اما انشتين همچنين Ú¯Ùته است:
البته آنچه درباره ÛŒ اعتقادات دينی من Ú¯Ùته اند دروغ است. دروغی Ú©Ù‡ به طور سيستماتيک تکرار شده
است. من به خدايی شخص وار 21 اعتقاد ندارم و هرگز منکر اين بی اعتقادی ام نمی شوم بلکه آن را
آشکارا بيان Ù…ÛŒ کنم. اگر باوری دارم Ú©Ù‡ بتوان آن را دينی خواند، آن باور همانا Øس ستايش بی کرانم
در برابر ساختار جهان است، تا بدانجا که علم می تواند آشکار کند.
آيا سخنان انشتين ضد Ùˆ نقيض Ù…ÛŒ نمايند؟ آيا Ù…ÛŒ توان سخنان او را چنان دستچين کرد Ú©Ù‡ Øامی هر دو طرÙ
دعوا باشد؟ نه. البته منظور انشتين از "دين" کاملاً با معنای متعارÙÛŒ دين Ùرق دارد. در ادامه ÛŒ بØØ« درباره ÛŒ
تمايز ميان دين Ùراطبيعی از ÙŠÚ© سو Ùˆ دين انشتينی از سوی ديگر، به خاطر داشته باشيد Ú©Ù‡ من تنها خدايگان
Ùراطبيعی را پندارآلود Ù…ÛŒ خوانم.
در اينجا چند نقل قول ديگر از انشتين می آورم تا درک بهتری از دين انشتينی به دست دهم.
من ÙŠÚ© کاÙر عميقاً ديندار هستم. اين ÙŠÚ© جور دين جديد است.
من هرگز برای طبيعت مقصود يا هدÙی، يا هر چيزی Ú©Ù‡ بتوان انسانوار شمرد، قائل نبوده ام. آنچه Ú©Ù‡
من در طبيعت Ù…ÛŒ يابم ساختار شکوهمندی است Ú©Ù‡ ما تنها Ùهم بسيار ناقصی از آن داريم Ùˆ بايد آدمی را
سرشار از Øس Ùروتنی سازد. اين ÙŠÚ© اØساس اصيل دينی است Ú©Ù‡ هيچ دخلی به عرÙان ندارد.
به نظر من ايده ÛŒ وجود خدايی شخص وار کاملاً غريب Ùˆ Øتی بدوی Ù…ÛŒ نمايد.
عجيب نيست Ú©Ù‡ پس از مرگ انشتين متألهان Ùراوانی مدعی شده اند Ú©Ù‡ انشتين از سنخ خودشان است. اما برخی از
دينداران معاصر خود انشتين نظر کاملاً متÙاوتی دربارۀ او داشتند. در سال 1940 انشتين مقاله مشهوری نوشت تا
مقصود خود را از اين جمله اش Ú©Ù‡ "من به خدايی شخص وار باور ندارم" Ø´Ø±Ø Ø¯Ù‡Ø¯. اين مقاله Ùˆ نوشته های
مشابه او موجب سيلی از نامه های دينداران سخت کيش شد، که برخی به اصالت يهودی انشتين طعن می زدند.
قطعه های زير برگرÙته از کتاب مَکس جَمÙر 22 با عنوان انشتين Ùˆ دين است (Ú©Ù‡ مرجع اصلی من برای نقل
سخنان خود انشتين درباره ÛŒ دين نيز همين کتاب هست). اسق٠کاتوليک کانزاس سيتی Ú¯Ùت: " جای تأس٠است
Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ بينيم مردی از نژاد عهد عتيق Ùˆ آموزه های آن، سنت بزرگ آن نژاد را منکر Ù…ÛŒ شود." ديگر روØانيون
کاتوليک مدعی شدند که: "هيچ خدايی جز يک خدای شخص وار وجود ندارد ... انشتين نمی داند درباره ی چه
سخن Ù…ÛŒ گويد. او کاملاً برخطاست. برخی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ چون جايگاهی رÙيع در ÙŠÚ© Øيطه ÛŒ تخصصی ياÙته
اند شايستگی اظهار نظر در مورد همه چيز را دارند." انگار دين ÙŠÚ© Øيطه ÛŒ خاص است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ توان در آن
مدعی تخصص بود، Ùˆ اين مطلب جای چون Ùˆ چرا ندارد. انگار Ú©Ù‡ روØانيون "Ùرشته شناسان"ÛŒ هستند Ú©Ù‡ بر
Ø´Ú©Ù„ Ùˆ رنگ بال Ùرشتگان تÙÙ‚Ù'Ù‡ دارند. هر دوی اين عاليجنابان Ù…ÛŒ گويند Ú©Ù‡ چون انشتين دانش دينی ندارد، درباره
ÛŒ سرشت خدا دچار سوءتÙاهم شده است. اما برعکس، انشتين به خوبی Ù…ÛŒ دانست Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ چيزی را منکر Ù…ÛŒ شود.
