوضات عبدالبهاء ص 16 â€" 15
6. تاریخ علوم Ùˆ ادبیات در ایران / دکتر صÙا ص 3 ØŒ ایران در زمان
ساسانیان / کریستن سن ص 267
7. تاریخ اجتماعی ایران ج 2 صص 26 â€" 24
8. ایران در زمان ساسانیان ص 318
9. منتخبات مکاتیب Øضرت عبدالبهاء ج 2 ØŒ ص 213
10. سوره علق آیه 5 تا 1
11. سوره مدثر آیه 7 تا 1
12. Ù„ÙˆØ Ø§Ù‚ØªØ¯Ø§Ø±Ø§Øª ص ٢٣٧
13. Ù„ÙˆØ Ø§Ù‚ØªØ¯Ø§Ø±Ø§Øª ص 287
14. سوره اخلاص آیه 4 تا 1
15. سوره Øجر آیه 95 â€" 94
16. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 3 ص 2
17. مجموعه Ø§Ù„ÙˆØ§Ø Ù…Ø¨Ø§Ø±Ú©Ù‡ Øضرت بهاء الله ص 270
18. مجموعه Ø§Ù„ÙˆØ§Ø Ù…Ø¨Ø§Ø±Ú©Ù‡ Øضرت بهاء الله ص 277
19. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 ص 177
20. مائده آسمانی 2 ص 86 و 87
21. Ù…Ùاوضات عبدالبهاء ص 16
22. پیام ملکوت ص 379 ØŒ Ù…Ùاوضات عبدالبهاء ص 17
23. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 ص 199
24. پیام ملکوت ص 382
25. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 ص 83
26. پیام ملکوت ص 76
27. Ù…Ùاوضات عبدالبهاء ص 19
28. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 3 ص 50
29. رساله مدنیه صص 107 â€" 104
30. Ù…Ùاوضات عبدالبهاء ص 128 Ùˆ 129
31. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 2 ص 62 â€" 61
32. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 ص 210 Ùˆ 211
33. مائده آسمانی 5 ص 74
34. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 ص 57
35. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 2 ص 57 â€" 56
36. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 ص 19 â€" 18
37. منتخباتی از آثار نقطه اولی ص 30
38. پیام ملکوت ص 367 â€" 366
39. ادعیه Øضرت Ù…Øبوب ص 131
40. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 صص 85 â€" 81
41. اشراقات ص 292
42. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 1 ص 194
43. خطابات Øضرت عبدالبهاء ج 3 ص 71 â€" 70
44. اشراقات ص 375 â€" 374
45. مائده آسمانی 9 مطلب 106
46. مائده آسمانی 9 ص 5 â€" 4
47. مائده آسÙمانی 9 ص 47 â€" 46
48. موسوعة كلمات الامام الØسين، ص 361
49. . قصص، آية 21
50. اعيان الشيعه، ج 1، ص 588
51. بØارالانوار، ج 44ØŒ ص 329
52. وقعة الطÙ`ÙØŒ ص 201
53. ارشاد، شيخ Ù…Ùيد، ج 2ØŒ ص30
54. Ù…ÙØ§ØªÙŠØ Ø§Ù„Ø¬Ù†Ø§Ù†ØŒ زيارت مسلم بن عقيل، ص 402
55. التهذيب، شيخ طوسي، ج 6، ص 76
56. Ùرهنگ عاشورا، ص 279
57. Ùرهنگ عاشورا، ص 279
58. آثار قلم اعلی جلد 7 ص 31
59. اقتدارات Øضرت بهاءالله ص 286
60. اقتدارات Øضرت بهاءالله ص 206 â€" 205
61. پیام ملکوت ص 286 â€" 284
62. مجموعهء بزرگ Ø§Ù„ÙˆØ§Ø - چاپ مصر صÙØÙ‡ 270
63. ایقان ص 90 â€" 87
64. اقتدارات Øضرت بهاءالله ص 9 â€" 5
65. رساله مدنیه ص 37 â€" 35
66. رساله مدنیه ص 109 - 108

Change settings via the Web (Yahoo! ID required)
Change settings via email: Switch delivery to Daily Digest | Switch format to Traditional
Visit Your Group | Yahoo! Groups Terms of Use | Unsubscribe
__,_._,___
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر