کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

[farsibooks] Monday 4/4th/2011 Farvardin 15th 1390, Fwd: Best of Balatarin for 04/05/2011

 


http://us1.campaign-archive2.com/?u=7fdb14e291091d23007369520&id=3ef8c107ca&e=457d8de126

---------- Forwarded message ----------
From: Balatarin
Date: 2011/4/4
Subject: Best of Balatarin for 04/05/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




هر وقت فرزند دوستی تماس می گیرد، دل آدم می ریزد، معنای آن این است که " پدر گرفتار است" ، از همان صدای زنگ تلفن، دلت می گیرد، صدای آنسوی خط را که می شنوی، شرمت می آید که تو در کنار فرزندانت هستی و رفیقت در زندان، تا مدتها این صدا رهایت نمی کند، خدا کند که هرگز صدای فرزندان دوست را نشنوی و همیشه خودش با شما تماس بگیرد در صحت و سلامت و آزادی! امروز علیرضا - فرزند دکتر شعله سعدی - تماس گرفت، می گفت: پدر را در فرودگاه مهرآباد، هنگام بازگشت از شیراز دستگیر کرده اند، برای آزادی او و همه زندانیان سیاسی دعا کنیم. قاسم را آخرین بار پشت دروازه اوین دیدم، موبایلش را تحویل داد و برای بازپرسی داخل شد، حکمش هم دستش بود، از او خواستم تا اجازه دهد حکمش را منتشر کنم، احتیاط کرد، حق داشت!
با ۱۷۸ امتیاز و ۱۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


سئوال خبرنگار: راهكار شما در مورد تاكيد رهبري مبني بر انتقاد نكردن مسئولان بطور آشكارا چيست؟ احمدي نژاد:راهكاري احتياج ندارد گفته نكنيد نمي كنيم ديگه
با ۱۶۸ امتیاز و ۳۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


دکتر قاسم شعله سعدی، از نمایندگان اسبق مجلس و منتقد حکومت، روز یکشنبه ۱۴ فروردین ٩۰، در بازگشت از سفر شیراز ، در فرودگاه مهر آباد تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید.سایت رسمی این استاد دانشگاه با انتشار خبری در این زمینه آورده است "بدین وسیله به اطلاع میرساند آقای دکتر قاسم شعله سعدی در تاریخ یکشنبه 14 فروردین 1390 در بازگشت از سفر شیراز در فرودگاه مهر آباد دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید . خبرهای جدید متعاقبا به اطلاع خواهد رسید."هنوز از علت بازداشت این استاد دانشگاه و نویسنده منتقد حکومت، خبری منتشر نشده است. شعله سعدی استاد روابط بین الملل دانشكده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران می باشد و دارای دكترای علوم سیاسى از دانشگاه پاریس است.
با ۱۲۶ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


