کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

[farsibooks] پیک خبری شماره 525 [1 Attachment]

 
[Attachment(s) from t_akhar@yahoo.com included below]



--- On Sat, 7/25/09, [Tondar News] پیک خبری تندر <list@tondar.org> wrote:


پیک خبری تندر

پیک خبری تندر

لیست فیلتر شکن های امروز
 
https://122.126 .98.248
https://218.160 .41.222
https://114.39. 202.59
https://218.160 .41.222
https://122.127 .38.216
https://114.38. 132.14

رادیو «تندر» یک ضرورت ملی است، ما را یاری کنید!

درود بیکران به شما فرزندان خوب آریابوم، پادشاهان ایران
امروز 3 امرداد ماه   6373 شاهنشاهی
برابر با 3 امرداد ماه  1388 معاویه ای
و برابربا 25 ژوئیه  2009 میلادی است

هم میهنان گرامی به خبرهای رادیو تندر صدای انجمن پادشاهی ایران توجه فرمائید

+ + + + + + + + +

ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم

با این همه مستی ز تو هشیار تریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان

انصاف بـده کـدام خونخوار تریم؟

***

تا چند زنم به روی دریا ها خشت

بیزار شدم ز بت پرستان و کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود

که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت

+ + + + + + + + +

یک هواپیمای مسافری دیگر در ایران دچار سانحه شد:
 یک فروند هواپیمای مسافربری متعلق به شرکت هواپیمایی آریا که از تهران به مقصد مشهد حرکت کرده بود، در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد دچار سانحه شد.

به گزارش ایرنا به نقل از منابع آگاه، چرخ های این هواپیما هنگام فرود در فرودگاه مشهد آتش گرفته و از باند فرودگاه منحرف شده و با دیواره ای در منطقه "طرق " برخورد می کند.

بر اساس اخبار رسیده، کابین این هواپیما دچار آتش سوزی شده است.
 
 معاون سیاسی اجتماعی استاندار خراسان رضوی گفت: بر اثر سانحه و آتش سوزی هواپیمای مسافری تهران - مشهد متعلق به شرکت هواپیمایی آریا تا  ساعت 20 تعداد 17 تن کشته و 19تن زخمی شدند.

" قهرمان رشید"  افزود: تمام کشته ها و زخمی ها و مسافران این سانحه هوایی از هواپیما تخلیه شده اند. وی در ادامه گفت: این هواپیما از نوع ایلوشین است و تمام 153 مسافران آن در حال حاضر از هواپیما تخلیه شده اند.

حادثه هنگامی روی داد كه ‌پرواز شماره 1525 تهران _ مشهد حدود ساعت 18 روزآدینه بر فراز فرودگاه مشهد مجبور به فرود اضطراری شد...

+ + + + + + + + +

استمرار و گسترش اعتراضات شبانه ی مردم تهران:
1 امرداد 1387 - بنابه گزارشات رسیده از نقاط گوناگون شهر تهران، مردم تهران بر فراز بام منازل، در کوچه ها و خیابان های فرعی مناطق گوناگون اقدام به سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور نمودند.

از ساعت 22:00 اعتراضات شبانه مردم تهران با سر دادن شعار مرگ بر دیكتاتور بر بالای بام منازل، کوچه ها و خیابان های فرعی آغاز و تا ساعت 22:35 ادامه یافت.

امشب مردم تهران در مناطقی مانند صادقیه، فرحزاد، شهرك غرب، اكباتان، ‌اقدسیه،‌ آزادی، شریعتی، ویلا، پونك،‌ تهران پارس و سایر مناطق بر پشت بام ها و كوچه ها و خیابان های فرعی شعار مرگ بر دیكتاتور سر دادند.

زمانی كه مردم بر پشت بام ها و كوچه ها شعار اعتراضی خود را فریاد می زدند مردمی كه از كوچه ها و خیابان ها عبور می كردند نیز به وجد می آمدند و با سر دادن شعار و بوق زدن با آنها همراهی می كردند.

شدت اعتراضات در مناطقی مانند تهران پارس،‌ شهرك غرب،‌ پونك بیشتر از جاهای دیگر بود.

نیروهای سرکوبگر بسیج و سپاه پاسداران که در بسیج محلات و مساجد مستقر بودند بر بام منازل بودند و با دوربین های دید در شب نا امیدانه مردم را تماشا می کردند و از این طریق کوشش می نمودند تاایجاد رعب و وحشت نمایند. اما وقتی مردم متوجه حضور آنها می شدند شعارهای مرگ بر دیکتاتور شدت بیشتری پیدا می کرد.

+ + + + + + + + +

رامین رمضانی جانباخته دیگر در راه آزادی:
به گزارش رسیده؛ پیکر بی جان رامین رمضانی جوان دیگری که در راه آزادی میهن توسط رژیم ننگین اسلامی کشته شده پس از یکماه به خانواده اش در تهران تحویل داده گردیده است. رامین سرباز وظیفه بود و در روز های تظاهرات پس از انتخابات در تهران نزد خانواده اش در مرخصی بسر می برد. این جانباخته راه آزادی ایران در روزی که ندا آقا سلطان کشته شده، به قتل می رسد. در حالی که رامین با سه گلوله ماموران رژیم اسلامی از پای درآمده بود، خانواده او بیش از یکماه است که در جستجوی یافتن فرزند خود بودند و سرانجام با جسد مشبک شده جوان خود روبرو شدند. سه روزپیش پیکر این جوان ۲۰ ساله تحت حفاظت شدید ماموران امنیتی، در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

+ + + + + + + + +

چهل روز از کشتن مهدی کرمی جوان 19 ساله گذشت:
چهل روز از پرپر شدن جوان دیگری به نام مهدی کرمی جوان 19 ساله ساکن خیابان شانزدهم شقایق واقع در بزرگراه ایرانپارس جنت آباد شمالی به ضرب گلوله مزدوران رژیم اسلامی و به دستور علی خامنه ای می گذرد. مهدی کرمی تنها فرزند پسر خانواده بود و 40 روز پیش در عصر روز 24 خرداد در تجمع اعتراض آمیز پس از اعلام نتایج انتخابات حکومت به دلیل اصابت گلوله به ناحیه گلو توسط مزدوران لباس شخصی و بسیجی کشته شد و پیکر بی جانش چهار روز پس از مرگ به خانواده تحویل و در تدابیر شدید امنیتی و تنها با حضور پدرش در قطعه 256 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

40 روز گذشته برای خانواده وی روزهای بسیار سخت همراه با تهدید و ارعاب بوده است در تمام این روزها خانواده نتوانسته است برای جوان از دست رفته خود سوگواری کند نیروهای امنیتی به اشکال متفاوت موجبات تهدید خانواده را فراهم آورده اند با این وجود اما و با تهدیدها و وحشتی که بر فضای کلی شهر سایه افکنده است اعلامیه های بزرگداشت چهلمین روز درگذشت وی که توسط دوستانش چاپ شده است همه جای منطقه جنت آباد به چشم می خورد. قرار است یادبودی برای این جوان جان باخته از ساعت 14.30 تا ساعت 16 روز آدینه دوم امرداد ماه در مسجد نظام مافی بزرگراه کاشانی پس از سه راهی جنت آباد برگزار گردد. بودن همه تهرانیها در این مراسم نشانه پایمردی، حق جوئی و آزادی خواهی و بستن پیمانی دیگرباره با همه آزادیخواهان است. از همه آزادیخواهان ایران می خواهیم با بزرگداشت این روز خون به ناحق ریخته شده این جوان پاک ایران زمین را پاس بدارند و به خانواده اش بگویند که :"یاد و خاطره مهدی کرمی جوان، برای همیشه در قلب تمامی فرزندان ایران زنده خواهد ماند". و از این پس مردم ایران نشان خواهند داد، قهرمانان راستین ایران زمین را فراموش نخواهند کرد.


+ + + + + + + + +

فرزند مشاور محسن رضایی جزو کشته شدگان است:
محسن روح الامینی، فرزند دکتر عبدالحسین روح‌الامینی نجف‌آبادی که در انتخابات اخیر از اعضای ارشد ستاد محسن رضایی بود، در زندان اوین کشته شد.

خانواده محسن روح‌الامینی خبر کشته شدن فرزند خود را دو شب پیش در یک تماس تلفنی دریافت کرده‌اند و به آنها اعلام شده که برای تحویل جسد مراجعه کنند.

دکتر روح الامینی پس از آغاز کار دولت احمدی‌نژاد به ریاست انستیتو پاستور رسید و در انتخابات اخیر نیز از اعضای حلقه اصلی مشاوران محسن رضایی بود.

فرزند او، محسن، در تجمعات روز 18 تیر دستگیر می‌شود و با آنکه به خانواده‌ی او اعلام شده بود فرزندشان به زودی آزاد می‌شود، آنها شب گذشته خبر درگذشت او را دریافت کردند.

مراسم تشییع پیکر این جوان روز آدینه 2 مرداد رأس ساعت 9:30 از مقابل منزل خانواده‌ی وی در خیابان نصرت تشییع می‌شود.

+ + + + + + + + +

روایت یک شاهد از چگونگی پرپر شدن جوانی به نام مسعود هاشم زاده:
علی شکوری راد در وبلاگ شخصی خود در مورد نحوه کشته شدن مسعود هاشم زاده نوشته است:
"در پائین شادمان تعداد زیادی نیروهای انتظامی در مقابل مردم بودند و درگیری هایی وجود داشت. در کوچه های اطراف هم تعدادی از نیروهای مختلف با لباس پلنگی، سبز و بعضاً شخصی استقرار داشتند. من همانجا با مسعود آشنا شدم و یک ساعتی بود که با هم بودیم. از شادمان وارد مستعانیه شدیم و به طرف خیابان زنجان می رفتیم. پنج- شش نفر بودیم. مسعود در وسط خیابان راه می رفت و من کمی جلو تر و در کنار بودم. چند نفر از نیروها که با لباس سرتاسر سبز تیره در میانه ی کوچه با فاصله ی حدوداً صد متر از ما ایستاده بودند. آنها اسلحه داشتند. یکی از آنها اسلحه را رو به زمین گرفت و شلیک کرد.

 مسعود فریاد زد مشقیه نترسید. بلافاصله پس از این سخن بود که یکی از آن نیروها که قد کمی کوتاه داشت و کمی هم چاق بود زانوانش را خم کرد و با اسلحه اش که شاید کلاشینکف قنداق تا شو بود به سمت مسعود نشانه رفت و شلیک کرد. مسعود به پشت به زمین افتاد. یکی دیگر از سربازان به سمت کسی که شلیک کرده بود رفت به پشت او زد و با اشاره به مسعود با حرکت دست گفت چکار کردی؟ و بعد همگی با عجله وارد کوچه ای که از مستعانیه به سمت پائین می رفت شدند. من به سرعت بالای سر مسعود رفتم و با کمک افرادی او را به سوی درمانگاه بردیم. عده ای از مردم فیلم می گرفتند. من بین راه شاید پس از کمتر از دو دقیقه دیدم چشم های مسعود بالا رفت و بدنش سنگین شد. احساس کردم تمام کرد. درمانگاه نزدیک بود. وقتی رسیدیم و پزشک آمد دیگر مسعود زنده نبود."

این ها را جوانی که از نزدیک شاهد صحنه بوده است در حضور پدر، مادر و برادران مسعود تعریف می کرد. همگی در بهت و حیرت این واقعه که در کمتر از دو دقیقه رخ داد، قرار داشتند. جوان 28 ساله ی آنها که به هنر علاقه داشت. نجیب و بی آزاربود. هنوز ازدواج نکرده بود و آرزوها داشت و برایش آرزوها داشتند، به همین سادگی، کشته و پرپر شد. آن نیرو چرا زد؟ چه کسی او را در مقابل این مردم بی سلاح قرار داد؟ چه کسی به او مجوز یا فرمان شلیک داد؟ چرا ...چرا ...چرا؟ چراها مثل پتک برسر آنها فرود می آمد و پاسخی برای آنها نمی یافتند. اگر پاسخی هم بود برای آنها فرزند و برادر نمی شد.

به محل رفتیم و صحنه را برای ما و برادران مسعود تشریح کرد. محل قرار گرفتن مسعود و محل استقرار نیروها. قدم کردیم حدود صد متر فاصله بود. گلوله از جلو وارد قفسه ی سینه شده و از پشت خارج شده بود. اندازه ی سوراخ جلو و پشت یکی بوده است. این ها به نفع این بود که اسلحه ی بکار برده شده جنگی واحتمالاً چیزی قوی تر از کلاشینکف بوده است.

فیلم های گرفته شده از  مسعود هاشم زاده را حتماً می توان پیدا کرد. کاش یکی هم از ضارب فیلمی گرفته باشد.

