کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

[farsibooks] جنگ اروپا - آمریکا برعلیه لیبی: دورغهای رسمی و کج فهمی منتقدین

 

<  اول ماه می ولادیمیر ایلیچ لنین

09.04.2011 02:38 Age: 1 day
Category: مقالات و ترجمه

جنگ اروپا ـ آمريكا بر عليه ليبي : دروغهاي رسمي و كج فهمي منتقدين

نوشته : James Petras - ترجمه از انگلیسی به فارسی توسط سیاوش


Robin E. Abaya Abaya

Global Research, March 30, 2011

 

ترجمه از انگلیسی به فارسی توسط سیاوش

.......................................................

مقدمه :

بسياري از منتقدين جنگ هاي در حال انجام اروپا ـ آمريكا در منطقه ي خاورميانه و اكنون شمال آفريقا، چهارچوب بررسي خود را بر كليشه ها و تعميم هايي قرارداده اندكه بر واقعيات مبتني نيستند. شايع ترين استدلالي كه در توضيح جنگ كنوني آمريكا ـ اروپا عليه ليبي شنيده مي شود اين است كه اين جنگي است " بر سر نفت " و هدف آن تصرف چاههاي نفت ليبي است.

از طرف ديگر سخنگويان حكومتهاي اروپايي و آمريكا با اين استدلال كه هدف جنگ " دفاع از غير نظاميان و جلوگيري از نسل كشي " است آنرا " مداخله اي با اهداف بشردوستانه " مي نامند.

در راستاي اين استدلال هاي قدرتهاي امپرياليستي، بخش عمده اي از چپ در آمريكا و اروپا، شامل سوسيال دموكراتها، ماركسيست ها، تروتسكيستها، سبزها و ديگر گروههاي گوناگون مترقي مدعي هستند كه از انقلاب مردمي در ليبي حمايت مي كنند و اندكي از آنها خواهان دخالت نظامي قدرتهاي امپرياليستي يا سازمان ملل براي كمك به " انقلابيون ليبي " به منظور شكست ديكتاتوري قذافي هستند.

اين استدلال ها فاقد پشتوانه بوده و ماهيت حقيقي اهداف قدرتهاي استعماري آمريكا، انگليس و فرانسه يعني توسعه طلبي نظامي كه نمونه هاي آنرا در جنگ هاي دهه ي گذشته بر عليه عراق، افغانستان، سومالي و غيره شاهد بوده ايم مخدوش مي سازد. نكته ي بسيار حايز اهميت در مورد دخالت نظامي در ليبي اين است كه كشورهاي عمده اي كه از دخالت در اين جنگ اجتناب ورزيده اند آنهايي هستند كه از اشكال ديگر توسعه طلبي جهاني بر اساس مكانيسم هاي اقتصادي و نيروهاي بازار پيروي مي كنند. چين، هند، برزيل، روسيه، تركيه و آلمان كه پوياترين كشورهاي سرمايه داري در آسيا، اروپا و خاورميانه هستند اساساً با دخالت نظامي " متحد" بر عليه حكومت ليبي مخالفت مي ورزند زيرا رژيم قذافي هيچ گونه تهديدي براي امنيت آنها بشمار نمي رود و آنها از دسترسي كامل به نفت و يك محيط سرمايه گذاري مناسب بهره مند هستند. به علاوه اين كشورهاي داراي اقتصاد پويا هيچ چشم اندازي براي پيدايش يك حكومت مترقي و دموكراتيك در ليبي از ميان اين رهبران به اصطلاح " شورشي " كه هدفشان صرفاً دست يازي به قدرت و جلب نظر قدرتهاي غربي است نمي بينند.

