کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

[farsibooks] پیک خبری شماره 524 [1 Attachment]

 
[Attachment(s) from t_akhar@yahoo.com included below]



--- On Thu, 7/23/09, [Tondar News] پیک خبری تندر <list@tondar.org> wrote:


پیک خبری تندر

پیک خبری تندر

لیست فیلتر شکن های امروز
 
https://220.141 .33.34
https://118.170 .179.205
https://114.47. 5.2
https://114.47. 5.2
https://118.170 .179.205
https://61.227. 112.9

رادیو «تندر» یک ضرورت ملی است، ما را یاری کنید!

درود بیکران به شما فرزندان خوب آریابوم، پادشاهان ایران
امروز 2 امرداد ماه  6373 شاهنشاهی
برابر با 2 امرداد ماه  1388 معاویه ای
و برابربا 24 ژوئیه  2009 میلادی است

هم میهنان گرامی به خبرهای رادیو تندر صدای انجمن پادشاهی ایران توجه فرمائید

+ + + + + + + + +

آخرین شعارهای نوشته شده بر روی در و دیوارهای کشور:
شعار مرگ بر خامنه ای جلاد، شعاری است که فرزندان ایران در در و دیوار ها نوشته اند.

+ + + + + + + + +

 یورش وحشیانه نیروهای جنایتکار رژیم اسلامی به خانه ی یک شهروند در ارومیه و کشتار فرزندان ایران:
بنابر گزارش ها نیروهای امنیتی - انتظامی رژیم اسلامی و سپاه پاسداران روز سه شنبه به خانه ی یکی از شهروندان ارومیه یورش آوردند و در پی این یورش وحشیانه چندتن کشته شده اند.

 در پی یورش نیروهای انتظامی و سپاه پاسداران به‌ منزل مسکونی یک شهروند کرد درشهرک ولی عصر ارومیه‌، که‌ گفته‌ شده‌ شماری از اعضای یکی از گروه های اپوزیسیون کرد در آن پناه گرفته‌ بودند، صاحب خانه‌ مذکور و دخترخردسالش که‌ در پی محاصره‌ منزلشان دست بر سر گذاشته‌ و در حالی که‌ تسلیم شده‌ و از خانه‌ بیرون آمده‌ اند، تیرباران شده‌ و به‌ گفته‌ شاهدان حادثه‌ به‌ هریک از پدر و دختر خردسالش بیش از ۲۰ گلوله‌ شلیک شده‌ که‌ بلافاصله‌ به‌ جان سپردن آندو منجر شده‌ و پس از آن درگیری های شدیدی در میان مردم و نیروهای امنیتی درگرفته‌ که بیش از ۷ ساعت به‌ طول انجامیده‌ و علاوه‌ بر کشته‌ شدن یک شهروند دیگر کرد، در اثر اعتراضات مردمی  ۴ ماشین نیروهای سرکوبگررژیم اسلامی در آتش سوخته‌ و ۶ تن از نیروهای اطلاعات و سپاه پاسداران  کشته‌ و شماری نیز زخمی گردیده اند.

ماجرا از زمانی آغاز شد، در بعد از ظهر روز سه‌شنبه‌ ۳۰ تیرماه و همزمان با عید ننگین مبعث، نیروهای انتظامی و سپاهی ارومیه‌ خانه‌ای را در شهرک ولی عصر این شهر را به‌ محاصره‌ درمی آورند و بدون هشدار به‌ ساکنان محل و خانه‌ مذکور، شروح به‌ تیراندازی با انواع سلاح سبک و آر.پی. جی. به‌ این خانه‌ کرده‌ تا آنکه‌ صاحب آن خانه‌ به‌ همراه دختر خردسالش به‌ نشانه‌ تسلیم دست بر سر گذاشته‌ و به‌ بیرون از خانه‌ می آیند، اما نیروهائی امنیتی رژیم اسلامی و سپاه پاسداران به‌ جای دستگیری آنان را به‌ رگبار گلوله‌ بسته‌ و هردو را با شلیک ۲۰ گلوله‌ به‌ هرکدام به‌ قتل رسانده‌ و به‌ اجساد آنها نیز بی احترامی می کنند. در پی این کشتار، بین پناه گرفتگان در آن خانه‌ و نیروهای امنیتی رژیم درگیری مسلحانه‌ شدیدی شروع شده‌ و ساعت ها ادامه‌ می یابد، که‌ در اثر آن طبق گفته‌ شاهدان عینی به‌ غیر از صاحبخانه‌ و دختر خردسالش، یک شیر زن مسلح کرد پناه جسته‌ در خانه‌ و بیش از ۶ تن از نیروهای انتظامی و سپاهی رژیم جنایتکار اسلامی کشته‌ می شوند.

در حوالی نیمه‌ شب و پس از آنکه‌ همسایگان و شهروندان دلاور ارومیه از این جنایت وحشیانه‌ خبردار می شوند، به‌ نیروهای امنیتی یورش برده‌ و ضمن وادارکردن نیروهای امنیتی به‌ عقب نشینی و شکستن محاصره‌ منزل مسکونی‌، شروع به‌ برپایی تظاهرات اعتراضی کرده‌ که‌ تا حوالی بامداد ادامه‌ داشته‌ و در انجام اعتراضات گسترده‌ مردمی بیش از ۴ ماشین متعلق به نیروهای امنیتی و یک اتوبوس در آتش سوخته‌ و شمار زیادی از مکان های دولتی تخریب می شود و در این میان افراد پناه گرفته‌ در خانه‌ مذکور متواری می شوند.

شایان ذکر است که‌ برخی منابع آگاه شمار کشته‌های این درگیری را ۷ تن، از جمله صاحبخانه‌، فرزند خردسال وی، ۴ تن از نیروهای امنیتی و ۱ فرد مسلح پناه گرفته‌ در خانه ذکر کرده‌ اند، و این در حالی است که‌ خبرگزاری نیمه‌ رسمی فارس نیز این خبر را تایید اما آمار متفاوتی از کشته‌ها ارائه‌ داده‌ است و علاوه‌ بر آن، مردان مسلح پناه گرفته‌ در منزل مسکونی ذکر شده‌ را اعضای گروه معاند نظام پژاک معرفی، در حالی که پژاک این اتهامات را رد کرده‌ است. ازسوی دیگر در درگیری نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی و شهروندان ارومیه، ده ها تن زخمی و دستگیر شده‌ اند و دو روز است اوضاع شهر امنیتی است. گفته می شود؛ دخترخردسال کشته‌ شده‌ توسط نیروهای امنیتی رژیم اسلامی و سپاه پاسداران ۳ ساله‌ بوده است.

+ + + + + + + + +

درگیری گارد ضد شورش با دراویش:
به گزارش رسیده؛ از شهرستان گناباد بامدادروز پنج شنبه یکم مردادماه 1388 پنج تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به نام های 1ـ رامین سلطانخواه 2 ـ سعید کاشانی 3ـ ظفر مقیمی 4ـ سعید شمسائی 5ـ نواب در مقابل دادستانی گناباد دستگیر و بازداشت شدند.

در ادامه این گزارش آمده است نامبردگان جهت پی گیری و اعتراض به دستگیری خانواده زنده یاد پایاب که در بازداشت به سر می برند به دادسرای گناباد مراجعه نموده و درخواست آزادی آنها را داشته اند.

بامداد روز پنج شنبه ساعت 10:30، شماری از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که دراعتراض به بازداشت غیر قانونی خانواده ی زنده یاد پایاب در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان گناباد اجتماع نمودند، توسط نیروهای لباس شخصی و گارد ضد شورش با گاز اشک آور و سلاح های سرد مورد یورش قرار گرفته و نزدیک به 30 تن از آنها دستگیر و با مینی بوس به مکان نامعلومی انتقال یافته اند.

بنابر این گزارش؛ خواسته تجمع کنندگان، آزادی بی قید و شرط زندانیان است و به رغم تهدیدهای دادستانی و مقامات انتظامی گناباد،  اعلام می کنند تا آزادی زندانیان محل را ترک نخواهند کرد.

این گزارش در پایان می نویسد؛ وضعیت تندرستی شماری ازافراد که توسط نیروهای لباس شخصی و گارد ضد شورش مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند خطرناک است.

مراسم سوگواری و گرامی داشت حسین پایاب، شامگاه روز چهارشنبه 31 تیرماه با حضور جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی و بازماندگان آن زنده یاد مقابل زندان گناباد برگزار شد. لحظاتی پس از آغاز این مراسم نصیری رییس اداره آگاهی گناباد در محل حاضر و از سوی دادستان گناباد حاضران را تهدید به برخورد انتظامی و قضایی نمود. اما به رغم این فشارها،‌ مراسم کماکان ادامه می یابد و جمعیت حاضر مقابل زندان گناباد رو به فزونی می گذارد. حسین پایاب یکی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی بود که روز یکشنبه 28 تیر ماه 1388 درگذشت و به رغم حضور و تهدید مأموران امنیتی، خانواده اش و جمع کثیری از دراویش پیکر وی را در مزار سلطانی بیدخت به خاک سپردند. اما پس از این خاکسپاری، همسر، دو فرزند و یکی از بستگان حسین پایاب بامداد روز 4 شنبه 31 تیرماه به دستور دادستان گناباد بازداشت شدند.  هاجر طاهری همسر و حمید و علی پایاب فرزندان و عزیز الله صفری از بستگان زنده یاد حسین پایاب، از جمله بازداشت شدگان هستند. خانم طاهری به دلیل کهولت سن و بیماری قلبی در وضعیت نابسامان جسمی قرار دارد و سلامت وی در خطر است.

بستگان حسین پایاب می گویند تصمیم دارند در صورت عدم آزادی افراد خانواده ی پایاب، کلیه مراسم بزرگداشت را مقابل زندان گناباد برگزار نمایند.

+ + + + + + + + +

سه  جوان دیگری که در راه آزادی میهن جان باخته اند:
جوانی به نام «رامین قهرمانی» ساکن محله‌ی شهرآرا پس از حدود 15 روز بازداشت، بلافاصله پس از آزادی در منزل دچار تشنج شده و پیش از رسیدن به بیمارستان، جان باخته است. او به خانواده‌ی خود گفته بوده که در زندان او را از پا آویزان کرده بودند.

گزارش ها همچنین حاکی است جوان هجده ساله‌ی دیگری به نام «آرمان استخري‌پور» که در جریان ناآرامی‌های شیراز با ضربه‌ی باتوم مأموران از ناحیه‌ی سر مضروب شده بود، پس از چند روز کما جان سپرد. علت درگذشت او مرگ مغزی اعلام شده و طبق گزارش رسیده، یورش مأموران به آرمان در محله‌ی ابيوردی شهر شیراز و در منزل یک پیرزن که این جوان از درگیری‌ها به آنجا پناه برده بوده، رخ داده است.

یک گزارش دیگر از درگذشت یک نوجوان۱۷ ساله به نام میثم عبادی خبر می‌دهد که در روز ۲۳ خرداد به ضرب گلوله‌ی افراد ناشناس کشته شده است. بر پایه ی این گزارش، میثم عبادی فرزند عسگر در حالی‌ که از محل کار خود از یک فرش‌فروشی به خانه برمی‌گشته، در میدان صادقیه تهران از ناحیه‌ی شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خون‌ریزی شدید در خیابان جان باخته است. پیکر این جوان نیز پس از طی‌ مراحل قانونی، در بهشت زهرا دفن شده است.

و سرانجام گزارش دیگری حاکی از آن است که در روز تشییع پیکر سهراب اعرابی، علاوه بر او 10 کشته‌ی دیگر حوادث اخیر هم تشییع شده‌اند، اما نیروهای امنیتی خانواده‌های این سه جوان را تهدید کرده‌اند که خبری در این باره به رسانه‌ها اعلام نکنند.

+ + + + + + + + +

زندانیانی که ناپدید شده اند - چه بر سر بازداشت شدگان گمنام می آید:
به رغم اظهارات مقامات قضایی و رئیس پلیس تهران مبنی بر آزادی اکثر بازداشت شدگان پس از انتخابات 22 خرداد، خانواده های بسیاری از زندانیان  پس ازروزها و هفته ها سرگردانی بین دادگاه انقلاب و زندان اوین هیچ گونه خبری از عزیزانشان ندارند. از سوی دیگر، طی روزهای گذشته گروهی از کسانی که با قرار کفالت یا وثیقه آزاد شده بودند مجددا بازداشت شده اند. ماموران نظامی شبانه به منازل این افراد یورش برده و آنان را از رختخواب بیرون کشیده و با خود برده اند. آنان در پاسخ به اعتراض خانواده ها فقط گفته اند که این بازداشت ها برای تکمیل پرونده صورت می گیرد.

سرگردانی خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین:
به گزارش خبرنگار روز، خانواده های بازداشت شدگان اخیر که یا در تجمعات مسالمت آمیز مردمی و یا در یورش لباس شخصی ها به منازلشان بازداشت شده اند هر روز از ساعت 7 الی یازده شب در مقابل زندان اوین تجمع می کنند تا شاید خبری از عزیزانشان دریافت کنند. این خانواده ها بارها مورد هتاکی و توهین مسولان قرار می گیرند اما همچنان در مقابل زندان اوین می نشینند تا شاید عزیزانشان جزو آزاد شده ها باشد و یا خبری هر چند کوتاه کسب کنند و نام فرزندانشان را در لیست زندان ببینند.

هر روز لیستی از بازداشت شدگان بر دیوار دادگاه انقلاب و لیستی دیگر بر دیوار زندان اوین چسبانده می شود و هر روز از صبح تا پایان ساعت اداری خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع می کنند و از مسولان این دادگاه خواستار روشن شدن وضعیت فرزندانشان می شوند.
 
بازداشت شدگانی که ناپدید شده اند:
برخی از این خانواده ها خبر از تماس کوتاه تلفنی عزیزان دربندشان می دهند و می گویند برای روشن شدن وضعیت آنها هر روز به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند. اما در این میان خانواده های بسیاری هستند که هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت عزیزان خود ندارند و نام آنان نه در لیست های زندان اوین و دادگاه انقلاب است و نه مسولان امر پاسخی به آنها می دهند. مادر یکی از زندانیان به روزمی گوید: از 25 خرداد هیچ اطلاعی از وضعیت پسرم ندارم و هیچ کسی جواب نمی دهد و مسولیت نمی پذیرد. این مادر که به شدت نگران پسر 22 ساله اش است، گریه امانش نمی دهد و در میان گریه می گوید: پسر من میخواست رای خود را پس بگیرد اما من اکنون حتی نمیدانم او کجاست و کجا برده اند و چه اتفاقی برای او افتاده است.

این مادر با گله از برخورد مسولان می افزاید: تهدید می کنند که اگر سرو صدا کنید بازداشتتان می کنیم و این روزها بارها توهین کرده و با خشونت ما را راهی خانه هایمان کرده اند، در حالیکه من فقط میخواهم از پسرم خبری بگیرم.

مادر این پسر ناپدید شده با بیان اینکه از آقای موسوی می خواهیم پی گیر وضعیت فرزندان ما باشند از خبرنگار روز آدرس ستاد میرحسین موسوی را می خواهد و ما شماره تلفن ستاد پی گیری بازداشت شدگان را که از سوی موسوی و کروبی تشکیل شده در اختیار او قرار می دهیم.