+ + + + + + + + +

خانواده مسعود هاشم‌زاده با قید ضمانت آزاد شدند:
پنج‌شنبه اول امرداد، ساعت دو و نیم بعدازظهر، چند تن لباس شخصی به همراه یک مامور نیروی انتظامی به منزل مسعود هاشم‌زاده مراجعه کردند. به گفته‌ی شاهدان عینی این افراد ابتدا تمامی پلاکاردهای تسلیت، پارچه‌های سیاه و نیز عکس‌های مسعود را از در و دیوار منزل و کوچه محل اقامت این خانواده پاره کردند. سپس برای آنچه از سوی آنان «ادای پاره‌ای توضیحات» خوانده شد پدر، مادر و برادران مسعود هاشم‌زاده را با خود بردند.

افراد خانواده هاشم‌زاده تا ساعت هشت و نیم همان شب مورد سوال و جواب قرار گرفتند و سپس از هریک از آنان تعهدنامه‌ای گرفته شد که سه مورد به طور مشخص در آن ذکر شده بود: شما نباید پرچم سیاه جلوی در بزنید، مراسم چهلم نباید داشته باشید و همین طور با رسانه‌های خارجی هم نباید هیچ مصاحبه‌ای انجام دهید.

در مورد برگزاری مراسم چهلم مسعود هاشم‌زاده یکی از بستگان این خانواده می‌گوید: « چون خانواده‌ی مسعود سوم و هفتم نگرفتند یعنی به آنها اجازه داده نشد که بگیرند، می‌خواستند یک مراسم چهلم برگزار کنند. ولی اینها آمدند زودتر اقدام کردند و گفتند شما نباید مراسم چهلم داشته باشید، برای این که ما به شما اطلاع می‌دهیم که شما چه کارهایی باید بکنید».

وی همچنین در مورد مصاحبه افراد خانواده مسعود با رسانه‌های خارج از کشور چنین می‌گوید: «خانواده مسعود یک‌ماه این قضیه را پنهان کردند. ولی برادرهای مسعود دچار عذاب وجدان شدند و به همین خاطر، تصمیم گرفتند شروع به فعالیت برای مسعود کنند. حدود ۱۰ روز بود که جلوی در پرچم زده بودند. کاری با آنها نداشتند اما همین که با رادیوهای خارجی مصاحبه کردند اینها آمدند. این را هم باید بگویم چون ما در ایران نه تریبون آزاد داریم، نه رسانه‌ای داریم، نه صدا و سیمایی داریم که اطلاع‌رسانی کنیم، خانواده‌ها مجبور می‌شوند که با رسانه‌های خارجی مصاحبه کنند».

اعضای خانواده هاشم‌زاده با سپردن شناسنامه‌ها و کارت‌های ملی‌شان به عنوان ضمانت، شامگاه پنج‌شنبه اول مرداد آزاد شدند.

+ + + + + + + + +

لباس شخصی ها جوان 16 ساله دیگری را  کشتند:
جوان کردی در شهر مهاباد بدست نیروهای لباس شخصی رژیم به ‌قتل رسید. بنا به‌ اخباری که ‌از شهر مهاباد به‌ دستمان رسیده ‌است ساعت 7 بامداد روزپنجشنبه 1 امرداد، در حوالی پارک استاد مجدی شهر مهاباد یک خودرو از نوع پژو که‌ حامل چندین لباس شخصی رژیم بوده پیرزنی را زیر گرفته ‌است و تلاش کرده‌اند که‌ محل را ترک کنند، اما این جوان که آرمان رسالت نام دارد با آنها درگیر می شود که‌ نیروهای لباس شخصی با چاقو وی را هدف قرار داده‌ و در مقابل دیدگان همه او را به‌قتل رساندند.‌ پیکر‌ آرمان 16ساله را امروز از بیمارستان به‌ خانواده‌اش تحویل دادند.

+ + + + + + + + +

زنی در آستانه سنگسار در تبریز:
محمد مصطفایی وکیل دادگستری و کوشنده ی حقوق بشر آدینه دوم مرداد 1388: سکینه محمدی مدت چهار سال است که در زندان مرکزی تبریز به سر می برد او سال ها با همسرش اختلاف داشته و به دلایلی از جمله فقر مالی و عدم توجه همسر به خواسته هایش با مردی ارتباط برقرار کرده و پس از مدتی با بر ملا شدن موضوع محاکمه می گردد. در مورخه 25/2/1385 در شعبه 101 دادگاه جزایی اسکو در استان آذربایجان شرقی طی دادنامه شماره 27/2/85 -114 نامبرده را به اتهام داشتن رابطه نامشروع با ناصر و سید علی به تحمل نود و نه ضربه تازیانه تعزیری محکوم می نماید. حکم صادره، پس از قطعیت به اجرای احکام ارسال و مجازات مقرر در دادنامه، اجرا می شود.

در مورخه 19/6/1385 در حالی که دادنامه صادره فوق الذکر اعتبار امر مختومه یافته بود، شعبه ششم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی، مجددآ در حالیکه به پرونده قتل عمد مرحوم ابراهیم قادرزاده رسیدگی می نمود اتهام زنای محصنه را نیز منتسب به سکینه دانسته و بدون آنکه ادله اثبات دعوی پیرامون این اتهام بر مجرمیت وی طبق ماده 83 به بعد قانون مجازات اسلامی کفایت نماید. با وجود انکار سکینه بر ارتکاب جرم زنای محصنه در آخرین جلسه دادرسی و دفاع خود مبنی بر اینکه تمام مطالب در جلسات قبلی بازپرسی را به دروغ عنوان نموده و خواسته است پای علی دیگر متهم پرونده به دادرسی کشیده شود. گفته که با افراد زیادی زنا کرده است. دادگاه صرفآ با استناد به علم قاضی، بدون آنکه جهات آن مشخص باشد و دادنامه صادره مستند و مستدل باشد حکم به سنگسار سکینه محمدی صادر می نماید.

بر اساس اصول اولیه دادرسی و همچنین نظر اقلیت قضات در پرونده این محکوم به سنگسار:-خانم سکینه محمدی طبق دادنامه شماره27/2/85-114 در شعبه 101 جزائی اسکو به اتهام داشتن رابطه نامشروع به تحمل 99 ضربه شلاق محکوم گردیده است و تا هنگامی که حکم صادره نقض نشود نمی توان مجددآ خانم محمدی را تحت تعقیب قرار داد و به عبارت دیگر نمی توان یک نفر را به خاطر یک جرم یک بار تعقیب و در صورت اثبات مجددآ تحت تعقیب قرار داد و تعقیب متهم در این پرونده توجیه قانونی ندارد.

دو نفر از مستشاران این شعبه به نام های آقایان کاظمی و حمدالهی عقیده به برائت موکل داشته و صراحتآ اعلام می دارند که:« در پرونده متهم نسبت به جرم زنای محصنه هیچ دلیل اثباتی شرعی و قانونی وجود ندارد و قرائن و شواهد موجود در پرونده هم طرق متعارف تحصیل علم نیستند.»

در مورد موضوع پرونده سکینه ابهام و شبهات بسیاری در پرونده وجود دارد مهمتر اینکه دو نفر از پنج قاضی دادگاه کیفری استان عقیده بر بی گناهی سکینه دارند. متاسفانه پس از اعتراض سکینه به دادنامه مخدوش صادره، این حکم در تاریخ 6/3/1386 توسط شعبه 39 دیوانعالی کشور در پرونده کلاسه 8/456-39 تحت شماره دادنامه 206/39 در سه خط تایید و قضات این شعبه اعلام می دارندکه:« محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن، نظر به اینکه حصول علم قضات محترم از طرق متعارف بوده که در پرونده مندرج است و ایراد موثری از سوی تجدید نظر خواه به عمل نیامده که سبب نقض و گسیختگی رای تجدید نظر خواسته را فراهم آورد، دادنامه عینآ تایید و ابرام می شود.»

تاکنون دو بار درخواست عفو و بخشودگی سکینه به کمیسیون عفو و بخشودگی ارسال شده و اعضای کمیسیون درخواست سکینه را مردود اعلام نموده اند. در حال حاضر پرونده ایشان در اجرای احکام دادگستری تبریز بوده و هر لحظه امکان دارد حکم سنگسار به مرحله اجرا در آمده و جان وی از بدن با ضربات سنگ و به ناحق گرفته شود. اخیرا با پذیرش وکالت سکینه نامه ای خطاب به آقای شاهرودی نوشته و درخواست نمودم یکی از دو طریق ذیل در این پرونده اعمال گردد.

اول آنکه- طبق نظر اقلیت با بررسی مجدد پرونده حکم به برائت سکینه محمدی صادر گردد.

دوم آنکه- با پیشنهاد عفو، مجازات سنگسار سکینه به شلاق تبدیل گردد .

چرا که بر فرض اثبات جرایمی که مجازات آنها مرگ است مجرمین، بیمارانی هستند که نیاز به مداوا دارند و حذف آنان از صحنه روزگار ریشه های جرم را نمی خشکاند. و اعمال اینگونه مجازاتها نه تنها مرعوب کننده و پیش گیرنده از وقوع جرم نیست بلکه باعث گسترش خشونت در جامعه می گردد لذا اصلح آن است که لااقل مجازات این دست از مجرمین با راهکارهایی که قانونگذار پیش پای مسئولین گداره است به مجازات هایی تبدیل شود که مجرم بتواند به جامعه بازگشته و جبران مافات نماید.

در حال حاضر پرونده سکینه محمدی در اجرای احکام تبریز بوده و امکان دارد به زودی سنگسار شود.

+ + + + + + + + +

اعتصاب غذای یکی از زندانیان در اردبیل:
بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اردبیل، بابک دادبخش در اعتراض به فشارهای و اذیت وآزارها، جدا کردن از سایر زندانیان سیاسی و ادامه بازداشت خود دست به اعتصاب غذا می زند.

در روزهای اخیر فشارها و اذیت وآزارها علیه زندانیان سیاسی در زندان اردبیل شدت یافته است. در اقدامی غیر انسانی زندانیان سیاسی را از هم تفکیک و آنها را به بندها گوناگون منتقل کردند. همچنین دستور انتقال بابک دادبخش را به سلول های انفرادی داده شده است.

ملاقات ها و ارتباطات آنها با خانواده هایشان محدود شده است و از این طریق سعی دارند که فشارها بر زندانیان و خانواده های آنان را افزایش دهند.

+ + + + + + + + +

اتحاد برای ایران؛ روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران:
کوشندگان حقوق بشربطور هماهنگ روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران را برای تاریخ سوم مرداد ماه سازماندهی کرده اند تا در آن خواستار رعایت حقوق بشر مردم ایران شوند. آنها همچنین برای ابراز همبستگی جهانی خود با جنبش حقوق شهروندی مردم در ایران دست به تظاهرات خواهند زد.

کوشندگان حقوق بشربطور هماهنگ روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران را برای تاریخ سوم مرداد ماه سازماندهی کرده اند تا در آن خواستار رعایت حقوق بشر مردم ایران شوند. آنها همچنین برای ابراز همبستگی جهانی خود با جنبش حقوق شهروندی مردم در ایران دست به تظاهرات خواهند زد. سازمان های عمده حقوق بشری از حامیان این اقدام روز جهانی هستند.

در سراسر جهان، مردم برای همبستگی با مردم ایران تجمع خواهند کرد. بیش از یک ماه است مردمی که در تجمعات مسالمت آمیز خواهان حقوق خود هستند مورد سرکوب های گسترده دولتی قرارمی گیرند. بسیاری از مردم در خیابان ها کشته شدند، چند صد نفر در خیابان ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مجروح شده اند و بنظر می رسد که حداقل 2000 تن بازداشت شده اند.

روز جهانی اقدام در دفاع از حقوق بشر مردم ایران وابسته به هیچ گروه و برنامه سیاسی نیست و هدف آن تضمین حقوق مردم ایران است که بطور جهانی به رسمیت شناخته شده است.

برگزار کنندگان این روز جهانی اقدام بر این باروند که مسائل سیاسی پیش روی ایران تنها توسط مردم ایران قابل حل است اما سرکوب خشونت بار حقوق تضمین شده بشر مردم ایران دغدغه همه مردم جهان است.

روز اقدام جهانی حقوق بشر مردم ایران برای دستیابی به این خواسته ها برگزار می شود:

1. جامعه مدنی جهانی و دولت ها این موضوع را که حقوق بشر مردم ایران یک دغدغه جهانی است، تائید می کند و تاکید می کند که سازمان ملل متحد باید برای بررسی وضعیت وخیم و نقض سیستماتیک حقوق بشر، از جمله وضعیت زندانیان، تعداد بسیار زیاد ناپدیدشدگان، کشتارها و شکنجه هئیتی را فورا به ایران اعزام کند.

2. همه زندانیان عقیدتی وسیاسی از جمله روزنامه نگاران، دانشجویان و کوشندگان جامعه مدنی باید بدون قید و شرط و فورا آزاد شوند.