 

(١) شش افسانه درباره ي ليبي: ديدگاههاي راست و چپ

قدرتهاي امپرياليستي عمده و رسانه هاي گروهي آنها مدعي هستند كه بمباران ليبي با "اهداف بشر دوستانه" صورت مي گيرد. گذشته ي نزديك و دخالتهاي نظامي جاري توسط اين قدرتها، تصوير متفاوتي را به ما نشان مي دهد. دخالت نظامي در عراق منجر به بيش از يك ميليون كشته ي غير نظامي ، چهار ميليون پناهنده و تخريب سيستماتيك يك بافت اجتماعي پيچيده و زير ساختهاي آن، شامل منابع آب و سيستم فاضلاب، آبياري، شبكه ي برق و كارخانجات آن گرديد و به اين ليست بايد نابودي مراكز تحقيقاتي، آموزشگاهها، آرشيوهاي تاريخي ، موزه ها و سيستم تأمين اجتماعي گسترده ي عراق را نيز بايد اضافه كرد.

فاجعه ي بزرگ تر بدنبال حمله به افغانستان پيش آمد. آن چيزي كه بعنوان "دخالت بشر دوستانه" جهت آزاد كردن زنان افغان و بيرون راندن طالبان تبليغ شد به يك فاجعه ي انساني براي مردم افغانستان تبديل شد.

برنامه ي وحشيگري امپرياليستي در عراق با "تحريم ها" شروع شد و سپس به "منطقه ي ممنوعه ي پروازي" تحول پيدا كرد كه باعث تجزيه ي عملي شمال عراق شد و بدنبال آن حمله ي نظامي و تصرف خارجي صورت گرفت كه جنگ ميان جوخه هاي مرگ "آزاد شده ي" عراقي را در پي داشت.

بصورتي مشابه، حمله ي امپرياليستي بر عليه يوگسلاوي در دهه ي نود، كه بعنوان " جنگ بشردوستانه ي " بزرگي براي متوقف كردن نسل كشي تبليغ شد به بمباران هوايي چهل روزه و نابودي بلگراد و شهرهاي عمده ي ديگر، تحميل يك رژيم تبهكار تروريست در كوزووKosovo ( ارتش آزادي بخش آلباني KLA) ، تصفيه ي نژادي تقريباً كامل تمام غير آلباني هاي ساكن در كوزوو و استقرار بزرگ ترين پايگاه نظامي آمريكا در قاره ي اروپا منجر گرديد.

بمباران ليبي، نابودي زيرساختهاي عمده ي غيرنظامي،فرودگاهها، جاده ها، بنادر و مراكز مخابراتي و همچنين اهداف "نظامي" را در پي داشته است. محاصره ي ليبي و حملات نظامي باعث خروج تعدادي از شركت هاي چند مليتي شده و هزيمت دسته جمعي صدها هزار نيروي كار ماهر و غيرماهر و متخصصين زيادي از آسيا، اروپاي شرقي، آفريقاييان ناحيه ي زير صحراSub- Saharan ، خاورميانه و شمال آفريقا را سبب گرديده كه در اثر آن اقتصاد نابود شده و بصورت ناگهاني باعث ايجاد بيكاري وسيع، صف هاي طويل نان و كمبود شديد بنزين شده است. علاوه براين، به پيروي از همان منطق قديمي دخالتهاي نظامي امپرياليستي، هدف "محدود" ايجاد منطقه ي ممنوعه ي پروازي به بمباران مستقيم اهداف غيرنظامي و نظامي بر روي زمين تغيير جهت داده و هدف آن سرنگوني دولت قانوني ليبي است. جنگ طلبان امپرياليستي كنوني كه حمله به ليبي را بر عهده دارند ، درست مانند پيشينيان خود در هيچ مأموريت بشر دوستانه اي شركت ندارند: آنها در حال نابودي بنيادهاي زندگي مدني، كه مدعي حفظ آن مي باشند، هستند يا همانطور كه نسل قديمي ژنرال هاي آمريكايي در ويتنام ادعا مي كردند، آنها " دهكده ها را نابود مي كردند تا از آنها محافظت كنند".

 

(٢) جنگ بخاطر نفت يا نفت براي فروش؟

.……….........................................