مهندس موسوی و مهدی کروبی کمیته مشترکی برای پی گیری وضعیت بازداشت شدگان و مفقود شدگان تشکیل داده و از مردم خواسته اند که به این کمیته مراجعه کنند. این کمیته به گفته علیرضا بهشتی روز دوشنبه  تشكیل جلسه داده و قرار شده در خصوص تشكیل یك بانك اطلاعاتی از بازداشتی‌ها و كشته شدگان بعد از انتخابات اقدام شود. همچنین مرتضی الویری که مسول رایزنی این کمیته با مسولان قضا معرفی شده گفته است: مقرر شده تا در ملاقات با مقامات هرچه سریعتر وضعت بازداشت شدگان و مفقودشدگان روشن شود و خانواده های انها از نگرانی رهایی یابند.

برپایه ی گزارش سایت اعتماد ملی تا روز چهارشنبه هفته گذشته 130 تن به این کمیته مراجعه کرده بودند که 46 تن وابستگان مفقودینی بوده اند که کسی اطلاعی از آنان ندارد.
 
زندانیان زیر 18 سال:
از سوی دیگر در حالی که ادعا می شود تمام بازداشت شده های زیر 18 سال آزاد شده اند، اما مشاهدات خبرنگاران روز خلاف آن را ثابت می کند. بر اساس این مشاهدات خانواده هایی که برای پی گیری به دادگاه انقلاب می آیند عنوان می کنند که دختران و پسران 17 یا 16 ساله آنها بازداشت هستند.

پدر یکی از بازداشت شدگان می گوید که از وضعیت دختر 17 ساله اش هیچ اطلاعی ندارد. او که از عدم پاسخگویی مسولان به شدت عصبانی است به روز می گوید: دختر من به همراه دوستانش در بهارستان بوده که به اتفاق یکی از دوستانش بازداشت شده است.
وی می افزاید: چند تن از دوستان دخترم شاهد بازداشت او و دوستش بوده اند اما نام او نه در لیست زندان اوین است نه در لیستی که اینجا به دیوار چسبانده اند و کسی هم پاسخی نمی دهد.

این پدر که همچون سایر خانواده های بازداشت شدگان از عنوان کردن و انتشار نام خود وحشت دارد و می ترسد وضعیت دخترش بدتر شود می گوید: هفته گذشته پلیس تهران اعلام کرد که برای پی گیری فرزندانمان به پلیس امنیت نیروی انتظامی مراجعه کنیم. ما نیز رفتیم مشخصات دخترم را گرفتند و شماره تلفنی داده و گفتند پی گیری می کنیم. اما بعد از آن نه به تلفن پاسخ می دهند و نه دیگر به آنجا راهمان می دهند.

معاون پلیس امنیت نیروی انتظامی 24 تیرماه خبر از آمادگی  نیروی انتظامی برای دادن اطلاعات درباره سرنوشت افراد بازداشت شده در حوادث اخیر به خانواده های آنان داده و از خانواده ها خواسته بود که برای کسب اطلاع از سرنوشت فرزندان خود به پلیس امنیت نیروی انتظامی تهران بزرگ مراجعه کنند.

او همچنین درباره افرادیکه اموال آنها توسط پرسنل ناجا تخریب شده است گفته بود که بازرسی ناجا با بررسی شکایات با متخلفان برخورد می کند. امری که هیچ وقت تحقق نیافت  و با وجود اینکه فیلم ها وعکس های منتشر شده به خوبی نشان از تخریب خودروها و اموال مردم توسط پگان ضد شورش دارد، اما خانواده هایی که برای گرفتن خسارت به مراکز بیمه مراجعه کرده بودند با این جمله مواجه شدند که دستور داده شده به اغتشاشگران خسارت نپردازیم. اعتراض و پی گیری این خانواده ها تاکنون نتیجه ای نداشته است.
 
انتقال 60 تن به بند عمومی:
روز دوشنبه در دادگاه انقلاب به خانواده ها اطلاع داده اند که 60 تن از بازداشت شدگان به بندهای عمومی منتقل شده اند. این قضیه با اعتراض  شدید خانواده ها مواجه شده است. آنان می گویند فرزندان ما هیچ جرمی مرتکب نشده اند و نباید در کنار مجرمان حرفه ای قرار بگیرند. این 60 نفر و همچنین بازداشت شده های دو روز بعد از انتخابات با وجود اتمام بازجویی ها همچنان در زندان به سر می برند.

ضرب و شتم شدید بازداشت شدگان:
نحوه برخورد با بازداشت شدگان نگرانی بزرگی را نه تنها در خانواده های آنان بلکه در سطح افکار عمومی برانگیخته است. اکثر آزاد شدگان عنوان کرده اند که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و با باتوم و شوک الکتریکی آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. برخی از این بازداشت شدگان هنگام آزادی آثار این برخوردها را در خود دارند. آنان مورد شکنجه قرار می گیرند تا اعتراف کنند از ستاد میرحسین موسوی و یا از خارج از کشور خط گرفته اند تا اغتشاش ایجاد کنند.

 یکی از این آزاد شدگان به رادیو فردا گفته است: در بازداشتگاه شاپور داخل آفتاب داغ، روی آسفالت، جوانان زخمی راکه در حین تجمع بازداشت شده بودند با بدن‌هایی کاملا زخمی و خونین و برهنه روی آسفالت داغ خوابانده بودند. آن‌ها به شدت کتک خورده بودند. برای یک لیوان آب التماس می‌کردند. شیر آب در فاصله ده متری بازداشت شدگان بود. اما اجازه نمی‌دادند احدی قطره ‌ای آب بنوشد.. اجازه نمی‌دادند نیازهای اولیه اشان را برطرف کنند. به گفته وی: آن‌هایی را که با بدن زخمی ناشی از سوختگی درد می‌کشیدند روی آسفالت داغ می‌خواباندند..

جوانکی قسم می‌خورد که بسیجی‌های هم محل خودم مرا برداشتند و انداختند توی آتش. این بود که این نوجوان از آرنج تا مچ دستش پوست نداشت. این فرد را با آن وضعیت خوابانده بودند روی آسفالت داغ. کسانی می‌آمدند بین جمعیت و می‌گفتند که دستهایتان را پشت گردنتان بگیرید و به حالت کلاغ پر بایستید. شاید تحمل این شکل ایستادن برای یک ساعت سخت نبود، اما مجسم کنید کسی مجبور باشد هشت ساعت به این شکل و شمایل بایستد. ناگهان می‌دیدی یک نفر می‌آمد و با لگد می‌رفت توی صورت هر کسی که دلش می‌خواست و میلش می کشید، به میرحسین موسوی فحش میدادند و....
 
تجاوز به بازداشت شدگان:
از سوی دیگر و در حالی که تاکنون اخبار کمتری از وضعیت بازداشت شدگان در شهرستان ها منتشر شده، روزنامه گاردین  نوشته در جریان تظاهرات شیراز چند جوانی که دستگیر شده‌اند، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. بر پایه این گزارش  پزشک یکی از این جوانانی که مورد تجاوز قرار گرفته گفته است: فقط چهار دندانش سالم باقی مانده است و رکتوم او در اثر تجاوز پاره شده است و مجبور می شوند او را با کارت بیمه شخص دیگری به بیمارستان ببرند.

روزنامه گاردین به نقل از این جوان نوشته است: او را دوشنبه بعد از انتخابات وقتی که با چند جوان دیگر مانع حمله مامورین به معترضان میشد دستگیر می کنند. تمام آن روز او را در ماشین نگاه میدارند، بعد به یک سلول انفرادی می برند و در آنجا او را از سقف آویزان کرده و مرتبا می زنند. بعد او را به اتاقی دیگر می فرستند که چند جوان همسال او در آنجا بودند. روز شنبه یا یکشنبه بعد بود که در این محل جدید به او تجاوز می کنند. سه مرد قوی هیکل وارد اتاق می شوند و دو نفر او راروی زمین می خوابانند و نفر سوم جلوی آنها و چهار بازداشتی دیگر به او تجاوز می کند. این کار در روزهای بعد هم ادامه پیدا میکند و بازجویی و فشار برای "اقرار" به اینکه از خارج دستور می گرفته نیز همراه آن ادامه پیدا میکند: درتمام طول هفته گذشته دیگر بازجویی هم نبود، فقط  تجاوز و بعد سلول انفرادی...

 تحویل پیکر کشته شدگان:
این اخبار در حالی منتشر می شود که طی روزهای گذشته پیکر چند تن از کشته شدگان به خانواده های آنان تحویل داده شده است. خانواده هایی که سرگردان و درمانده از پی گیریهای بی جواب، پیکر عزیزانشان را در بهشت زهرا به خاک سپرده اند. این مساله به شدت نگرانی خانواده های بازداشت شدگان را در پی داشته است. آنان هم از کشته شدن فرزندانشان می ترسند و هم از اینکه فرزندانشان مورد شکنجه قرار بگیرند و در مراجعه به دادگاه انقلاب این نگرانی ها را بر زبان می آورند. اما فقط با برخوردهای تند مسولانی مواجه می شوند که مطابق قانون باید پاسخگو باشند و نیستند.

در حالیکه مقامات رسمی آمار بازداشت شدگان را 500 تن ذکر می کنند گروه های مدافع حقوق بشر اعلام کرده اند که شمار بازداشت شدگان بیش از 2000 تن است.

+ + + + + + + + +

دو تن در اصفهان به جرم قتل اعدام شدند:
به گزارش روزنامه های حکومتی، روز سه شنبه دومرد ۲۳ ساله و ۲۸ ساله، بجرم قتل در زندان مرکزی اصفهان بدار آويخته شدند.

بنابر گزارش ها، شمار زندانيانی که بجرم ارتکاب اينگونه جرائم در هفت ماه گذشته در ايران بدار آويخته شده اند به دستکم ۱۸۳ تن می رسد.

+ + + + + + + + +

از وضعیت جاوید تهرانی هیچ خبری در دست نیست:
از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا به سر می برد، هیچ خبری در دست نیست.
بنابه گزارشات رسیده، از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی که از روز 23 تیرماه در اعتصاب غذا بسر می برد هیچ خبری در دست نیست.

زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی بخاطر شکنجه های جسمی وروحی که در بند 1 معروف بند آخر خطی ها علیه وی روا داشته شده بودو او را به سوی مرگ تدریجی سوق می داد. از روز سه شنبه 23 تیرماه اقدام به اعتصاب غذا نمود. از زمان آغاز اعتصاب غذا از شرایط و وضعیت او هیچ خبری در دست نیست. هنوز از محل دقیق بازداشتش که در حسینیه و یا در سلول های انفرادی معروف به سگ دونی بند 1 بسر می برد خبری در دست نیست.

پیگیری های خانواده وی برای داشتن ملاقات و اطلاع یافتن از وضعیت و شرایط او تا به حال بی نتیجه بوده. آنها بیش از 1 ماه است که با او ملاقاتی نداشته اند. بهروز جاوید تهرانی اجازه تماس تلفنی با خانواده اش ندارد که آنها را از وضعیت خود با خبر کند. خانواده جاوید تهرانی بخاطر شکنجه هایی که علیه وی بکار برده شده و بیماری ناشی از آن و بی خبری از وضعیت عزیزشان شدیدا نگران هستند.
تا قبل از شروع اعتصاب غذا زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی تحت شکنجه های وحشیانه وغیر انسانی قرار داشت. و با رها با زدن دست بند و پابند و چشم بند به یکی از اتاق های شکنجه برده شد و بصورت گروهی او را تحت شکنجه های جسمی قرار دادند. در اثر ضربات باتون بدن او کبود و از ناحیه ی زانو متورم شده بود و به سختی قادر به راه رفتن بود. همچنین در اثر این شکنجه ها کلیه های وی دچار آسیب جدی شده بود. بهروز جاوید تهرانی تا پیش از اعتصاب غذا در حسنییۀ بند 1 زندان گوهردشت بسر می برد که جزئی از سلول های انفرادی یا سگ دونی می باشد. در این حسینیه تعداد از زندانیانی که دچار ناراحتی شدید روحی هستند و خطرناک می باشند و همچنین افرادی که مبتلا به بیماری های واگیردار مانند هپاتیت،ایدز و یا سایر بیماری ها می باشند جا داده شده اند که وضعیت آنجا به مراتب بدتر از سلول های انفرادی می باشد. او در وضعیت جسمی بسیار بدی بسر می برد.

کسانی که در شکنجه و اذیت و آزار او نقش دارند و او را به سوی مرگ تدریجی سوق میدهند عبارتند از علی حاج کاظم رئیس زندان که بدستور وی به این شکنجه گاه منتقل شده است، علی محمدی معاون زندان ، کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان،خادم رئیس بند 1 زندان همراه با تعدادی از پاسداربندها صورت می گیرد. علی محمدی معاون اجرائی زندان گوهردشت کرج خطاب به آقای بهروز جاوید تهرانی گفته است: که در این شرایط از شر تو هم راحت خواهیم شد.

بازجویان وزارت اطلاعات بخصوص سعید شیخان و نفرات فوق الذکر قصد حذف فیزیکی این زندانی سیاسی را دارند و این موضوع را هم کتمان نکرده اند و بارها به بهروز گفته اند. پس از قتل زنده یادان امیر حسین ساران، ولی الله فیض مهدوی، عبدالرضا رجبی؛ بهروز جاوید تهرانی سوژه بعدی آنها است جان او در معر ض خطر جدی است.

لازم به یادآوری است از اوایل اردیبهشت ماه فشارها و تهدیدات علیه زندانیان سیاسی بند 2 برای انتقال هر کدام از آنها به نقطه ای آغاز گردید.روز یکشنبه 13 اردیبهشت ماه گارد ویژه زندان با یورش وحشیانه به زندانیان سیاسی ،آنها را مورد ضرب وشتم قرار داد و زندانی سیاسی بهروز جاوید تهرانی را با خشونت به بند 1 منتقل کرد و از آن زمان تا به حال در این بند که دارای شرایط وحشتناک می باشد بسر می برد.

+ + + + + + + + +

بستری شدن یک کوشنده ی مدنی در بیمارستان:
بهنام شیخی از کوشندگان مدنی آذرآبادگانی در اسلامشهر که در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد در اثر اعتصاب غذا دچار ناراحتی حاد کلیوی شده و به بیمارستان منتقل شده است.

خانواده بهنام شیخی پس از ملاقات با او در روز یکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ می گویند وی ازابتدای مدت زمان بازداشت در اعتراض به ضرب و شتم خود و برادرش در حین دستگیری و نحوه بازداشت بدون حکم جلب، ۱۵ روز در اعتصاب غذا بوده است که به همین دلیل دچار ناراحتی کلیوی شده و مدت ۲ روز در بیمارستان بستری بوده است. ماموران پس از دو روز دوباره وی را به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل کرده اند.

به گفته پیمان شیخی برادر وی، بهنام در مدت بازداشت دچار کاهش وزن ۱۵ کیلوئی شده و خانواده بشدت نگران وضعیت جسمی وی می باشند.

خانواده شیخی پس از مراجعه به قاضی سبحانی بازپرس شعبه ۲ دادسرای امنیت تهران در مورد اتهام و علت دستگیری این کوشنده ی  آذرآبادگانی هیچ پاسخی از وی دریافت نکرده اند و مسئولین قضایی ایران از پاسخگوئی در مورد اتهام وعلت دستگیری امتناع می کنند.

+ + + + + + + + +

بازداشت پدر یکی از جانباختگان اعتراضات اخیر:
 ساعت 14:30 روزپنجشنبه شماری افراد لباس شخصی کم سن و سال که احتمال داده می شود از نیروهای بسیج بوده باشند به همراه فردی که لباس نیروی انتظامی بر تن داشت به منزل مسعود  هاشم زاده مراجعه و ضمن جمع آوری پارچه ی سیاه، عکس ها و پارچه نوشته های تسلیت گویی همسایگان، پدر مسعود هاشم زاده را با خود بردند. دو برادر مسعود که حاضر نبودند پدر خود را تنها بگذارند نیز با آنها رفتند. بر پایه ی آخرین اطلاع بدست آمده، نامبردگان به آگاهی منطقه ی 2 در گیشا برده شده اند.