3. به خشونت های دولتی و مورد حمایت دولت باید پایان داده شود و دولت برای جنایاتی که اتفاق افتاده باید پاسخگو باشد و مجازات اعدام انجام نشود، و

4. آزادی تجمع، آزادی بیان و آزادی مطبوعات که در قانون اساسی ایران تضمین شده و از الزامات بین المللی ایران تحت پیمان ها و میثاق های بین المللی است، باید تامین شود.

+ + + + + + + + +

جلوگیری از گرد همایی وبلاگ نویسان قزوینی بر مزار کشته شدگان حادثه هواپیمایی:
 چهارشنبه ۳۱ تیر ماه ساعت ۱۸ هنگامی که طبق قرار قبلی وبلاگ نویسان قزوینی قرار بود که در دروازه راه کوشک جمع شوند و به محل حادثه کشته شدگان حادثه هواپیمایی توپولوف بروند با انبوهی از نیروهای انتظامی روبرو شدند که از وبلاگ نویسان می خواستند سریعتر محل را ترک کنند.

ماموران نیروی انتظامی با داشتن باتوم و وحضور زیاد مامورین قصد ایجاد ارعاب را داشتند.بعد از یک ساعت معطلی و کوتاه نیامدن وبلاگ نویسان و سوار شدن بر اتوبوس، در راه نیز چندین بار جلوی آنها را گرفته و در آخر نیز به آنان اجازه حضور بر مکان مورد نظر را ندادند. این وبلاگ نویسان تنها قصد داشتند با حضور در مکان مورد نظر با نثار گل با خانواده های آنها همدردی کرده باشند.

+ + + + + + + + +

سقوط توپولوف؛ پیام خوش آمد گویی در پروازهای رژیم اسلامی:
با درود به روان پاك بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئیس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی خوش آمد می گویم و برایتان سفر خوشی را آرزو میكنم. اگر در هوای داخل كابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پایین می افتد كه رویش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسیجی وار آنرا دور سر خود ببندید و یا حسین گویان از درب های اضطراری یعنی دو درب در جلو، دو درب درعقب و یك درب در وسط هواپیما به بیرون پرت شوید. توجه داشته باشید كه در همه حال حجاب اسلامی را رعایت كنید حتی در موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یك بسته كفن در زیر صندلی شما قرارداده شده كه آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین و دعا برای سلامتی رهبر بپوشید. از كلیه مسافرین محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الكترونیكی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتكه و ماشین حساب اكیدا خودداری كنید. برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میكنم. ناراحت نباشید این شتری است كه درب خانه همه میخوابد. یكی زودتر یكی دیرتر. خوشا به سعادت شما كه سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید. اگر دستمال كاغذی برای پاك كردن اشك هایتان لازم داشتید ما نداریم باید همراه خودتان می آوردید. در طول پرواز، همكارانم از شما پذیرایی خواهند كرد ولی قبل از آن مراسم سینه زنی و نوحه خوانی داریم. تسبیح برای ذكر استغفار در رنگهای مختلف موجود است كه تقدیم خواهد شد.

+ + + + + + + + +

انتقال رضا عباسی به زندان مرکزی زنجان:
رضا عباسی از کوشندگان مدنی آذرآبادگانی در زنجان که از روز پنجشنبه ۲۵ تیر ٨٨ بازداشت شده بود، مورخه ٣۱ تیر ۸۸ از بازداشتگاه اداره اطلاعات زنجان به زندان مرکزی این شهر منتقل شده است.

به گفته نزدیکان این کوشنده ی مدنی زنجانی آنها طی روزهای گذشته با دست داشتن وثیقه به دادگاه انقلاب مراجعه کرده اند اما دادگاه کماکان از قبول وثیقه تهیه شده و آزاد نمودن نامبرده خودداری می کند.

علاوه از این احمد مدادی معلم زنجانی و دبیر پیشین انجمن دانشجوئی دانشگاه زنجان و عضوکوشنده ی کنونی سازمان ادوار تحکیم، همچنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات زنجان به سر می برند.

پیشتر مهندس رئوف طاهری دیگرکوشنده ی  مدنی زنجانی که بازداشت شده بود، روز یکشنبه ۲٨ تیر ٨٨ به قید کفالت از زندان آزاد شد.

+ + + + + + + + +

بازداشت جعفر آقا محمدی از کوشندگان دانشجویی آذرآبادگانی در مشکین شهر:
برپایه ی گزارشات رسیده از مشکین شهر، جعفر آقا محمدی کوشنده ی مدنی آذرآبادگانی و دانشجوی اهل شهرستان مغان، روز سه شنبه ٣۰ تیر ۱٣٨٨ حوالی ساعت ۱ بامداد، در منزل دانشجویی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با خانواده و نزدیکانش را نداشته است.

نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتاب ها، دفترچه ی یادداشت های و دیگر اشیای شخصی نامبرده را نیز با خود برده اند.

+ + + + + + + + +

بازداشت دو دانشجوی دیگر دانشکده نفت اهواز:
پس از گذشت دو هفته از آزادی دانشجویان بازداشت شده ی دانشگاه نفت، بعد از ظهر روز چهارشنبه دو دانشجوی دیگر این دانشگاه به نام های سعید شجاعی زاده و خسرو موسی وند بازداشت شدند.

شجاعی زاده و موسی وند از اعضای انجمن دانشجوئی دانشگاه نفت می باشند که توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل گشته اند.

اخبار رسیده حاکی از این است که تعدادی از نیروهای لباس شخصی، با مراجعه به خانه ی موسی وند و با در دست داشتن حکم قضایی، خانواده ی او را تهدید کرده اند که در صورت عدم تحویل خسرو، پدرش را بازداشت خواهند کرد.

شایان ذکر است که دانشجویان دانشکده نفت اهواز در روزهای بعد از انتخابات با برگزاری تجمعات و تحصن هایی در دانشگاه اعتراض خود را به نتیجه ی انتخابات اعلام کردند که پس از آن در روزهای 6 و 11 تیر ماه هفت تن از فعالین انجمن دانشجوئی این دانشگاه توسط نیروهای سپاه بازداشت شدند که هم اکنون به قید ضمانت آزاد هستند.

+ + + + + + + + +

مهدی سحرخیز؛ دنده های پدرم را در بازداشتگاه شکسته اند:
بر پایه گزارش های رسیده، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی دنده های عیسی سحرخیز، مدیرکل مطبوعات داخلی ِ ایران در دولت محمد خاتمی را در بازداشتگاهی که محل آن هنوز روشن نیست، شکسته اند.

مهدی، پسر عیسی سحرخیز، در گفت و گویی به رادیو فردا، می افزاید: پدرش، در تماس تلفنی کوتاهی با اعضاء خانواده خود، با اشاره به این خبر، از آن ها خواسته است که علیه شرکت «نوکیا» اقامه دعوا کنند. آقای سحرخیز گفته است که ماموران امنیتی جمهوری اسلامی، با بهره گیری از فن آوری هایی که این شرکت فنلاندی به حکومت تهران فروخته، موفق به ردیابی و بازداشت انبوهی از کسانی در ایران شده است که به آن چه «تقلب آشکار» در انتخابات 22 خردادماه گذشته می خوانند، اعتراض دارند.

+ + + + + + + + +

عکاس بازداشت شده؛ می خواستند انگشت مرا ببرند:
گزارشگران بدون مرز ویدئویی از علی زارع عکاس جوان که در تهران بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفته در اختیار رسانه ها قرار داده است. این گزارشگر جوان به مدت بیش از چهل ساعت از سوی بسیجیان و نیروی انتظامی در محل نامعلومی مورد شکنجه قرار گرفته است.

وی می گوید: من همیشه از خودم پرسیدم که چرا باید تنبیه بشم چون من یک عکاسم. من یک ژورنالیست هستم و این بخشی از شغل من است، من باید این وضعیت را به رسانه های دنیا منتقل کنم. من در خیابان انقلاب بودم، قبل از اینکه شروع به عکس گرفتن بکنم، کسی به طرف من آمد و گفت لطفا با ما بیا. اون شخص ایرانی بود ولی دو نفر دیگری که مرا بازداشت کردند لبنانی بودند. من محلی و جایی که در آن بازداشت بودم را نمی دانم چون چشم ها و دست های مرا بسته بودند. در حدود 14-16 ساعت بعد من برای پاسخ دادن به چند سوال به اتاقی رفتم که یک دوربین و یک چاقو و باتوم برقی در آنجا بود. به من شوک برقی دادند و بعضی از آنها میخواسنتد انگشت مرا ببرند. آنها یک چیز جالب به من میگفتند لطفا حرکت نکن، چون میخوام انگشتت را هنرمندانه ببرم چون تو یک هنرمند هستی و به انگشتان ظریف احتیاج داری. برای 24 ساعت مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند. از نظر آنها هر ژورنالیستی یک جاسوس است.

+ + + + + + + + +

جایزه اصل ۲۱ برای احمد رافت:
سازمان اصل ۲۱ که توسط گروهی از قانون گزاران پارلمان ایتالیا در حمایت از آزادی بیان و اندیشه ( اصل ۲۱ قانون اساسی ایتالیا) تشکیل شده است، جایزه امسال خود را به خبرنگار با سابقه ایرانی تبار احمد رافت اهدا کرد.

سازمان  اصل ۲۱ که توسط گروهی از  قانون گزاران  پارلمان ایتالیا در حمایت از آزادی بیان و اندیشه ( اصل ۲۱ قانون اساسی ایتالیا) تشکیل شده است، جایزه  امسال  خود را  به خبرنگار با سابقه ایرانی تبار احمد رافت اهدا کرد. در مراسمی که در باشگاه قانون گزاران یتالیا در شهر رم، چهارشنبه شب برگزار شد، احمد رافت این جایزه را از فدریکو اورلاندو، یکی از پدران روزنامه نگاری ایتالیا و بنیان گزار اصل ۲۱ دریافت کرد.  جوزپه جولیتی، قانونگزار و سخنگوی اصل ۲۱ گفت   « اگر خبرنگارانی چون احمد رافت نبودند ما احتمالن نمی توانستیم به آسانی از آنچه در ایران در این هفته ها اتفاق می افتد با خبر شویم زیرا رژیم ایران هر گونه مجرای اطلاع رسانی حرفه ای را بسته است ».

احمد رافت جایزه اصل ۲۱ را به کلیه همکارانش که قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد زندانی شده اند تقدیم کرد و  افزود « این جایزه را به ویژه به ندا آقا سلطان  تقدیم می کنم که چون دیگر جوانان حاضر در میدان به شهروندان خبرنگار تبدیل شده اند ».   فدریکو اورلاندو در پاسخ به سخنان احمد رافت گفت  «ما قصد داشتیم از سال آینده یک خبرنگار جوان خارجی را نیز برای دریافت جایزه اصل ۲۱ گزینش کنیم، با توجه به سخنان احمد رافت نام این جایزه را برای زنده نگاه داشتن خاطره این دختر جوان ایرانی ندا خواهیم گذاشت.

+ + + + + + + + +

اوج وحشیگری، رذالت و ددمنشی رژیم اسلامی - تجاوز به دختران پیش از اعدام:
روزنامه جروزالم پست گزارشی تکان دهنده از تجاوز به دختران زندانی در زندان های رژیم را منتشر کرده که اوج وحشیگری، رذالت و ددمنشی رژیم اسلامی را نشان می دهد.

شهرزادنیوز - ٢ امرداد ١٣٨٨ : در مصاحبه‌ای شوک‌آور و غیر مترقبه که وحشی‌گری نظام مذهبی علی خامنه‌ای رهبر رژیم اسلامی را آشکار می‌سازد، یکی از اعضای بسیج از نقش خود در سرکوب تظاهرات خیابانی مخالفان در هفته‌های اخیر صحبت می کند.

او هم‌چنین جزئیات کارهای خود را در این نیرو، از جمله مشارکت اجباری در تجاوز به دختران جوان در شب قبل از اعدام، فاش ساخت.

این گفتگو، تلفنی و به صورت ناشناس انجام شده است. فرد رابط نیز منبع قابل موثقی است که هویت او را نمی‌توان فاش ساخت.

این عضو بسیج که متأهل و دارای فرزند است، کمی پس از آزادی‌اش از زندان به مصاحبه پرداخت. او به "جرم" آزادی یک پسر 13 ساله و یک دختر 15 ساله که طی اعتراضات پس از انتخابات دستگیر شده بودند، بازداشت شده بود.

وی می‌گوید: "تعداد زیادی از اعضای پلیس و نیروهای امنیتی هم بازداشت شده بودند، زیرا با تظاهرکنندگان خیابانی با ملایمت برخورد کرده بودند یا بدون مشورت با مقام بالاتر، آن‌ها را آزاد کرده بودند."

او بخش زیادی از خشونت‌های اعمال شده توسط دستگاه امنیتی ایران علیه مخالفان را به گردن "نیروهای امنیتی وارداتی"  جوانان 14، 15 ساله‌ای  انداخت که از روستاهای کوچک به شهرهای بزرگ‌تر و محل تجمعات معترضان آورده شده‌اند.