نامه ايست سرگشاده به جناب حجةالسلام آقاي علي خامنه اي از بنده خدا قاسم شعله سعدي سپاس بيكران خداي را كه به انسان نه فقط به اندازه توانستن، كه به قدر دانستن مسئوليت داد و درود بر پيامبر رحمت و سلم بر علي (ع) اسوه عدالت و درود برحسين رب النوع غيرت. اجازه فرمائيد با تأسي به موليم علي (ع) بدون لكنت زبان با شما سخن گويم. قانون اساسي جمهوري اسلمي ايران در ۱۳۵۸/۹/۲۱ بتصويب ملت ايران رسيد و بموجب اصول ۵ و ۱۰۷ و ۱۰۹ آن كسي كه از طرف اكثريت مردم به مرجعيت و رهبري شناخته و پذيرفته ميشد مسئوليت رهبري را عهده دار ميگرديد و چنانچه هيچ فقيهي چنان اكثريتي را بدست نمي آورد، خبرگان رهبري منتخب مردم، اعضاء شوراي رهبري يا شخص رهبر را از بين مراجع و حائزين شرايط مندرج در اصول سه گانه فوق الذكر برميگزيدند، بنابراين رهبر اول مي بايست الزاما حائز شرايط مرجعيت باشد و ثانيا ابتدائا توسط اكثريت مردم به مرجعيت و رهبري شناخته و برگزيده شده باشد كه در آنصورت خبرگان را محلي از اعراب نبود، و چنانچه چنين اكثريتي حاصل نميشد آنوقت خبرگان ميتوانستند اعضاي شوراي رهبري يا رهبر را آنهم منحصرا از بين مراجع و حائزين شرايط مندرج در اصول ۵ و ۱۰۷ و ۱۰۹ برگزينند. امام خميني چهل روز قبل از فوت دستور بازنگري در قانون اساسي را صادر كردند ولي قبل از آنكه بازنگري انجام شود و مصوبات هيئت بازنگري به تصويب ملت ايران برسد، در ۱۳۶۸/۳/۱۴ فوت نمودند و چون در آنروز نه بازنگري انجام شده بود و نه تبعا بتصويب ملت رسيده بود لذا كماكان قانون اساسي مصوب ۱۳۵۸/۹/۲۱ ملت ايران بي كم و كاست معتبر و لزم التباع بود كه بموجب اصول سه گانه ياد شده آن رهبر مي بايست داراي همه شرايط مربوطه و از جمله شرط مرجعيت مي بود و اگر فرض كنيم كه اكنون جنابعالي به مرجعيت ديني رسيده باشيد قطعا در آن تاريخ يعني ۱۳۶۸/۳/۱۴ يعني روز فوت امام و انتصاب جنابعالي به عنوان رهبر توسط خبرگان، حضرتعالي فاقد شرايط مرجعيت بوديد. لذا سئوال اينستكه چگونه راضي شديد برخلف نص صريح قانون اساسي چنين مسئوليتي را بپذيريد؟ اگر پاسخ اينست كه امام خميني با تأييد شما به عنوان رهبر مسأله را حل كرده است، ضمن تشكيك در چنان امري، يادآور مي شوم كه اولا امام خميني اختيار نصب جانشين براي خود نداشت، ثانيا امام خميني حق نداشت از قانون اساسي تخلف كند و شرايط رهبري مندرج در قانون اساسي را ناديده بگيرد و ثالثا در پاسخ به نامه نمايندگان مجلس سوم كه خود افتخار عضويت آنرا داشتم، امام خميني گفتند: "اگر تاكنون از قانون تخلفي شده بخاطر جنگ و مسائل خاص بوده و از اين پس بنا دارد در چهارچوب قوانين كشور اداره شود" (نقل به مضمون) لذا امام خميني نه اختيار نصب جانشين خودراداشته نه حق تخلف از قانون را داشته و نه بنا داشته كه از قانون تخلف كند. ٢ با آنكه امام خميني گفته بود فقيه عاليقدر آية الله منتظري به نظام و حوزه هاي علميه گرمي دهد و نظام از نظرات ايشان برخوردار باشد چند سال است كه بدون هيچ حكم قانوني ايشان در منزل خود زنداني ميباشند و عملا مردم، نظام وحوزه هاي علميه از نظرات معظم له محروم مي باشند و من شخصا به دليل عدم دسترسي به ايشان در جستجوي يك مرجع ديني ديگر هستم و شنيده ام كه جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم جنابعالي را هم در عداد ديگر مراجع قرار داده اند و من ترجيح مي دهم چنانچه واقعا شما واجد شرايط مرجعيت و از جمله شرط اعلميت واعدليت باشيد شما را برگزينم اما به دو دليل در مورد شما ترديد دارم، اول بخاطر نامه مورخ ۱۳۶۸/۲/۴ امام خميني به شما در خصوص بازنگري قانون اساسي كه جنابعالي را "حجة الاسلام" خطاب كرده بود و من كه ميدانم از يكطرف بين مرتبه "حجة السلامي" و "مرجعيت" فاصله بسيار زيادي وجود دارد و براي نيل به مرجعيت نياز به سالها تلمذ و تتبع و تحقيق... است و از طرفي به دليل اشتغالت حساس مهم و بزرگ، قاعدتا نبايد جنابعالي توفيق چنان فرصتي رابدست آورده باشيد، و دوم بخاطر معرفين شما كه جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم بوده اند كه در بسياري از موارد اعضاء اين دو تشكل يكي هستند و نيز پيوند آنها با كانون هاي قدرت و از جمله شخص جنابعالي اين شائبه را ايجاد كرده كه خداي ناكرده با ملاحظه پيوندهاي خاص سياسي در معرفي شما اقدام كرده باشند. لذا اگر در اين خصوص راهنمائي فرمايند تا رفع ترديد شود سپاسگزارم و معرفي چند نفر از اساتيد بزرگي كه بعد از ۱۳۶۸ افتخار شاگردي آنها را داشته ايد ميتواند درين خصوص مؤثر باشد. اكنون با فرض اينكه پاسخ و راهنمائي هاي حضرتعالي در مورد ٢ سئوال مطرح شده اقناع كننده باشد اجازه ميخواهم در مورد عملكرد جنابعالي در دو بخش كلي سياست خارجي و سياست داخلي به طرح سئوال بپردازم. الف سياست خارجي ١ شما خود ۳ اصل عزت و حكمت و مصلحت را براي تنظيم سياست خارجي اعلام نموديد و لابد تركيب مناسبي از اصول ياد شده ميتواند در سمت دهي سياست خارجي مؤثر باشد. آيا تركيب آنها در مورد آمريكا قابل اجرا نيست؟! ٢ بسياري از شخصيتهاي نظام در خصوص مسائل جهاني و آمريكا به شما مطالبي گوشزد نموده اند از جمله آقاي دكتر رجائي خراساني طي مكتوبي كه با حضور من تقديم شما نمودند مطالبي را بيان نمودند از جمله اينكه گفتند اكنون شما ميتوانيد شرايطي براي مذاكره و برقراري رابطه با آمريكا تعيين كنيد و اگر از فرصت استفاده نكنيد با از دست دادن فرصت، بعدا آمريكا براي شما شرايط تعيين مي كند، سئوال من اين است كه با گذشت نزديك به ۱۰ سال از آن تاريخ و اتخاذ مواضعي توسط آقاي بيل كلينتون و مادلين آلبرايت مبني بر انتقاد از عمكرد گذشته آمريكا در قبال ايران، از فرصتهاي نسبي بدست آمده چه استفاده هائي براي تأمين منافع ملي كرده ايد؟ ۳ كسانيكه الفباي سياست را مي دانند، سياست را بازي و سياستمداران و رهبران و دولتها را بازيگر مي نامند و كار آنها را بازيگري، اگر اين عبارات درست باشد، بازي كردن با دشمن براي دفاع از منافع ملي وظيفه و هنر حكام و حكومتهاست و بديهي ست كه انجام اين وظيفه و هنر نياز به مهارت دارد لذا آيا بهتر نيست براي دفاع از منافع ملي در خصوص آمريكا بجاي پاك كردن صورت مسئله و منع مذاكره كه شايد ناشي از ضعف دستگاه ديپلماسي و عدم مهارت ديپلماتها و بازيگران جمهوري اسلمي ايران و يا ناشي از ترس "طرح حجم عظيمي از مطالبات و ادعاها" توسط آمريكا باشد، به كسب مهارت ديپلماتيك و ارتقاء توان بازيگري همت گماشت؟ آيا قرارست بازيگران فقط با دوستان بازي كنند؟!و از بازي با دشمنان عاجز باشند؟ و اگر چنين ست آيا دولتهائي مثل انگلستان اول دوست شده اند و سپس روابط با آن برقرار شده؟! آيا اصول سه گانه عزت حكمت و مصلحت فقط در مورد دوستان قابل اعمال ست و در خصوص دشمنان فاقد اعتبار و كارآئي هستند؟ ٤ آيا اينهمه توهين به بخش عظيمي از مردم ايران و بسياري از دلسوزان دگرانديش كه جرمشان فقط اينستكه سياستهاي شما را در خصوص آمريكا منطبق با منافع ملي ايران ارزيابي نمي كنند ناشي از توهم توطئه نيست؟ آيا استعمال واژه هائي از قبيل بي غيرت، احمق، مرعوب... موجب وهن ادبيات سياسي ملت ايران كه در تاريخ فرهنگ و تمدن جهاني داراي مرتبه والائي بوده نمي شود؟ و به شخصيت خود شما آسيب نمي رساند؟ ٥ شما به درستي موضعگيري رئيس جمهور آمريكا را كه گفته بود "كشورها يا با ما هستند يا با تروريستها" مورد اعتراض قرار داديد و گفتيد ايران نه با شما هست نه با تروريستها و لذا شق سومي قابل تصورست كه يك كشور نه طرفدار آمريكا باشدو نه طرفدار تروريستها. چگونه شما اين منطق خود را قبول نداريد و ميگوئيد كسانيكه از مذاكره با آمريكا دفاع مي كنند يا الفباي سياست نمي دانند يا الفباي غيرت! آيا در منطق شما هم شق سومي قابل تصور نيست؟ و آيا ممكن نيست كسي هم الفباي سياست بداند هم غيرتمند باشد و هم در عين حال با سياست شما در مورد آمريكا كامل مخالف باشد؟ و آنرا منطبق با منافع ملي ايران ارزيابي نكند؟ آنچه به شخص من مربوط ميشود علوه بر بيش از ۳۰ سال زندگي و كار سياسي داراي بالاترين مدرك علمي در سياست هستم و اين براي دانستن الفباي سياست كافي ست و آنچه مربوط به غيرت من ميشود سراپاي وجودم را غيرت فرا گرفته آنهم غيرتي حسيني و بهمين دليل ست كه عليرغم پيش بيني خطرات عظيم ناشي از ناخشنودي احتمالي شما از اين سطور كه ممكن است منجر به بريدن سر من توسط محافل خودسر شود غيرتم اجازه نداد در برابر توهين شما سكوت كنم و لذا عليرغم آن خطرات اعلم مي كنم هم الفباي سياست ميدانم هم الفباي غيرت و هفت شهر غيرت را و نه فقط هفت شهر عشق راگشته ام و هم با سياست شما در خصوص آمريكا كاملا مخالفم و آنرا در چهارچوب منافع ملي ايران ارزيابي نمي كنم. همانطور كه طبق نظرسنجي هاي به عمل آمده توسط مؤسسات عمومي جمهوري اسلامي كه صحت آنها مورد تأكيد مجلس شوراي اسلمي و وزارت ارشاد قرار گرفته، حدود سه چهارم مردم ايران سياست امريكايي شما را رد مي كنند و مذاكره با امريكا را تأييد مينمايند، در حالي كه طبق نظر شما اين سه چهارم مردم ايران يا الفباي سياست نمي دانند يا الفباي غيرت و اين در حالي است كه جهانيان هوش سياسي و غيرت ملي ايرانيان را مورد تأكيد قرار ميدهند اما شما كه مديريت اين ملت را قبضه كرده ايد آنها را بي سياست و يا بي غيرت ميدانيد. چگونه ممكن است از يك طرف شما اكثريت سه چهارم ملت را بي غيرتو يا بي سياست بشناسيد و در عين حال به مديريت خود بر همين مردم بزعم شما بي غيرت و يا بي سياست ادامه دهيد و اگر نظر شما درست نباشد كه البته نيست و آنچنان كه ما معتقديم اين مردم در عين برخورداري از مرتبه بالايي از غيرت ملي و هوش سياسي مذاكره با امريكا را تأييد ميكنند كه در اينصورت اين امر چيزي جز مخالفت آشكار با سياست هاي شما نيست و در چنين فرضي نيز ادامه مديريت شما منطقا،قانونا،شرعا و اخلاقا مجاز نيست. ٦ راستي شما نمي دانيد طبق اصل ۹۳ قانون اساسي حتي هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير و بازداشت و زنداني يا تبعيد شده باشد بهر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات ست چه رسد به دلسوزان كشور كه هدفي جز دفاع از منافع ملي اين مملكت ندارند؟! چگونه بخود اجازه مي دهيد به كسانيكه نظر شما را برنمي تابند اينهمه توهين روا داريد؟! ۷ آيا جنابعالي وقوع يك جنگ جديد را مغاير اهداف و برنامه هاي نظام ارزيابي نمي كنيد؟ البته اگر منافع ملي ايران ايجاب كند كه با هر كشوري و از جمله آمريكا وارد يك جنگ تمام عيار هم شويم من آمادگي خود را از هم اكنون براي حضور در جبهه جهاد و شهادت اعلام مي كنم اما خاطره ناخوشايندي در جنگ تحميلي عراق عليه ايران و دوران دفاع مقدس مرا آزار مي دهد و آن خاطره اينستكه درست در زماني كه هزاران برادر ديني و ميهني ام در كنار برادرم شهيد اصغر شعله سعدي شعر بلند جهاد و شهادت را در جبهه ها مي سرودند، خواهر مكرمه جنابعالي به دشمن بعثي صيهونيستي عراق پناهده شدند و متأسفانه به منزلت و موقعيت جنابعالي لطمه زدند دلم نمي خواهد در صورت وقوع يك جنگ جديد تكرار اين قبيل مسائل به حيثيت حضرتعالي خداي ناكرده لطمه وارد كند. ۸ لابد استحضار داريد كه ملت بزرگ ايران مار گزيده است و از ريسمان سياه و سفيد مي ترسد و حق دارد از وقوع يك جنگ جديد نگران باشد. آيا صلاح نمي دانيد در چند مورد به آنها اطمينان دهيد تا رفع نگراني شود؟ از جمله آنكه ملت اطمينان يابد كه حكومت در جنگ فقط "مأمور به تكليف" نيست بلكه "مأمور به نتيجه" نيز مي باشد يعني حكومت مسئوليت نتيجه جنگ را مي پذيرد. ديگر آنكه حافظه تاريخي ملت با مواضع متغير آسيب نبيند زيرا دهها خاطره از مواضع متغير حكومت حافظه ملت ما را آزرده اند از جمله آنكه گفته ميشد اگر صدام دست به دريا بزند دريا نجس ميشود و اگر با صدام صلح كنيم جواب پيامبر اكرم را چه بگوئيم؟ جواب قرآن را چه دهيم؟ و اگر اين جنگ 20 سال هم طول بكشد، ايستاده ايم... بالاخره با صدام صلح كرديم. يا وقتي كه فاجعه مكه رخ داد گفتيم اگر از صدام هم بگذريم از آل سعود نخواهيم گذشت ولي بعدا عربستان تبديل شد به بال اسلام و يا در مورد اشغال سفارت آمريكا در ايران و به گروگان گرفتن ديپلماتها و پرسنل سفارت آمريكا كه آنها را تهديد به محاكمه مي كرديم وقتي كه فرصتهاي طلائي را از دست داديم و در آستانه آغاز به كار آقاي ريگان بيانيه ننگين الجزائر را پذيرفتيم. ۹ البته توقع ندارم كه در خصوص جنگ شما هم مانند من فكر كنيد چون من فقط الفباي سياست را مي دانم و حضرتعالي علامه هستيد. من هيچ جنگي را رحمت نمي دانم از جمله جنگ تحميلي عراق عليه ايران را كه بقول آقاي رفسنجاني كه خود مسئول بسياري از بدبختي هاي ملت و نابساماني هاي كشور و نيز يكي از مسئولين ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر مي باشد و بايد پاسخگوي عملكرد خود در قبال ملت مظلوم ايران باشد، اين جنگ ۱۰۰۰ ميليارد دلار خسارت مادي داشت و خسارات غيرمادي آن قابل ارزيابي نيست و هنوز هزار هزار شهيد گرانقدر كشف و تشييع و دفن مي كنيم. اگر امروز اسرائيل چنان جناياتي در سرزمين هاي اشغالي مرتكب مي شود يكي از دلائل آن متلاشي شدن دو قدرت بزرگ منطقه خاورميانه و صدماتي كه دو ارتش بزرگ جهان اسلام متحمل شدند، مي باشد. و اگر امروز ميليونها مرد و زن ما دچار تباهي و فقر و فساد شده اند لاقل بخشي از آن معلول جنگ و آثار آن است لذا من اصل جنگ را رحمت نمي دانم ولي براي حضور در جنگ لازم نيست كه حتما آنرا رحمت بدانند بلكه بخصوص بازيگران سياسي در بسياري از موارد عليرغم ميل خودشان ناچار به انتخاب و اقدام هستند بهرحال چنانچه حضرتعالي نظر ديگري راجع به جنگ داريد آن نظر محترم است و اگر فكر مي كنيد كه چنان جنگي قطعا رخ نخواهد داد كه ما نيزچنين آرزو مي كنيم، ولي يادآوري اين نكته بي فايده نيست كه حتي در زمان جنگ سرد و وجود سيستم دو قطبي جهان تعارض ابرقدرتها مانع وقوع جنگ ۸ ساله تحميلي نشد و نيز اخيرا حكامي مانند مل محمد عمر، ميلوسويچ و صدام نه تنها خود را با مسائل پيچيده و تعقيب بين المللي مواجه كردند بلكه مهمتر از آن ملت و كشور خود را در معرض جنگهاي ويرانگر قرار دادند البته من از درايت شما در جلوگيري از تحميل يك جنگ ديگر در زمان حمله آمريكا به عراق در ۱۹۹۰ تقدير مي كنم بخصوصكه دوستاني مانند جناب آقاي خاتمي و جناب آقاي محتشمي پور در آن زمان بي طرفي ايران را برنمي تابيدند و اگر اشتباه نكنم ظاهرا طرفدار دخالت ايران در جنگ عليه آمريكا و له عراق بودند. ۱۰ چنانچه امكان پذير باشد تدبيري اتخاذ فرمائيد كه منافع ملي ايران با منافع ايدئولوژيك در تعارض قرار نگيرند زيرا تعارض اين دو عموما به ضرر منافع ملي تمام مي شود. مثلا در مورد افغانستان سالها بخاطر منافع يا احساسات ايدئولوژيك براي دفاع از گروههاي جهادي در مقابل ارتش سرخ و ابرقدرت جهنمي شرق هزينه پرداختيمو چه حمايتها كه از آقاي رباني و حكمتيار... نكرديم و چه پاسخ ها كه توسط سام ها و ميگ هاي شوروي سابق در جبهه هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران دريافت نكرديم و عاقبت هم نتيجه كار را در تشكيل دولت موقت افغانستان ديديم اگر چه بعضي از دوستان جنابعالي حسرت فقدان امنيت طالباني را در دل داشتند ولي بهر حال طالبان سقوط كردند و آقاي كرزاي را شما خود به حضور پذيرفتيد. ١١ درمورد فلسطين كه البته يك سرزمين اسلاميست و ملت مسلمان آن بيش از نيم قرن درآوارگي و مشقت بسر مي برند آيا لازمست تا اين حد با سرنوشت ملت ما گره بخورد؟ آيا بين مسلمان چچن و هند و فلسطين تفاوت هست؟ مگر مسلمانان چچن توسط ارتش روسيه سركوب نشدند؟ چرا منافع ايدئولوژيك ايجاب نكرد كه به حمايت مجدانه از آنها برخيزيم؟ ضمنا آنچه با الفباي سياست استنباط مي شود اينستكه در حذف آقاي ياسر عرفات، بين سياستهاي آريل شارون، شما و جورج بوش چندان تعارضي نيست. اگر چنين استنباطي صحيح است چرا بايد اين همسوئي يا لاقل عدم تعارض برقرار باشد؟ ۱۲ آيا زمان آن نرسيده كه در انتخاب متحدان استراتژيك تجديد نظر كنيم؟ تا آنجا كه ما ميدانيم (البته در حد الفباي سياست) دولتهاي سوريه و روسيه و لبنان و سودان از متحدان استراتژيك ما محسوب مي شوند و فعلا لبنان را مورد بحث قرار نمي دهم و سودان نيز با حدود چهار صد ميليون دلار بدهي ظاهرا بلاوصول به ايران مورد نظر نيست تنهادر مورد سوريه و روسيه سئوال ميكنم. سوريه از اول انقلاب تاكنون از حمايتهاي بيدريغ ايران چه از نظر مادي و چه از نظر معنوي و سياسي برخوردار بوده و عموما در مجامع بين المللي عليه ايران موضعگيري مي نمايد. موضع اخير آن در اجلاس بيروت كه هم از ادعاي امارات در خصوص جزائر سه گانه ايراني در خليج فارس حمايت كرد و هم با رد حمله آمريكا به يك كشور عرب!و نه مسلمان تلويحا از حمله آمريكا به ايران به جاي عراق پشتيباني نمود... وروسيه نيز كه تعهدات خود راجع به نيروگاه بوشهر را به اتمام نمي رساند و ازين رهگذر هم از غرب ارتزاق مي كند و امتياز مي گيرد و هم از ايران و بالاخره در درياي خزر ضمن امضاء قرارداد دوجانبه راهي را گشود كه نتيجه قهري آن كاهش سهم ايران در درياي مازندران است و با اعلام مانور نظامي در واقع نشان داد كه حرف اصلي را در اين منطقه روسيه مي زند. آيا داشتن چنين متحدان استراتژيكي ما را از داشتن دشمن بي نياز نمي كند؟! ۱۳ آيا انتقال انرژي بخشي از آسياي ميانه از طريق آذربايجان و جيحان و انتقال انرژي بخش ديگري از آن از طريق تركمنستان، افغانستان، پاكستان و دور زدن ايران و محروم نمودن جمهوري اسلمي ايران كه مسير كوتاه، ارزان، اقتصادي و اصلي بود معلول سياستهاي خود شما نيست؟ آيا پاسخ اينهمه ضرر و عدم النفع را چه كسي ميدهد؟ آيا عدم حمايت بين المللي از ايران ما را در خصوص حاكميت بر جزائر سه گانه در خليج فارس با مشكل مواجه نميكند؟ ب سياست داخلي ١ آيا اصل ۱۵۹ قانون اساسي را كه مقرر مي دارد تشكيل دادگاهها و تعيين صلحيت آنها منوط به حكم قانون است را مطالعه فرموده ايد؟ و آيا اصل ۱۱۰ قانون اساسي كه اختيارات رهبر را احصاء نموده بررسي فرموده ايد؟ اگر آري با چه مجوز قانوني يك دستگاه عريض و طويل به عنوان دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت ايجاد كرده ايد؟ و آيا شما ميدانيد كه دادگستري گوش بفرمان حتي نظر شما را به مثابه قانون آنهم قانون جزا تلقي ميكند و مخالفين نظر شما را مجرم مي شناسد؟ و تهديد به تعقيب آنها مي كند؟ براي نمونه اطلاعيه مورخ ۱۳۸۱/۳/۴ دادگستري تهران كساني را كه برخلاف نظر شما دم از مذاكره با آمريكا بزنند به عنوان متهم قابل تعقيب كيفري و مصداق ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامي مي شناسد در حاليكه شما طبق ذيل اصل ۱۰۷ قانون اساسي بايد در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي باشيد يعني نه تنها مافوق قانون اساسي نيستيد و نه تنها مافوق قانون عادي هم نيستيد بلكه مثل ساير شهروندان اين كشور بايد تابع قانون باشيد. پس چرا با اين شيوه هاي ديكتاتورپرور مبارزه نمي كنيد؟ آيا سكوت شما در برابر اين امور تنفيذ و تأييد آن تلقي نمي شود؟! ۲ مگر شما نفرموديد كه تضعيف مجلس جايز نيست؟ آيا دخالتهاي رسمي شما در امر قانونگذاري مهمترين عامل تضعيف مجلس نيست؟ شما با تجويز كدام اصل قانون اساسي به مجلس نامه نوشتيد و نمايندگان را از قانونگذاري در مورد مطبوعات منع كرديد؟ شما ميدانيد كه شوراي نگهبان حضرتعالي را عين موازين شرع تلقي مي نمايد و مصوبات مجلس را بعضا به علت مغايرت با نظر شما رد مي كند؟ آيا واقعا شما و نظر شما موازين شرع هستيد؟ حضرتعالي به تجويز كدام قانون در امر انتخاب حقوقدانان شوراي نگهبان دخالت نموديد؟ آيا اين امر واقعا معضل نظام بود؟ و اگر هم معضل تلقي ميشد آيا برانگيختن مخالفت بيش از دو سوم نمايندگان منتخب مردم در مجلس تدبير شما را زير سئوال نبرد؟ آيا اينگونه حل معضل مي كنند؟ آيا راي منفي بيش از دو سوم نمايندگان در واقع راي منفي به نظر و تدبير شما نبود؟ ۳ احتمالا استحضار داريد كه مجلس خبرگان به دليل فقدان يك انتخابات كاملا دموكراتيك و آزاد و توام با رقابت كامل ونيز به دليل اعمال نظارت استصوابي توسط فقهاي شوراي نگهبان كه منصوب جنابعالي هستند و نيز به دليل آنكه اكثريت اعضاي آن عملا ائمه جمعه و نمايندگان حضرتعالي در ارگانهاي مختلف هستند و از اين نظر حقوق بگيران حضرتعالي به حساب مي آيند عملا قادر نيستند بر شما و شرايط شما و استمرار شرايط شما نظارت واقعي كنند مع الوصف ظاهرا جنابعالي آنها را از نظارت بر امور سياسي و امور نيروهاي مسلح هم منع كرده ايد و اگر اين مراتب درست باشد آيا چنين امري بر جايگاه خود شما لطمه نمي زند؟ ٤ حضرتعالي به جناب آقاي احمد جبريل بخاطر شهادت فرزند گرانقدرشان تسليت گفتيد آيا انتظار يك تسليت به خانواده شهداي قتل هاي زنجيره اي كه بدست محافل خودسر كه بهر حال از عناصر نهادهاي رسمي جمهوري اسلمي ايران كه نهايتا تحت مسئوليت جنابعالي هستند صورت گرفت يك انتظار بي جاست؟ آيا اين تسليت پاسخي به شايعات مبني برآمريت خود شما در آن قتل هاي نفرت انگيز نبود؟ ٥ جنابعالي از بدو جنبش اصلح طلب ايران با آن سرسختانه مخالفت كرديد. مطبوعات مستقل را پايگاه دشمن خوانديد و دادگستري گوش بفرمان بصرف موضعگيري شما حجة را بر خود تمام ديد و مبادرت به بستن فله اي آنها نمود. در مورد جنبش دانشجوئي هم فرموديد حسيني عمل مي كنم و بر سرنوشت دانشجويان و جنبش دانشجوئي آن رفت كه مي دانيد و هيچكس هم جرأت نكرد بپرسد مگر دانشجويان مظلوم ما كه 40% رزمندگان اسلام و درصد بالائي از آنها را خانواده هاي ايثارگران و فرزندان معظم شاهد تشكيل ميدهند يزيدي بودند كه شما در برابر آنها حسيني عمل كنيد؟ مجلس اصلاحات را هم به منفعل ترين شكل ممكن درآورديد و علاوه بر موانع متعدد بر سر راه قانونگذاري آن و نفي مصونيت پارلماني و تعقيب و محكوميت و بازداشت بعضي از نمايندگان اخيرا به صراحت تهديد كرديد كه در مقابل رئيس جمهور و نمايندگان مجلس مي ايستيد. مگر رئيس جمهور و نمايندگان مجلس با رأي مستقيم اكثريت قاطع مردم ايران انتخاب نشده اند؟ مگر آنها تبلور ملت ايران نيستند؟ و مگر مقابله با آنها مقابله با ملت بزرگ ايران تلقي نمي شود؟ آيا شما در مقابل ملت عظيم الشأن ايران مي ايستيد؟ اينست سزاي ملتي كه بيش از ۲۳ سال سنگر جهاد و تحمل را رها نكرده است؟ اينست معني مردم سالاري ديني؟ اينست معني آزادي در شعار محوري استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي؟ ٦ حضرتعالي بر مبارزه با فساد اقتصادي در مقام سخن تأكيد ميفرمائيد ولي آيا فساد نتيجه سيستمي كه بوجود آورده ايد نيست؟ آيا نميدانيد چه كساني از نزديكان شما و از اعضاء دفتر خود شما در اين مسأله متهم هستند؟ آيا نمي دانيد آقازاده ها به اتكاء قدرت حاجي آقاهايشان كه پست هاي كليدي در شوراي نگهبان، مجلس خبرگان، قوه قضائيه، مجمع تشخيص مصلحت... را اشغال كرده اند بر سر اقتصاد اين كشور چه آورده اند؟ و آيا نمي دانيد كه حاجي آقاها بعضا دست كمي ازآقازاده هايشان ندارند؟ آيا نمي دانيد تمديد حكم آقاي رفيق دوست توسط جنابعالي در بحبوحه رسيدگي به پرونده اختلاس ۱۲۳ ميليارد توماني و در حاليكه هنوز مدت مأموريت وي تمام نشده بود به معني حمايت از ايشان و اصولا به معني چراغ سبز براي اين امور تفسير مي شد؟! و خود شما سالانه صدها ميليارد درآمد نهاده هاي عمومي مانند ستاد اجرائي فرمان امام، بنياد مستضعفان... را بدون اينكه مجلس يا دولت بر درآمدها و هزينه ها كوچكترين نظارتي داشته باشند و كمترين اطلاع رساني به مردم ارائه شود هزينه مي كنيد و جنابعالي كه در پاسخ آية اله طاهري فرموديد هر كس مبارزه با فساد را از خود و از نزديكان خود شروع كند آيا اين نسخه اي را كه نوشته ايد در مورد خود شما قابل اجرا نيست؟ و آيا بهتر نيست حضرتعالي گزارشي كامل از درآمد و هزينه هاي مزبور را به اطلاع ملت رشيد ايران برسانيد؟ ملتي كه امكانات يك قاره را دارد اما بخش عظيمي از مردمش زير خط فقر زندگي مي كند و جوانانش كه سرمايه هاي ارجمند فكري اين كشورند گروه گروه به "ديار كفر" پناه مي برند و در مسير اين پناهندگي طعمه هزاران مصيبت از غرق شدن در رودخانه ها تا منجمد شدن در كانتينرهاي سردخانه اي ميشوند و ثروت آنها در خوشبيتانه ترين فرض ها در اختيار سوريه، سودان، حماس، سيد حسن نصراله، حكمتيار... قرار گرفته. راستي مسئول فرار اين مغزهاي گرانقدر كيست؟ بگذريم از فرار سرمايه ها كه خود حديث غم انگيز ديگري ست! ۷ آياتأييد نمي فرمائيد كه حضرت علي عليه السلام باآنكه شايسته ترين چهره تاريخ بشريت بود و عليرغم نصب الهي، وقتي كه به هر دليل از رأي اكثريت محروم ماند از اين رأي (ولو ناآگاهانه مردم) تمكين نمود و افسار شتر خلافت را رها كرد و تلخي روزگاري كه چون خار در گلو و چون خاك در چشمش مي گذشت را با شيريني پايه گذاري سنت حسنه (رجحان رأي مردم برحق خود) جبران كرد تا پرچم مردم سالري و آزادي در همه عصرها و براي همه نسل ها در اهتزاز باشد و فقط زماني حكومت را پذيرفت كه مردم مصرانه از او خواستند و در مدت كوتاه زمامداري عليرغم (عصمت) هرگز خود را از اشتباه مصون نمي انگاشت و پيوسته از مردم مي خواست تا به او تذكر و هشدار دهند؟ و آيا تأييد نمي فرماييد كه رأي آقاي خاتمي در دوم خرداد ۷۶ بيش از آنكه به معني "آري" به ايشان باشد به معني " نه" به جنابعالي بود؟! زيرا برخلف نظر شما كه طبق آن اكثريت سه چهارم مردم ايران بي غيرت يا بي سياست تلقي مي شوند، ملت هوشمند ايران عليرغم آگاهي از نظر حضرتعالي مبني بر انتخاب كانديداي ديگري، آقاي خاتمي را برگزيد و در چند مورد ديگر اين رأي را به نحوي آشكار و معني دار تكرار كرد، هر چند آقاي خاتمي نسبت به ماهيت اين رأي كه براي وي سخت تعهدآور بود تجاهل نمود زيرا ايفاي آن تعهدات مستلزم مبارزه اي بود كه اصولا آقاي خاتمي مرد آن مبارزه نبود و بخاطر پذيرش مسئوليتي كه توان ايفاي آنرا نداشت در پيشگاه ملت مظلوم و عظيم الشأن ايران مؤاخذه خواهد شد. حتي اگر فرض كنيم كه تصاحب كرسي مديريت اين كشور توسط شما در سال ۱۳۶۸ منطبق با قانون بوده باشد لاقل از دوم خرداد ۷۶ به بعد، مردم ايران در همه موضع گيريها به سياست شما و جناح مورد حمايت شما رأي عدم اعتماد داده اند كه آخرين آنها همان نظرسنجي اخير در مورد امريكاست. بگذريم از نظرسنجي ديگري كه طبق آن شما و سيستم حكومتي شما فقط از شش درصد حمايت مردم برخوردار بوده و نود و چهار درصد ديگر خواهان تغييرات اساسي هستند. لذا اگر اين ادعا درست باشد كه لاقل از دوم خرداد ۷۶ حضرتعالي رأي اعتماد ملت ايران را از دست داده ايد آيا ادامه حكومت شما با سيره علوي مغايرت ندارد؟ و اگر اين واقعيات را انكار مي فرماييد آيا انجام رفراندم و مراجعه به آراء عمومي نسبت به ادامه مديريت جنابعالي راه حل قابل قبولي نخواهد بود؟ ۸ جنابعالي بارها فرموده ايد راه امام راه شما و هدف امام هدف شماست. آيا امام نمي گفت ميزان رأي مردم است؟ آيا نمي فرمود مركز همه قدرتها و همه قانون ها مجلس ست؟ و آيا تأكيد نمي كرد كه مجلس در رأس امورست؟ راه امام را اينگونه ادامه ميدهيد و اهداف امام را اينگونه پاس ميداريد؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت كه به اشاره شما با تصويب آئين نامه اي ميخواهد مصوبات مجلس را بطور سيستماتيك كنترل كند و در واقع تير خلاص را به پارلمان شليك كند و از مجلس بطور كامل خلع يد شود با راه امام و منش امام و هدف امام هماهنگ است؟! آيا امام نمي گفت اگر به او خدمتگذار گويند بهتر است تا رهبر، اما حضرتعالي به شكل مسرت بخشي واژه رهبري را مكررادر مورد خوداستعمال مي كنيد و در زمان مديريت حضرتعالي چهره اي غيرقابل دفاع از اسلام و ولايت ترسيم گرديده و از اين منظر به دين و ولايت جفا شده است و اين تصويرنادرست ازدين و ولايت يكي از علل دين گريزي جوانان است كه ازاين مصيبت عظما به ساحت مقدس امام زمان عجل اله تعالي فرجه شكوه مي برم و مي پرسم آيا پاره اي از رفتارهاي شما بيش از آنكه نمايانگر مديريت شما بر كشور باشد نمايشگر مالكيت شما بر اين ملت نيست؟ بخصوص اهانتهاي شما به مردم آيا انسان را بياد رفتار مالكان دوره فئوداليته نسبت به رعايا و حتي بياد رفتار برده داران نسبت به بردگان نمي اندازد؟ با آنكه دوره برده داري و فئوداليته دير زماني است كه بسر آمده، تازه من بعيد ميدانم كه حتي برده داران نسبت به بردگان واژه هائي مانند بي غيرت را بكار برده باشند. به هر نقدير نتيجه قهري و منطقي چنين رفتار و چنان چهره خشني از حكومت ديني و بالاخره نتيجه حتمي تجربه شكست خورده حكومت مذهبي شما پيدايش رنسانس، سقوط حكومت ديني و نهايتا استقرار نظامي لائيك و سكولار در قالب يك جمهوري تمام عيار خواهد بود. در پايان از حضرتعالي مي خواهم بجاي هرگونه واكنش ناشي از توهم توطئه كه خودبخود مجوزي براي اقدام محافل خودسر خواهد بود اين كلام را منصفانه بررسي فرمائيد و نسبت بهر مقدارش كه حق تشخيص دهيد تسليم گرديد. اين سطور را براي رضاي خداوند، دفاع از حق، تذكر به جنابعالي و امر به معروف و نهي از منكر و دفاع از ملت مظلوم ايران نوشتم، آنهم به حكم خداوند كه فرمود "ولتلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق وانتم تعلمون" حق را لباس باطل مپوشانيد و حق را كتمان مكنيد در حاليكه مي دانيد. بهر حال به خدا توكل مي كنم و از محافل به او پناه مي برم و در سينه ستبر من قلبي كوچك براي ملت بزرگ ايران مي تپد بنده خدا قاسم شعله سعدي نوشته شده در پنجشنبه ۱۲۸۸/۲/۲۴ ساعت ۱۳:۱۰
با ۱۲۶ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