گفتنی است مسعود هاشم‌زاده روز سی‌ام خرداد در خیابان شادمان بالاتر از خیابان آزادی به ضرب گلوله‌ی مستقیم که از روبه‌رو به قلبش اصابت کرد، کشته شد و پیکر پاکش در روستای ولی‌آباد خشک بیجار گیلان به خاک سپرده شد.

خانواده‌ی مسعود هاشم زاده از برگزاری هرگونه مراسم سوگواری بازداشته شده بودند. آنها پس از 25 روز اخیراً پارچه‌ی سیاهی بر در منزل خود آویزان کرده بودند و پذیرای همسایگان و افرادی بودند که برای تسلیت‌گویی به آنها مراجعه می‌کردند. منزل مسعود هاشم زاده در انتهای غربی بلوار سیادت پلاک 6- طبقه‌ی سوم منشعب از خیابان زنجان شمالی واقع شده است.

اعضای خانواده‌ی  هاشم‌زاده همچنین اخیراً مصاحبه‌هایی در باره‌ی این جوان از دست رفته انجام داده بودند که به نظر می‌رسد حکومتگران را عصبانی کرده است.

+ + + + + + + + +

هشتم امرداد؛ چهلم ندا در کنار مادر ندا خواهیم بود:
دیدار برخی کوشندگان جنبش زنان با مادران ندا، سهراب و اشکان/ چهلم ندا در کنار مادر ندا خواهیم بود.
شامگاه روز گذشته 31 تیرماه تعدادی از مادران کمپین یک میلیون امضا و فعالان جنبش زنان، به دیدار مادر ندا آقاسلطان رفتند تا ضمن تسلیت به او بگویند چهلم ندا در کنارشان خواهند بودو حق خواهی را پاس خواهند داشت، به او بگویند که سال هاست این جنبش برای حق خواهی اش تلاش می کند، برای برابری خواهی به زندان می رود وعلیه تبعیض فریاد می زند و هم اکنون نیز فرزندانی را در بند دارد. مادر ندا روز پنجشنبه 8 مرداد ساعت 5 بر مزار دخترش خواهد بود.

مادر ندا از فرزند شهیدش چنین یاد کرد: "27 سال داشت از کودکی خاص بود و ارتباط نزدیکی با خدا داشت، آواز می خواند و اهل موسیقی بود و کتاب های فلسفی و چرایی های زندگی اش پایانی نداشت. همین چرایی ها او را به رشته ی الهیات کشاند اما بعد از مدتی از این رشته انصراف داد و مطالعاتش را به صورت فردی پی گرفت. ندا بسیار جسور و شجاع بود و از کودکی در مقابل هیچ حرف زوری سر فرود نمی آورد. همین ویژگی اش او را به خیابان کشاند".

ساعتی بعد مادران داغدار سهراب اعرابی و اشکان سهرابی که خود فرزندان حق طلب شان را در این مبارزه مدنی از دست داده بودند و همچنین زنان فعال جبهه مشارکت که همسران دربند دارند به دیدار این مادر داغدار آمدند و در فضایی آکنده از اشک و اندوه مادران داغدیده ی سه شهید در کنار هم و مقابل حضار نشستند.

مادر اشکان سهرابی از چگونگی مرگ فرزند عزیزش گفت: " بیایید بپرسید. این بچه خیلی سر به زیر بود. من خانه بودم شام درست می کردم. اشکان گفت می روم خانه ی دوستم وزود برمی گردم. با دلشوره گفتم زود بیا خیابان شلوغ است. چند دقیقه نگذشته بود که دوستش آشفته حال آمد و گفت به خدا من ندیدم چه شد اما اشکان را زدند. گفتم کی گفت نمی دانم فقط دیدم که اشکان را زدند. خودم را سرآسیمه رساندم فقط گفت مادر سوختم. با موتوری که می آمد او را به بیمارستان رساندیم. در بیمارستان چند ثانیه از پشت در دیدمش. ده دقیقه بعد در بیمارستان شهید شد".

پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی هم شهادت فرزندش را روایت کرد و گفت شما خوش شانس تر بودید. روزی که در آگاهی شاپور عکس سهراب را شناسایی کردیم یک ماه از سرگردانی من در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین می گذشت. من می رفتم که سهراب را پیدا کنم و عکس او را به هر زندانی که آزاد می شد نشان می دادم شاید خبری از پسرم داشته باشد. روزهای آخر وحشت کرده بودم که این طولانی شدن و بی خبری و تلفن نزدن دلیلی دارد در تمام این مدت به هر جا می توانستم سر زدم و نامه دادم اما هیچ کسی پاسخ گو نبود و می گفتند زندان است و زنگ می زند. مرا آزار دادند. شکنجه ی روحی دادند".

مادر ندا از روز شهادت ندا و روزهای بعد از آن سخن گفت: "روزهای پیش از آن حادثه گفت که همه ی ما دیدیم و شنیدیم. ندا تا چند دقیق پیش از حادثه تلفنی با ما در تماس بود. مدت کوتاهی بعد از آخرین تماس استاد ندا با ما تماس گرفت و گفت پای ندا تیر خورده و به بیمارستان شریعتی منتقل شده است. ما به سرعت خود را به بیمارستان رساندیم و استاد موسیقی ندا را دیدیم که سراسر لباس اش غرق در خون است و بعد گفتند کتف اش گلوله خورده و کم کم متوجه مان کردند که پیش از رسیدن به بیمارستان به شهادت رسیده است. مادر ندا گفت که مسئولان پزشک قانونی اجازه خواستند که از مغز استخوان ندا برای پیوند دیگری استفاده کنند که موافقت کردیم. اما خبر شهادت ندا به سرعت منتقل شد. ما سکوت کردیم که بتوانیم جنازه ی او را تحویل بگیریم و صبح روز یک شنبه در پزشک قانونی بهشت زهرا جنازه ی او را به ما تحویل دادند. در تمام این مدت به طور مداوم ماموران و پلیس آمد و شد داشتند اما برخوردشان بسیار محترمانه بود اما اصرار داشتند که قاتل ندا را پیدا کنند به همین منظور تعداد زیادی از دوستان و اعضای خانواده را مورد پرسش و بازجویی قرار می دادند تا قاتل را پیدا کنند اما برای ما مهم نبود فقط می خواستیم با این شرایط کنار بیاییم.

ما خیلی مراسم و برنامه های عمومی اعلام نکردیم که برای مردم اسباب دردسر نشود. برای مراسم ختم به چند مسجد مراجعه کردیم. از جمله مسجد رضا در میدان نیلوفر و چند مسجد دیگر که هیأت امنای مسجد موافقت نکردند.

مسجد امام جعفر صادق بالای پل سید خندان موافقت کرد. ما هشت و نیم شب اعلامیه را چاپ کردیم و ساعت دوازده و نیم متوجه شدیم که خبر در اینترنت پخش شده است. در عین حال به این دلیل که می دانستیم در مراسم تعداد زیادی شرکت خواهند کرد نگران شدیم که مبادا تعداد دیگری از جوانان در این برنامه بازداشت و یا کشته شوند و به همین دلیل مراسم را لغو کردیم. البته مطمئن هم نبودیم که اجازه ی برگزاری این مراسم داده می شد یا نه چون برای شب هفت هیچ مسجدی به ما اجازه ی برگزاری مراسم را نداد و تنها در بهشت زهرا یک تالار برای صرف شام موافقت کرد اما بعد از نیم ساعت از حراست بهشت زهرا با ما تماس گرفتند و نامه ای نشان دادند که بر اساس آن هیچ کدام از کسانی که در درگیری های بعد از انتخابات کشته شده اند حق برگزاری مراسم را ندارند. این حکم کلی و از طرف وزارت اطلاعات بود که به تمام مساجد ابلاغ شده بود. در مواردی هم شرایط بسیار سختی گذاشته بودند که خانواده ی کشته شدگان باید سه جواز کسب و تعهد نامه می گذاشتند که اگر مردم بیایند اتفاقی نمی افتد. سنگ های بزرگی می انداختند که خانواده ها از برگزاری هر مراسمی منصرف شوند. بعد از مدتی در مقابل سوال ماموران و کارآگاهانی که می گفتند به دنبال قاتل ندا هستند گفتیم ما از شما نمی خواهیم قاتل را معرفی کنید و با این روحیه ی نامساعد به حال خود رهایمان کنید. سهراب را چه کسی کشت؟ اشکان را چه کسی کشت؟

زمانی که ما به مزار ندا می رفتیم با ما کاری نداشتند اما با کسانی که خارج از اعضای خانواده به مزار ندا می رفتند برخورد می شد و در مواردی حتا با یکی از بستگان ما را که سر مزار ندا رفته بود برخورد کرده بودند که چرا می آیی و سر خاک ندا می نشینی.

خانواده ندا شایعاتی را که در مورد حضور پدر ندا در صدا وسیما و یا فرودگاه مطرح شده بود را تکذیب کردند و گفتند تا به حال با هیچ رسانه ای مصاحبه نکرده اند.

تا سپیدی چند ندا فاصله است؟

ساعتی بعد حمید پناهی استاد موسیقی ندا آقا سلطان به جمع سوگواران پیوست و روایت خود را از لحظه ی شهادت ندا چنین توصیف کرد: "پیش از این حادثه ما می گفتیم و می خندیدیم تا زمانی که بعد از درگیری در خیابان و شلیک گاز اشک آور به کوچه پناه بردیم. چشمانمان را مقابل آتش گرفتیم. ساعت دقیقا 18:10صدای کوتاه سفیر گلوله ای را شنیدیم و دیدم که ندا به روی زمین افتاد.

پیش از مرگ فقط گفت: "آقای پناهی سو.." حتا سوختم را نتوانست کامل ادا کند.. وقتی گفتم بمان سرش را تکان داد و گفتم دستم را فشار بده دستش را فشار داد.

حمید پناهی حرف های دیگرش را در شعرهایی که برای ندا سروده بود خلاصه کرد و برای حاضران خواند. بخش هایی از این سروده در زیر می آید:

تا سپیدی چند ندا فاصله است؟

به هوا برخاست از منیت های جاری دور شد

دشمن ظلم و عدوی زور شد

لحظه ای از ما برید .. حر شد و او حور شد

و ندا آمد ندا آمد ندا در نور شد

چه آسان او به من گفت سوختم

و چه آسان او فرو غلطید هم نشین درد شد

زرد شد دخترم سرد شد

تا رهایی را شناخت حور شد

ندا آمد ندا آمد ندا در نور شد

+ + + + + + + + +

قتل دستگیرشدگان در زیر شکنجه گماشتگان استبداد:
قتل و کشتار دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی در زیر شکنجه هر روز قربانی جدیدی را تحویل مردم می دهد. بازجویان وزارت ددمنش اطلاعات و گماشتگان حلقه به گوش ولی فقیه در تشکل های بی نام و نشان اطلاعاتی، برای وادار کردن دستگیرشدگان به اعترافاتی که سناریوی از قبل طراحی شده دارو دسته ولی فقیه را واقعی جلوه دهد، زندانیان را به شدت شکنجه می کنند تا جایی که منتهی به مرگ بعضی از آنها شده است. خبر تحویل جسد جوان دستگیر شده محمد کامرانی به خانواده او یکی از مواردی است که به خبرگزاری ها راه یافته است.

بنابه گفته خانواده و بستگان این جانباخته راه آزادی، او در روز 18 تیر توسط شکارچیان وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی در حوالی میدان ولی عصر تهران ربوده شده و به بازداشتگاه کهریزک برده شده و پس از چند روز به همراه گروه دیگری از بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل می شود. خانواده محمد کرمی پس از اطلاع از محل نگهداری او به زندان اوین مراجعه می کنند اما مامور زندان اوین به آنها می گوید که پیکر جوان شان به بیمارستان لقمان منتقل و بستری شده است. این خانواده وقتی با پیکر نیمه جان فرزندشان روبرو می شوند که در وضعیت بسیار بدی قرار داشته است. آنها تلاش می کنند تا با انتقال پیکر محمد به بیمارستان مهر او را از مرگ برهانند اما تلاشهای کادر پزشکی بی نتیجه می ماند و محمد کرمی به خیل شهدای خلق می پیوندد.

این تنها یکی از بی شمار قتل و جنایت بازجویان و گماشتگان ددمنش رژیم ولی فقیه در زیر شکنجه است؛ امری که در سال های گذشته به کرات اتفاق افتاده است. گورستان های سراسر کشور پیکرهای جوانان بسیاری را در دل خود دارند که به دلیل ایستادگی و استواری در برابر عمله استبداد و دفاع از شرف و حیثیت انسانی خود زیر شکنجه به قتل رسیده اند.

بنا به اخبار مختلف، رژیم ددمنش بیش از 4000 تن را همزمان با جنبش حق طلبانه مردم به اسارت گرفته و در بازداشتگاه های بی نام و نشان تحت شکنجه و بدرفتاری قرار داده است. این به جز تعداد پرشمار فعالان سیاسی و اجتماعی و روزنامه و وبلاگ نویسان، وکلای دادگستری و ... زندانی است.

رژیم آدمکش و پابه گور ولی فقیه برای برون رفت از وضعیت موجود دست به هرکاری می زند تا خود را از حلقه به شدت تنگ شده مردم بر گرد خویش برهاند. اما مردم آزادیخواه و حق طلب عزم خود را جزم کرده اند تا برای همیشه بساط رژیم بی وجدان ها و آدمکش ها را بروبند. شهدای این جنبش نشان حقانیت آن و استواری و حتی یک گام به عقب برنداشتن در برابر استبداد توسط فعالان آن است. هر حیله و فریب رژیم دجالان برای انحراف این جنبش حتا با اعترافات تلویزیونی که تحت شکنجه گرفته می شود هرگز کارساز نخواهد بود و اندک خللی در عزم مردم برای رسیدن به آزادی به وجود نخواهد آورد.

با همبستگی خود و اراده ای خلل ناپذیر برای ادامه راه، همه روزنه های فرار را بر رژیم شکنجه گران و آدمکشان ببندیم و حیله و طرح و پروژه های ننگین آنها برای بدنام کردن جنبش را بی خاصیت کنیم.

+ + + + + + + + +

8 امرداد؛ گردهمايی خانواده های جانباختگان در بهشت زهرا:
روز پنج‌شنبه هشتم امرداد هم‌زمان با چهلمین روز قتل ندا آقاسلطان و مسعود هاشم‌زاده قرار است خانواده‌های این دو جوان به همراه خانواده سهراب اعرابی در بهشت زهرا گرد هم آیند. مادران این کشته‌شدگان می‌گویند از خون فرزندانشان نخواهند گذشت.

با گذشت چهل روز از آغاز اعتراضات به نتیجه انتخابات در ایران، تا کنون خبر خاکسپاری پنج تن با نام و مشخصات کامل و اطلاعات نسبی از نحوه قتل، منتشر شده است. این پنج تن در تهران و در تظاهرات خیابانی کشته شده‌اند.

ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، یعقوب بروایه، مسعود هاشم‌زاده و محمد کامرانی پنج نفری هستند که تا این لحظه اجسادشان به خانواده‌ها تحویل داده و به خاک سپرده شده‌اند. از میان این چهار تن دو تن نخست تا مدت‌ها در رأس اخبار داخلی و خارجی بودند. فیلم لحظه مرگ ندا تبدیل به نماد اعتراضات مردمی در ایران شد. عکس سهراب اعرابی با سربند و شال سبزش نیز همچنان عکس اول بسیاری از وب‌سایت‌هاست.