كليشه ي قديمي "انتقادي" مورد نظر چپ مدعي است كه اين جنگ بخاطر كنترل منابع نفت ليبي و تقديم آن به شركتهاي چند مليتي امپرياليستي است. اين اظهارات عليرغم اين واقعيت صورت مي گيرد كه شركتهاي چند مليتي آمريكايي، فرانسوي و انگليسي ( و همچنين رقباي آسيايي آنها) قبلاً بدون فرو ريختن يك بمب بر مناطق وسيعي از حوزه هاي نفتي ليبي دست يافته بودند.در دهه ي گذشته ، شركتهاي بزرگ نفتي در حال استخراج و صدور نفت و گاز ليبي و برداشت سودي عظيم بوده اند. دولت قذافي از اوايل دهه ي نود تا كنون از بزرگترين شركتهاي چند مليتي براي بهره برداري از ثروت نفتي ليبي استقبال كرده است. تعداد شركتهاي بزرگ نفتي فعال در ليبي بيش از هر منطقه ي نفتي ديگر در جهان است. اين شركتها عبارتند از: شركت نفتي BP با يك قرارداد زماني هفت ساله براي دو معاهده با بيش از يك ميليارد دلار سرمايه گذاري. هر كدام از اين معاهده ها، مناطق جغرافيايي وسيعي از ليبي را در بر مي گيرد كه يكي از آنها به وسعت كويت و ديگري به اندازه ي خاك بلژيك است. علاوه بر اين، پنج شركت عمده ي ژاپني شامل ميتسوبيشي و نيپون پتروليوم، شركت ايتاليايي Eni Gas, British Gas و غول نفتي اكسون موبيل آمريكا قراردادهاي جديدي را در اكتبر ٢٠١٠ جهت استخراج و بهره برداري از منابع نفتي ليبي امضا كرده اند. جديدترين قرارداد نفتي در ژانويه ي ٢٠١٠ عمدتاً به سود شركتهاي نفتي آمريكايي بخصوص Occidental Petroleum بود. از ميان ديگر شركتهاي چند مليتي فعال در ليبي مي توان از رويال داچ شل ، توتال (فرانسه) ، Oil India, شركت CNBC متعلق به چين، Petramina از اندونزي و Norsk Hydro از نروژ نام برد.

عليرغم تحريم هاي اقتصادي عليه ليبي كه در سال ١٩٨٦ توسط دولت ريگان اعمال گرديد غول چند مليتي آمريكايي هاليبرتون از دهه ي هشتاد پروژه هاي نفت و گاز متعدد چند ميليارد دلاري را بنام خود ثبت كرد. ديك چني، وزير دفاع سابق آمريكا، هنگام تصدي خود در مقام مدير ارشد شركت هاليبرتون، رهبري مبارزه عليه اين تحريم ها را با اين استدلال كه " پشتيباني از شركتهاي آمريكايي در جهان براي ملت آمريكا حايز ارزش فراوان است" به عهده داشت. تحريم ها بر عليه ليبي، بطور رسمي در هنگام رياست جمهوري بوش در سال ٢٠٠٤ لغو گرديد. بنابراين با توجه به اين نكته كه تمام كشورهاي امپرياليستي اروپا و آمريكا در بهره برداري از منابع نفتي ليبي بطور گسترده فعال بوده اند ، استدلال " جنگ بخاطر نفت" نمي تواند محلي از اعراب داشته باشد.

 

(٣) قذافي يك تروريست است

..........................................