با احترام به تمامی دوستان مجاهدی که موجب حذف شدن این لینک با ۱۰۰ رای دیشب شدند :اندیشه حذف شدنی نیست
با ۱۲۰ امتیاز و ۹۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


به گزارش خبرنویسی ها، حجت السلام علم الهدی، امام جمعه مشهد طی سخنانی که در باغچه خانه شان ‫در روز ۱۵ به پنجره ایراد می کرد از سازمان بی تربیت بدنی بخاطر اوردن مربی فوتبال (کارلوس کیرش) که اوردن اسمش منافی عفت عمومی است به شدت انتقاد کرد. و خواستار تغییر موقت اسم وی در مدت حضورش در ایران شد. وی در ادامه افزود :...
با ۱۰۹ امتیاز و ۱۸ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


لباس شخصي اي كه در تمام سركوب ها شركت دارد: کریم بوغانی لباس شخصي اي كه 6 ماه است در تمام سركوب ها شركت دارد اين لباس شخصي در روز 22 خرداد به همراه حسين منيف اشمر و ساير مزدوران حزب الله لبنان به ستاد قيطريه موسوي حمله كرد و بار ديگر چهره كريه اين فرد را درحال وطن فروشي در روز 16 آذر 88 مي بينيم و يقينا اين فرد در طول اين 6 ماه در تمام سركوب هاي مردم آزاديخواه نقش فعال داشته است.
با ۱۰۴ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