یعقوب بروایه دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش بود که به گفته‌ی مادرش روز چهارم تیرماه در جریان تیراندازی‌های ماموران بسیج مستقر در مسجد لولاگر تهران، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و چند روز بعد در بیمارستان درگذشت. ماموران امنیتی حاضر در بیمارستان، پیکر او را در حالی که خانواد‌ه‌اش در بیمارستان و بالای سر او حاضر بودند، به مکان نامعلومی منتقل کردند و ۴۸ ساعت بعد نشانی محل دفن او را به خانواده‌اش دادند.

محمد رحمانیان کارگردان تئاتر و استاد یعقوب در یادداشتی که بعد از مرگ وی در روزنامه اعتماد به چاپ رساند، برای شاگردش چنین نوشت: «حالا شکسپیر در حیاط بیمارستان منتظر توست. تو در پرولوگ (پیش‌نمایش) مردی و او تو را نمی‌بخشد. قاعده بازی را به هم زدی یعقوب! با شکوفه‌های به گُل نشسته زخم‌های کاری سرت، به خاک افتادی و از یاد بردی پرولوگ پایان نمایش نیست، اول عشق است».

مسعود هاشم‌زاده روز سی خرداد کشته شد، نزدیک خانه‌شان در خیابان شادمان تهران. گلوله به قلبش خورد و مردم او را بر روی دست به نزدیک‌ترین درمانگاه رساندند و برادرش او را روی دست مردم از ساعت و انگشترش شناخت. بعد از رسیدن به بیمارستان، او تنها سه دقیقه دوام آورد.

پیکرش را شبانه و از ترس ماموران امنیتی با یک اتومبیل شخصی به روستای محل تولدش در نزدیکی رشت منتقل کرده و همانجا به خاک سپردند.. اما به گفته‌ی مادرش حتی آنجا هم به این خانواده اجازه برگزاری مراسم داده نشد. وی به دویچه وله می‌گوید: «داشتیم روز سوم مراسم می‌گرفتیم، برای روز هفتم اعلامیه‌ای چاپ شده بود، اما نگذاشتند. حتا روز سوم گفتند چون نمی‌خواهید مجلس بگیرید، بروید خانه‌ی خودتان. در تهران زندگی می‌کنید بروید همانجا. ما گفتیم ما اینجا عزاداریم باید تا هفت اینجا بمانیم که سر خاک بیاییم. به ما گفتند وقتی می‌خواهید بروید سر خاک، باید پنج نفر، شش نفر بیشتر نباشید. اگر باشید، تجمع می‌شود. خودشان هم آنجا بودند. تا هفت که ما آنجا بودیم مامورها هم بودند، ما خانه‌ی خواهرم ماندیم و بعد هر غروب می‌رفتیم سرخاک. برادرهایش می‌رفتند هرشب برایش شمع روشن می‌کردند تا هفتم. آنها گفتند نمانید، اما ما ماندیم و با تعداد کم می‌رفتیم سرخاک».

محمد کامرانی جوان ۱۸ ساله‌ای بود که روز ۱۸ تیرماه در حوالی میدان پهلوی تهران دستگیر شد. ابتدا به خانواده‌اش گفتند که به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده است.. وقتی خانواده به آنجا رفتند نام محمد را در فهرست کسانی یافتند که به اوین منتقل شده‌اند. بیست و چهارم تیرماه زمانی که به خانواده‌ی کامرانی گفته شده بود که فرزندشان آزاد می‌شود، مسئولان زندان اوین به آنان گفتند که وی به علت جراحت به بیمارستان لقمان منتقل شده است. پدر محمد در بیمارستان لقمان با پیکر نیمه‌جان فرزندش روبرو می‌شود و از آنجا او را تحت حفاظت شدید نیروهای امنیتی به بیمارستان مهر تهران منتقل می‌کنند. اما چند ساعت پس از این انتقال، محمد بر اثر شدت جراحات وارده جان می‌سپارد.

تا کنون هیچ خبری از علت اصلی مرگ محمد منتشر نشده و خانواده‌ی وی نیز در این مورد سکوت کرده‌اند.

خواهر محمد کامرانی در تماسی که دویچه وله با وی داشت، تنها توانست چند جمله بگوید: «راستش هنوز پیگیر هستیم و امیدوارم به نتیجه‌ای برسیم. نمی‌دانم. هنوز به جایی نرسیدیم. حالا باید ببینیم چه پیش می‌آید و اصلا چه اتفاقی می‌افتد».

مادران سهراب اعرابی، یعقوب بروایه و مسعود هاشم‌زاده تاکید کرده‌اند که پیگیر پرونده فرزندانشان خواهند بود. مادر مسعود هاشم‌زاده می‌گوید برای پیگیری علت قتل فرزندش دو وکیل گرفته و به همراه مادر سهراب قصد پیگیری پرونده فرزندانشان را دارند.

روز پنج‌شنبه هشتم مرداد هم‌زمان با چهلمین روز قتل ندا آقاسلطان و مسعود هاشم‌زاده قرار است خانواده‌های این دو جوان به همراه خانواده سهراب اعرابی در بهشت زهرا گرد هم آیند. مادران این کشته‌شدگان می‌گویند از خون فرزندانشان نخواهند گذشت.

+ + + + + + + + +

خبرهایی از وضعیت بازداشت شدگان اخیر در اوین:
برابر اظهار نظر خانواده های بازداشتی و نام های منعکس شده بر در زندان، در آدینه گذشته ٰ‌40 تن بازداشت شده اند که نام های آنها در پشت در زندان اوین نیز هست. خانواده ها که برای پیگیری وضعیت بازداشت شده خود آمده بودند اعتراض داشتند که آیا شرکت در نماز جمعه جرم است. به آنها هیچ گونه پاسخی داده نشد. به گفته مادر یکی از بازداشتی های روز آدینه در پاسخ به اعتراض وی گفته اند که پسرش عکس موسوی را به همراه داشته و همین جرم او راسنگین کرده است.

نیمه شب آدینه پس از بازداشت برخی از نمازگزاران عده ای شبانه در خانه هایشان دستگیر شدند. آنهابازداشتی های هفته اول پس از انتخابات بودند که با وثیقه آزاد شده بودند اما بنا به گفته معاون امنیت برای تکمیل پرونده و بازبینی آن دوباره بازداشت شده اند. یکی از خانواده ها تعریف می کرد که ساعت 12 شب به خانه آنها آمدند با حکم بازداشت پسر 18 ساله اش که تنها چند روزی با گذاشتن وثیقه ای به مبلغ 250 میلیون تومان آزاد شده بود. به آنها گفته بودند که حکم بازداشت 200 تن از افرادی که قبلا با وثیقه و یا کفالت آزاد شده اند را دارند.

به گفته برخی از بازداشتی های اخیر که با خانواده خود در تماس بودند 50 تن را در نیمه شب آدینه به این طریق بازداشت کرده اند. این مساله بسیاری از خانواده که برای پیگیری وضعیت فرزاندانشان به دادگاه انقلاب آمده بودند را نگران ساخت چرا که نمی دانستند در صورت آزادی فرزندانشان وضعیت آنها چگونه خواهد بود. یکی از خانواده ها اظهار می داشت که معاون امنیت به وی متذکر شده که فرزند تو در جای امن تری است چرا که بسیاری از افراد دوباره بازداشت شده اند.

برخی از این خانواده ها عنوان داشتند که فرزندانشان بار اولی که دستگیر شده بودند در کلانتری زمانی که هنوز به اوین منتقل نشده بودند مورد ضرب و شتم بسیاری قرار گرفته اند. مادر یکی از دستگیرشدگان می گفت که فرزند 20 ساله اش در کلانتری یوسف آباد پیش از انتقال به اوین به مدت 11 ساعت پیاپی مورد ضرب و شتم قرار داشته مادر دیگری از ضرب و شتم فرزند 28 ساله خود و شکستن انگشتان دستش می گفت.

به گفته برخی از خانواده های بازداشتی های روز 23 و 24 خرداد ‌حدود 300 تن از بازداشتی های این دو روز هم چنان در زندان اوین هستند و با توجه به اتمام بازجویی های آنها معلوم نیست که ادامه بازداشت شان به چه دلیل است. مادر یکی از بازداشتی ها عنوان کرد که در این مدت 40 روز تنها یک بار توانسته با فرزند خود مکالمه تلفنی داشته باشد و معاون امنیت از پذیرش وی و پاسخگویی در رابطه با فرزند او امتناع می کند.

برخی از بازداشت شدگان در ارتباط با تجمع دانشجویان ستاره دار که پیش از انتخابات دستگیر شده اند. آنها در 209 هستند و از وضعیتشان خبر چندانی در دست نیست. به گفته همسر یکی از بازداشتی های یادشده، نیروهای امنیتی پس از انتخابات به خانه یکی از آنها آمده و حدود 8 تن را دستگیر کرده اند. وی که ساکن تهران نیست عنوان داشت که تنها یک بار همسرش تماس برقرار کرده و عنوان داشته که در بند 209 بازداشت است. او از دشواری پیگیری وضعیت همسرش با توجه به دوری راه می گفت و با وجود اخبار نگران کننده از وضعیت بازداشتی ها و خبرهای ناگوار از جان باختگان اخیر از وضعیت همسر خود به شدت نگران بود و معتقد است که اگر همسرش سالم است چرا هیچ گونه تماسی ندارد.

+ + + + + + + + +

تجمع اعتراضی مسیحیان مقابل شرکت هواپیمایی کاسپین:
گروهی از مسیحیان در اعتراض به نحوه اطلاع رسانی و بی توجهی حکومت اسلامی به خانواده های کشته شدگان حادثه سقوط هواپیمای توپولف، جلوی دفتر مرکزی شرکت هواپیمایی کاسپین در تهران تجمع کردند.

در این تجمع که علاوه بر شهروندان مسیحی تهران، شماری ایرانیان غیرمسیحی نیز شرکت داشتند، از وزارت راه و سازمان هواپیمایی کشوری خواسته شده است که نتایج حادثه سقوط هواپیما را مشخص و مقصر حادثه را اعلام کنند.

درست یک هفته پیش روز چهارشنبه 24 تیر هواپیمای توپولف شرکت هواپیمایی کاسپین که از تهران عازم ایروان پایتخت ارمنستان بود دقایقی پس از پرواز از فرودگاه خمینی تهران در نزدیکی قزوین سقوط کرد و تمامی ۱۶۸ سرنشین آن جان باختند. از میان ۱۶۸ سرنشین هواپیمای توپولف ۴۷ تن از مسیحیان ایرانی بودند.

درنیک ملیکیان سردبیر نشریه ارمنی زبان آلیک در تهران به بی. بی. سی فارسی گفت: خانواده هایی که عزیزان خود را در سانحه هواپیما از دست داده اند خودشان تصمیم گرفته بودند تا جلوی دفتر مرکزی شرکت کاسپین تجمع کنند و اعتراض خود را نشان دهند.

به گفته آقای ملیکیان، تجمع کنندگان خواستار روشن شدن علت سقوط بودند و می گفتند که شرکت هواپیمایی کاسپین و وزارت راه حتی یک تسلیت خشک و خالی نیز به خانواده های دغدار حادثه نگفته اند.

در این تجمع که دو ساعت طول کشید، عکاس روزنامه ارمنی آلیک نیز دستگیر شده بود که به گفته سردبیر آلیک چند ساعت بعد از دستگیری با گرفتن تعهد آزاد شد.

آقای ملیکیان می گوید که عکاس روزنامه بالای یک ماشین رفته بود تا از تجمع کنندگان عکس بگیرد که از سوی ماموران دستگیر شد.

یک روز بعد از سقوط هواپیما گروهی از دوستان و بستگان قربانیان حادثه برای برگزاری یک مراسم مذهبی در محل سقوط هواپیما تجمع کرده و به داخل حفره بزرگی که در اثر سقوط هواپیما ایجاد شده است گل انداختند.

سبو سرکیسیان اسقف اعظم جامعه مسیحیان ایران نیز در این مراسم شرکت داشت.

+ + + + + + + + +

ورزشکاران حاضر به سفر هوايی به ارمنستان نيستند:
پس از حادثه تلخ و ناگوار سقوط هواپيماي جودوکاران نوجوان اعزامي به ارمنستان، آزادکاران جوان مازني حاضر به سفر هوايي به اين کشور نيستند. سرانجام پس از هماهنگي فدراسيون کشتي کشورمان با مسوولان کشتي ارمنستان قرار بر اين شد که تيم کشتي آزاد جوانان مازندران براي برگزاري چندين مسابقه دوستانه و برپايي اردوي آمادگي راهي ارمنستان شود. اما با توجه به حادثه سقوط هواپيما هيچ کدام از کشتي گيران حاضر به سفر هوايي نبودند و ترجيح دادند با اتوبوس به سوي کشور مقصد سفر کنند، طبق برنامه هيات کشتي مازندران، جوانان آزادکار يکشنبه به ارمنستان اعزام خواهند شد و پس از 11 روز تمرين و مسابقه در اين کشور به ايران بازمي گردند. هيات اعزامي را 12 کشتي گير، دو مربي و يک سرپرست تشکيل مي دهند.

+ + + + + + + + +

سیف زاده؛ شهامت آقای دادخواه به مذاق بعضی ها خوش نمی آید:
محمد علی دادخواه، وکیل سرشناس دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر که از 17 تیرماه و در ادامه بازداشت های گسترده کوشندگان سیاسی و مدنی در بازداشت به سر می برد، متهم به نگهداری اسلحه و مواد مخدر دردفتر وکالتش شده است. دادخواه، از موسسین کانون مدافعان حقوق بشرست که پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در خرداد 84 به شدت تحت فشار بوده و دفتر آن نیز پلمپ شده است. نزدیکان دادخواه و همکاران او در کانون مدافعان حقوق بشر، این اتهامات را ساختگی و درراستای فشار مضاعف بر این کانون ارزیابی کرده اند.
 
اتهامات واهی و پرونده ساختگی:
 برادر محمد علی دادخواه با بیان اینکه هیچ اطلاعی از وضعیت این حقوقدان سرشناس و محل نگهداری او ندارد، گفت: "ما حتی نمیدانیم کدام ارگان اقدام به بازداشت برادرم کرده است."
 
او افزود: "به همه جا که قاعدتا باید مسئول بازداشت افراد باشد، رفته ایم اما تاکنون هیچ پاسخی به ما نداده اند و ما در نقطه صفر هستیم."
 
وی در مورد اتهام نگهداری اسلحه و مواد مخدر در دفتر وکالت محمد علی دادخواه، با صراحت اعلام کرد که «این پرونده صد در صد ساختگی است و چنین چیزی اصلا امکان ندارد.»
 
وی افزود: "معمولا وقتی می خواهند کسی را خراب کنند و برایش پرونده سازی کنند، وارد همین مقولات می شوند و چنین اتهاماتی می تراشند؛ اما همگان به خوبی می دانند که این اتهامات واهی و در راستای یک پرونده ساختگی است."
 
برادردادخواه تاکید کرد که همچنان پی گیر پرونده برادرش است و خبر داد که این وکیل دادگستری تاکنون فقط یکبار به صورت کوتاه با دخترش تماس گرفته و فقط احوالپرسی کرده است و بعد از آن هیچ خبری از او نیست.
 
