کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۷ تیر ۱۷, دوشنبه

[farsibooks] (unknown)

فريدون توللي

 
  لوح محفوظ      
  برگرفته از: توللي، فريدون. «لوح محفوظ». درياي چوهر، تأليف مهد حميدي. جلد اول. تهران،؛ امير كبير، 1348   
   
 
 
کلمات کليدی: طنز - توللي - لوح محفوظ
ناپرهيزي كرده براي ملاقات دوستي به چاپخانه رفته بودم. حرفچينها با چشمهاي بي خوابي كشيده و دستهاي سياه و روغني جلو ميزهاي خانه ـ خانه اي كه بي شباهت به طبله عطار و هزار پيشه زوار حضرت رضا نبود ايستاده و مانند مزغهاي دكان علافي كه از روي بساط دانه چيني كنند، حروف سربي را يكي يكي برداشته به وصال يكديگر مي رسانيدند.
  گروهي نيز حرفهايي را كه ساعات متمادي در آغوش هم خفته و در نتيجه اين بوس و كنار طولاني يكي از روزنامه هاي چهار صفحه اي را در چاپخانه بيرون داده بودند از بغل هم سوا كرده به خانه هاي مخصوص خود پرت مي كردند.
  من كه تا آن روز درست چاپخانه را تماشا نكرده بودم. ناچار سيگاري آتش زده روي دست حروفچينها مشغول گردش شدم.
  پسرك لاغري كه از سرفه هاي خشكش معلوم بود گاز سرب درست و حسابي به ريه هايش خدمت كرده،‌در حاليكه با رفقايش گرم صحبت بود مانند ماشين خودكاري حروفها را جدا كرده به جاي خود پرت مي كرد.
  پهلوي دستش سه فطعه حروف چيده شده به اندازه يك قوطي سيگار اشنو ديده مي شد، كه دور آنها را براي جلوگيري از بهم ريختن با نخ قند محكم بسته بودند.
  ظاهراً مي بايستي پسرك آنها را نيز مانند ساير ستونها پخش كند ولي برخلاف تصور من كارش را تمام كرد و ابداً دستي به تركيب آنها نزد.
  من كه كنجكاويم تحريك شده بود پسرك را مخاطب ساخته گفتم:
ـ مگر هنوز با اينها كار داري؟
ـ نه.
ـ پس چرا پخششان نمي كني؟
لبخندي زده گفت:
ـ فعلاً كاري به اينها نداريم ولي غالباً محتاج مي شويم عين همين عبارت را بچينيم و چيدن آنها لااقل چند دقيقه وقت لازم دارد. به اين مناسبت براي اينكه مجدداً ناچار به تهيه آنها نشويم پخششان نمي كينم.
  همين كه پسرك براي شستن دستهاي آلوده خود به كنار حوض رفت من در اثر تحريك كنجكاوي، نزديك قطعات مزبور شده و با آنكه عادت به وارونه خواندن حروف نداشتن به زحمت زياد موفق به خواندن آنها شدم.
«....به قراري كه اطلاع يافته ايم مشاراليه از مأمورين جدي و عفيف و لايق و پاكدامن بوده و در مدت خدمت خود همواره در فكر رفاه و آسايش مردم بوده اند اميدواريم نامبرده بر خلاف مأمورين و متصديان ماقبل خود خدمات گرانبهايي به اين استان كرده و رضايت خاطر اهالي را به نيكوترين وجهي فراهم نمايند. ما مقدم ايشان را صميمانه تبريك مي گوييم.»
قطعه دوم كه با حروف نسبتاً درشت تري چيده شده بود متضمن اين عبارت بود:
  «......گذشته  از وارده هاي شكايت آميزي كه  در اين چند روزه از تجاوزات و اعمال ناشايست مشاراليه به دفتر روزنامه رسيده اخيراً تلگرافي نيز به امضاي يكصد نفر از معاريف و معتمدين و وجوه اهالي در مورد سوء رفتار مشاراليه به دفتر روزنامه واصل گرديده كه تاكنون بعلت ضيق صفحات از درج خودداري نموده ايم.
ما نظر وزارت مربوطه را به اين قسمت جلب نموده انتظار داريم نسبت به احساسات و افكار عمومي توجه بيشتري مبذول فرمايند. خود ما نيز در اين باره نظرياتي داريم كه انشاالله در شماره هاي آينده به تفصيل بيان خواهيم كرد.»
قطعه سوم از همه شيرين تر بود:
«.....بالاخره در اثر مذاكرات خيرخواهانه اين روزنامه، مركز تصميم گرفت به تعديات اين عنصر كثيف و نالايق خاتمه داده و مردم ستمديده اين استان را از چنگ چنين مأمور خطرناكي رهايي بخشد. مشاراليه نه تنها در زمان تصدي خويش كار مفيدي انجام نداد بلكه باري هم بر ساير بارهاي ما افزود. اصولاً متعجبيم كه مقامات مربوطه چگونه راضي مي شوند اين زالوهاي خونخوار اجتماعي را با آن همه سوابق ننگين شاغل مقامات حساس گردند؟...»
  وقتي از خواندن قطعات بالا فراقت يافتم پسرك حروفچين مراجعت كرده بود. من كه تصور مورد استعمال صحيح قطعات فوق را نيافته بودم، رو به جانب او كرده گفتم:
ـ بالاخره نگفتيد اينها را در چه موقعي استعمال مي كنبد.
پسرك در حاليكه دستهاي خيسش را با پيشدامن كثيف خشك مي كرد لبخندي زده گفت:
ـ خوب گوش كنيد، وقتي مأموري از تهران وارد مي شود پشت خبر ورودش قطعه اول را
مي چينيم و اگر احياناً در پرداخت مطالبات! مدير روزنامه تعلل ورزيد قطعه دوم را نيازش
مي كنيم و مورد استعمال قطعه سوم موقعي است كه مأمور ديگري به جاي او منصوب
مي شود. در اين وقت دنبال حركت مأمور اولي اين قطعه را نيز به دستور مدير روزنامه چاپ مي كنيم. دردسرتان نمي دهم تا به حال هيچ مأمور مادر مرده اي نبود كه قطعات سه گانه فوق را به ترتيب به خوردش نداده باشيم!....
هنوز حرف پسرك تمام نشده بود كه يكي از حروفچينهاي پير كه ظاهراً سمت استادي و كارفرمايي داشت با لحن عادي گفت:
ـ محمد كمتر حرف بزن، زودباش قطعه اول را بياور كه با گذاشتن خبر ورود آقاي رئيس دارايي، روزنامه براي چاپ حاضر است.
پسرك به شنيدن اين حرف، چشمك پرمعنايي به من زده قطعه اول را مثل برق به دست استاد رسانيد!
 

شناسنامه فريدون توللي
نام: فريدون
نام خانوادگي: توللي
محل تولد: شيراز
تاريخ تولد: 1296
تاريخ وفات: 1364
نام فرزندان طبع: التفاصيل، كاروان، عجائب‌الفضائب، رها، نافه، پويه، شنگرف



__._,_.___
This is a non-political list.
MARKETPLACE

You rock! Blockbuster wants to give you a complimentary trial of - Blockbuster Total Access.
Recent Activity
Visit Your Group
Y! Messenger

Group get-together

Host a free online

conference on IM.

Healthy Living

Learn to live life

to the fullest

on Yahoo! Groups.

Health Groups

for people over 40

Join people who are

staying in shape.

.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