بالاموزیک اولین پخش زنده خود را با اجرای خصوصی خواننده محبوب ایرانی خانم دریا دادور آغاز می‌کند. این برنامه در روز سه‌شنبه شانزدهم فروردین ماه ۱۳۹۰ مطابق با پنجم آوریل ۲۰۱۱، ساعت ۱۰ شب به وقت ایران از طریق صفحه بالاموزیک پخش خواهد شد. دراین برنامه که با همکاری تئاتر ملی سوئد برگذار خواهد شد، دریا به همراه پیانیست خود از استودیویی در شهر استکلهم قطعاتی را به طور اختصاصی برای پخش در بالاموزیک اجرا خواهد کرد. دریا بعد از این اجرا به پرسش‌های علاقمندانی که برنامه را از طریق وبسایت بالاموزیک دنبال می کنند پاسخ خواهد داد. ز کارهای هنری دریا دادور تا کنون لینک‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بسیاری توسط کاربران بالاترین ارسال شده است که می‌توانید با مراجعه به آنها بیشتر با سبک این هنرمند محبوب آشنا شوید. دريا دادور دختر چنگ سحرآميز (نسرین ارمگان) قصه حسن و خانوم حنا ست . صدای خوش و روح شاعری در او موروثی است و عشق بی‌پايان او به موسيقي و آواز از كودكی در رگهايش جاريست. دريا با دريايی از عشق به وطن، برای كسب دانش، هنر، موسيقي و آواز سرزمين هزار و يك شب، تخت جمشيد، فردوسی، حافظ، خيام و مولانا را وداع گفته تا در سال ۱۹۹۹ از كنسرواتوآر ملی تولوز فرانسه، موفق به دريافت مدال طلا در رشتة آواز ليريك شود. او ديپلم حرفه‌ای خود را در رشتة آواز باروك اخذ نموده است. دریا بلافاصله پس از پايان تحصيلاتش در تئاتر سلطنتي فرانسه، به عنوان سوليست در دو اجراي متوالي ايفای نقش کرد. دريا دادور در تابستان سال ۱۳۸۱ چندين شب متوالي در تهران با همراهی اركستر سمفونيك ارمنستان به رهبری لوريس چكناوريان، آوازهای نقش تهمينه در اپرای ملي رستم و سهراب را اجرا کرد و در زمستان همان سال در تالار وحدت تهران چندين شب در جشنوارة موسيقي ملل به رهبري لوريس چكناوريان آواز خواند. او بارها براي اجرای كنسرت به كشورهای مختلف جهان از جمله ايران، فرانسه، آلمان، سوئد، عمان، آمريكا ، كانادا و …. دعوت شده‌است. عشق دريا به شعر و موسيقی و گويش‌های گوناگون سرزمين زادگاهش، او را قادر ساخته تا طيف وسيعي از ترانه‌های محلي و سنتي ايران را به سبک خود و به زيبائي اجرا نمايد. او آهنگهایی نیز روی اشعار فارسی می‌سازد. ترانه "رقص من" روی قطعه یی از شغر"زهره و منوچهر" ایرج میرزا و "تاب بنفشه" روی غزلی از "حافظ" از جمله خلاقیتهای اخیر او است. این اولین اجرای اختصاصی دریا دادور برای بالاموزیک خواهد بود. امیدواریم شما نیز با حضورتان این محفل مجازی را گرم کنید.
با ۹۷ امتیاز و ۲۲ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


همانطور که گفتید عکس ندا هم هست، چون یک کسی از ایران برایمان فرستاد. خیلی ها تصویر ندا را برای ما فرستادند. جالب است که اسم ندا را مطرح کردید، چون...شاید اگر اینترنت نبود و صفحه مخصوص ما در فیس بوک نبود، کسی دورتر از آن چند خیابانی که چند روز شاهد شورش در تهران بود، از حکایت این زن باخبر نمی شد. یک فیلمساز مستند با من تماس گرفت که اجازه استفاده از ترانه "تماشای تلویزیون" در فیلمی در باره ندا بگیرد -- این یکی از ترانه های آلبوم "سرگرمی تا حد مرگ" است که خودتان به آن اشاره کردید، ترانه ای در باره کشته شدن یک دختر چینی در میدان تیان آن من در آن زمان. من هم اجازه دادم، چون بینهایت مهم است که اطلاعات منتشر بشود. پیداست که حکومت ایران مایل است جلوی این اطلاعات را تا جایی که بشود مسدود کند و شاید موفق هم شده باشد، ولی با اینهمه بخشی از این خبرها منتشر می شود و حالا دیگر عده زیادی در دنیا از تظاهر کنندگان حمایت می کنند چون واقعیت مسائل به صورت بی واسطه پخش نمی شود.
با ۹۱ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


دکتر قاسم شعله‌سعدی، نماینده‌ی اسبق شیراز در دوره‌های سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه ۱۴ فروردین بازداشت شده است. به گزارش بامدادخبر، بر اساس خبر کوتاهی که وبسایت رسمی این استاد روابط بین‌الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران منتشر کرده، دکتر شعله‌سعدی روز یکشنبه در بازگشت از سفر شیراز در فرودگاه مهرآباد دستگیر و به زندان اوین منتقل گردیده است. هنوز جزئیات بیشتری در این خصوص اعلام نشده است. قاسم شعله‌سعدی، وکیل پایه یک دادگستری و دارای دکترای علوم سیاسى از دانشگاه پاریس است که با نگارشی نامه‌ای انتقادآمیز به رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۱ به شهرت بیشتری رسید. وی در این نامه‌ی سرگشاده با زیر سوال بردن انتصاب خامنه‌ای از سوی خبرگان به مقام رهبری به دلیل نداشتن شرط مرجعیت، انتقادات تندی را نسبت به عملکرد وی در این مقام وارد کرد که منجر به بازداشت ۳۶ روزه‌ و محکومیت وی به ۱۸ ماه حبس تعزیری به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی گردید. قاسم شعله‌سعدی در جریان انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست‌جمهوری اسلامی نیز
با ۸۸ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