در اقدامات منتهي به حمله ي نظامي كنوني به ليبي، استوارت لوي Stuart Levi سرپرست اداره ي خزانه داري آمريكا ( و حافظ ويژه ي منافع اسرائيل) بعنوان يك اقدام تحريمي، فرمان توقيف سي ميليارد دلار از دارائيهاي ليبي را با اين استدلال كه قذافي يك ديكتاتور قاتل است صادر نمود (واشنگتن پست 3/4/11) . با اين وجود هفت سال قبل، چني، بوش و كاندوليزا رايس ، نام ليبي را از ليست رژيم هاي حامي تروريسم برداشته و به لوي دستور داده بودند كه تحريم هاي دوره ي ريگان را لغو كند. قدرتهاي عمده ي اروپايي نيز همين رويه را در پيش گرفتند: از قذافي در پايتخت هاي اروپايي استقبال بعمل آمد، نخست وزيران از طرابلس ديدن كردند و قذافي نيز در پاسخ بطور يك جانبه برنامه ي توليد سلاح هاي هسته اي و شيميايي خود را لغو كرد ( BBC, 9/5/2008). قذافي به شريك آمريكا در مبارزه عليه گروه ها، جنبش هاي سياسي و افرادي كه به دلخواه آمريكا در "ليست ترور" قرار مي گرفتند تبديل گرديد و در بازداشت، شكنجه و كشتن مظنونين القاعده و اخراج مبارزين فلسطيني مشاركت كرد و آشكارا به انتقاد از حزب الله لبنان، حماس و ديگر مخالفين اسرائيل پرداخت. كميسيون حقوق بشر سازمان ملل در سال ٢٠١٠ رژيم قذافي را طبق موازين خود پاك معرفي كرد. اما اين "چرخش" سياسي قذافي، با وجود استقبال گسترده ي غرب، مانع از آن نشد كه او را از حمله ي نظامي وسيع غرب نجات دهد. پذيرش اصلاحات نئو ليبرالي، چرخش سياسي او و مشاركت در "جنگ عليه ترور" و انهدام سلاح هاي كشتار جمعي ، تنها به ضعيف شدن رژيم او انجاميد. ليبي در مقابل حمله آسيب پذير گرديد و تمام متحدين ضد امپرياليست خود را از دست داد. امتيازات بزرگ قذافي به غرب، رژيم او را به يك هدف آسان براي جنگ افروزان واشنگتن، لندن و پاريس ، كه مشتاق دستيابي به يك "پيروزي" سريع بودند تبديل ساخت.

 

(٤) افسانه ي توده هاي انقلابي

.........................................

گروه هاي چپ، شامل سوسيال دموكراتهاي حاضر در ساختار قدرت، سبزها و حتي احزاب سوسياليست اروپا و آمريكا، تحت تأثير اين تبليغات گسترده به تقبيح رژيم قذافي و پشتيباني از شورشيان پرداختند. چپ با پذيرش تبليغات امپرياليستي، به حمايت از دخالت نظامي امپرياليستي بنام "مردم انقلابي ليبي" و مردم "صلح طلب" در "مبارزه با استبداد" و سازماندهي ميليشياي مردمي براي "آزادي كشورشان" مبادرت كرد. هيچ موضعي نمي تواند تا اين حد از واقعيت بدور باشد.

مركز جنبش مسلحانه در بنغازي كه از قبل محل تجمع قبايل حامي سلطنت و عوامل ادريس پادشاه مخلوع ليبي و خانواده ي او بوده قرار دارد. ادريس، تا هنگام سرنگوني اش توسط كلنل قذافي شورشي، با مشت آهنين بر ليبي حكمروايي كرده و بخاطر در اختيار قراردادن بزرگترين پايگاه هوايي در مديترانه به آمريكا مورد توجه واشنگتن بود. در ميان رهبران پرسروصداي "شوراي انتقالي" در بنغازي ( كه مدعي رهبري جنبش بوده ولي فاقد پيروان سازمان يافته مي باشند ) مي توان خارج نشينان نئوليبرال را پيدا كرد كه به تصور رسيدن به قدرت سوار بر موشك هاي غربي ، به حمايت از حمله ي نظامي اروپا ـ آمريكا به ليبي پرداختند. آنها آشكارا خواهان برچيده شدن شركت هاي دولتي نفتي ليبي، كه در حال حاضر در حال انجام پروژه هاي مشترك با شركت هاي چند مليتي مي باشند، هستند. از ديدگاه ناظرين مستقل،" شورشيان " فاقد هرگونه تمايلات اصلاح طلبانه ي روشن هستند چه رسد به اينكه داراي سازمانهاي انقلابي يا جنبش هاي مردمي دموكراتيك باشند.