ÙŠÚ© وکيل کاتوليک آمريکايی Ú©Ù‡ برای اتØاد جهانی کليساها کار Ù…ÛŒ کرد، به انشتين نوشت:
ما عميقاً متأسÙيم Ú©Ù‡ شما چنين اظهاراتی Ù…ÛŒ Ùرماييد... Ùˆ ايده ÛŒ خدای شخص وار را به سخره Ù…ÛŒ گيريد.
در ده سال اخير هيچ چيز به قدر اظهارات شما در متقاعد کردن مردم به اين Ú©Ù‡ هيتلر ØÙ‚ داشت Ú©Ù‡
يهوديان را از آلمان بيرون راند مؤثر نبوده است. من با وجود پذيرش ØÙ‚ آزادی بيان شما، همچنان Ù…ÛŒ
گويم Ú©Ù‡ اظهارات شما ÙŠÚ©ÛŒ از بزرگ ترين منشآت تÙرقه در آمريکاست.
ÙŠÚ© خاخام نيويورکی Ú¯Ùت: " انشتين بی شبهه از بزرگ ترين دانشمندان است، اما نظرات دينی اش در تعارض تام
با يهوديت قرار دارند."
"اما"؟ "اما"؟ چرا نمی گويند "و"؟
رئيس يک اجتماع دينی در نيوجرزی نامه ای به انشتين نوشت. نامه ای که چنان ضع٠ذهن مذهبی را عيان می
کند که به دو بار خواندن می ارزد:
دکتر انشتين، ما برای آموزه هايتان اØترام قائليم؛ اما به نظر Ù…ÛŒ رسد شما چيزی را نياموخته ايد: اينکه
خداوند روØÛŒ است Ú©Ù‡ نه با تلسکوپ يا ميکروسکوپ آشکار Ù…ÛŒ شود، Ùˆ نه در انديشه يا عواط٠آدمی
جای دارد Ú©Ù‡ بتوان آن را با ØªØ´Ø±ÙŠØ Ù…ØºØ² ياÙت. چنان Ú©Ù‡ همگان Ù…ÛŒ دانند، دين مبتنی بر ايمان است، نه
شناخت. هر انسان انديشمندی شايد زمانی دربارۀ دين دچار شک شده باشد. ايمان خود من بارها متلاطم
گشته است. اما به دو دليل هرگز از اين خبط معنوی ام با کسی سخن Ù†Ú¯Ùته ام: ( 1) هراسيده ام Ú©Ù‡ ممکن
است با اظهارات شک آلود زندگانی و اميد برخی از همگنانم را مخدوش سازم؛ ( 2) چون با آن نويسنده
مواÙÙ‚ ام Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ گويد " درون هرکسی Ú©Ù‡ بخواهد ايمان ديگران را زايل کند رگه ای از خباثت
هست."... دکتر انشتين، اميدوارم Ú©Ù‡ در مورد سخنان شما سوءتعبير شده باشد Ùˆ شاهد سخنان لطيÙ
تری از شما باشيم تا کثيری از آمريکاييان از مباهات به شما مشعو٠شوند.
عجب نامه ÛŒ Ùاشگوی ويرانگری! هر جمله اش چکيده ÛŒ بÙزدلی Ùکری Ùˆ اخلاقی است.