سیف زاده بازجویی و تهدید شد:
محمد علی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی دو عضو سرشناس کانون مدافعان حقوق بشر هستند که پس از کودتای 22 خرداد بازداشت شده اند؛ اما سایر اعضای این کانون نیز تحت فشار هستند و از سوی دادسرای امنیت دادگاه انقلاب احضار و تهدید می شوند. محمد سیف زاده، وکیل سرشناس و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، از این جمله است. او هفته گذشته از سوی دادسرای امنیت دادگاه انقلاب احضار شده و تحت بازجویی قرار گرفته است. در این بازجویی که دو تن حضور داشته اند و یکی از آنها خود را «سعیدی» معرفی کرده، با سیف زاده برخوردی توهین آمیز و خشن شده است.
 
سیف زاده خود در این مورد به روز گفت: تمام اعضای کانون به شدت تحت فشار هستند و تهدید می شوند که باید کمیته انتخابات آزاد راکه 24 عضو دارد و من رئیسش هستم تعطیل کنند.
 
سیف زاده با تاکید بر اینکه «این کمیته تعطیل نخواهد شد و اعضا چنین قصدی ندارند» افزود: "در دادسرای امنیت پرسیدم شما کی هستید و متعلق به کدام ارگان می باشید اما پاسخی ندادند. در عوض پرسیدند فکر می کنی چرا احضارت کرده ایم؟ من گفتم ما افرادی قانونگرا و متعهد به اعلامیه جهانی حقوق بشر هستیم و تاوان همین را می پردازیم؛ که همان آقایی که بازجویی می کرد به شدت از این حرف من متشنج شد و فریاد زد که شما مشتی خائن و جاسوس را دور خود جمع کرده اید."
 
سیف زاده افزود: "من هم اعتراض کردم که حق ندارید درباره افرادی که اکثر آنها وزرای همین جمهوری اسلامی بوده اند مثل آقایان سحابی، یزدی، صباغیان و حاج سید جوادی و...، اینطور صحبت کنید."
 
سیف زاده با بیان اینکه "این جلسه بازجویی 4 ساعت به طول انجامید" خبر داد که روز گذشته نیز با او تماس گرفته و در ارتباط با فعالیت ها و مواضع شیرین عبادی و سایر اعضای مدافعان حقوق بشر  و خود او هشدار داده و تهدید کرده اند.
 
این حقوقدان سرشناس که قبلا قاضی دادگاه بوده، با تاکید بر اینکه "ما کاری جز وکالت رایگان و انتشار گزارش های نقض حقوق بشری در ایران نکرده ایم " یادآور شد: "در بین 30 هزار وکیلی که با درآمد خوب وکالت می کنند ما 5 نفری که وکالت رایگان انجام می دهیم غیر متعارف هستیم و این فشارها بعد از پلمپ دفتر کانون بر اعضای آن از جمله من، دکتر اسماعیل زاده، خانم محمدی و آقای دادخواه و آقای سلطانی تشدید شده است؛ به طوریکه اکنون آقای سلطانی که از آن پرونده کذایی جاسوسی تبرئه شدند بدون دلیل بازداشت شده اند، دفتر کانون پلمپ شده و با آن شکل اسفناک برای آقای دادخواه پرونده می سازند."
 
سیف زاده در خصوص اتهامات مطرح شده در مورد دادخواه گفت: "چندین منظور را آقایان دنبال می کنند: از طرفی این اقدام هشداری است برای وکلا که پرونده بازداشت شدگان بعد از انتخابات را قبول نکنند و از طرف دیگر فشار مضاعفی است بر کانون مدافعان حقوق بشر."
 
وی در این راستا توضیح داد: "روزی که آقای دادخواه بازداشت شدند از طرف ستاد آقای موسوی با ایشان تماس گرفته و خواسته شده بود که وکالت بازداشت شدگان اخیر را بپذیرند و قرار بود عصر همان روز جلسه ای در این زمینه با ستاد آقای موسوی داشته باشند. اما بعد از تماس تلفنی از سوی ستاد آقای موسوی و قبل از جلسه با آنان و در این فاصله، ماموران به دفتر ایشان وارد شدند و ایشان را به آن شکل بازداشت کردند."
 
دو تپانچه، 16 فشنگ و مقادیری تریاک:
 این وکیل دادگستری افزود: "گفته اند که دو تپانچه و 16 عدد فشنگ و مقادیری تریاک از دفتر آقای دادخواه کشف کرده اند در حالیکه چنین امری محال است. آقای دادخواه حتی سیگار هم نمی کشند ؛از سوی دیگر نگهداری اسلحه در دفتر ایشان نیز غیرممکن است."
 
وی با بیان اینکه "هم آقای دادخواه و هم آقای سلطانی از اتهامت مطروحه مبرا هستند" تصریح کرد: "هیچ یک از این اتهامات به این دو وکیل سرشناس نمی چسبد."
 
سیف زاده پرونده ساخته شده برای دادخواه را عین پرونده ناصر زرافشان دانست و گفت: "تاکنون وکلای دفتر آقای دادخواه موفق نشده اند وکالتی روی پرونده ایشان بگذارند و این یک ظلم آشکار در حق وکیلی است که تاکنون پرونده های بسیاری از فعالان سیاسی و دانشجویی و مطبوعاتی را به صورت رایگان وکالت کرده است."
 
وی همچنین خبر داد که به نمایندگی از کانون مدافعان حقوق بشر با هیات مدیره کانون وکلا دیدار و گفتگو کرده است. سیف زاده گفت: "هیات مدیره کانون وکلا درباره پرونده آقایان دادخواه و سلطانی با قاضی مرتضوی دیدار و صحبت کرده اند و مشغول رایزنی هستند."
 
وی افزود: "قاضی مرتضوی در این دیدارهمچنان اتهامات ساختگی را تکرار کرده و گفته است که دادخواه آزاد نخواهد شد اما امکان دارد آقای سلطانی با قرار وثیقه آزاد شوند."
 
سیف زاده همچنین خبر از دیدار اعضای کانون مدافعان حقوق بشر باخانواده های  کشته شدگان و بازداشت شدگان رویدادهای اخیر داد و گفت: "در روزهای آینده با خانواده های سایر بازداشت شدگان و شهدا نیز دیدار خواهیم کرد."
 
شهامت دادخواه به مذاق بعضی ها خوش نمی آید:
 از سوی دیگر محمد مصطفایی، وکیل محمد علی دادخواه، خبر از تشکیل تیم وکالتی برای دفاع از این وکیل دادگستری داد و به روز گفت: "به همراه من  سارا صباغیان، کیان ارثی، رئیسیان و دولو عضو این تیم وکالتی هستند."

وی گفت: " آقای دادخواه کارهای حقوق بشری انجام می داده که ممکن است به مذاق بعضی ها خوش نیاید."
 
مصطفایی در این گفت و گو نوع بازداشت دادخواه را برخلاف قانون آئین دادرسی کیفری و قانون حقوق شهروندی دانست و از این شیوه برخوردها با وکلای دادگستری ابراز نگرانی کرد.
 
وکیل دادخواه با این توضیح که وکلای دادگستری به راحتی می توانند از کانون وکلا مجوز اسلحه و وسایل دفاعی از جمله شوک های الکتریکی قوی و گاز اشک آور بگیرند تاکید کرد: "آقای دادخواه نیازی نداشتند که اسلحه غیر مجاز نگهداری کنند."
 
وی که خود نیز بعد از کودتای 22 خرداد چند روزی بازداشت بوده و با قرار وثیقه آزاد شده است یادآور شد: "دفتر آقای دادخواه به دلیل فعالیت های حقوق بشری ایشان همیشه تحت نظر بوده و همیشه احتمال تجسس و تفتیش دفتر ایشان وجود داشته، لذا این اسلحه ای که آقایان می گویند متعلق به ایشان نیست.علاوه بر این حتی کارآموزان دکتر دادخواه در دفتر وکالت ایشان، حق کشیدن سیگار نداشتند. شان و ارزش شخصیتی و وکالتی آقای دادخواه را همه میدانند."
 
این وکیل دادگستری تصریح کرد: "ما اصلا نمی انیم جریان پرونده به کدام سو می رود و این یک پرونده کاملا ساختگی است."
 
وی افزود: "آقای دادخواه پرونده های بسیار حساسی را وکالت و با شهامت عمل کرده اند و این شهامت ایشان به مذاق بعضی ها خوش نمی آید."
 
وکیل دادخواه با بیان اینکه "اجازه نمی دهند وکلای دادخواه وارد پرونده شوند" گفت: "ما مجبور شدیم در نامه ای نگرانی خود را از وضعیت آقای دادخواه اعلام کنیم و این نامه را از طریق پست سفارشی به معاونت امنیت دادسرای تهران ارسال کردیم و قضیه را پی گیری می کنیم."
 
وی همچنین گفت که "اگر بازداشت دادخواه و سلطانی و شادی صدر و سایر وکلا ادامه پیدا کند، موکلین این وکلا و جامعه به شدت ضربه خواهند خورد و از دستگاه قضایی سلب اعتماد می شود."
 
+ + + + + + + + +

بازداشت صاحب امتیاز ماهنامه مهاباد:
برپایه  گزارش های رسیده، در ادامه بازداشت شهروندان مهابادی روز گذشته احمد بحری صاحب امتیاز ماهنامه مهاباد نیز بازداشت گردید.

گفته می شود هنگام بازداشت نامبرده، دفتر وی نیز مورد بازرسی قرار گرفته است. از علت یا علل دستگیری احمد بحری صاحب امتیاز ماهنامه مهاباد، اطلاعی در دست نیست.
 
+ + + + + + + + +

تذکر جدی به دو روزنامه:
كارت زرد به دو روزنامه مخرب دولت! سايت جهان خبر داد روزنامه جام‌جم، ارگان صدا‌وسيما و روزنامه همشهري، متعلق به شهرداري تهران به دليل آنچه فعاليت‌ها و جهت‌گيري‌هاي تخريبي عليه دولت خوانده مي‌شود از سوي يک نهاد نظارتي تذکر جدي گرفتند.!

+ + + + + + + + +

یک ماه از بازداشت سردبیر سایت کانون زنان ایرانی و همسرش گذشت:
یک ماه از بازداشت ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و سردبیر سایت کانون زنان ایرانی و بهمن احمدی اموئی روزنامه نگار در منزل شان می گذرد اما فریده غیرت وکیل این دو از ارسال نشدن پرونده شان به داگاه انقلاب و وضعیت نامشخص این دو نفر خبر می دهد.

غیرت در گفت و گو با خبرنگار سایت کانون زنان ایرانی می گوید: «تا زمانی که پرونده این افراد به دادگاه انقلاب نیاید متاسفانه هیچ اقدامی برای آزادی شان نمی توان کرد و من هم به عنوان وکیل دسترسی دیگری به این بازداشت شده ها ندارم»

یکشنبه گذشته ژیلا بنی یعقوب در تماس با خانواده اش از همین وضعیت نامشخص گفت و اینکه بیماری آسمش در زندان به علت هوای آلوده و خفه بند 209 زندان اوین عود کرده است او به همراه شیوا نظر آهاری فعال حقوق بشر در یک سلول 4 نفره بند 209 که بسیار کوچک است به مدت یک ماه زندانی بوده است. شیوا نظر آهاری فعال حقوق بشر نیز پس از تحمل یک ماه زندان انفرادی چند روزی است که به این اتاق چهار نفره منتقل شده است. خبرهای رسیده از زندان اوین همچنین حاکی است که بهمن احمدی اموئی نیز روزهای بسیاری را در زندان انفرادی به سر برده است و خانواده او به شدت از بی خبری نسبت به او اظهار نگرانی می کنند. او تاکنون تماسی با هیچ یک از اعضای خانواده نداشته است.

غیرت اما دیروز از ارسال پرونده چند نفر دیگر از وکلایش خبر می دهد: «پرونده عماد بهاور، معتمدی مهر که هر دو در رابطه با انتخابات دستگیر شده اند اکنون در دادگاه انقلاب است پرونده عبد الفتاح سلطانی وکیل دادگستری نیز به دادگاه ارسال شده هر چند درباره او گفته اند که پرونده اش هنوز تکمیل نشده و بازجوئی هایش ادامه دارد .»

اوبه عنوان وکیل ژیلا و بهمن می گوید: «متاسفانه پرونده این دو هنوز به دادگاه نیامده و من نمی توانم به پرونده شان دسترسی پیدا کنم اما مدام پی گیر کارشان هستم.»

به گفته او بازداشت موقت طبق قانون یک ماه است و تا دو ماه نیز قابل تمدید است و بیش از دو ماه قانونی تلقی نمی شود. او تاکید می کند که بازداشت موقت مخصوص متهمانی است که امکان اختفای جرم و تغییر دادن و دور شدن از صحنه جرم را دارند ولی افرادی که اکنون با احضاریه یا شب در منزل شان دستگیر شده اند متهمانی سیاسی اند که همواره وقتی به دادگاه احضار شوند به آن مراجعه می کنند و بازداشت موقت آنان معنائی ندارد.

فریده غیرت تاکنون موفق به دیدار سبحانی قاضی دادگاه انقلاب درباره پرونده هائی که به آنجا ارسال شده نیز نشده است. او امیدوار است که هر چه زودتر پرونده سایر افراد به ویژه آنهائی که او وکالت شان را به عهده دارد به دادگه ارسال و تکلیف آنها مشخص شود چون بازداشت موقت این افراد بیشتر از این مدت معنائی ندارد.

+ + + + + + + + +

تماس کوتاه کاوه مظفری با خانواده اش:
پس از حدود دوهفته از بازداشت کاوه مظفری به وی اجازه داده شد تا با خانواده خود تماس تلفنی داشته باشد.
مادر کاوه امروز 30 تیرماه مانند روزهای گذشته به دادگاه انقلاب مراجعه کرد و با پیگیری مستمر خود سرانجام توانست با معاون امنیت که رسیدگی بر پرونده های بازداشتی های پس از انتخابات را برعهده دارد صحبت کوتاهی داشته باشد. وی نگرانی خود را از عدم تماس تلفنی کاوه و نداشتن اطلاع از صحت سلامت وی ابراز کرد. این در حالی است که در روزهای گذشته بسیاری از بازداشتی های 18 تیر آزاد و یا به بند عمومی منتقل شدند و اغلب آنها چندین بار با خانواده خود تماس داشته اند. معاون امنیت نیز دستور داد که بازداشتی های 18 تیر که تا به امروز تماس تلفنی نداشته اند با خانواده خود می توانند تماس داشته باشند. وی در رابطه با زمان آزادی کاوه گفت که بازجویی ها به اتمام رسیده و اکنون باید منتظر مراحل اداری بعدی آن باشیم.

کاوه در تماس کوتاهی که امروز با خانواده خود داشت از سلامت خود خبر داد. وی در این مدت دو بار به صورت6 و 9 ساعت بازجویی شده که بازجویی ها در مورد فعالیت های کاوه در 5 سال گذشته بوده است. به گفته وی هیچ سوالی در رابطه با 18 تیر از وی نشده است و معلوم نیست که بازجویی ها ادامه دارد یا پایان یافته است.