همزمان با شليك موشك هاي آمريكايي، انگليسي و فرانسوي حاوي اورانيوم ضعيف شده بطرف ارتش ليبي و تأسيسات عمده ي شهري، " متحدين" آنها ، يعني غيرنظاميان مسلح در بنغازي بجاي جنگ با نيروهاي مسلح رژيم قذافي، مشغول جمع آوري، دستگيري و اغلب اعدام هركسي هستند كه از نظر آنها عضو " كميته هاي انقلابي" قذافي هستند و بدلخواه خود به اين شهر وندان غير نظامي برچسب "ستون پنجم" مي زنند. در ميان رهبران اصلي اين توده هاي " انقلابي" در بنغازي، دو نفر هستند كه اخيراً به گفته ي چپ از " رژيم خونريز قذافي" جدا شده اند: مصطفي عبدالجليل، وزير سابق دادگستري كه درست تا روز قبل از شورش مسلحانه به تعقيب ناراضيان از دولت قذافي مي پرداخت و محمود جبري كه از فعالين برجسته ي دعوت از شركتهاي چند مليتي براي تصاحب حوزه هاي نفتي ليبي بود( فاينانشال تايم 23/3/11). و همچنين سفير سابق قذافي در هند، علي عزيز العيساوي، كه به محض خوش بين شدن به پيروزي شورش به آن ملحق شد. اين "رهبران " خودخوانده ي شورشيان از حاميان قديمي ديكتاتوري قذافي و فعال در واگذاري حوزه هاي نفت و گاز ليبي به شركتهاي چند مليتي بوده اند. رهبران شوراي نظامي "شورشيان" عبارتند از عمر حريري و ژنرال عبدالفتاح يونس وزير سابق كشور. هر دو داراي سابقه ي طولاني ( از سال ١٩٦٩ به بعد) سركوب جنبش هاي دموكراتيك در ليبي هستند. با توجه به اين سابقه ي ناخوشايند، تعجب آور نيست كه اين رهبران پناهنده ي رده بالاي نظامي قادر به بسيج گروه هاي تحت امر خود كه عمدتاً داوطلب هستند براي مقابله با نيروهاي وفادار به قذافي نيستند. آنها نيز مجبورند با حمايت نيروهاي مسلح انگليسي آمريكايي فرانسوي وارد طرابلس شوند.

فقدان مشروعيت دموكراتيك و حمايت توده اي نيروهاي مخالف قذافي، از وابستگي آنها به نيروهاي نظامي امپرياليستي براي كسب قدرت و اطاعت آنها از خواستهاي امپرياليستها آشكار مي شود. سوءاستفاده و آزار و اذيت كارگران مهاجر از آسيا، تركيه و بخصوص از آفريقاي ناحيه ي زير صحرا(Sub - Saharan) و همچنين شهروندان سياهپوست ليبيايي بطور كامل در مطبوعات بين المللي گزارش شده است. رفتار وحشيانه ي آنان با سياهپوستان ليبيايي كه بدروغ به آنها اتهام "مزدور" قذافي زده شده و شامل شكنجه، قطع عضو و اعدام هاي وحشيانه مي شود علامت خوبي براي ظهور يك نظم دموكراتيك جديد، يا حتي احياي اقتصادي كه به نيروي كار مهاجر وابسته است به شمار نمي آيد چه رسد به پيدايش يك كشور متحد با نهادهاي ملي و يك اقتصاد ملي.

رهبري خودخوانده ي "شوراي انتقالي ملي" دموكراتيك و ملي گرا نيست و حتي قادر به وحدت كشور نمي باشد. آنها رهبراني مشروع، قادر به احياي اقتصاد و ايجاد مشاغلي كه در اثر كسب قدرت به روش مسلحانه توسط آنها از بين رفته نمي باشند. هيچكس بطور جدي اين " تبعيدي ها"، قبيله گراها، سلطنت طلبان و اسلاميست ها را قادر به حفظ سيستم تأمين اجتماعي پدر سالارانه و برنامه ي ايجاد مشاغل توسط دولت قذافي كه به مردم ليبي بالاترين درآمد سرانه در آفريقا را داده است نمي داند.

 

(٥) القاعده

...............