يک نمونه ی کمتر ذليلانه و بيشتر تکان دهنده، نامه ای بود که بنيان گزار انجمنی مذهبی در اوکلاهاما نگاشت:
پروÙسور انشتين، به اعتقاد من مسيØيان آمريکايی پاسخ شما را خواهد داد، "ما ايمان خود به خدا Ùˆ
Ùرزندش عيسی Ù…Ø³ÙŠØ Ø±Ø§ رها نخواهيم کرد، اما شما را دعوت Ù…ÛŒ کنيم Ú©Ù‡ اگر به خدای مردمان اين
سرزمين معتقد نيستيد، به همان جايی که آمده ايد برگرديد." من به سهم خود هرچه در توان داشته ام
برای تبرÙ'Ú© اسرائيل کوشيده ام، Ùˆ بعد شما سر Ù…ÛŒ رسيد Ùˆ با ÙŠÚ© جمله Ú©Ù‡ از دهان Ú©Ùرگويتان صادر
Ù…ÛŒ کنيد، همه ÛŒ رشته های مسيØيان عاشق اسرائيل را Ú©Ù‡ در Ù…ØÙˆ سامی ستيزی Ù…ÛŒ کوشند پنبه Ù…ÛŒ
کنيد. پروÙسور انشتين، هر مسيØÛŒ آمريکايی بی درنگ پاسخ شما را خواهد داد، " يا نظريه ÛŒ مغلوط
و ديوانه وار تکامل خود را برداريد و به همان آلمانی برگرديد که از آن آمده ايد، يا دست برداريد از
زايل کردن ايمان مردمی Ú©Ù‡ شما را پس از Ùرار از سرزمين مادری تان خوشامد Ú¯Ùتند."
نکته ای Ú©Ù‡ همه ÛŒ اين ناقدان خداباور [تئيست] در آن Ù…ØÙ‚ بودند اين بود Ú©Ù‡ انشتين از سنخ آنان نبود. او به کرÙ'ات
از اينکه او را خداباور بشمارند برآشÙته شد. پس آيا Ù…ÛŒ توان Ú¯Ùت انشتين هم مانند ولتر Ùˆ ديدرو دئيست 23 بود؟ يا
اينکه او مانند اسپينوزا، Ú©Ù‡ ÙلسÙÙ‡ اش را تØسين Ù…ÛŒ کرد، ÙˆØدت وجودی [همه-خداانگار يا Ù¾ÙŽÙ† تئيست 24 ] بود؟ چون
Ù…ÛŒ Ú¯Ùت " من به خدای اسپينوزا باور دارم. خدايی Ú©Ù‡ خود را در نظم هارمونيک هر آنچه Ú©Ù‡ هست آشکار کند، نه
خدايی که دلمشغول تقدير و اعمال آدميان باشد".
معانی واژگان را به خاطر داشته باشيم. خداباوران [تئيست ها] به وجود هوشی Ùراطبيعی اعتقاد دارند Ú©Ù‡ علاوه بر
خلق جهان در روز ازل، هنوز همين دور و بر است تا بر اعمال مخلوقات اش نظارت و در سرنوشت آنها دخالت
کند. پروردگار بسياری از نظام های خداباور کاملاً در امور آدميان دخيل است. او دعاها را اجابت می کند؛ گناهان
را Ù…ÛŒ بخشد يا سزا Ù…ÛŒ دهد؛ با انجام معجزه در امور جهان دست Ù…ÛŒ برد؛ Øساب اعمال نيک Ùˆ بد را دارد، Ùˆ Ù…ÛŒ
داند شما Ú©ÙÛŒ بدان ها دست Ù…ÛŒ يازيد (يا Øتی در مورد انجام شان Ù…ÛŒ انديشد). دÙئيست 25 ها هم به وجود ÙŠÚ© هوش
Ùراطبيعی باور دارند، اما خدای مورد نظرآنها، صرÙاً هوشی است Ú©Ù‡ نخست قوانين Øاکم بر کيهان را وضع کرده
است. به همين سبب خدای دئيست ها هرگز در امور جاری جهان مداخله نمی کند و مسلماً هيچ علاقه ی خاصی به
امور بشری ندارد. همه-خداانگار اصلاً اعتقادی به خدای Ùراطبيعی ندارد، اما واژه ÛŒ خدا را همچون متراد٠با
جنبه ÛŒ معنوی طبيعت، يا کيهان، يا قانونمندی Øاکم بر امور جهان به کار Ù…ÛŒ برد. Ùرق دئيست با تئيست اين است
Ú©Ù‡ خدای دئيستی دعاها را اجابت نمی کند، علاقه ای به معاصی Ùˆ اعتراÙات ندارد؛ نمی خواند Ùˆ نمی انديشد Ùˆ با
معجزات بالهوسانه در کار جهان مداخله نمی کند. Ùرق دئيست با همه-خداانگار اين است Ú©Ù‡ خدای دئيست ها نوعی
هوش کيهانی است، و برخلا٠خدای همه-خداانگاران، متراد٠استعاری يا شاعرانه ای برای قوانين يا جهان
نيست. همه-خداانگاری، آتئيسم جلازده است؛ دئيسم، تئيسم رنگ Ùˆ رو رÙته است.