شاید این سوال برای خیلی ها پیش آمده باشد که با توجه به موقعیت بوجود آمده در منطقه و سرنگونی دیکتاتورهای محلی یکی پس از دیگری به دست خود مردم، اصرار و دفاع سازمان مجاهدین خلق از حمله قهر آمیز خارجی و بمب باران ایران به دست نیروهای خارجی (مشابه ان در لیبی) و تبدیل شدن ایران به عراق و افغانستانی دوم از یک سو و اصرار بر بی اثر بودن جنبش توده ا یی مردم، جنبش سبز، در ۱۸ ماه گذشته چیست؟ چرا زمانی که تقریبا تمامی (نه همه) گروهای اپوزیسیون حرف از اتحاد و همدلی و مقابله هماهنگ با رژیم تهران میزند سازمان مجاهدین چوب لای چرخ جنبش میشود؟ قطعا دلایل زیادی وجود دارد ولی بحث در مورد همه موارد از حوصله خوانندگان ما خارج است به همین خاطر فقط به چند مورد مهم و کلیدی بسنده میکنم و ادامه بحث را به موقعی مناسبتر موکول میکنم. سازمان مجاهدین با وجود اینکه از سازمان یافته ترین سازمانهای مبارز چه در قبل و چه در بعد از انقلاب به حساب میامد و تاریخچه مبارزاتی آنان مخصوصا در قبل از انقلاب بر کسی پوشیده نیست بعد از انقلاب ۵۷ دچار یک تغییر و تحول در رهبری شد که البته ان هم ناخواسته و به خاطر جبر ان روزگاران بود. ولی همین تغییر فکر این سازمان را دچار بحرانی کرد که نتیجه ان امروز بعد از گذشت ۳۰ سال بر کسی پوشیده نیست. مجاهدین بعد از انقلاب بر سر قدرت با آخوندهای ان زمان به توافق نرسیدند وهمین امر باعث بوجود آمدن مبارزه مسلحانه آنها با رژیم شد. از آنجایی که رژیم آخوندی از امکانات بیشتری بر خوردار بود دیری نگذشت که کشتار مجاهدین از سوی رژیم و ترور آخوندهای دولتی توسط مجاهدین شروع شد. با شروع جنگ و حمله عراق به ایران مجاهدین که خود را در مقابل رژیم تا دندان مسلح آخوندی ناتوان میدیدند به دنبال راه حلی برای برون رفتن از ضعف و مقابله با رژیم افتادند. همراهی و هم دستی با سردار قادسیه نقطه امیدی بود برای مجاهدین که به کمک ان هم از شر رژیم تهران خلاصی پیدا کنند و هم در سایه یک قدرت خارجی به نان و نوای برسند و بتواند بر تخت قدرت ایران تکیه بزنند. به این امید به عراق رفتند و دست به دست صدام به جنگ با ایران پرداختند. بر کسی پوشیده نیست که تانکها و هلیکوپترهای مجاهدین در عراق هدیه خوش خدماتی آنها به دشمن قسم خورده ایران بود. ولی حتی نوکری صدام هم نتیجه بخش نبود و بعد از ۸ سال باز هم مجاهدین در همان خانه اول باقی مانده بودند . بعد از پایان جنگ مجاهدین باز هم به رویه خودش یعنی خوش خدمتی به نیروهای خارجی در مقابل وعده قدرت در ایران ادامه داد و سازمان مجاهدین عملا به جاسوسی برای کشورهای دوست و دشمن ایران بدل شد به امید اینکه در صورت تغییر رژیم تهران بتواند در زیر سایه یک نیروی خارجی بر ایران حکومت کند. مجاهدین خوب میداند که اگر ایران به یک دمکراسی واقعی از جنس مردمی برسد در آینده ایران هیچ نقشی نخواهد داشت و خیانت های آنها به ایران و ایرانی هیچ گاه از ذهن مردم پاک نمیشود. به همین خاطر و به خاطر ترس از همین نوع حکومت در فردای ایران امید دارد که با زور و جنگ بتواند ساختار آینده حکومت ایران را به نفع خود تغییر دهد و حکومتی دیکتارور تر از حکومت آخوندی در ایران پایگزاری کند. حکومتی که در ان هیچگاه از این سازمان به خاطر گذشته ننگینش سوالی نشود. البته باید خاطر نشان کنم که هستن کسانی در میان مجاهدین که از جان و مال خود به خاطر ایران و ایرانی گذاشتند. ولی افسوس که آنها درگیر سازمانی شدند که آینده آنها و تمام از خود گذشتگی شان را لگد مال میکند.
با ۸۰ امتیاز و ۸۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


ﻗﺎﺳﻢ ﺷﻌﻠﻪ ﺳﻌﺪﯼ،ﺣﻘﻮﻗﺪﺍﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﯼﭘﯿﺸﯿﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ،ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪ.ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﻗﺎﺳﻢ ﺷﻌﻠﻪﺳﻌﺪﯼ ﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮ ﺑﺎ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﮐﻪ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ،ﭘﺲ ﺍﺯﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻣﻬﺮﺁﺑﺎﺩ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺑﻪ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻗﺎﯼﺷﻌﻠﻪ ﺳﻌﺪﯼ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ ﺩﺭﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖﺍﻃﻼﻋﯽ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ. ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ۳۶ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﯿﺪﻭﺛﯿﻘﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
با ۷۹ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


خانم کلینتون، با کمک به شاه برای کودتا، شما دموکراسی را از ما گرفتید، آیا خواسته زیادی است که بعد از شصت سال به ما برای رسیدن به آزادی و دموکراسی کمک کنید؟ /مردم ایران تشنه اطلاعات و آگاهی هستند و رژیم راه آنها را سد کرده است، باور کنید مهمترین کمک به رشد دموکراسی در ایران، ایجاد روشی مستقیم بین مردم و آزادی خواهان ایران است. آنگاه سرنگونی رژیم بسیار ساده خواهد بود. /شما برای حمله نظامی به عراق ، دو هزار میلیارد هزینه کردید، آیا خواسته زیادی است که فقط چند میلیارد دلار برای شبکه های ماهواره ای مستقل و اینترنت بدون سانسور در ایران هزینه کنید تا مردم ایران خود بتوانند این رژیم جنایتکر را با یک رژیمی مردمسالار جایگزین کنند ؟!
با ۷۷ امتیاز و ۴۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


وی نماینده شیراز در مجالس سوم و چهارم بود و برای اولین بار طی نامه ای سرگشاده، به "غیر قانونی" بودن انتصاب آقای خامنه‌ای بعنوان رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد و انتقادات تند دیگری نیز علیه وی مطرح ساخت که سبب بازداشت او گردید. این حقوقدان منتقد رهبری، در نامه ای به آقای خامنه ای، با استناد به اینكه رهبری وی در زمانی بوده كه هنوز اصلاحیه قانون اساسی به امضای ملت نرسیده بود و شرط مرجعیت همچنان استوار بوده است، آقای خامنه ای را فاقد این شرط اعلام کرده بود، که پس از این نامه شعله سعدی بازداشت شد و بعد از 36 روز زندانی ، ضایعه نخاعی باعث شد تا مسوولان امنیتی به آزادیش با قرار وثیقه رضایت دهند.
با ۷۵ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


دکتر قاسم شعله سعدی، از نمايندگان اسبق مجلس و منتقد حکومت، روز يکشنبه ۱۴ فروردين ٩۰، در بازگشت از سفر شيراز ، در فرودگاه مهر آباد تهران دستگير و به زندان اوين منتقل گرديد.وی نماينده شيراز در مجالس سوم و چهارم بود و برای اولين بار طی نامه ای سرگشاده، به "غير قانونی" بودن انتصاب آقای خامنه‌ای بعنوان رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد.شعله سعدی استاد روابط بين الملل دانشکده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران می باشد و دارای دکترای علوم سياسی از دانشگاه پاريس است.
با ۷۳ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


خدا در قرآن میگوید آبروی یک مسلمان از ارزش کعبه نیز بیشتر است و شنیده ایم که کسی که یک نفر را میکشد در صدد قتل روح خدا بر آمده است.حال چگونه است که در 13 روز 312 نفر در کشورمان جان خود را بخاطر نابخردی مسئولان از دست میدهند و ما خود را به کوچه علی چپ میزنیم و همچنان در گیر دلمشغولی های خود میشویم چون فعلا بحث قرآن سوزی روی بورس است.یاد حرفهای یکی از تیمسارهای راهنمایی و رانندگی افتادم که میگفت به ایرانی جماعت از صبح که از خانه خارج میشود تا شب که به خانه میاید هزاران بار توهین میشود ولی ما یاد گرفته ایم که بروی خودمان نیاوریم
با ۷۲ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جــرس: دکتر قاسم شعله سعدی، از نمایندگان اسبق مجلس و منتقد حکومت، روز یکشنبه ۱۴ فروردین ٩۰، در بازگشت از سفر شیراز ، در فرودگاه مهر آباد تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید. سایت رسمی این استاد دانشگاه با انتشار خبری در این زمینه آورده است "بدین وسیله به اطلاع میرساند آقای دکتر قاسم شعله سعدی در تاریخ یکشنبه 14 فروردین 1390 در بازگشت از سفر شیراز در فرودگاه مهر آباد دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید . خبرهای جدید متعاقبا به اطلاع خواهد رسید." هنوز از علت بازداشت این استاد دانشگاه و نویسنده منتقد حکومت، خبری منتشر نشده است. شعله سعدی استاد روابط بین الملل دانشكده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران می باشد و دارای دكترای علوم سیاسى از دانشگاه پاریس است. وی نماینده شیراز در مجالس سوم و چهارم بود و برای اولین بار طی نامه ای سرگشاده، به "غیر قانونی" بودن انتصاب آقای خامنه‌ای بعنوان رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد و انتقادات تند دیگری نیز علیه وی مطرح ساخت که سبب بازداشت او گردید. این حقوقدان منتقد رهبری، در نامه ای به آقای خامنه ای، با استناد به اینكه رهبری وی در زمانی بوده كه هنوز اصلاحیه قانون اساسی به امضای ملت نرسیده بود و شرط مرجعیت همچنان استوار بوده است، آقای خامنه ای را فاقد این شرط اعلام کرده بود، که پس از این نامه شعله سعدی بازداشت شد و بعد از 36 روز زندانی ، ضایعه نخاعی باعث شد تا مسوولان امنیتی به آزادیش با قرار وثیقه رضایت دهند.
با ۷۰ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