بزرگترين منطقه ي جغرافيايي تمركز تروريست هاي مظنون به رابطه به القاعده در مناطق تحت تسلط "شورشيان" قرار دارد. قذافي بدنبال پذيرش دكترين "جنگ عليه ترور" بوش ـ اوباما بمدت بيش از يك دهه در خط مقدم مبارزه عليه القاعده قرار داشته است. اين جهادگران ليبيايي كه مهارتهاي جنگي شان را در عراق و افغانستان تحت اشغال آمريكا كسب كرده اند اكنون در ميان صفوف "شورشيان" بر عليه دولت بسيار سكولارتر ليبي به جنگ پرداخته اند. رؤساي قبايل، روحانيون بنياد گرا و سلطنت طلبان مستقر در شرق ليبي در يك "جنگ مقدس" عليه قذافي از تسليحات و حمايت هوايي "صليبيون" انگليسي، فرانسوي و آمريكايي به گرمي استقبال مي كنند، درست مانند ملاها و رؤساي قبايل كه براي سرنگوني يك دولت سكولار در افغانستان با كمال ميل تسليحات و آموزش نظامي دولتهاي كارتر و ريگان را پذيرفتند. بار ديگر دخالت امپرياليستي بر اساس "اتحاد" با ارتجاعي ترين نيروها شكل مي گيرد. تركيب رژيم آينده ( يا رژيم هاي آينده در صورت تجزيه ي ليبي) سؤال بزرگي است و چشم انداز بازگشت به ثبات سياسي براي شركتهاي بزرگ نفتي جهت بهره برداري سودآور از منابع ليبي ترديدآميز مي نمايد.

 

(٦) "نسل كشي" يا جنگ مسلحانه ي داخلي

...........

بر خلاف خيزش هاي توده اي اعراب، كشمكش در ليبي بصورت يك شورش مسلحانه در جهت كسب قدرت با توسل به زور شروع شده است. بر خلاف حكام مستبد مصر و تونس، قذافي از يك پايگاه توده اي در ميان بخش هاي عمده اي از مردم ليبي برخوردار بوده است. شاهد اين حمايت مردمي آنست كه تقريباً دو نسل از مردم ليبي از سيستم تأمين اجتماعي، آموزشي، استخدامي و برنامه هاي خانه سازي متكي بر درآمدهاي نفتي دولت قذافي بهره مند شده اند و هيچكدام از از اين دستاوردها در دولت مورد حمايت آمريكا يعني شاه ادريس وجود نداشته است. از آنجايي كه خشونت ذاتي هر خيزش مسلحانه است هر وقت كسي به منظور كسب قدرت اسلحه بدست مي گيرد، مشروعيت دفاع از "حقوق شهروندي" را از دست مي دهد. در تمام جنگهاي مسلحانه ي داخلي، حقوق مدني از ناحيه ي تمام طرفهاي درگير نقض ميشود. عليرغم گزارش هاي تكان دهنده ي رسانه هاي غربي مبني بر وجود "نيروهاي مزدور آفريقايي" قذافي و حمايت ضمني از " عدالت انقلابي" بر عليه حاميان و سربازان دولتي قذافي كه بدست شورشيان اسير ميشوند قوانين حاكم بر وضعيت جنگي از قبيل تأمين امنيت شهروندان غيرنظامي (شامل حاميان و مقامات رسمي دولت) و همچنين تضمين امنيت زندانيان ليبيايي در نواحي تحت كنترل ناتو ـ شورشيان بايد به رسميت شناخته شود. ادعاي ثابت نشده ي اروپا ـ آمريكا مبني بر وقوع "نسل كشي" كه توسط رسانه هاي گروهي پخش شده و سخنگويان "چپ" نيز آنرا تكرار مي كنند در تضاد با گزارش هاي روزانه اي است كه تعداد تلفات ناشي از دست بدست گشتن شهرها بين دوطرف را يك رقمي يا دو رقمي ذكر مي كنند. حقيقت، نخستين تلفات جنگ و بخصوص جنگ داخلي است. هردوطرف ادعاهاي غيرقابل باوري مبني بر پيروزيهاي خود و تلفات وارد به طرف مقابل پخش مي كنند.