او گفت: "به این جوانان 15 ساله چنان قدرتی داده می‌شود که متأسفانه باید بگویم از آن سوء استفاده می‌کنند. این بچه‌ها هر کاری که دوست دارند می‌کنند.  مردم را مجبور می‌کنند کیف پولشان را خالی کنند، هر چه بخواهند از مغازه‌ها برمی‌دارند بی آن که پولش را بپردازند و دختران جوان را دستمالی می‌کنند. این دختران از ترس آرام می‌مانند و می‌گذارند هر کاری که بسیجی‌ها دلشان می‌خواهد با آن‌ها بکنند."

این نوجوانان و "لباس شخصی‌ها" هستند که به اسم رژیم، بیش‌تر این جنایت‌ها را مرتکب می شوند.

از او درباره نقش‌اش در سرکوب وحشیانه مخالفان پرسیده شد و این که آیا مردم را کتک زده است و آیا پشیمان است. او در پاسخ چنین طفره رفت: "من به تظاهرات‌کنندگان حمله نکرده ام،  تازه اگر هم کرده باشم، دستورات را اجرا کرده ام. پشیمان نیستم." و ادامه داد: "به جز از دوران نوجوانی‌ام که زندانبان بودم."

او می‌گوید مادرش او را به بسیج برده است.

"در شانزده سالگی مادرم مرا به یکی از پایگاه‌های بسیج برد و التماس کرد تا مرا زیر بال و پر خودشان بگیرند، چون هیچ کس را نداشتم و آینده‌ای پیش رویم نبود. پدرم در جنگ عراق شهید شده بود و مادرم نمی‌خواست که معتاد یا لات خیابانی بشوم. چاره‌ای نداشتم."

می‌گوید خیلی زود در بسیج به مقام بالایی رسیده است و "مافوق‌هایم چنان از من راضی بودند که در 18 سالگی به من این "افتخار" داده شد که با دختران اعدامی، پیش از اعدام ازدواج کنم."

به گفته وی، در جمهوری اسلامی، اعدام دختران باکره، هر جرمی که مرتکب شده باشند، غیر قانونی است. بنابراین در شب پیش از اعدام، مراسم "ازدواج" انجام می‌گیرد؛ یعنی دختر باکره مجبور می‌شود تا با یکی از زندانبانان رابطه جنسی داشته باشد، در واقع "شوهرش" به او تجاوز می‌کند.

او می‌گوید: "از این کار پشیمانم، با آن که ازدواج قانونی بود."

پس اگر "قانونی" بود، چرا پشیمانی؟

"چون می‌دیدم که این دختران از شب "عروسی" بیش‌تر از اعدام صبح روز بعد، می‌ترسیدند. و همیشه مقاومت می‌کردند، به طوری که مجبور می‌شدیم در غذایشان قرص بریزیم. صبح که دختر بلند می‌شد، دیگر اثری از حیات در او دیده نمی‌شد، مثل این که آماده یا خواستار مرگ بود."

"یادم می‌آید که پس از تجاوز صدای گریه و فریادشان را می‌شنیدم." او هیچ وقت فراموش نمی‌کند که چطور یکی از این دختران به صورتش و گردنش چنگ ‌انداخت. او تمام بدنش را زخمی کرده بود."

دوباره به وقایع هفته‌های اخیر برمی‌گردیم و به تصمیم او مبنی بر آزادی دو نوجوان زندانی. او می‌گوید "صادقانه" نمی‌داند چرا آن‌ها را آزاد کرده است، تصمیمی که به دستگیری خودش منجر شد. "اما به گمانم چون خیلی جوان بودند. آن‌ها شبیه بچه‌ها بودند و می‌دانستم اگر آزاد نشوند، چه بر سرشان می‌آید."

می‌گوید پسر در "13 سالگی و دختر در 9 سالگی بالغ و مسئول اعمالش است" و "آزادی دختر 15 ساله واقعا مرا به دردسر انداخت."

می‌گوید موقع بازداشت شکنجه نشده و درست و حسابی هم بازجویی نشده است. "فقط در یک اتاق کوچک تنها زندانی بودم. تنهایی سخت است. بنابراین بیش‌تر اوقات دعا می‌کردم و به زن و بچه‌هایم فکر می‌کردم."

+ + + + + + + + +

گزارشی از 30 تیر، میدان 7 تیر، ساعت 18:
نیروهای امنیتی خیلی زیاد هستند. با مردم با خشونت شدید رفتار می کنند. اکثریت مغازه ها بسته هستند اما تعداد اندکی هم که باز هستند را با تحکم وادار به بستن می کنند. موتوری های لباس شخصی تعدادشان خیلی زیاد است. همه ماسک زده هستند و مدام در حال ویراژ دادن. آره اونام ماسک زدن چون می ترسن از مردم. از اینکه شناسایی بشن توسط مردم. آنقدر حماقت و خشونت توشون دیده میشه که حد نداره. به پسر 12- 13 ساله ای که با مادرش داره رد میشه و فقط نگاشون میکنه با تحکم می گن "گمشو رد شو بچه قرتیه پوفیوز!"

این روزا خبر کشتارها مدام به گوش میرسه. ترانه موسوی، سهراب اعرابی و امروز کامرانی جوان 18 ساله. مردم چند تا چند تا وایمیسن اطراف رو نگاه می کنن. اما نمیزارن کسی وایسه. میگن امروز ونک هم شلوغ بوده. با چند نفر که معلومه اومدن به خاطر تجمع صحبت می کنم. یکیشون اصلا رای نداده و اون یکی به موسوی رای داده. معتقدن که دیگه الان موسوی مطرح نیست. اونم فکر نمی کرد که مبارزات مردم به اینجا کشیده بشه و چون حالا منافع خودش در چارچوب نظام به خطر افتاده دیگه سکوت کرده. دیگه بیانیه دادنش هم قطع شده. می گفتن اینا فکر نمی کردن که مردم این شکلی مبارزات رو ادامه بدن. اول شاخ و شونه کشیدن فکر کردن مردم می ترسن اما وقتی دیدن که مردم شدید تر ادامه دادن کمی از موضعشون تلاش کردن عقب بکشن اما اختلافاتی که با هم دارن باعث می شه که نتونن خوب تصمیم بگیرن و فقط سرکوب می کنن. می گفتن مردم اول فقط رایشونو می خواستن اما وقتی که با شیوه برخورد اینا مواجه شدن دیگه ساکت نمی شن. می گفتن انقلاب 57 هم ابتدا از سال 42 شروع شد. می گفتن پدرامون نسل سوخته شدن ما نباید بزاریم مثل اونا بشیم. معتقد بودن که از وقتی نداها و سهراب ها کشته شدن ما نمی تونیم بشینیم تو خونه و آروم باشیم. نمی زاریم خون اونا پایمال بشه.

 داشتیم صحبت می کردیم که دیدیم نیروی انتظامی با چند دختر جوان جرو بحث می کنه. موضوع این بود که یکیشون رو در حالت  فیلمبرداری با گوشی تلفنش دیده بودن و می خواستن تلفن رو ازش بگیرن. ما هم وایسادیم ببینم چه خبره. رئیسشون می گفت 10 دقیقه است دارم می بینم فیلم میگیری. یعنی من دروغ می گم؟! و تلفن رو ازش می خواستن. دختر جوان هم می گفت که من فیلم خانوادگی دارم و تلفنم رو نمی دم. اما به زور ازش گرفتن. رئیسشون به یکی از دخترها با فریاد گفت که حجابتو درست کن. بعد هم به چند تا دختر جوان که در حال رد شدن بودن فریاد زد که حجابتو درست کن. گفت دیگه بعد از 30 سال هم باید بهتون بگیم باز. تو دلم گفتم تازه شروع شده حاجی. کجای کاری. 30 سال دیگه بسه. زیاد هم هست. بعد گفت که به اسم احمدی نژاد و موسوی ریدن به هیکلمون. هر روز داستان داریم. خسته شدیم دیگه. آره حق دارن خسته بشن. آخه عادت دارن به مفت خوری و خوردن و خوابیدن. بعد هم ظاهرا دوربین دختر جوان رو تجسس کرد و شاید هم همه چیز رو پاک کرد و گوشی رو بهش دادن و دیدم که رفتن. اما تا ساعت 8 خیابان 7 تیر کاملا متشنج بود.

+ + + + + + + + +

دستگیری گسترده دراویش گنابادی:
بامداد روز پنجشنبه 1امرداد  مقابل دادستانی گناباد، در پی یورش نیروهای لباس شخصی و گارد ویژه ضد شورش، شماری  از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.

برپایه ی آخرین اخبار و گزارش های دریافتی، نام های برخی از دستگیرشدگان روزپنجشنبه به آگاهی می رسد:

۱- علی کاشانی فر

۲- محمد کاشانی فر

۳- علیرضا عباسی

۴- شکرالله حسینی

۵- رحمت حسینی

۶- حجت علی اکبری

۷- بهروز مجاوری

۸- عباس علی اصغری (۹۰ ساله)

۹- عبدالرضا کاشانی

۱۰- آقای جعفری

۱۱- زیبا هنرور

۱۲- محمد مروی

۱۳- مهدی طاهری

همچنین سحرگاه روز پنجشنبه رامین سلطانخواه، ظفر مقیمی، سعید کاشانی، سعید شمسایی و نواب مقابل زندان گناباد دستگیر که تاکنون از محل نگهداری و وضعیت جسمی آنها خبری دریافت نشده است.

برپایه ی این گزارش  شکوه حقیقت و محسن کاشانی که روزپنجشنبه در تجمع مقابل دادستانی گناباد به دست نیروهای لباس شخصی و گارد ضد شورش مضروب شدند، در بیمارستان بستری و حال جسمی آنها وخیم گزارش شده است.

+ + + + + + + + +

استفاده از اتوبوس های دانشگاه تهران در حمل و نقل لباس شخصی ها:
دانشجویان دانشگاه تهران گزارش می دهند که اخیراً دیده شده که فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، اتوبوس های این دانشگاه را که برای رفت و آمد دانشجویان از خوابگاه ها به دانشگاه و بالعکس استفاده می شود، در اختیار نیروهای سرکوبگر، برای حمل و نقل اوباشان لباس شخصی قرار داده است.

 این اتوبوس ها دارای آرم ویژه دانشگاه بوده و از این طریق از طرف دانشجویان هنگام استفاده لباس شخصی ها شناسایی شده اند. این دلیل دیگری از همکاری تنگاتنگ فرهاد رهبر با سرکوبگرانی است که در روز 25 تیرماه با یورش وحشیانه به کوی دانشگاه به قتل و عام دانشجویان پرداختند. پس از این واقعه مرگبار، فرهاد رهبر در میان تجمع دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران مدعی شده بود که در این حمله هیچ دخالت و یا آگاهی قبلی نداشته است. درصورتی که مدارک و شواهد به دست آمده، از جمله خبر کنونی، بیانگر همکاری نزدیک وی با سرکوبگران حکومتی است.

+ + + + + + + + +

نگهداری بازداشت شدگان در محل نگهداری معتادان:
شنیده شده که شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات خیابانی در شورآباد تهران در نزدیکی بهشت زهرا، در جایی که قبلا محل نگهداری معتادان و ترک اعتیاد آنان بوده، نگهداری می‌شوند.

شاهدان عینی از وجود گودال‌هایی در این محل خبر می‌دهند که بازداشت شدگان را مدت‌ها بدون آب و غذا و در وضعیت اسفناکی نگه می‌دارند.

+ + + + + + + + +

احمدی مقدم؛ "اجرای طرح امنیت اجتماعی تداوم دارد":
مصطفی احمدی‌مقدم در حاشیه مراسم صبحگاه نیروی انتظامی در بجنورد گفت: اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی تداوم دارد. وی  افزود:  اما درباره مبارزه با مفاسد سازمان‌یافته و ناهنجاری‌های شدید، هیچ كسی اختلاف‌نظر ندارد.
 
وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر آمار دستگیرشدگان حوادث نمازجمعه اخیر تهران نیز بدون ذکر آماری در این زمینه گفت: در هر حادثه‌ای تلاش می‌شود، تا كسانی كه لیدر هستند و دست به تخریب می‌زنند، دستگیر شوند.

احمدی‌مقدم گفت: در واقع برخی تلاش می‌كنند كه مطالبات داخلی را با فراخوانی‌های ضدانقلاب و خارجی گره بزنند و بر موج سوار شوند که اینها باید بدانند كه ما بین همه حركات تفاوت قائل هستیم و آنجایی که بوی مبارزه و براندازی نظام و عبور از قانون اساسی بدهد، حتما برخورد شدیدی خواهیم كرد.
 
+ + + + + + + + +

احضار شش دانشجوی دانشگاه آزاد شهرری به کمیته انضباطی:
در تداوم برخورد باکوشندگان دانشجویی و معترضین در دانشگاه های كشور، شش تن از دانشجویان دانشگاه آزاد شهرری به كمیته انظباطی احضار شدند.