+ + + + + + + + +

ادامه بازداشت قوچاني پس از انقضاي مهلت قانوني:
مريم باقي، همسرمحمد قوچاني با گذشت يك ماه از بازداشت سردبير روزنامه اعتماد ملي درباره نحوه دستگيري و ادامه بازداشت همسرش گفت: «طبق اصل32 قانون اساسي کسي را نمي‌توان بازداشت کرد مگر به حکم قانون»

مريم باقي، همسرمحمد قوچاني با گذشت يك ماه از بازداشت سردبير روزنامه اعتماد ملي درباره نحوه دستگيري و ادامه بازداشت همسرش گفت: «طبق اصل32 قانون اساسي کسي را نمي‌توان بازداشت کرد مگر به حکم قانون.ما اساسا به بازداشت آقاي قوچاني كه در نيمه شب و توسط 7 -6 مامور امنيتي در حالي كه او بيمار بود اعتراض داريم. بايد آنقدر اتهام مستدل و موجه باشد كه بدين شكل دستگيري انجام شود و فقط در مورد قاتل و جنايتكار چنين روشي به كار مي‌گيرند. حال آنكه قوچاني روزنامه‌نگار و هميشه مواضعش روشن بوده و اگر سوالي هم از او بود بيرون از زندان قابل پيگيري و پرسش بود. مگر او فرار مي‌كرد؟! درباره آقاي قوچاني و بسياري از بازداشت‌شدگان مواد قانون آيين دادرسي كيفري بسياري از جمله مواد 112، 119 و 121 صريحا نقض شده است..
 
باقي افزود: کساني که مدعي رعايت قانون هستند و معترضان اخير را به قانون دعوت مي‌کنند اگر در ادعاي خود صادق هستند چرا درباره اينهمه قانون‌شکني يا در برابر اين همه بي‌قانوني ساکت هستند؟ چرا هيچ‌کس به خانواده زندانيان جوابگو نيست و مرجعي براي شنيدن و رسيدگي به تظلمات ما وجود ندارد؟ طبق قانون، مدت بازداشت حداکثر 24 ساعت است و ادامه بازداشت بيش از 24 ساعت جرم است و مرتکب به مجازات قانوني محکوم خواهد شد و قانونگذار برحسب ضرورت و براي موارد خيلي خاص که نياز به تحقيقات بيشتر وجود دارد اجازه تمديد بازداشت تا يک ماه را صادر کرده است.

 در مورد آقاي قوچاني با توجه به اينكه بازجويي او بيش از دو هفته است كه تمام شده براي ادامه اين بازداشت هيچ دليل قانوني، شرعي و اخلاقي وجود ندارد. ضمن اينكه در مورد افرادي مانند آقاي قوچاني اگر نياز به تحقيق بيشتري هم وجود داشته باشد مي‌توانند با قرار التزام يا کفالت در بيرون زندان از آنان تحقيق کنند. طبق قانون متهم بايد بلافاصله پس از بازداشت تفهيم اتهام شود و براي او قرار بازداشت صادر شود و او حق اعتراض به قرارصادره را دارد اما تا امروز نشنيده‌ايم و مطلع نيستيم كه براي آقاي قوچاني قرار بازداشت هم صادر و ابلاغ شده باشد و اگر هم صادر شده بود بايد چند روز پس از بازداشت آزاد مي‌شد چون بيش از دوهفته است كه بازجويي ندارد.
 
وي گفت: اکنون مدت يک ماه بازداشت فرضي هم منقضي شده است و هيچ وجه قانوني براي ادامه نگهداري ايشان در زندان وجود ندارد.چرا به اين رفتارها پايان داده نمي‌شود و از ديگران توقع صبوري دارند؟ تاكنون وكيل براي قوچاني نپذيرفته‌اند و هنوز هم هيچ كس از تبديل قرارسخن نگفته است و هيچ مرجع قضايي به طور روشن پاسخگو نيست.

+ + + + + + + + +

آخرين وضعيت جعفر ابراهيمي:
چهل و سه روز از بازداشت جعفر ابراهيمي مي گذرد.
در حالي كه بيشتر از دو هفته از عدم موافقت معاون دادستان با وثيقه ايشان مي گذرد ولي هنوز پرونده ايشان جهت برگزاري دادگاه ارسال نشده و در قسمت دادياري امنيت مي باشد.

تنها توضيح مسئولين در دادگاه انقلاب به خانواده اشان كثرت كار عنوان شده است. یادآوری می شود؛ جعفر ابراهيمي دچار ديسك گردن مي باشد و نياز به ادامه درمان خود در بيرون از زندان را دارد.

+ + + + + + + + +

تکذیب خبر اعدام یک زندانی اهل حق در ارومیه:
به دنبال انتشار خبری در سایت ها و رسانه ها، مبنی بر اجرای حکم اعدام یک زندانی اهل حق در زندان ارومیه به نام یونس آقایان، خانواده این زندانی، این خبر را تکذیب کردند.

+ + + + + + + + +

احضار يازده دانشجوی دانشگاه بوعلی همدان به كميته انضباطی:
11 دانشجوي دانشگاه همدان به كميته انضباطي احضار شده اند. احضار اين دانشجويان در حالي است كه 5 تن از ايشان در پي رویدادهای پس  از انتخابات توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده و متعاقب آزادي به كميته انضباطي احضار شده اند. نام های احضار شدگان بدين شرح است: سياوش حاتم، رضا جعفريان، پوريا شريفيان، حجت بختياري، مهدي مسافر، كيانوش رضايي، فريد زندي، علي رضايي، مصطفي مهدي زاده، وحيد اميري، مهدي حكيمي.

+ + + + + + + + +

اورژانس‏ها در تهران تحت امر یک نهاد امنیتی:
کلیه گشت های اورژانسی داخل شهر تهران که مربوط به درگیری های درون شهر می شوند از دست اورژانس تهران خارج و بر عهده یک نهاد نظامی و امنیتی گذارده شده اند.

کلیه گشت ای اورژانسی درون شهر تهران که مربوط به درگیری های داخل شهر می شوند از دست اورژانس تهران خارج و بر عهده یک نهاد نظامی و امنیتی گزارده شده اند. به گفته برخی از پزشکان مورد وثوق از روز 18 تیر، با توجه به اینکه احتمال درگیری و انتقال زخمی‏ها به بیمارستان‏ها می‏رفت، بیمارستان های حوالی میدان انقلاب و نقاط مرکزی شهر هر کدام تعدادی از تخت های اورژانس را برای چنین شرایطی خالی کرده بودند.

 این پزشکان افزوده‏اند که با وجودی که انتظار می‏رفت تعداد زیادی زخمی به بیمارستان منتقل شوند، هیچ مجروحی از طریق اورژانس به این بیمارستان ها منتقل نشد و معدود افرادی هم که مراجعه کرده بودند با پای خود در بیمارستان حاضر شده بودند. ظاهرا این نهاد امنیتی و نظامی از در اختیار قرار گذاردن زخمیان حوادث به بیمارستان‏های غیر تحت امر خود خودداری می کند.
پزشکان یادشده توصیه کردند که در صورت بوجود آمدن درگیری‏های احتمالی در سطح شهر و نیاز به اورژانس و حضور در بیمارستان، در حد امکان از اورژانس‏های موجود در سطح شهر استفاده نشود.

+ + + + + + + + +

همه با هم جلوی مجلس در هفته دوم امرداد ماه:!
من ساکن محله متوسط در وسط شهر یکی از شهرهای مذهبی ایران هستم. دیشب محله رنگ و بو و حال و هوای دیگری داشت. عطرآگین تر از همیشه. شوق آتشی که در دل آنها بود مرا هم گرفت و تا اعماق وجودم را سوزاند... تو گوئی جان تازه ای در آن دمیده بودند. بعد از چند وقت دیشب دوباره کل مردم محله مان پرشور تر و بلند صدا تر و با هماهنگی و تعداد بیشتری شعار مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر می گفتند.

شب های قبل به الله اکبر خلاصه می شد. دیشب مرگ بر دیکتاتور به محله ما هم رسید. این مرا برآن داشت تا نوشتن را شروع کنم. اینکه غیرت و شور و احساس و خشم مردم هنوز فروکش نکرده است و با گرمای نفس خود چشمان کودتاگران را می سوزانند. همه از ته دل شعار می دادیم و احساس وحدت و شور و هم دلی در ما بوجود آمد که هر قدرتی را از پا در می آورد. مردم ما با این شور و هیجان و غیض درون به پا می خیزند که هیچ قدرت نظامی را یارای ایستادن در برابر شور و قدرت و همدلی آنان نیست. آفرین بر روان پاکتان و گلوی نازنین و قدم های راسختان. خدا تک تک شما را حفظ کند. شماها بودید که روز جمعه بعد از سخنرانی رفسنجانی در و دیوارهای وزارت کشور و صدا و سیما را به لرزه درآوردید. من به وجود مردم نازنین و پرغرور و افتخار آفرینی چون شما به خود می بالم و خوشحالم که در ایران به دنیا آمده ام و تا آخرین نفس و دقایقم تسلیم نشده و محکم در کنار تک تک شما گلوی مستکبرین کودتاگر را چه در مراسم هشتم مرداد در بهشت زهرا برای شهدای جنبش و چه در مراسم تحلیف احمدی نژاد در جلوی صحن مجلس می فشارم. به هرکس می توانید خبردهید و اگر می توانید برای یک هفته مرخصی گرفته و به منزل اقوام یا مسافرخانه یا هتلی در تهران برای آن تاریخ بیائید. اگر هر موقع دیگری نیامده اید آن موقع وقت اصلی نشان دادن خشم و اعتراض اصلی خود به دولت و حکومت بخاطر فقر و فحشا و سرکوب و مشکلات دیگر از اول انقلاب تا کنون است. همه با هم در تهران جلوی مجلس در هفته دوم مرداد ماه. به امید دیدار. دیگر بغض گلویم را گرفته و نمی توانم بنویسم. شما را به خدا می سپارم.

هموطنی از مشهد

+ + + + + + + + +

دشنام دادن به "مقام معظم انقلاب" آزاد شد!:
با عنایت به فرمایشات ایشان، مبنی بر اینکه: «نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه است»، کسانی‌ که تا کنون از ترس لب فرو بسته بودند و چیزی نمی گفتند، می‌‌توانند با خیال راحت به "وظیفه" عمل نموده، دشنام ‌های آبدار خود را نثار آن "مقام عظمی" کنند.

+ + + + + + + + +

آکادمی علوم نیویورک؛ وزیر علوم ایران عضو ما نیست:
بی. بی. سی  : آکادمی علوم نیویورک عضویت محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم ایران، در این نهاد را تکذیب کرده است.
این درحالی است که به نوشته وب سایت وزارت علوم ایران، آقای زاهدی، وزیر علوم دولت محمود احمدی نژاد، از سال 1376 شمسی تا کنون عضو این آکادمی بوده است.

این عضویت در بخش "بیوگرافی وزیر" در وب سایت وزارت علوم درج شده است.

اما بیل سیلبرگ، مدیر روابط عمومی آکادمی علوم نیویورک، چهارشنبه (22 ژوئیه)، عضویت فردی بنام محمد مهدی زاهدی در این آکادمی را رد کرد.

این تماس بعد از آن با آقای سیلبرگ گرفته شد که خبر عضو نبودن وزیر علوم ایران در آکادمی علوم نیویورک در تعدادی از وب سایت ها و وبلاگ های فارسی زبان مطرح شده بود.

مدیر روابط عمومی این آکادمی کتبا به بی. بی. سی فارسی گفته است که اسم فردی بنام محمد مهدی زاهدی در بانک اطلاعاتی اعضای این آکادمی وجود ندارد.

به گفته وی، مدیر "بخش عضویت" آکادمی علوم نیویورک شخصا عضویت محمد مهدی زاهدی در این آکادمی را بررسی کرده و در این مورد با شرکتی که وظیفه مدیریت و حفاظت از بانک اطلاعاتی این سازمان را برعهده دارد، تماس گرفته است، اما به چنین نامی برنخورده است.
در بخش "بیوگرافی" وب سایت وزارت علوم ایران آمده است که او عضو نهادهای علمی گوناگون از جمله "انجمن بين المللی سيستم های فازی" و "انجمن ریاضی کشور ژاپن" است.

بی. بی. سی فارسی هنوز با این انجمن ها برای تایید عضویت وزیر علوم ایران در آن ها تماسی نگرفته است.

آکادمی علوم نیویورک یک سازمان بین المللی غیرانتفاعی است و دویست سال قدمت دارد.

این آکادمی ترویج دانش و کاربرد علوم برای رفع مشکلات جهانی را از اهداف اصلی خود توصیف می کند.
این سازمان تعداد اعضایش را بیش از 24 هزار تن از 140 کشور جهان اعلام کرده است.

کمیته حقوق بشر این آکادمی در ماه اوت سال میلادی گذشته در نامه ای به محمود احمدی نژاد درباره بازداشت آرش و کامیار علایی- دو پزشک فعال در زمینه مبارزه با بیماری ایدز ابراز نگرانی کرد.

با این همه دادگاه انقلاب تهران در ژانویه امسال آرش علایی را به ۶ سال و کامیار علایی را به ۳ سال زندان محکوم کرد.

اتهام مطرح شده علیه برادران علایی تدارک "براندازی نرم" علیه جمهوری اسلامی بود. این اتهام از سوی آن ها رد شده است.

+ + + + + + + + +

تغییر مدیرانی که با احمدی نژاد نبوده اند:
استاندار کهگیلویه و بویراحمد عنوان کرد: مدیرانی که با احمدی نژاد نبوده اند، تغییر خواهند کرد.

قوام نوذری در نشستی با تعدادی از فرزندان شاهد، گفت: دامنه تغییر مدیران دستگاه های مختلف در استان به همان اندازه ای است که مدیران در مرکز تغییر می کنند.

وی بیان کرد: روند تغییرات در دولت احمدی نژاد بسیار گسترده است و بر این اساس در این استان نیز به همان صورت خواهد بود.

وی با بیان اینکه هم اکنون روی روند کاری تغییرات مدیران استان برنامه ریزی می شود، افزود: اعتقاد و روند کار بر این اساس است که از نیروهای کاملا اصولگرا و کارآمد، در مدیریت ها استفاده شود.

نوذری بیان داشت: در ادامه ماندگاری مدیری هم باید به این موضوع توجه داشت و دید که چقدر مدیر در برنامه استراتژیک دستگاه خود در استان موفق عمل کرده است.

وی اظهار داشت: همچنین به موضوع و مسئله آنهایی که انگشتشان در 22 خرداد به کجا اشاره رفته نیز توجه می شود.

+ + + + + + + + +

احمدی ‌نژاد تنها به جمع محدودی از نزديكان خود اعتماد دارد:
خبرگزاري رويترز در گزارشي ضمن اشاره به‌‌مخالفت‌هاي گسترده افراد و گروه‌هاي سياسي در ايران با انتخاب مشايي به معاونت اولي رئيس‌جمهور نوشت: تصميم احمدي‌نژاد براي انتخاب مشايي به سمت معاون اولي خود نشان مي‌دهد كه احمدي‌نژاد تنها به جمع محدودي از اطرافيان و نزديكان خود اعتماد دارد. اين خبرگزاري تصريح كرد: به رغم آنكه نايب رئيس مجلس اسلامی از دستور كتبي رهبر جمهوری اسلامی براي كنار گذاشتن مشايي از معاونت اولي رئيس‌جمهور خبرداده بود اما احمدي‌نژاد اعلام كرد كه مشايي در اين پست باقي خواهد‌‌ماند.

+ + + + + + + + +

منبع حکومتی: خروج یکی از روحانیون با لباس شخصی به پاریس:
سایت فرارو در تهران: روزنامه جوان از رسانه های حامی احمدی نژاد با انتشار خبری عجیب به سفر یکی از روحانیون عالی رتبه به پاریس اشاره کرده است.

جوان در این باره نوشته است: شنیده شده که یکی از چهره‌های برجسته سیاسی که روحانی نیز هست با لباس شخصی به پاریس سفر کرده است. گفته می‌شود دلیل سفر این فرد به پاریس حضور نداشتن در مراسم تنفیذ احمدی‌نژاد بوده است. لازم به ذکر است برخی رسانه‌ها روز گذشته به اشتباه از سفر این فرد به یکی از کشورهای اطراف خبر داده بودند.