از تقسيم بندي خير و شر كه بگذريم اين كشمكش بصورت يك جنگ داخلي بين دو گروه قدرت در ليبي شروع شد: يكي قدرت استبدادي پدرسالارانه ي مستقر، در حال رشد در راستاي اصول نئوليبراليسم با حمايت عمده ي مردمي در مقابل يك گروه تأمين مالي شده و آموزش ديده توسط امپرياليست هاي غربي با حمايت گروههاي غيرمنسجم منطقه اي، قبايل و روحانيون برجسته، سلطنت طلبان و حرفه اي هاي نئوليبرال كه فاقد مشروعيت ملي و دموكراتيك هستند و از حمايت وسيع مردمي بي بهره مي باشند.

 

نتيجه

.........

اگر بخاطر جلوگيري از نسل كشي، تسلط بر نفت يا پشتيباني از دموكراسي (به كمك موشك هاي پاتريوت) نيست پس انگيزه ي اصلي دخالت امپرياليستي اروپا و آمريكا چيست؟

يك كليد درك مسأله در انتخابي بودن دخالت نظامي غرب نهفته است : در بحرين، عربستان سعودي، يمن، اردن، قطر و عمان، ديكتاتورهاي حاكم با حمايت و پشتيباني دولتهاي امپرياليستي اروپا و آمريكا بدون نگراني از هيچ گونه مجازاتي مشغول بازداشت، شكنجه و قتل ناراضيان شهري غير مسلح هستند. در مصر و تونس، آمريكا با حمايت ا. منتخبين خودخوانده ي مرتجع نظامي و غير نظامي سعي دارد تا از تحول دموكراتيك و ملي عميق جامعه كه خواست معترضين است جلوگيري بعمل آورد. هدف اين گروههاي حاضر در قدرت اجراي "اصلاحات" اقتصادي نئوليبراليستي توسط مقامات بدقت انتخاب شده ي طرفدار غرب مي باشد. در حاليكه ممكن است منتقدين ليبرال، غرب را بخاطر دورويي و برخورد دوگانه در بمباران قذافي و نه قصابان خليج مورد نكوهش قرار دهند در عالم واقعيت ، حاكمين امپرياليستي در هر منطقه از شيوه هاي هميشگي برخورد استفاده مي كنند: آنها از رژيم هاي وابسته ي ديكتاتوري داراي اهميت استراتژيك كه به دولتهاي امپرياليستي اجازه ي احداث پايگاههاي هوايي و دريايي را مي دهند و در عمليات اطلاعاتي منطقه اي مشاركت مي كنند و به عنوان مسيرهاي تداركاتي براي حمايت از جنگهاي در حال انجام در عراق و افغانستان و حمله ي برنامه ريزي شده ي آينده ي آنان به ايران همكاري مي كنند حمايت مينمايند. آنها دقيقاً به اين دليل به ليبي تحت امر قذافي حمله مي كنند كه او از همكاري فعال با عمليات نظامي غرب در آفريقا و خاورميانه اجتناب ورزيده است.

نكته ي كليدي اين است كه با وجود آنكه ليبي دست بزرگترين شركتهاي چند مليتي آمريكايي ـ اروپايي را در چپاول ثروت نفتي اش باز گذارده است، بعنوان يك متحد جغرافيايي ـ سياسي ـ نظامي از طرف غرب برسميت شناخته نمي شود. همانطور كه قبلاً هم بدفعات ذكر كرده ايم انگيزه ي ايجاد امپراطوري ، نظامي است و نه اقتصادي. به اين دليل است كه ميلياردها دلار سود اقتصادي شركتهاي غربي و قراردادهاي آنها در تحريم هايي كه بر عليه عراق و ايران وضع شد از بين رفت و حمله و اشغال عراق باعث ايجاد اختلال در بهره برداري از منابع نفت اين كشور بمدت يك دهه گرديده است.