نام های شش دانشجوی یادشده عبارت است از: حسین زمانی، محمدعلی قهرمانی، رضا جعفری، محمدحسن اسکندریان، حمیرا خلیلی و نگار اسماعیلیان.

بنا بر اظهار وزیر علوم مبنی بر برخورد كمیته ها ی انظباطی با دانشجویان خاطی، پیشتر دانشجویان دانشگاه های سمنان، شیراز، بابل، همدان، تبریز و علامه طباطبایی و در دانشگاه آزاد  نیز دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد به كمیته انظباطی احضار شده بودند.

+ + + + + + + + +

شکنجه زندانیان برای گرفتن اعتراف‌ های دروغین:
بنابر اطلاعات یک منبع موثق، محمدرضا جلایی‌پور، سخنگو و مسوول پویش حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم» در راستای پروژه منحوس اعتراف‌گیری به شدت تحت فشار قرار دارد. این منبع موثق فاش کرده است که جلایی‌پور به علت عدم پاسخگویی به سوالات بی‌ربط بازجویان و امتناع از پذیرفتن اتهامات وارده همچنان از تماس با خانواده ی خود منع شده و تحت فشار شدید قرار گرفته است. این منبع موثق که خواسته نامش فاش نشود از تداوم تلاش‌های شبانه‌روزی بازجویان برای گرفتن اعتراف‌های دروغین از بازداشت‌شدگان اخیر خبر داده است.

+ + + + + + + + +

جنبش هم انگار بالای شهر، پائین شهر دارد!
دیروز برای مصاحبه کاری، به شهرک صنعتی چهاردانگه در جاده ساوه رفته بودم . آدرس بد و نا مشخص و از همه بدتر، نا آشنا بودن من به محله باعث شد چند باری از عابرین و مغازه ها محل دقیق آدرس رو بپرسم. در همین حین اعلامیه فرد فوت شده ای نظرم رو جلب کرد. تصویر آشنا بود! تصویر متعلق به کسی نبود جزء محمد کامرانی. فردی که در جریان نا آرامی های تهران بازداشت شده بود و سپس بدن بی جان وی را تحویل خانواده اش دادند.

اعلامیه فوت ایشان رو روی یک تیر چراغ برق چسبانده بودند که قسمتی از این اعلامیه هم پاره شده بود. آدرس روی اعلامیه: جاده ساوه، چهاردانگه- شهرک طالقانی ... را نشان می داد. قسمت بعدی آدرس قسمت پاره شده اعلامیه بود. با دیدن آدرس مطمئن شدم که شهید کامرانی متعلق به همین محله و منطقه است. از مغازه ای که چند متر جلوتر بود در مورد محمد سوال کردم چیزی نمی دونست. گفت آقا هفته ای عکس یکی از این جوانها رو میچسبونند. یا با موتور بوده تصادف کرده یا دعواشون شده یکی زده کشتتش!

گفتم احتمال دوم صد در صد ِ پدر جان. شک نکن که یکی زده کشتتش ! منتها این بنده خدا با کسی دعوا نداشته. جریان محمد رو براش مختصر تعریف کردم گفتم شاید در جریان اتفاقات باشه . چیزی نمیدونست. خبری نداشت. وقتی فهمید هم براش فرقی نکرد! منم به همون مقداری که بهش گفته بودم اکتفا کردم! اشتباه کردم !؟

رفتم سمت آدرسی که داشتم.از یه مغازه دار دیگه به هوای خریدن شیر کاکائو! سوال کردم در مورد محمد. گفت شنیدم از بچه ها چند روز پیش یکی رو تشییع کردند.گفتم دیگه ؟ گفت یکی میگه تو تظاهرات کشتنش. گفتم اره راست میگن. تو شلوغی های تهران کشتنش . یه خورده فحش داد و نفرین کرد دولت رو. گفتم تو محلتون خبری نبود این چند روزه؟ شعاری، سر و صدایی؟ گفت نه آقا. اینجا همه دنبال بدبختی خودشون اند . کی حال این دردسرها رو داره ! میگیرن میبرن یه جا که عرب نی بندازه ! یا مثل همین بنده خدا میزنن میکشن هیشکی هم پیدا نمیشه جواب بده! گفتم روزهای اول هم شب ها رو پشت بام ها خبری از شعار دادن نبود؟ الله اکبری .. چیزی! گفت نه! دیگه سوالی نداشتم بپرسم ازش. اومدم بیرون از مغازه.

به فرق محله های پائین شهر و محله هایی که کمی از نظر اجتماعی در شرایط بهتری هستند فکر کردم. به شب بعد از خاکسپاری سهراب اعرابی که کل آپادانا یکپارچه عزادار بودند و شمع به دست تا ساعت ها شعار می دادند. با اینکه الان بیش از یک هفته است که سهراب رو به خاک سپردند اما هنوز دوستان و بچه محله هاش در خونشون شعار میدن و درد و رنج مادرش رو سعی می کنند کم کنند .

به جمله مغازه دار فکر کردم. به اینکه همه صب تا شب دنبال بدبختیشون اند. به بی تفاوتیشون نسبت به اتفاقیکه تو محلشون افتاده. به اینکه جنوب شهر همیشه در هر دولتی که بوده زیر فشار بوده و براستی چه دولت و سیاستمداری سعی کرده این قشر رو آگاه کنه و به یک شعور اجتماعی و سیاسی خاصی برسونه؟ به اینکه واقعا براشون چه فرقی داره تقی باشه یا قلی؟

به سایر شهرهای ایران فکر کردم . به شهرهایی که مثل همین محله های جنوب شهر تهران ساکت و خاموش اند . به اینکه اونها هم در مقابل هر استدلال و سوال و منطقی تنها یک جواب دارند ! همه دنبال بدبختیشون اند ...

به محمد کامرانی فکر کردم . به جوانی که چرا باید اعتراض خودش رو در محله ای خارج از محل سکونت خودش اعلام کنه. به اینکه چرا سایر هم محله ای های محمد اعتراضی نداشتن به وضعی که پیش اومد . تو همه اعتراض های اخیر میدیدم کسانی رو که از راه های دور میومدن تهران. از کرج، اسلامشر، ورامین، رباط کریم. افرادی که دنبال تغییر بودند. خودشون رو محدود نمی دونستند به محل سکونت خودشون اما چاره ای هم نداشتن برای اینکه خودشون رو برسونند به محله هایی که تجمع در اونجاها شکل میگرفته.

امیدوارم روزی برسه که همه مردم از یک سطح شعور اجتماعی برخوردار باشند که بتونند تحلیل درستی از اتفاقات داشته باشند. آنقدری که بی تفاوت نباشند به کشته شدن یکی از جوان های محلشون در راه آزادی میهن.

پ. ن. : این چند خط رو نوشتم تا اگر کسی از دوستانی که ساکن محله محمد کامرانی هست و این مطلب رو میخونه، خبر یا اطلاع دقیقی داره منتشر کنه تا گروه های فعال مدنی و اجتماعی و سایر مردمی که خودشون رو شریک عزای این خانواده ها می دونند، بتونند برای تسلیت و همدردی با خانواده محمد اقدام کنند.

+ + + + + + + + +


فشار بر زندانیان برای اعتراف علیه تاج زاده:
روز گذشته زهره الهیان عضوکمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس با اعلام پخش اعترافات بازداشت شدگان از صدا و سیما اظهار داشت: "در جلسه روز گذشته هیئت رییسه كمیسیون امنیت ملی با وزیر اطلاعات، اعضای این كمیسیون خواستار پخش اعترافات بازداشت شدگان وقایع اخیر از سوی رسانه ملی به منظور مطلع شدن مردم از دست‌های پشت پرده وقایع اخیر شدند."

همزمان با درخواست رییس اداره سیاسی سپاه از مسوولین برای انتشار که اعترافات افراد دستگیرشد، سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی اعلام کرد که مقامات امنیتی از جوانان حامی اصلاح طلبان علیه چهره های برجسته این جریان اعترافاتی را اخذ کرده اند. در بیانیه این سازمان و به نقل از چند زندانی که طی هفته های گذشته زندان اوین را ترک کرده اند تصریح شده مصطفی تاج زاده محور اعتراف گیری از برخی جوانان فعال در ستادهای موسوی بوده است.  این در حالی است که روز گذشته، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر از پخش قریب الوقوع "اعترافات" عده ای از دستگیرشدگان داد.

روز گذشته زهره الهیان عضوکمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس با اعلام پخش اعترافات بازداشت شدگان از صدا و سیما اظهار داشت: "در جلسه روز گذشته هیئت رییسه كمیسیون امنیت ملی با وزیر اطلاعات، اعضای این كمیسیون خواستار پخش اعترافات بازداشت شدگان وقایع اخیر از سوی رسانه ملی به منظور مطلع شدن مردم از دست‌های پشت پرده وقایع اخیر شدند."

این اظهارات پس  از آن منتشر شده که دیده بان حقوق بشر از فشارروز افزون مقامات امنیتی بر خانواده های دستگیر شدگان برای صحبت نکردن و عدم پیگیری پرونده بستگان زندانیشان سخن گفته است.  گفته می شود جزوه ای از آنچه اعترافات برخی هواداران اصلاح طلب و اعضای ستادهای انتخاباتی طی ماه گذشته در زندان ها تهیه شده برای برخی مسوولین فرستاده شده است. سازمان دیده بان حقوق بشر نوشته است که درمیان زندانیان تا کنون مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی با خانواده های خود هیچ گونه تماس نداشته اند. 

فشار برجوانان برای اعتراف گیری:
بیانیه دیده بان حقوق بشر تصریح دارد: برخی از افرادی که به تازگی از زندان آزاد شده اند وبرخی از خانواده های زندانی برای دیده بان حقوق بشر این فشارها را   شرح داده اند.  در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۹،  غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران به خبرنگاران گفت که پخش تلویزیونی اعترافات گرفته شده از افراد زندانی به تصمیم دستگاه قضایی بستگی دارد. 

جواستورک معاون بخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیده بان حقوق بشر در این زمینه گفته است: "این وحشتناک است که وزیراطلاعات در مورد پخش اعترافات کسانی صحبت می کند که هفته ها بدون دسترسی به وکلای خود در زندان بوده اند.  اظهارات وزیر نگرانی وهراس ما از اینکه چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد را مورد تاکید قرار می دهد."

به گفته دیده بان حقوق بشر:  مقامات رسمی در بسیاری از موارد از اینکه اطلاعاتی را در خصوص وضعیت زندان اراپه کنند خودداری کرده اند. برخی از رهبران اصلاح طلب مانند مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی وحمزه غالبی از یک ماه پیش - زمان دستگیری شان - تا کنون هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند.

یکی از افرادی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است وضعیت این زندان را "بسیاردشوار" توصیف کرد.  او به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه اعترافات یکی از مسوولین ستاد موسوی را ضبط کرده اند که در آن وی اظهار می کند که تاج زاده و دیگر سیاستمداران اصلاح طلب برای ناآرامی های بعد از انتخابات مسول هستند. 

یکی دیگر از زندانیانی که چندین هفته درزندان اوین سپری کرده است نیز به دیده بان حقوق بشرگفته مقامات حامیان جوان را مجبور کرده اند که علیه چهره های اصلاح طلب اعتراف کنند.  این زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفت: "من زندانیانی را دیدم که دست یا پای آنها در گچ بود و یا روی بدنشان آثار کبودی به چشم می خورد.  برخی از حامیان جوان موسوی تحت فشار قرارگرفته اند تا  علیه چهره های اصلاح طلب «اعتراف» کنند."

پدریکی از زندانیانی که براساس اظهارات یادشده برای چنین اعترافاتی تحت فشار قرار گرفته است به دیده بان حقوق بشر گفت که پسرش در یک تماس کوتاه تلفنی گفته است که حالش "خوب" است.  وقتی پدرش به او گفت که وکیلی پرونده او را پیگیری می کند او پاسخ داد که به وکیل احتیاج ندارد چرا که هیچ کس نمی تواند به او کمک کند.  او سپس بغض وگریه کرد که درهمین زمان تلفن قطع شد." پدر این زندانی سیاسی به دیده بان حقوق بشر گفت: "خانواده ما با روح قوی پسرمان کاملا آشناست و لحن صداو گریه او برای ما به شدت نگران کننده است."

مصطفی تاج زاده محور اعتراف گیری ها:
سومین زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفته که وقتی زندانی ها اجازه می یابند که تماس کوتاهی با منزل خود بگیرند، این تماس درحضور زندانبانها صورت می گیرد که به آنها می گویند اجازه دارند چه مطالبی بگویند: "زندانی می داندکه اگر چیزی درمورد وضعیت زندان واینکه چگونه با زندانیان رفتار می شود بگوید، مورد آزار واذیت قرار خواهد گرفت.  "

تاج زاده، که به عنوان معاون وزیر کشور در دولت ریاست جمهوری سیدمحمدخاتمی خدمت کرده است هدف اعتراف گیری های اجباری مشابهی در گذشته بوده است.  در سال ۲۰۰۴، چهار روزنامه نگار زندانی اعتراف کردند که تاج زاده و دیگر  اصلاح طلبان آنها را فریب دادند تا  مقالاتی را برعلیه امنیت ملی  بنویسند وبه سیاه نمایی چهره نظام بپردازند. 