دکتر قاسم شعله سعدی از نمایندگان اسبق مجلس شورای اسلامی و حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری و از اساتید دانشگاه در رشته حقوق روز گذشته در هنگام بازگشت از شیراز، در فرودگاه مهرآباد توسط مامورین امنیتی دستگیر و روانه زندان اوین شده است
با ۷۰ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: دکتر قاسم شعله سعدی استاد روابط بین الملل دانشكده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران و از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی روز گذشته، یکشنبه 14 فروردین ماه بازداشت شد. به گزارش وبسایت رسمی دکتر شعله سعدی، ایاشن در تاریخ یکشنبه 14 فروردین 1390 در بازگشت از سفر شیراز در فرودگاه مهر اباد دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید. از دلایل بازداشت آقای شعله سعدی تا این ساعت اطلاعی در دست نمی باشد.
با ۶۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


گزارشی از نقض حقوق بشردر ایران : ۱.واکنشها به ارسال گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران روز چهارشنبه سوم فروردین تقریبا برای دیپلمات های ایرانی مشخص شد که نتیجه ماه ها تلاش و لابی برای ناکام گذاشتن تلاش جمعی از کشورهای عضو سازمان ملل بی ثمر واقع شده و با تصویب قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای اولین بار در یک دهه گذشته مقرر شد که گزارشگری ویژه برای بررسی موارد نقض حقوق بشر به ایران سفر کند. سوزان نوزل، از مقام های وزارت خارجه آمریکا، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی ، گفته حتی اگر ایران به گزارشگر ویژه حقوق بشر اجازه ورود به کشور را ندهد نمی تواند مانع کار او شود. قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از ارسال "گزارشگر ویژه حقوق بشر" به ایران حمایت کرده، تا به این وسیله دولت ایران در کنار تنها دو کشور بدنام در زمینه حقوق بشر، یعنی برمه و کره شمالی قرار گیرد که دارای گزارشگر ویژه هستند. در واکنش به تصویب قطعنامه شورای حقوق بشر ، وزارت خارجه ایران تصمیم این شورا برای تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر برای این کشور را «ناموجه و سیاسی» خواند. در اقدامی مشابه ، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران نیز با انتشار بیانیه‌ای، شورای حقوق بشر سازمان ملل را "بازیچه دست قدرت‌های بزرگ و زدوبندهای پشت پرده اعضای آن" و "فاقد صلاحیت بررسی مسائل حقوق بشری کشور‌ها" دانست. علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز، با "سیاسی و غیرحقوقی" توصیف کردن قطعنامه شورای حقوق بشر گفته است: "آمریکا فشار بسیاری به دیگر کشورهای عضو شورای حقوق بشر اعمال کرده تا رأی مثبت همه اعضا را برای قطعنامه ضدایرانی به دست آورد." وی با تقدیر از کشورهایی همچون چین، کوبا و پاکستان به خاطر دادن رای منفی به قطعنامه شورای حقوق بشر، به شدت از رأی ممتنع مالزی و برزیل به قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل گلایه کرد و این اقدام را "متناسب با روابط مثبت این کشور‌ها با ایران" ندانست. با این حال لولا دا سیلوا رئیس جمهور سابق برزیل از رای اخیر کشورش در حمایت از اعزام یک گزارشگر ویژه برای تحقیق درباره مساله حقوق بشر در ایران دفاع کرد. در خبری دیگر ، کا‌ترین اشتون" کمیسر عالی امور بین المللی و سیاست امنیتی اتحادیه اروپا روز جمعه ۲۵ مارس در بروکسل خواستار آزادی بی‌قید و شرط رهبران مبارزات مدنی آقایان میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی در ایران شد. ۲.مرگ تدریجی زندانیان سیاسی در سیاهچالهای ایران محسن دگمه‌چی زندانی سیاسی، شامگاه هشتم فروردین در اثر ابتلا به سرطان لوزالمعده و عدم درمان به موقع و مناسب، در بیمارستان مدرس تهران جان سپرد. وی به جرم کمک مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود. محسن دگمه‌چی ۵۳ ساله در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. وی یکی از بازاریان سرشناس تهران و اتهام او کمک مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی بود. وی از سوی قاضی صلواتی به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شده بود. روز چهارشنبه ۱۰ فروردین برگزاری گسترده مراسم خاکسپاری محسن ‏دکمه چی با حضور خانواده و تعدادی از اقوام نزدیک و سایربستگان با یورش وحشیانۀ نیروهای سرکوبگر حاکمیت به خانواده و حاضرین همراه شد و آنها قصد دستگیری برگزار کننده مراسم ‏مذهبی خاکسپاری را داشتند که با مقاومت شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری روبرو شدند. سعید پورحیدر هم سلولی محسن دگمه‌چی روزنامه‌نگاری که سابقه دوبار بازداشت پس از انتخابات را دارد می گوید : تقریباً دو هفته پیش از آزادی، در ملاقات با آقای دادستان در مورد وضعیت آقای دگمه‏چی توضیح دادم و به آقای دادستان گفتم که ایشان وضعیت مناسبی ندارند و نیاز به این دارند که حتماً تحت نظر پزشک و تحت معالجه باشند. خیلی درد می‏کشند و باید هرچه سریع‏تر به وضعیت ایشان رسیدگی شود. یا به ایشان مرخصی بدهید، یا به بیمارستان اعزام کنید. آقای دادستان در پاسخ من گفتند: قرار نیست که همه‏ی این‏ها با اعدام بمیرند و با اعدام کشته شوند. محسن دگمه‌چی اولین زندانی سیاسی نیست که در اثر بیماری و اهمال در رسیدگی‌های پزشکی در زندان فوت می‌کند. امیرحسین حشمت‌ساران، امیدرضا میرصیافی و اکبر محمدی از جمله زندانیانی بودند که در سال‌‌های اخیر به همین دلیل در زندان فوت کرده‌اند. در حال حاضر نیز بسیاری از زندانیان دچار بیماری‌های مزمن و گاه خطرناک هستند. از جمله حامد روحی‌نژاد که به بیماری ام‌اس مبتلاست و از اردیبهشت ۸۸ در زندان به سر می‌برد. وی در حال حاضر در زندان زنجان است و به گفته‌ی پدرش بینایی یک چشم خود را از دست داده و تدریجا در حال فلج شدن است. حسین رونقی ملکی نویسنده وبلاگ بابک خرمدین نیز در زندان دچار نارسایی کلیه شده است. منصور اسانلو و فرح واضحان دو زندانی دیگری هستند که در شرایط نامناسب جسمی به سر می‌برند. ۳.دانشجویان بهاره هدایت و مهدیه گلرو، از فعالین سرشناس دانشجویی در زندان اوین، در حالی که انتظار می رفت پس از ۳ ماه محرومیت از ملاقات و حتی تماس تلفنی، برای دومین بار در طول ۲ هفته گذشته فرصت ملاقات با همسران شان را بیابند، مجددا از ملاقات محروم شدند. در پی اعتصاب غذای آرش صادقی در سلول انفرادی، از ۲۴ اسفند ماه تاکنون، وضعیت جسمی این فعال دانشجویی بسیار وخیم گزارش شده، طوری که در اثر فشارها و شکنجه های وارده از سوی ماموران حکومتی به حالت کما فرورفته و مسئولین زندان اوین مجبور به انتقال وی به بیمارستان شده اند. ۴.کارگران کارگران سد ژاوه کامیاران در اعتراض به عدم پرداخت ۶ ماه حقوق معوقه و نیز عدم پرداخت عیدی و سنوات، دست به اعتصاب زدند. این کارگران از ۲۳ اسفند ماه ۸۹ تا به حال در اعتصاب به سر می‌برند. ۵.اعدام بر

__._,_.___
Recent Activity:
This is a non-political list.
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