حمله ي تحت رهبري آمريكا به ليبي كه اكثر حملات هوايي و پرتاب موشك آن توسط دولت اوباما انجام مي شود، بخشي از يك ضدحمله ي وسيع در پاسخ به جنبش هاي دموكراسي خواهانه ي مردمي اخير در كشورهاي عربي است. غرب از سركوب اين جنبش هاي طرفدار دموكراسي در سرتاسر خليج حمايت مي كند؛ گروههاي طرفدار آمريكا و اسرائيل را در مصر تأمين مالي مي كند و با دخالت در حوادث تونس سعي دارد تا يك رژيم همسو با منافع غرب سركار بيايد. از يك رژيم ديكتاتوري در الجزاير و حملات روزانه ي اسرائيل به غزه پشتيباني مي كند. در همين راستا، غرب از شورش همكاران سابق قذافي و سلطنت طلبان راست گرا حمايت مي كند و مطمئن است كه ليبي "آزاد شده" بار ديگر پايگاههاي نظامي مورد نياز امپراطوري سازان آمريكا ـ اروپا را در اختيار آنها قرار خواهد داد.

از طرفي، ديگر قدرتهاي جهاني و منطقه اي با اقتصاد بازار در حال رشد از اين درگيري كه دسترسي آنها را به نفت بخطر انداخته و معاملات بزرگ بهره برداري از منابع نفتي ليبي را كه با قذافي به امضاء رسانده اندبه مخاطره مي اندازد حمايت نمي كنند. اقتصادهاي در حال رشد آلمان، چين، روسيه، تركيه، هند و برزيل بر بهره برداري از بازارهاي جديد و منابع طبيعي در سراسر آفريقا و خاورميانه متكي هستند در حاليكه آمريكا، انگليس و فرانسه ميلياردها دلار هزينه مي كنند تا اين بازارها را دچار بي ثباتي كرده، زير ساختهاي آنها را نابود ساخته و باعث برافروختن جنگهاي مقاومت دراز مدت مي شوند. قدرتهاي اقتصادي در حال رشد به اين نكته توجه دارند كه "شورشيان" ليبي نمي توانند به يك پيروزي سريع دست يافته و يا محيط باثباتي را براي تجارت و سرمايه گذاري دراز مدت فراهم نمايند. اين "شورشيان" در صورت دستيابي به قدرت ، وابستگان سياسي قدرتهاي نظامي حامي آنها خواهند بود. كاملاً واضح است كه دخالت نظامي امپرياليستي به حمايت از جدايي طلبان منطقه اي، اين اقتصادهاي در حال رشد را بشدت مورد تهديد قرار خواهد داد : آمريكا از شورش هاي نژادي ـ مذهبي در ايالت تبت چين و همچنين جدايي طلبان اويغور در اين كشور حمايت مي كند؛ تجزيه طلبان چچن ناحيه ي قفقاز در روسيه نيز همواره مورد پشتيباني آمريكا و انگليس بوده اند. هند نگران حمايت نظامي آمريكا از پاكستان كه مدعي كشمير است مي باشد. تركيه با جدايي طلبان كرد روبروست كه از كردستان عراق مورد حمايت آمريكا اسلحه دريافت كرده و از آن بعنوان يك جايگاه امن استفاده مي كنند.

تهاجم نظامي امپرياليستي بر عليه ليبي در شمال آفريقا در حمايت از جدايي طلبان دست نشانده اش باعث نگراني اقتصادهاي در حال رشد است. اين تهاجم همچنين براي جنبش هاي آزاديخواهانه ي مردمي عرب تهديدي بشمار مي آيد. و دست آخر اينكه اين تهاجم، ناقوس مرگ اقتصاد آمريكا و "بهبودي" شكننده ي آنرا بدنبال خواهد داشت : برگزاري سه جنگ همزمان و بي پايان كمر بودجه ي آمريكا را خواهد شكست. و از همه غم انگيزتر اينكه تهاجم "بشردوستانه " ي غرب به تلاش هاي آزادي خواهان واقعي، سوسياليست ها و ملي گرايان ليبيايي كه براي آزادي كشورشان از يوغ ديكتاتوري و مرتجعين مورد حمايت امپرياليسم مبارزه مي كنند ضربات نابود كننده اي وارد خواهد كرد.

 

 


بازگشت به سر صفحه

 

__._,_.___
Recent Activity:
This is a non-political list.
MARKETPLACE

Stay on top of your group activity without leaving the page you're on - Get the Yahoo! Toolbar now.


Get great advice about dogs and cats. Visit the Dog & Cat Answers Center.

.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