چند روز پس از آنکه مقامات اعترافات افراد یاد شده را از تلویزیون پخش کردند، دو نفر از این روزنامه نگاران به کمیته حقیقت یابی که توسط رییس جمهور تشکیل شده بود گفتند که اعترافات تحت شکنجه های فیزیکی و روحی از آنها اخذ شده است.  یکی از این روزنامه نگاران به دیده بان حقوق بشر گفت که درآن زمان یکی از بازجویان به او گفت که "تاج زاده درمیان اصلاح طلبانی است که دیر یا زود تاج زاده نیز سروکارش به زندان خواهد افتاد."

فشار برخانواده های زندانی:
همسر یکی از چهره های اصلاح طلب که هم اکنون در زندان اوین به سر می برد به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات او را تحت فشار قرار داده اند تا با رسانه ها صحبت نکند.  او گفت که با این موضوع موافقت کرده به شرط آنکه همسرش زندان را سلامت ترک کند:

"اگر آنها به او صدمه بزنند ویا سعی کنند بازی های دیگری را انجام دهند ما ساکت نخواهیم ماند. آنها می گویند چیزی نگویید وبه دیگران بگویید که شرایط زندان خوب است و شکایتی نداریم.  اما این برخلاف چیزهایی است که می دانیم.  بازجویی ها مخصوصا بسیار نگران کننده هستند. آنها فقط در خصوص مسائل سیاسی پرسش نمی کنند.  آنها درمورد جزییات زندگی شخصی افراد می پرسند تا به این وسیله شاید نقطه سیاهی را در زندگی شان پیدا کنند تا بتوانند برعلیه زندانی به کار گیرند و علیه او پرونده سازی کنند."

+ + + + + + + + +

روانبخش از شاگردان مصباح یزدی؛ كفن‌هایمان را برای اصلاح‌طلبان گذاشته‌ایم:
 حجت‌الاسلام قاسم روانبخش از شاگردان مصباح یزدی و از حامیان سرسخت احمدی‌نژاد است كه در انتخابات‌ نهم و دهم ریاست‌جمهوری تلاش‌های زیادی را برای پیروزی احمدی‌نژاد انجام داد. او طلبه‌ای است كه آیت‌الله استادی در نماز جمعه دو هفته پیش قم به شدت از او به دلیل برپایی راهپیمایی بدون مجوز انتقاد كرد اما روانبخش معتقد است استادی اطلاعات درستی نداشته است زیرا به گفته وی مجوز این راهپیمایی موجود است. قاسم روانبخش در عین حال كه مدافع احمدی‌نژاد است از او به دلیل انتصاب مشایی به معاون اولی شكایت می‌كند و مشایی را اشتباه بزرگ احمدی‌نژاد می‌نامد.

آیت‌الله استادی حدود 10 روز پیش نسبت به راهپیمایی‌ای كه گفته می‌شود از سوی شما تدارك دیده شده بود، اعتراضات شدیدی را مطرح كردند. اصل این راهپیمایی خبرساز چه بود؟
این راهپیمایی در 28 خرداد و در شرایطی كه هواداران موسوی بدون اخذ مجوز اقدام به راهپیمایی در تهران و اغتشاش می‌كردند، انجام شد. فرق این راهپیمایی‌ها در تهران با راهپیمایی 28 خرداد در قم این بود كه راهپیمایی طلاب و علما دارای مجوز قانونی از استانداری و به‌صورت مكتوب بود اما راهپیمایی‌های تهران بدون مجوز قانونی برگزار می‌شدند.

هدف از این راهپیمایی مقابله با راهپیمایی‌های تهران بود؟
نه. ما در جهت حمایت از نظام و رهبری راهپیمایی كردیم. البته به دلیل نامه بی‌ادبانه‌ هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری، انتقاداتی هم به ایشان كردیم.

یعنی منكر سخنان آیت‌الله استادی در نمازجمعه قم می‌شوید؟
ظاهرا آیت‌الله استادی مجوز راهپیمایی قم را ندیده بودند و كانال‌های اطلاعاتی ایشان دقیق نبوده است یا گزارش‌های درستی به آیت‌الله استادی نرسیده است بنابراین فكر كردند كه ما مجوز نداریم. از سوی دیگر راهپیمایی برای حمایت از نظام و رهبری نیازمند مجوز نیست.

اگر هدف از راهپیمایی حمایت از رهبری و نظام بود پس چرا آیت‌الله استادی از راهپیمایان خواستند كه توبه كنند؟
ما خدمت آیت‌الله استادی ارادت داشته و داریم اما ایشان نمی‌دانستند كه ما مجوز داریم و این راهپیمایی برای حمایت از رهبری بوده است. خوب بود آیت‌الله استادی به جای انتقاد از راهپیمایی قم به انتقاد از قتل و كشتارها، آتش زدن مغازه‌ها و موتورها می‌پرداخت.

حجت‌الاسلام فاضل میبدی تعداد شركت‌كنندگان در این راهپیمایی را بسیار محدود عنوان كرد، شما چه می‌گویید؟
اشتباه می‌گوید. حدود 20 هزار نفر در این راهپیمایی حضور داشتند.خیابان ارم تا دفتر جامعه مدرسین مملو از جمعیت بود.طلاب از درایت سیاسی خوبی برخوردار هستند و می‌دانند كه ما پرچم مبارزه با فساد اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی را در حوزه بلند كردیم بنابراین طلاب به حركات ما اعتماد دارند و با بینش و بصیرت وارد راهپیمایی شدند. در سال 78 هم تحصن قم خودجوش بود و مسوول ساماندهی این تجمع من بودم. در آن سال بزرگانی مانند آیت‌الله یزدی، آیت‌الله نوری همدانی، آیت‌الله جوادی آملی و مرحوم آیت‌الله مشكینی در این تحصن حضور یافتند. ما چهره‌های ناشناخته در حوزه و بین علما نبودیم. پرچم ما دفاع از رهبری، مرجعیت و حوزه و اسلام است.

یعنی هیچ اشتباهی نداشتید؟
نمی‌گویم اشتباه نداشتیم اما همواره سعی كردیم راه خود را با نظر علما، مراجع و بزرگان و در جهت تقویت نظام و اسلام و انقلاب، اندیشه‌های امام و رهنمودهای رهبری طی كنیم.

نظرتان در باره نماز جمعه اخیر تهران كه به امامت آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی اقامه شد، چیست؟
آیت‌الله جوادی آملی در نمازجمعه اخیر قم فرمودند كه نماز جمعه نباید میتینگ سیاسی شود و باید پاك بماند تا دعاها مستجاب گردد. كاش آیت‌الله استادی نسبت به نماز جمعه تهران كه اراذل و اوباش در آن به رقص و پایكوبی پرداختند به اظهار نظر می‌پرداخت. البته ما به بزرگانی مانند آیت‌الله استادی ارادت داریم.

به‌رغم انتقادات فراوان حوزویان و تشكل‌های روحانی نسبت به اقدامات مشایی در دولت نهم، احمدی‌نژاد به یكباره او را معاون اول خود كرد. تحلیل شما چیست؟
در زمان انتخابات گفتیم كه آقای احمدی‌نژاد در میان نامزدهای مطرح اصلح است اما هیچ‌گاه نگفتیم كه معصوم است زیرا معصوم كسی است كه خطا نكند. ما احمدی‌نژاد را جزو صالح‌ترین‌ها می‌دانستیم و افراد صالح ممكن است خطا و اشتباه كنند بنابراین مشایی اشتباه احمدی نژاد است. از سوی دیگر احمدی نژاد را فردی اصولگرا، متدین، معتقد و حزب‌اللهی می‌دانیم كه در این مورد اشتباه كرد و اشتباه بیشتر زمانی انجام شد كه به مشایی ارتقای درجه داد پس امیدواریم هر چه زودتر این اشتباه اصلاح شود.

پیش از این هر زمان كه علما نسبت به مساله‌ای ناراحت می‌شدند، طلبه‌های قم كفن می‌پوشیدند و تحصن می‌كردند، چرا در مساله انتصاب مشایی این كار را انجام نمی‌دهید؟
نه. كفن‌هایمان را برای دوم‌خردادی‌ها گذاشته‌ایم. دولت احمدی‌نژاد دولتی اصولگرا است و حرف شنوی دارد، امیدواریم به تذكرات دوستانه كسانی كه خیر این دولت را می‌خواهند توجه كند.

+ + + + + + + + +

استاندار رژیم اسلامی در تهران؛ تعداد بازداشت شدگان اخیر تک رقمی است:
 استاندار تهران با اشاره به بازداشت‌های انجام‌شده در تجعات اخیر گفت: افرادی که جرم آن‌ها توسط مراجع قانونی تایید شود با افرادی که در مراحل اولیه آزاد می‌شوند، فرق دارند.

مرتضی تمدن در حاشیه اختتامیه همایش «طنین ایثار» در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی درباره بازداشت‌شدگان تجمعات محدود روز گذشته تهران نیز گفت: در جریان تجمع روز گذشته تهران تعداد کمی از افراد حاضر در تجمات بازداشت شده‌اند که تعداد آنها تک رقمی است و پس از بررسی کوتاه آزاد می‌شوند.

وی با بیان این که خیلی به دنبال نگهداشتن و بازداشت طولانی افراد نیستیم، خاطرنشان کرد: بیشتر برای مهار صحنه و برخی موضوعات که می‌تواند تحریک‌آمیز و تشنج‌آمیز باشد، این افراد را نیروی انتظامی دستگیر کرده است که عمدتا در همان بازجویی‌های اولیه آزاد می‌شوند و سوابق اولیه‌ای برای آنها منظور نمی‌شود .

تمدن اضافه کرد: کسانی که جرم مشهود داشته باشند و جرم آنها از طریق مراجع نیز تایید شود، با افرادی که در مراحل اولیه آزاد می‌شوند، متفاوت هستند و قطعا قانون به جرم این افراد رسیدگی می‌کند.

وی یادآور شد: همه افرادی که باید آزاد می‌شدند، تا کنون آزاد شده‌اند و تعدادی نیز که جرم مشهود و ثابت‌شده داشته‌اند، قانون به تخلف آن‌ها رسیدگی می‌کند .

استاندار تهران در پایان در پاسخ به سوالی درباره تعداد بازداشت‌شدگان از ابتدای شروع تجمعات پس از انتخابات تا کنون، تصریح کرد: اطلاع دقیقی از تعداد کل این افراد ندارم، اما پس از بررسی‌های دقیق این تعداد را اعلام خواهیم کرد.

+ + + + + + + + +

 مثل روزهای جنگ اما با روسیاهی ملاهای شیعه:
اونایی که یادشونه زمان جنگ وقتی عملیاتی بود چند روز بعدش یواش یواش جنازه بچه هایی که شهید شده بودند به شهرها می اومد و تشیع جنازه ها شروع می شد. الان هم فضا مثل همون روزهاست. آهسته آهسته جنازه بچه هایی که در جنگ با بعثی های خامنه ای شهید شده اند داره میاد بیرون. از همه قشر هم هست درست مثل زمان جنگ. بچه جنوب شهر شمال شهر بچه مسئول بچه کارگر.

شباهت دیگر اینه که بعثی های عراقی رابطه خوبی با شوروی داشتند و بچه های جنگ رو با سلاح هایی که از اونجا خریده بودند می کشتند بعثی های خامنه ای هم با سلاح و تاکتیک هایی که از روسیه یاد گرفتند دارند بچه ها رو می کشند.

این خودش بزرگترین نشانه سقوط محسوب میشه. برای روحانی شیعه متاسفم که در صد و پنجاه سال اخیر همیشه ضد این همسایه شمالی بود ولی الان به یمن خامنه ای کثیف به نوکری این کمونیست های سابق نایل شده. سقوط از این بالاتر ممکنه؟

مهم نیست که همین الان خیلی از فعالان ضد استبداد از روحانیون شریف هستند. مهم اینه که نهاد روحانیت و نهاد مرجعیت این کشته ها رو می بینه و دم نمیزنه.

+ + + + + + + + +

پیشنهادی مهم برای مقابله با سرکوبگران در شهرستان ها:
اکثر نیروهایی که برای سرکوب در تهران حضور دارند از شهرستان ها آمدند به همین جهت اهمیت این عمل کمتر از شرکت در تظاهرات نیست.