+ + + + + + + + +

حمله باند احمدی نژاد به یکی از آقازاده ها (پسر رفسنجانی):
سایت حکومتی جهان نزدیک به باند احمدی نژاد: یک آقازاده که به دلیل مسئولیت پدر خود به جایگاه حساسی در وزارت نفت گمارده شده بود هم چنان و با گذشت سال ها از کناره گیری پدرش از مشاغل مهم، به استفاده از نفوذ و موقعیت خود مشغول است. م ‌ه (مهدی هاشمی رفسنجانی) که در زمان اصلاحات مديرعامل سازمان بهينه‌سازی مصرف سوخت کشور و یکی از متهمان پرونده رشوه استات اویل است، موفق به تمديد مرخصي ۵ ساله خود از وزارت نفت شد. این مرخصی در حالی برای آقازاده مزبور رد می شود که مدت زمان قانونی فعالیت و استخدام در دوایر دولتی بین 25 تا 30 سال است که با این حساب معلوم نیست این فرد چه طول عمری را برای زنده ماندن وجبران کسری مرخصی هایش در نظر گرفته است. از سوی دیگر این تمدید مرخصی که براي پنجمين سال تمديد می شود كاملاً برخلاف مقررات قانوني است.

+ + + + + + + + +

كفاشيان؛به AFC گفتم صفايي‌فراهاني به خاطر يك‌سري مشكلات نتوانست بيايد:
 فرهيختگان- هیوا یوسفی: علي كفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال ايران مثل هميشه خوشحال به نظر مي‌رسد. او كه به تازگي از مالزي بازگشته ظاهرا از تصميم كميته مسابقات كنفدراسيون و سرنوشت متفاوت تيم ملي ايران در مقدماتي جام‌جهاني ٢٠١٤ بي‌خبر است.

با اين وجود مي‌گويد نبايد نگران بود. پاسخ او به پرسشي درباره بخشش خداداد عزيزي هم قابل پيش‌بيني است و تنها نكته غيرقابل پيش‌بيني گفت‌وگوي فرهيختگان با او پرسشي درباره واكنش كنفدراسيون فوتبال آسيا به بازداشت محسن صفايي‌فراهاني، عضو ايراني هيات اجرايي اين كنفدراسيون است.  صفايي‌فراهاني كه در سال‌هاي اخير بانفوذترين مدير ايراني در فوتبال آسيا و جهان بوده، پس از اعتراض به نتايج انتخابات رياست‌جمهوري در تهران بازداشت شد. گفته مي‌شود در اجلاس اخير كنفدراسيون فوتبال آسيا چگونگي واكنش به اين بازداشت يكي از موضوعات مورد بحث بوده اما در نهايت با اين تحليل كه اين موضوع داخلي است، كنفدراسيون از هرگونه واكنشي خودداري كرده است.
در مورد واكنش كنفدراسيون فوتبال آسيا به بازداشت آقاي صفايي‌فراهاني سئوال کرديم: آيا درست است كه از شما در اين مورد سوال كرده‌اند؟

بله سوال كردند من هم گفتم يك‌سري مشكل داشتند نتوانستند در جلسه كميته اجرايي شركت كنند.
يعني نگفتيد بازداشت شده‌اند؟

خودشان مي‌دانستند. آنها خبرها را بهتر از من و شما دارند. بالاخره اينجا كساني هستند كه همه چيز را خبر مي‌دهند. ولي خب به هر حال آنها معتقد بودند كه اين موضوع داخلي ايران است و ربطي به كنفدراسيون ندارد.

+ + + + + + + + +

جیره بندی آب در هفت استان كشور:
معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، روز گذشته در جمع خبرنگاران با ارائه گزارشی از اقدامات وزارت نیرو گفت: به دلیل خشکسالی در نیمه اول سال آبی جاری، مجبور به جیره بندی آب برای 500‌هزار تن در کل کشور شدیم که این نوبت‌بندی در شهرهای کوچک صورت می‌گیرد.

محمدرضا عطارزاده افزود: این نوبت‌بندی در استان‌های خوزستان، فارس، بوشهر، کرمان، هرمزگان، ایلام و کهکيلویه و بویر احمد صورت گرفته است.

وي اظهارداشت: نوبت بندی آب به نحوی صورت می گیرد که برخی نقاط 8 ساعت، برخی دیگر 12 ساعت و برخی‌ها نیز 18 ساعت آب در اختیار دارند.

+ + + + + + + + +

ابراز نگرانی گوردون براون از نقض حقوق معترضان در ايران:
 گوردون براون، نخست وزير بريتانيا، روز چهارشنبه از حقوق معترضان به نتيجه ی انتخابات در ايران حمايت كرد و بار ديگر گفت كه بازداشت كارمندان ايرانى سفارت بريتانيا غير قابل قبول بوده است.

وى كه سه روز پس از آزادى نهمين و آخرين كارمند سفارت بريتانيا در تهران به قيد وثيقه صحبت مى كرد نگرانى خود را از وقايع پس از انتخابات رياست جمهورى دهم به ویژه سرکوب معترضان ابراز داشت.

نخست وزير بريتانيا در این باره اظهار داشت: «ما نگران اين مسئله هستيم كه حقوق فردى شهروندان مورد تعدى قرار گيرد.»

 گوردون براون، به موضوع بازداشت كارمندان سفارت اين كشور و همچنين اخراج دو ديپلمات بريتانيايى از تهران نيز اشاره كرد و گفت: «ما براى رژيم ايران اين مسئله را روشن كرده ايم كه چنين اقدامى غير قابل قبول است.»

نتيجه انتخابات رياست جمهورى ايران به نا آرامى ها و اعتراض هاى گسترده اى منجر شد كه در آن اقتدار آيت الله خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى، به چالش كشيده شد.

معترضان با اعلام اينكه در انتخابات تقلب هاى زيادى صورت گرفته است خواستار ابطال نتيجه آن شدند ولى رهبر ايران مى گويد كه اين انتخابات سالم برگزار شده و رياست جمهورى مجدد آقاى احمدى نژاد را تاييد كرده است.

گوردون براون با تاكيد بر اهميت آزادى بيان در ايران اظهار داشت: «ما به روشنى گفته ايم كه به حق آزادى بيان و اجتماعات احترام مى گذاريم و اين مهم است كه جهان به ايران بگويد ما چه نظرى در اين زمينه داريم و اين كارى است كه ما انجام داده ايم.»

مقام هاى جمهورى اسلامى ايران در چند هفته گذشته به شدت با راهپيمايى هاى مسالمت آميز عليه نتايج انتخابات برخورد كرده و صدها تن از کوشندگان سياسى، مدنى و معترضان را بازداشت كرده اند.

تهران كشورهاى غربى بويژه بريتانيا را متهم مى كند كه در تحريم اعتراض ها دست داشته اند و ضمن بازداشت ۹ كارمند ايرانى سفارت بريتانيا در تهران به اتهام دامن زدن به نا آرامى ها، دو ديپلمات بريتانيايى را نيز از ايران اخراج كرد.

لندن نيز در واكنش به اين ادعاها، با رد اتهام هاى ايران دو ديپلمات ايرانى را اخراج كرد.

+ + + + + + + + +

فراخوان برای آزادی کلوتیلد ریس:
نزدیک به پنجاه تن از دانشگاهیان فرانسه که در زمینه ی زبان، فرهنگ وجامعه ی ایران تدریس و پژوهش می کنند فراخوانی را امضاء کرده اند و در آن آزادی دختر دانشگاهی جوان، کلوتیلد ریس، را خواستار شده اند.

نزدیک به پنجاه تن از دانشگاهیان فرانسه که در زمینۀ زبان، فرهنگ وجامعۀ ایران تدریس و پژوهش می کنند فراخوانی را امضاء کرده اند و در آن آزادی دختر دانشگاهی جوان، کلوتیلد ریس، را خواستار شده اند.

 امضاء کنندگان این بیانیه نسبت به سرنوشت این مدرس 23 سالۀ فرانسوی که از اول ژوئیه در زندان اوین بسر می برد ابراز نگرانی عمیق کرده اند. در این فراخوان آمده است که این دختر جوان سراسر تحصیلات دانشگاهیش را وقف شناخت ایران کرده است. او پایان نامه ی  دوره ی کارشناسی ارشدش را در باره ی تدریس تاریخ و جغرافیا در مدارس ابتدایی ایران گذراند و به دعوت دانشگاه اصفهان به عنوان مدرس زبان فرانسه و برای تکمیل پژوهش های میدانیش به ایران رفت و مشغول کار شد.

 امضاءکنندگان که نام استادانی چون یان ریشارد، برنارد هورکاد، پیر بریان، فرهاد خسرو خاور و آزاده کیان تیبو، در میانشان به چشم می خورد، نوشته اند که تقسیم و تبادل معلومات در فراسوی مرزها روند اساسی شکل گیری دانش را تشکیل میدهد. تحرک دانشجویان و پژوهشگران ضامن موفقیت این روند است که بر پایه ی  شناخت و کشفِ آنکس که غیر ماست استوار می باشد.

نویسندگان این بیانیه ابراز خرسندی کرده اند که هم اکنون نزدیک به 2000 دانشجو و محقق ایرانی در فرانسه به تحصیل دانشگاهی در همه ی  زمینه ها از جمله علوم اجتماعی مشغولند. حال آنکه شمار دانشگاهیان و دانشجویان فرانسوی و غیر ایرانی که تمایل به شناخت گذشته و حال ایران داشته باشند بسیار کم است و این خطر هست که ایران از این فقدان شناخت و بدفهمی زیان ببیند. پس امکان انجام تحصیل و تحقیق میدانی در ایران برای دانشجویان و پژوهشگران بسیار مهم است و برقراری پیوند های میان فرهنگی را تضمین می کند که هم برای کشور میزبان و هم برای کشور مبدأ سود بخش است.

+ + + + + + + + +

فیگارو؛ نجات رژیم، ماًموریت تازه پاسداران:
گفتگوی فیگارو، با کنت کاتزمن، کارشناس امور خاورمیانه، در مرکز پژوهش های کنگره آمریکا.
به نظر کنت کاتزمن، علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، رژیم را در خطر می بیند، و از این رو از پاسداران خواسته است که برای نجات رژیم وارد گود شوند..

فیگارو: قدرت گرفتن پاسداران را چگونه می بینید؟
کنت کاتزمن: بر خلاف کارشناسان دیگر، من فکر نمی کنم که پاسداران و روحانیون دو گروه مخالف باشند!. به نظر من بدست گرفتن قدرت از سوی پاسداران، بیش از هر چیز نشانه احساس خطر از سوی رهبراست، او برای نگهداری رژیم و حفظ قدرت خود به پاسدارا ن تکیه کرده، و به آنان اختیارات بیشتری واگذار کرده است.

فیگارو: در سال های گذشته همه، پاسداران را با یک « ارتش سایه» مقایسه می کردند. بیانیه های تازه سران سپاه مانند محمد علی جعفری فرمانده، و یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی - عقیدتی سپاه، نشان می دهد که آنان از چارچوب همیشگی خود خارج شده اند. چرا؟
کنت کاتزمن: این کار برمی گردد به سرکوب شورش دانشجویان درسال 1999، از آن زمان تاکنون نفوذ پاسداران بیشتر دیده می شود. می پردازم به شخصیت محسن رضایی که شانزده سال سپاه را اداره می کرد، و در سال 1997 از کار کنار کشید. او هنوز هم به سخنان آتشین خمینی پای بند است. به نظر او سپاه نباید در کار های سیاسی دخالت نماید. جانشینانش، سردار یحیی رحیم صفوی، و سپس محمد علی جعفری، فرمانده کنونی سپاه پاسداران انقلاب، نظر دیگری دارند. می توان گفت که این انحراف، پس از مرگ خمینی بوجود آمده است.

فیگارو: آیا دو مکتب تفکر در سپاه پاسداران دیده می شود؟
کنت کاتزمن: بله ، قدیمی ها مانند محسن رضایی یا شمخانی وزیر پیشین دفاع، دگرگون شده اند و به گروه تازه ی «واقع بینان» پیوسته اند. این ها با عراق جنگیده اند، واکنون به خود آمده اند. هنگامی که سخن از روابط با کشور های خارج، بویژه با آمریکا مطرح می شود، از گذشته درس گرفته اند وعاقل تر شده اند.
دیگران مانند محمود احمدی نژاد، بیشتر قشری و مکتبی می باشند، و کمتر دگرگونی در آنها دیده می شود. این ها در هنگام جنگ مقام های مهمی نداشتند.

فیگارو: آیا خواست علی خامنه ای، همبستگی با این گروه می باشد؟
کنت کاتزمن: بله، اواز آنان خواسته است که به درون گود بیایند، زیرا این گروه کسانی هستند، که بیش از دیگران ازامتیازات بهره مند می باشند، و بیش از همه از نگهداری رژیم سود می برند. از دیدگاه خامنه ای هیچ تقلبی در انتخابات انجام نگرفته است، و بنا براین، تظاهرات غیر قانونی است، و تهدیدی برای بقای رژیم شمرده می شود.
در حقیقت پاسداران در حال انجام وظایف اولیه خود هستند که پس از انقلاب 1979 به آنان واگذار شده بود: مبارزه با دشمن بیگانه درآن زمان (عراق، که از سوی کشورهای غربی وآمریکا پشتیبانی می شد) و دشمنان درونی (مخالفان رژیم).

+ + + + + + + + +

«اولویت با چیست: مذاکرات هسته‌ای یا توجه به جنبش مردم؟ »
دويچه وله : بحران ایران همچنان موضوع ثابت رسانه‌هاست. روزنامه‌ی برلینی "تاگس‌اشپیگل" برای بررسی بحران به گفت‌وگو با فولکر پرتس (Volker Perthes) پرداخته است. او مدیر "بنیاد دانش و سیاست" در برلین است. تخصص پروفسور پرتس مسائل خاورمیانه است. او مؤلف کتاب‌های متعدد از جمله درباره‌ی ایران است.
پرتس، در کتابی که به تازگی زیر عنوان "ایران" نوشته، بر اهمیت ایران برای ثبات خاورمیانه و نزدیک تأکید کرده و خواهان پیشبرد سیاستی در غرب در برابر ایران شده که به اعتماد متقابل بینجامد.
این کتاب توسط "مرکز فدرال برای آموزش سیاسی" (Bundeszentrale für politische Bildung) منتشر شده است.
فولکر پرتس نمونه‌ی آن گروه از کارشناسان سیاسی در غرب است که در رابطه با ایران، به مسئله‌ی اتمی اولویت می‌دهند و مسئولان سیاسی را از توجه خاص به جنبش اعتراضی در ایران برحذر می‌دارند.

 صف‌بندی‌های سیستم در ایران:
پرتس در ابتدای مصاحبه با "تاگس‌اشپیگل" تداوم جنبش اعتراضی در ایران را نشانه‌ی این می‌داند که «سیاست در ایران نمرده است. سیستم در حال غلیان است». او می‌گوید که هم محمود احمد‌ی‌نژاد، هم آیت‌الله علی خامنه‌ای مشروعیت خود را از دست داده‌اند. «بایستی انتظار داشت که اعتراض‌ها مدام شعله‌ور شوند. اما هنوز سیستم قدرت به طور اساسی زیر سؤال نرفته است».
پرتس در درون سیستم چهار جریان را از هم تفکیک می‌کند: اصلاح‌طلبان (خاتمی، موسوی)، ناسیونالیست‌های اسلامی (احمد‌ی‌نژاد)، نیروهای بسیار محافظه‌کار (که با احمد‌ی‌نژاد هم میانه‌ی خوبی ندارند) و مصلحت‌اندیشان (هاشمی رفسنجانی).