با توجه به اینکه در شهرستان های کوچک، مردم نمی توانند در حرکت های اعتراضی شرکت کنند، به دلایل مختلف از جمله امکان شناسایی شدن، بهترین کمکی که به مردم تهران در حرکت های اعتراضی می توانند بکنند، معرفی کردن اشخاصی است که برای جمهوری اسلامی در تهران کار می کنند اعم از وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، نیروهای بسیج یا سیستم های اطلاعات موازی و حتی قوه قضاییه، بیت رهبری و اسامی، مشخصات و آدرس خانوادگی این افراد رو اعلام کنند تا

اول: مردم تهران بدانند در مقابل چه کسانی هستند، و بتوانند بهتر برنامه ریزی کنند
دوم: حاشیه امنیتی این اشخاص که در سرکوب شرکت دارند شکسته شود، یعنی بدانند که اگر مردم تهران امنیت نداشته باشند خانواده آنها نیز در شهرستان ها امنیت نخواهند داشت، این مهمترین خدمتی است که شهرستانی های عزیز می تواند به جنبش مردمی انجام دهند.

+ + + + + + + + +

دلیل خاموشی های پراکنده در تهران:
خبرگزاری حکومتی مهر: مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ دلیل برخی خاموشی های پراکنده در سطح تهران را مشکلات جزئی نظیر فرسودگی شبکه ها عنوان کرد.

سعید مهذب ترابی گفت: با افزایش گرمای هوا مصرف مشترکان به طور طبیعی بالا می رود و گرمای هوا نیز محدودیت هایی را به لحاظ فنی برای ظرفیت تاسیسات صنعت برق ایجاد می کند؛ به این معنا که راندمان نیروگاه ها به طور طبیعی کاهش می یابد. در این صورت، ممکن است خاموشی هایی به صورت پراکنده و جزئی در سطح شهر ظهور کند.

مدیر عامل شرکت توزیع نیرو برق تهران بزرگ افزود: به دلیل افزایش مصرف، تقاضای ما از مردم این است که در یک ماه آینده با صرفه جویی های خود پایداری بیشتر شبکه سهیم شوند.

+ + + + + + + + +

مبارزه مردم ایران از طریق قطع شبکه برق:
 مجله تایم گزارش داد خاموشی شبکه برق سراسری تهران یکی از روش‌های مبارزه مردم با سرکوب اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری است.

تایم نوشت: دولت ایران در تازه‌ترین اقدام خود پس از انتخابات جنجالی 22 خرداد، سه‌شنبه عصر دسترسی به اینترنت و شبکه تلفن همراه را قطع کرد اما مردم در اقدامی هماهنگ روش‌هایی به جز تجمع در خیابان‌ها مانند قطع شبکه برق را انتخاب کردند.

برپایه ی این گزارش سه‌شنبه شب هزاران تن از مردم خشمگین تهران با روشن کردن هم‌زمان وسایل خانگی مانند اتو، آبگرم‌کن و توستر تلاش کردند در ساعت 21 شبکه برق را قطع کنند.

در نتیجه این اقدام مردم، برق خیابان‌های تهران‌پارس در شرق تهران برای مدتی قطع شد.

این اقدام مردم در اعتراض به سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد است که ادامه این اعتراض‌ها در روز سه‌شنبه 30 تیر با خشونت بیشتر ماموران امنیتی و نیروهای بسیج همراه بود.

+ + + + + + + + +

رفع مشکل آب شهر زاهدان در پی قرار تجمع مردم در روز شنبه:
بنابر گزارش ها؛ با توجه به فراخوان مردم از طریق پیامك که از چند روز پیش همه گیر شده بود و مردم را به صورت خود جوش برای تجمع مقابل اداره آب از بامداد روز شنبه آینده آماده کرده بود مسئولین احساس خطر کرده و به فکر رفع مشکل به وجود آمده افتادند تا جایی که از عصر دیروز مشکل قطعی آب بیشتر نقاط شهر زاهدان بر طرف شده است. گفتنی است آب لوله کشی در بسیاری از نقاط شهر زاهدان تنها در ساعات نیمه شب در دسترس مردم قرار می گیرد.

+ + + + + + + + +

کارت عفاف در میان جوانان مشهدی توزیع می شود:
خبرگزاری مهر: معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد از توزیع کارت عفاف میان جوانان مشهدی خبر داد.

محمد صادق مرکبی بعد از ظهر پنج شنبه در نشست خبری در محل شهرداری مشهد افزود: شهرداری مشهد در راستای غنی سازی اوقات فراغت جوانان مشهدی اقدام به توزیع کارت عفاف میان جوانان مشهدی کرده است.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد خاطر نشان کرد: جوانان مشهدی با ارائه این کارت به هر کدام از مراکز تفریحی اعم از کوهستان پارک شادی، باغ وحش، موزه علوم، فیزیک سرا، استخر و سینما پیروزی می توانند از تخفیف 50 درصدی استفاده کنند و همچنین توزیع این کارت ها از سوی مساجد و پایگاه های اوقات فراغت شهرداری مشهد صورت می گیرد.

مرکبی در ادامه با اشاره به نقشه فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه 9 اظهار داشت: این نقشه که حاوی اطلاعات مراکز فرهنگی، هنری، مذهبی و ورزشی در سطح منطقه است به همراه معرفی برنامه های اوقات فراغت در تابستان که توسط سازمانهایی مانند آموزش و پرورش، کانونهای فرهنگی و هنری، مساجد و بسیج برگزار می شود تحت عنوان راهنمای جامع اوقات فراغت تهیه و توزیع می شود.

+ + + + + + + + +

عکس؛ حداد عادل در حال خرید لباس زنانه در لندن در یوتیوب:
زیارت قبول حاج آقا...
حال و احوال چطوره؟
چه سعادتی که شمارو در لندن در فروشگاه primark زیارت می‌کنیم!
چقدر این مانتو و روسری به حاج خانوم میاد ماشالله، حیف که تو ایران مجبورا چادر سرشون کنن! آخه ظاهراً مردای انگلیسی می‌تونن ایشونو بدون چادر ببینن ولی‌ مردای ایرانی نه!

راستی‌ نمیدونم چرا با زیارت شما در اینجا بد جوری یاد شعار مرگ بر انگلیس افتادم که این همه سال با هم تکرارش کردیم، لابد اونم فقط مال توی ایرانه، مگه نه؟!

+ + + + + + + + +

نوذری: سهم ایران از ذخایر خزر ناچیز است:
وزیر نفت گفت: ذخایر نفتی خزر هم اکنون به عنوان منطقه بکر نفتی مورد توجه شرکت های بین المللی قرار گرفته است اما سهم ایران از این منابع ناچیز است.

غلامحسین نوذری در فرودگاه دشت ناز ساری در جمع خبرنگاران تصریح کرد: هم اکنون سهم کشورمان از ذخایر نفت و گاز در خزر بسیار محدود است که با اکتشاف و بهره برداری سهم برخورداری ایرن از خزر چشم گیر خواهد شد.
.
خزر قابلیت استحصال 15 میلیارد بشکه نفت دارد:
وزیر نفت گفت: طبق پیش بینی های صورت گرفته حدود 15میلیارد بشکه نفت و 11تریلیون مترمکعب گاز از دریای خزر قابل استحصال است.

+ + + + + + + + +

خیابان های ایران در تسخیر پاپوش های چینی:
در ادامه فتح بازار های ایرانی از سوی كالاهای مختلف چینی،آمار های گمرك نشان می دهد طی چهار سال گذشته سالانه نزدیك 44 درصد واردات پاپوش های چینی به كشور افزایش یافته است.

به گزارش رسیده؛ هرچند در سال گذشته این رقم به 27 در صد رسیده است اما در كل واردات كفش چینی در پایان سال 87 نسبت به سال 83 بیش از 219 درصد رشد داشته است. كه به طور متوسط سالانه 44 درصد افزایش واردات را نشان می دهد.

در همین حال اگر واردات كفش از امارات را نیز نوعی صادرات مجدد كفش چینی به كشور قلمداد كنیم محاسبات نشان می دهد سالانه 53 درصد واردات كفش چینی به كشور افزایش یافته است.

آمار های گمرك نشان می دهد بیشترین حجم واردات در سال 84 صورت گرفته است. در این سال واردات كفش ازامارات 34 درصد و چین بالغ بر 116 درصد افزایش یافته كه اعظم واردات كفش از امارات نیز صادرات مجدد كفش چینی به ایران از مبدا امارات است. به تعبیر دیگر می توان گفت در سال 84 ایران حدود 150 درصد رشد واردات كفش چینی را تجربه كرده است.

احتمالا به دلیل انبوه وادات در سال 84 در سال 85 كفش واردات كفش چینی 38 درصد كاهش پیدا می كند. البته این كاهش در سال بعد جبران می شود و تجار كفش بالغ بر 70 درصد بر حجم واردات كفش چینی به ایران می افزایند ضمن اینكه در این سال واردات كفش از امارات 20 درصد نسبت به سال قبل كاهش یافت اگر این كاهش واردات را در واقع كاهش واردات كفش چینی بدانیم واردات كفش چینی در سال 86 حدود 50 درصد رشد داشته است.

در سال 87 شیب واردات كمی كند شد. با این حال واردات كفش چینی 27 درصد و از امارات 39 درصد افزایش یافت.

در این سال نیز به دلیل آنكه بخش اعظم واردات كفش از امارات صادرات مجدد كفش چینی است بنابر این می توان گفت در سال گذشته حدود 65 درصد افزایش واردات كفش چینی به كشور انجام شده است.

ارزش كل واردات كفش چینی انجام شده در چهار سال اخیر از امارات و چین معادل 22.5 میلیون دلار بوده است.

نكته اساسی این است كه به دلیل قیمت پایین محصولات چینی، تعداد جفت كفش هایی كه از چین وارد كشور شده نسبت به ارزش واردات انجام شده بسیار بالا تر است و به دلیل كاهش توان خرید دهكهای درآمدی متوسط به پایین جامعه به دلیل تورم شدید،مردم غالبا تمایل به خرید كفش های ارزان قیمت چینی پیدا كرده اند.

تمایل مردم به خرید كفش های چینی ارزان قیمت با وجود كیفیت پایین آنها باعث شده طی سال های اخیر صنعت كفش كشور ما به شدت صدمه خورده و بسیاری از تولیدی های كفش ورشكست شده اند.

گفته می شود بیش از 10 هزار تولید کننده کفش در کشور وجود داشته که با توجه به متوسط پنج تا شش کارگر و محاسبه اعضای خانواده و 70 صنف وابسته به این صنعت حدود 10 میلیون نفر به صورت مستقیم و غیر مستقیماز این راه امرار معاش می كرده اند.

در حال حاضر آمار دقیق كارگاه های ورشكسته و افراد بیكار شده در این صنعت در دست نیست.

كارشناسان اعتقاد دارند عدم فرهنگ سازی مناسب، باز بودن مجاری قاچاق و تکنولوژی پایین كفش، همچنین قیمت تمام شده بالای کفش های ایرانی و از همه ومهمترنظام تعرفه ای نامناسب کشور باعث شده در صنعت كفش در رقابت با کالاهای چینی با وجود کیفیت پایین و نامناسب آنها ناتوان بماند.

+ + + + + + + + +

هشدار! آب فرات دوباره نصف شد؛ ترك‌ها مقصر هستند یا سوری‌ها؟
روز گذشته، دولت عراق شدیداً به كاهش حجم آب ورودی رودخانه فرات به كشورش اعتراض كرد و آن را بر خلاف مصوبه و توافق پیشین بین سه كشور تركیه، سوریه (كه آب فرات نخست از آن دو كشور می گذرد و سرچشمه می‌گیرد) و عراق دانست. گزارش‌ها حكایت از آن دارد كه به جای 570 متر مكعب بر ثانیه كه در ماه گذشته وارد خاك عراق می‌شد، هم‌اكنون دبی ورودی آب فرات به عراق در ایستگاه حسبیه در مرز سوریه فقط 250 متر مكعب در ثانیه است! این در حالی است كه طرف ترك تعهد كرده بود تا ماه ژوئیه این میزان را به 750 متر مكعب بر ثانیه افزایش دهد!

ملاقات پرسر و صدای فاطمه جوادی و نوری مالكی در بغداد:
به هر حال، به باور نگارنده، دولت ایران نیز باید وارد ماجرا شده و از عراق حمایت كند. زیرا كاهش حق‌آبه‌ی فرات به معنی گسترش خشكی در بین‌النهرین و تالاب هورالعظیم است كه دود آن - بخوان خاك آن - مستقیماً به چشم هم میهنان عزیزمان در خوزستان و ایلام و بوشهر و ... می‌رود.

بنابراین، اگر نمی‌خواهیم تا سال آینده روزهای بیشتری را در تهران به دلیل هجوم دوباره‌ی خس و خاشاك و گرد و غبار و بقیه متعلقات آن تعطیل كنیم، بهتر است كه از همین حالا قاطعانه‌تر و خردمندانه‌تر عمل نماییم.

نكته‌ی تأمل‌برانگیز در این میان، آن است كه استحصال آب‌های مرزی و تغییر مسیر رودخانه‌ها در غرب و شرق كشور در شمار اولویت‌های وزارت نیرو و برنامه 5 ساله پنجم هم قرار دارد كه به نظر نهایت كم‌لطفی به ملاحظات زیست پایدار است. بنابراین، وزارت نیرو هم باید پروژه تغییر مسیر آب سرشاخه‌هایی را كه به عراق می‌ریزد (به بهانه تأمین آب آذربایجان غربی) متوقف كند تا بتواند در مذاكرات با طرف افغانی و ترك دست بالا را داشته باشد.

بار دیگر تأكید می‌كنم: بحران ریزگردها ثابت كرد كه دیگر دوره‌ی «چاردیواری، اختیاری» گذشته و برای حفظ پایدار همین چاردیواری باید بكوشیم تا جهانی بیاندیشیم و منطقه‌ای عمل كنیم و حقیقتاً نشان دهیم كه ملاحظات محیط زیستی وفادار هستیم.

یادمان باشد كه خسارت ناشی از خشكی هامون به 600 میلیارد تومان در سال می‌رسد؛ كاری نكنیم تا به قانون زمین بیشتر از این بربخورد و با بروز فاجعه‌ای جبران‌ناپذیرتر در غرب و جنوب غرب كشور، ابعاد این خسارت نیمی از تولید ناخالص ملی‌مان را به هدر دهد.

+ + + + + + + + +

جنبشی كه راه معامله با آخوندها را بست:
مسکو، 2 امرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ کلینتون: ناآرامی های سیاسی مانع گفتگوی آمریکا با ایران شده است.
"هیلاری کلینتون" وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا در مصاحبه ای با بی. بی. سی اظهار داشت که در حال حاضر ایران "توان این را ندارد" که تصمیمی درباره روابط خود با جهان خارج اتخاذ کند.

وی گفت: "اکنون بعلت مباحث داخلی در ایران، برای مقامات تهران دشوار و یا غیر ممکن است که مذاکراتی دیپلماتیک نه تنها با ما، بلکه با همه سایر کشورها و سازمان ها، مثلاً با اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان (گروه 1+5) انجام دهند. اکنون بسیاری چیزها متوقف شده اند".

+ + + + + + + + +

وزیر خارجه آلمان: شادی صدر را آزاد کنید:
دولت آلمان آزادی فوری شادی صدرکوشنده ی حقوق بشر را خواستار شد. فرانک والتر اشتاین‌مایر وزیر خارجه‌ی آلمان دستگیری این حقوقدان و فعال مدنی را محکوم کرد. خانم صدر روز آدینه توسط مأمورانی با "لباس شخصی" دستگیر شد. خانم صدر وکالت شماری از کوشندگان سیاسی را به عهده گرفته بود.

+ + + + + + + + +

اروپا خواستار آزادی فوری کلوتیلد رایس شد:
دولت سوئد که ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد اعلام کرد که این اتحادیه از ایران خواسته است که دانشگاهی جوان فرانسوی، خانم کلوتیلد رایس را که در زندان اوین به سر می برد، "فوراًً" آزاد کند.

سفرای سوئد و اسپانیا در تهران به نمایندگی از اتحادیه اروپا این خواست را تسلیم وزارت امور خارجه ی ایران کرده اند. در این پیام تصریح شده است که کلیه ی کشورهای عضو اتحادیه اروپا از این خواست پشتیبانی می کنند.

وزارت امور خارجه ی فرانسه نیزبار دیگر تأکید کرده است که بازداشت و زندانی شدن این بانوی جوان فرانسوی توسط مقامات تهران غیرموجه است و نامبرده باید همانطور که اتحادیه اروپا نیز خواسته فوراً آزاد شود. در فرانسه جامعه ی علمی و دانشگاهی این کشور بیش از پیش در دفاع از آزادی خانم کلوتیلد رایس تجهیز شده اند.

+ + + + + + + + +

گری کاسپاروف؛ رژیم اسلامی، اصول وحشیگری وبی رحمی دربرخورد با مردم را از اربابان روسی و چینی خود آموخته است:
گری کاسپاروف -استاد برجسته شطرنج جهان - که در حال حاضر با تشکیل حزب ائتلاف برای آزادی در روسیه، به مخالفت با ولادیمیر پوتین و سیاست های ضد مردمی او در روسیه و خارج از این کشورپرداخته است، طی مقاله ای در وال استریت ژورنال، به تمجید از مردم و طرفداران دموکراسی در ایران پرداخت.

او در این مقاله می گوید: که با وجود اینکه مدت کوتاهی از انقلاب سبز مردم ایران می گذرد، اما این حرکت آثار متعددی بر ایران و جهان گذاشته است.

 او همچنین می افزاید که حاکمان مذهبی ظالم ایران، اصول وحشیگری و بی رحمی در برخورد با مردم ایران را از اربابان روسی و چینی خود آموخته اند و بسیار جالب است که محمود احمدی نژاد در آغاز اعتراضات در ایران، به سرعت به روسیه می رود.

او همچنین اضافه می کند که ولادیمیر پوتین به شدت از وضعیت اقتصادی روسیه نگران است و تنها راه نجات آن را افرایش چشمگیر قیمت نفت می داند. از این رو روسیه می کوشد که با ایجاد یک تنش همه جانبه در خاورمیانه از طریق ایران، به هدف خود که افزایش قیمت نقت است دست یابد. در واقع ایران در صورت برقراری ارتباط مناسب با غرب و سرمایه گذاری شرکتهای چند ملیتی، قادر به تولید بیش از 4 میلیون بشکه نفت بیش از تولید کنونی خود خواهد بود که همین امر نیز در کاهش قیمت نفت موثر خواهد بود.

از این رودر صورتی که احمدی نژاد در قدرت باقی بماند، شرکت های خارجی هیچ تمایلی به سرمایه گذاری در ایران نخواهند داشت واز طرف دیگرامکان ایجاد تنش در خاورمیانه بین ایران و اسراییل افزایش می یابد که در نتیجه تامین کننده خواسته های دولت روسیه خواهد بود.

کاسپاروف در ادامه می افزاید: با توجه به خشونت و وحشیگری نیروهای طرفدار خامنه ای و احمدی نژاد در طی این اعتراضات و کشتار مردم به دست آنها، دولت جمهوری اسلامی بطور کامل مشروعیت خود را از دست داده است و بسیار محتمل است که احمدی نژاد به دنبال ایجاد یک جنگ با اسراییل از طرف حزب الله و حماس باشد تا نسبت به سرکوب شدیدتر معترضان اقدام کند و مردم را در برابر یک دشمن خارجی متحد کند او در انتها با اشاره به مردم ایران می گوید که میلیون ها ایرانی با به خطر انداختن جان خود این روزها جهت کسب آزادی و پیوستن به جامعه جهانی تلاش می کنند. از این رو وظیفه جهانیان این است که ازاین مردم شجاع دفاع کرده و به وضوح به آنها بگوییم که ما با آغوش باز به شما خوشامد می گوییم.

+ + + + + + + + +

منبع روسی: کشتی خامنه ای و احمدی نژاد گرفتار طوفانی سهمگین:
در حالی که فرزندان ایران می روند تا با خیزشی گسترده حتی با پرداخت خون خود رژیم متعفن اسلامی را سرنگون کنند، برخی خبرگزاری های  خارجی از سپاهی سخن می گویند که تنها هنرش یورش به خانه های مردم و رگبار بستن به کودکان خرد سال ایرانی، همچون رویداد هولناک روز سه شنبه در شهر ارومیه است. این گونه خبرگزاری ها در تحلیل هایشان همچنان در اشتباه هستند که سپاه بتواند در برابر جنبش خروشان مردم به جان آمده از رهبر ننگین رژیم اسلامی پشتیبانی کنند.

خبرگزاری روسی نووستی: "ماکسیم واسیلنکو" در مقاله خود که در سایت خبری"روس بالت" منتشر کرده می نویسد: حال روشن شد که "میر حسین موسوی" و حامیان جوان وی قصد تسلیم شدن ندارند. کسانی که پشت این ناآرامی ها ایستاده بودند از سایه خارج شده و صراحتا در برابر چشمان ایرانیان آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی را به مصاف می طلبند.

 خطبه های نماز جمعه آیت الله رفسنجانی به نوعی پاسخ به خطبه های ماه گذشته رهبر انقلاب اسلامی بود. رییس جمهور اسبق اعلام کرد که جامعه انسجام خود را از دست داده و نتایج انتخابات تردید انگیز است. حال روشن شد که اوضاعی که بعد از انتخابات رخ داده مدت زیادی به طول خواهند انجامید و دشوار خواهد بود. حتی اگر احمدی نژاد تا چهار سال دیگر به ریاست جمهوری ادامه دهد، این دورانی خواهد بود که حتی برای دشمنت هم آرزو نمی کنی...

 وی با جامعه و اوضاعی جدید ضمن تفکیک قدرت در سطوح بالا مواجه خواهد شد. احمدی نژاد پست های دولتی را در اختیار افسران سپاه پاسداران قرار خواهد داد. روند رشد و نمو سپاه پاسداران و دولت در حال انجام است. سپاه پاسداران از احمدی نژاد در کلیه امور حمایت می کند: روند لازم در انتخابات را فراهم می آورد و شمارش آرا را نیز کنترل می کند. رییس جمهور کنونی برای افسران سپاه، تضمین پست های عالی فرداست.

تاکنون در ایران سپاه پاسداران نتوانسته نقش ارتش را بعنوان مثال مانند ترکیه ایفا کند. حال اوضاع می تواند تغییر کند. این احتمال بوجود آمده که سپاه برای حل مناقشات داخلی مورد استفاده قرار گیرد. با این روند نفوذ آیت الله خامنه ای افت خواهد کرد. ازاین رو فقط سپاه پاسداران می تواند به وی ضمانت ابقای مقام دهد.

رهبر انقلاب انتخاب دشواری در پیش رو دارد: یا اسیر دست سپاه پاسداران شود یا به نفع روش سازشکاری اصلاح طلبانه تن دهد. زمانی که موجی از ناآرامی ها در خیابان های شهرهای ایران آغاز شد، بسیاری خود را چنین تسکین دادند که این اولین باری نیست که این اتفاقات می افتد. در جمهوری اسلامی دانشجویان به قشر قیام کننده ای تبدیل شده اند که در صورت هر اتفاقی بلافاصله وارد میدان می شوند. روند دیگری که بحران کنونی را توجیه می کند افزایش سطح تحصیلکرده طبقه متوسط است که خواهان تغییر رژیم هستند.

+ + + + + + + + +

هم میهنان با رسیدن به پایان خبرهای امروز تا گاهی دیگر بدرود
پاینده ایران، برقرارآئین ریشه ای وکوبنده تندر

 


+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
 
برای خروج از لیست «پیک خبری تندر» یک ایمیل به ‭listmaster-tondar-org+unsubscribe@googlegroups.com‬  بفرستید. متن و تیتر این ایمیل مهم نیست. پس از آن یک ایمیل برای شما فرستاده میشود که آن را باید تایید کنید.
دوستان و آشنایان خود را از وجود «رادیو تندر» آگاه سازید. برای  شنیدن رادیو تندر فایل همراه را به نام ‭8.m3u‬  با برنامه های ‭Media Player‬ و یا ‭Winamp‬ بشنوید. علاوه بر آن هم این فایل را متوانید برای دوستان خود بفرستید.
 
در خارج از کشو که تارنمای ما فیلتر نمیشود، «رادیو تندر» را مستقیما  از طریق آدرس زیر در اینترنت دریافت کنید:
https://www.tondar.org/radio-tv
 
آرشیو سخنرانی های استاد فولادوند در یو تیوب:
http://www.youtube.com/anjoman
 
آرشیو ایمیل های فرستاده شده را در آدرس زیر میتوانید بازبینی کنید:
http://groups.google.com/group/listmaster-tondar-org?hl=fa
 
برای پیوستن به ما نخست یک ایمیل کوتاه به ‭<info@tondar.org>‬ بفرستید و اعلام آمادگی کنید. پس از آن ما با شما تماس میگیریم. چنانچه تماس شما از آریابوم ایران است در این ایمیل از دادن اطلاعاتی که منجر به تشخیص هویت شما میشود مانند عکس، شماره تلفن و ... خودداری کنید..
 
برای دریافت شماره تلفنهای تماس و آدرس پستی به تارنمای
https://www.tondar.org
مراجعه کنید

--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "tondar.org" group.
To post to this group, send email to listmaster-tondar-org@googlegroups.com
To unsubscribe from this group, send email to listmaster-tondar-org+unsubscribe@googlegroups.com
For more options, visit this group at http://groups.google.com/group/listmaster-tondar-org?hl=en
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---


__._,_.___

Attachment(s) from t_akhar@yahoo.com

1 of 1 File(s)

This is a non-political list.
Recent Activity
Visit Your Group
Give Back

Yahoo! for Good

Get inspired

by a good cause.

Y! Toolbar

Get it Free!

easy 1-click access

to your groups.

Yahoo! Groups

Start a group

in 3 easy steps.

Connect with others.

.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