امکان سازش میان جناح‌ها:
پرتس در پاسخ به این پرسش که آیا سازش در بالا ممکن است، به این اشاره می‌کند که هاشمی رفسنجانی خواهان حفظ سیستم است و می‌کوشد که میان جناح‌ها سازشی صورت گیرد. او پس از ذکر این نکته، بدون دادن پاسخ صریح به پرسش مطرح شده، چنین ادامه می‌دهد: «مشخص است که احمد‌ی‌نژاد هم می‌کوشد میان خود و اصلاح‌طلبان پل ‌بزند. او می‌داند که سیاستش به شرطی در درازمدت موفق خواهد شد که منزوی نباشد».

پرسشگر در اینجا از پرتس می‌پرسد: «احمد‌ی‌نژاد کجا به سمت اصلاح‌طلبان رفته است؟» فولکر پرتس در پاسخ، به انتخاب علی اکبر صالحی، به‌عنوانِ رئیس سازمان انرژی اتمی و اسفندیار رحیم مشائی، به عنوان معاون اول ریاست جمهوری اشاره می‌کند و در مورد اولی می‌گوید که خواهان تداوم مذاکرات اتمی است و در مورد دومی به اظهارات نرمش در مورد آمریکا و اسرائیل اشاره می‌کند.
گفت‌وگو به رابطه با آمریکا و برنامه‌ی اتمی رژیم می‌کشد. پرتس مسئله‌ی مهم را این می‌داند که «نخبگان ایران مشکل دارند برای اینکه تصمیم بگیرند، در اصل چه می‌خواهند... ولی جامعه‌ی بین‌المللی منتظر یک تصمیم روشن است».

مذاکره با رژیمی فاقد مشروعیت:
موضوعی دیگر: «غرب می‌خواهد به مذاکرات ادامه دهد. آیا با این کار به رهبری ایران ارج نمی‌نهد، رهبری‌ای که مشروعیت خود را از دست داده است؟»
پرتس پاسخ می‌دهد: «این تصور که مذاکره با رژیمی که سیاستی مسئله‌دار پیش می‌برد، تشویق آن رژیم است، خطاست. مذاکره، ضرورتی است برخاسته از واقع‌بینی سیاسی. ما مذاکره می‌کنیم، چون مشکلی داریم. در دوره‌ی جنگ سرد هم این گونه بوده است.»
پرتس بر این بنیاد، با این‌که اتحادیه‌ی اروپا با رژیم ایران گفت‌وگو نداشته باشد، مخالفت می‌کند.

اسرائیل و بمب اتمی ایران
در ادامه از پرتس پرسیده می‌شود که آیا پس از بالاگرفتن جنبش اعتراضی در ایران احتمال حمله‌ی اسرائیل به ایران کاهش یافته است؟ پرتس در پاسخ می‌گوید که اسرائیل بر مبنای خطری که خودش را تهدید می‌کند تصمیم می‌گیرد، نه بر این پایه که در جامعه‌ی ایران تا چه حد تنوع نظر وجود دارد.
آیا خطر دستیبابی رژیم ایران به بمب اتمی در کوتاه‌مدت جدی است؟ پرتس معتقد است، نه. به نظر او رژیم ایران هنوز در غنی‌سازی پیشرفته نیست. موضوع دستیابی به اورانیوم غنی‌شده برای بمب‌سازی را بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی زیر نظر دارند و به نظر پرتس، تا زمانی که آنان همه چیز را زیر نظر دارند، طول خواهد کشید تا رژیم به سلاح اتمی دست یابد.

حفظ رابطه با سیاستمداران دستگاه
پرسش آخر در این مصاحبه، مربوط به جلوگیری از سفر آن عوامل رژیم ایران به اروپاست که از مسئولان سرکوب مردم هستند. پرتس این کار را درست می‌داند و می‌گوید که مثلا به یک فرمانده بسیج یا سردبیری که روزنامه‌نگاران را اخراج کرده است، نباید ویزا داد. «اگر اتحادیه‌ی اروپا فهرستی از اسامی ده ‌بیست‌ تا چهره‌ی اصلی سرکوب فراهم کند و آنان را نامطلوب بخواند، این شاهد روشنی بر همبستگی با قربانیان ستم است. ولی اتحادیه‌ی اروپا نباید غلو کند. روا نیست که مانع از مراوده با جامعه‌ی مدنی شویم و یا در برابر سیاستمداران و کارشناسان سد بگذاریم.»
پرتز در پایان می‌گوید که اگر بخواهیم در سیاست امنیتی در رابطه با ایران پیشرفت داشته باشیم، باید ارتباط خود را با سیاستمداران آن حفظ کنیم.
 
+ + + + + + + + +

بیانیه سازمان های حقوق بشردرمنطقه عربی به مناسبت روز جهانی همبستگی با مردم ایران:
ما، سازمان ها و مدافعان حقوق بشر امضاء کننده از منطقه عربی، انزجار شدید خود را از همه اشکال سبعانه سرکوبی که مقامات ایرانی علیه جمعیت وسیعی از مردم ایران در تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیزبه روند انتخابات و نتیجه اعلام شده آن، بکار برده اند، اعلام می داریم. این سرکوب ها منجر به مرگ ده ها نفر و بازداشت هزاران نفر از مخالفان سیاسی، روزنامه نگاران، کارگران، اعضای جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر شد. بازداشت شدگان تحت اشکال مختلف بدرفتاری و شکنجه قرار می گیرند تا آنها را مجبور کنند که اعلام انزجارکرده و به اشتباه خود اعتراف کنند، یا بیانیه های مشخصی را برای انتشار به رسانه های دولتی بفرستند تا تصویر وارونه ای از خیزش مردمی ارائه کنند.دولت ایران از این بیانیه ها برای پشتیبانی از ادعای فریبنده خود استفاده می کند مبنی بر اینکه هر مخالفتی با نتیجه انتخابات و یا خیزش علیه آن صرفا نتیجه توطئه خارجی ها علیه ایران است.

سازمان های حقوق بشر امضاء کننده این بیانیه بر نگرانی های عمیق خود از "دادگاه های فرمایشی" بازداشت شدگان که احتمال دارد به احکام ناعادلانه اعدام منجر شود، تاکید می کند. جنبش اخیر مردم علیه انتخاباتی که به گمان بسیاری مهندسی شده و تقلبی  است، شاید بزرگترین چالش حکومت ایران در این سی سال باشد.  اساس حکومت ایدئولوژیک دینی در ایران بنابر ولایت مطلقه فقیه به گونه ای است که قدرت بطورمتمرکز در اختیار رهبر انقلاب اسلامی  است. بنا براین همه قضاوت ها و اقدامات رهبر، مقدس، غیر قابل پرسش و چالش ناپذیر تلقی می شود. از آنجا که با اقدامات رهبری آیت الله خامنه ای مخالفت فراوان شده و بخاطر تهدیدی که این جنبش مردمی علیه دولت فعلی در پیش گرفته، ما نگران مجازات خشن و ناعادلانه علیه دگراندیشان هستیم.

سازمان های امضاء کننده این بیانیه متاسفند که مردم ایران که برای خلاصی از حکومت مستبدانه سابق، ایثار فراوان کردند، یکبار دیگر باید برای خلاصی از حکومت ظالمانه جمهوری اسلامی باز هم  به همان اندازه ایثار کنند. بدترین خشونت ها که از نقاط تاریک دوره قبلی بوده بطور مرتب از نو بکار برده شده است، و از آن جمله می توان به شکنجه، بازداشت های خودسرانه، کشتارهای فرا قانونی، و سرکوب مخالفت های سیاسی و آزادی های اجتماعی و فرهنگی اشاره کرد که تحت لوای مفاهیم و اقتدار مذهبی که روحانیون وابسته به قدرت از آن حمایت می کنند، صورت می گیرد.

سازمان های امضاء کننده این بیانیه به منطقه ای تعلق دارند که مردم آن همواره گرفتار حکومت های مستبدانه بوده اند. این حکومت ها اعمال ظلم توسط حکام را بعنوان واکنشی ضروری در وضعیت جنگ با اسرائیل یا خصومت و دشمنی غرب توجیه می کنند. به همین گونه، آنها در جستجوی این هستند که برای اجرای پروژه های نخ نما شده سیاسی خود، پنهان کردن مشکلات عمیقا ریشه دار، یا سد کردن مسیر به سوی آزادی و حقوق بشر در جهان عرب، از مذهب استفاده کنند. چنین سیاست های فاجعه باری فقط باعث عمیقتر شدن مداخلات خارجی و تبدیل شدن بسیاری از کشور های ما به میدان جنگ داخلی می شود.

ما از مقامات ایرانی می خواهیم که از درس های تلخ منطقه بیاموزند. ما چشم به راه روزی هستیم که دولت ایران حقوق همه شهروندان خود را برای بیان آزادانه عقاید خود و تجمع مسالمت آمیز رعایت کند. باید برای مهار بحران فعلی فورا اقداماتی صورت گیرد. ما بطور خاص بر این اقدامات تاکید داریم:

-  دولت باید همه بازداشت شدگا نی را که در جریان بحران بعد از انتخابات دستگیر شده اند، فورا آزاد کند، و تحقیق  وتفحص عادلانه ای باید در مورد شکنجه و بدرفتاری ها صورت بگیرد. مقصران خشونت های اعمال شده علیه حقوق بشر مردم باید در دادگاه های ایران محاکمه شوند.

- نیروهای نظامی بسیجی یا گروه های خود گمارده لباس شخصی که بطور وسیعی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای ایجاد وحشت و خشونت علیه مردم بکار گرفته می شود تا مردم را به تسلیم وادار کنند، باید منحل شود.

- تحقیق و تفحص مستقلی در مورد احتمال احکام اعدام و کشتارهای فراقانونی باید انجام شود. بعنوان اولین گام برای مقابله  با مصونیت یا بخشودگی با توجه به جنایاتی که انجام شده، باید به هئیت های بین المللی حقوق بشر اجازه ورود به ایران داده شود.

- روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر باید آزادانه به کار خود ادامه دهند و مداخلات دستوری دولت، و کنترل مکالمات تلفنی و مکاتبات اینترنتی باید متوقف شود.

+ + + + + + + + +

ساآکاشویلی؛ آینده گرجستان همراه با آمریکا است:
تفلیس، 1 مرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ "میخاییل ساآکاشویلی" رییس جمهور گرجستان روز پنجشنبه در آغاز دیدار با "جوزف بایدن" معاون رییس جمهور آمریکا در تفلیس اعلام کرد که گرجستان آینده خود را در همکاری با آمریکا می بیند.

وی گفت: من می خواهم از پرزیدنت اوباما تشکر کنم که اعلام کرده بود که در قرن 21-م نباید زمینه ای برای نفود (سلطه) وجود داشته باشد. بابت چنین پیام روشنی تشکر می کنم.

وی از آمریکا و معاون رییس جمهوری آن به خاطر کمکی که به گرجستان می کنند تشکر نموده و خاطر نشان ساخت که بعد از وقایع ماه اوت 2008 به پیشنهاد بایدن مبلغ یک میلیارد دلار به گرجستان کمک شد.

ساآکاشویلی با اشاره به روسیه گفت: اما ما کشوری هستیم که دائما تحت تهدید قرار داریم.

جوزف بایدن به نوبه خویش خاطر نشان ساخت که آمریکا همواره همراه گرجستان بوده و این حمایت ها زمینه های مختلفی از جمله زمینه امنیتی را شامل می شود.

+ + + + + + + + +

احتمال کشته شدن پسر بن لادن در اثر حمله موشکی آمریکا:
مسکو، 1 مرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ سعد بن لادن، پسر اسامه بن لادن رهبر سازمان بین المللی تروریستی "القاعده" احتمالا در سال جاری در اثر حمله موشکی نظامیان آمریکایی در پاکستان کشته شده است، این مطلب در اطلاعیه منتشره در سایت رادیوی آمریکایی National Public Radio به نقل از نماینده سرویس های امنیتی آمریکا گفته می شود.

در این خبر آمده است: "تصور می شود که او توسط موشک Hellfire که از دستگاه پرنده بدون سرنشین آمریکایی Predator در سال جاری پرتاب شده بود، کشته شده است".

به گفته یکی از نمایندگان بلندپایه آمریکا، نمی توان مطمئن بود که سومین پسر اسامه بن لادن که کمتر از 30 سال داشت، کشته شده باشد، زیرا جسد وی موجود نیست که بتوان از روی نمونه DNA این را تعیین کرد. اما این منبع آگاه به رادیوی نامبرده گفت که مامورین اطلاعاتی آمریکا "80-85%" به کشته شدن پسر رهبر القاعده یقین دارند.

به گفته "مایکل مک کونل" مدیر سابق اداره اطلاعات ملی آمریکا، سعد بن لادن چند سال در ایران تحت بازداشت خانگی بود که سال گذشته به پاکستان راه یافت که در آنجا نیز نظامیان آمریکایی مناطق هم مرز با افغانستان را مورد شلیک قرار می دهند.

+ + + + + + + + +

هم میهنان با رسیدن به پایان خبرهای امروز تا گاهی دیگر بدرود
پاینده ایران، برقرارآئین ریشه ای وکوبنده تندر

 


+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
 
برای خروج از لیست «پیک خبری تندر» یک ایمیل به ‭listmaster-tondar-org+unsubscribe@googlegroups.com‬  بفرستید. متن و تیتر این ایمیل مهم نیست. پس از آن یک ایمیل برای شما فرستاده میشود که آن را باید تایید کنید.
دوستان و آشنایان خود را از وجود «رادیو تندر» آگاه سازید. برای  شنیدن رادیو تندر فایل همراه را به نام ‭8.m3u‬  با برنامه های ‭Media Player‬ و یا ‭Winamp‬ بشنوید. علاوه بر آن هم این فایل را متوانید برای دوستان خود بفرستید.
 
در خارج از کشو که تارنمای ما فیلتر نمیشود، «رادیو تندر» را مستقیما  از طریق آدرس زیر در اینترنت دریافت کنید:
https://www.tondar.org/radio-tv
 
آرشیو سخنرانی های استاد فولادوند در یو تیوب:
http://www.youtube.com/anjoman
 
آرشیو ایمیل های فرستاده شده را در آدرس زیر میتوانید بازبینی کنید:
http://groups.google.com/group/listmaster-tondar-org?hl=fa
 
برای پیوستن به ما نخست یک ایمیل کوتاه به ‭<info@tondar.org>‬ بفرستید و اعلام آمادگی کنید. پس از آن ما با شما تماس میگیریم. چنانچه تماس شما از آریابوم ایران است در این ایمیل از دادن اطلاعاتی که منجر به تشخیص هویت شما میشود مانند عکس، شماره تلفن و ... خودداری کنید..
 
برای دریافت شماره تلفنهای تماس و آدرس پستی به تارنمای
https://www.tondar.org
مراجعه کنید

--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "tondar.org" group.
To post to this group, send email to listmaster-tondar-org@googlegroups.com
To unsubscribe from this group, send email to listmaster-tondar-org+unsubscribe@googlegroups.com
For more options, visit this group at http://groups.google.com/group/listmaster-tondar-org?hl=en
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---


__._,_.___

Attachment(s) from t_akhar@yahoo.com

1 of 1 File(s)

This is a non-political list.
Recent Activity
Visit Your Group
Yahoo! Groups

Small Business Group

Ask questions,

share experiences

Group Charity

California Pet

Rescue: Furry

Friends Rescue

Yahoo! Groups

Mom Power

Community just for Moms

Join the discussion

.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