به قوت Ù…ÛŒ توان Ú¯Ùت Ú©Ù‡ جملات قصار انشتين مانند "خدا ظري٠است اما بدانديش نيست" يا "خدا تاس نمی ريزد"
يا "آيا خدا در Ø¢Ùرينش جهان گزينه های ديگری هم داشت؟" همه-خداانگارانه هستند، نه دئيستی، Ùˆ مسلماً نه
خداباورانه. بايد "خدا تاس نمی ريزد" را چنين تعبير کرد که "کتره ای بودن در ذات امور نيست." معنای ""آيا
خدا در Ø¢Ùرينش جهان گزينه های ديگری هم داشت؟" اين است Ú©Ù‡ "آيا جهان Ù…ÛŒ توانست به گونه ÛŒ ديگری آغاز
شود؟" انشتين "خدا" را صرÙاً به معنای استعاری Ùˆ شاعرانه به کار Ù…ÛŒ برد. هاوکينگ هم همين طور، Ùˆ نيز اغلب
Ùيزيکدان های ديگری Ú©Ù‡ به زبان استعاری دينی Ù…ÛŒ لغزند. پل ديويز در کتاب ذهن خدا 26 ØŒ ميان همه-خداانگاری
انشتينی Ùˆ نوعی دئيسم مبهم در نوسان است â€" کتابی Ú©Ù‡ به پاسداشت آن جايزه ÛŒ تمپلتون را درياÙت کرد (اين
جايزه مبلغ هنگÙتی است Ú©Ù‡ هرساله بنياد تمپلتون اهدا Ù…ÛŒ کند، Ùˆ معمولاً به دانشمندانی داده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ Øاضر اند
ØرÙهای دلپسندی درباره ÛŒ دين بزنند).
اجازه دهيد دين انشتينی را در يک نقل قول ديگر از خود او خلاصه کنم: " دينداری همانا درک اين نکته است که
چيزی Ùراسوی همه ÛŒ چيزهای تجربه پذير هست Ú©Ù‡ ذهن ما نمی تواند دريابد Ùˆ زيبايی Ùˆ ظراÙت اش تنها به طور
غيرمستقيم و به سان تأملی ضعي٠بر ما ظاهر می شود. به اين معنا من ديندارهستم." به اين معنا من هم ديندار
هستم، با اين تبصره Ú©Ù‡ "نمی تواند دريابد" به معنای اين نيست Ú©Ù‡ "تا ابد درنياÙتنی است". اما من ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ù…ÛŒ دهم
دَم از دينداری نزنم تا موجب سوءتÙاهم نشود. اين به Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ø¯ÙŠÙ†Ø¯Ø§Ø±ÛŒ يا مذهبی بودن، به شدت سوءتÙاهم
برانگيز است زيرا "دين" در نظر قاطبه ÛŒ مردم اشاره به "Ùراطبيعت" دارد. کارل ساگان اين نکته را به خوبی
بيان Ù…ÛŒ کند: "... اگر معنای "خدا" اين باشد Ú©Ù‡ ÙŠÚ© دسته قوانين Ùيزيکی بر جهان Øاکم است، پس مسلماً خدا
وجود دارد. اما چنين خدايی از نظر عاطÙÛŒ راضی کننده نيست ... دعا کردن به درگاه قانون گرانش چندان کار
معقولی نيست."
جالب اينکه عاليجناب دکتر Ùولتون جی. شين، استاد دانشگاه کاتوليک آمريکا، اين نکته ÛŒ مورد نظر ساگان را
پيشگويی کرده بود. او در دهه ÛŒ 40 در بخشی از Øمله ÛŒ تند Ùˆ تيزش به انشتين به خاطر انکار خدای شخص
وار، به Ù†ØÙˆÛŒ طعنه آميز Ù…ÛŒ پرسد Ú©Ù‡ آيا کسی Øاضر است زندگی خود را وق٠کهکشان راه شيری کند؟ ظاهراً
cosmic ] او Ù…ÛŒ انديشيده Ú©Ù‡ ايرادی به انشتين گرÙته است، Ùˆ نه به خود، چون Ù…ÛŒ اÙزايد: " اين دين کيهانی
اضاÙÙ‡ دارد. 27 البته باورهای انشتينی اصلاً خنده دار نيست. با اين Øال ‘s’ تنها ÙŠÚ© عيب دارد: ÙŠÚ© [religion
من آرزو دارم Ú©Ù‡ Ùيزيکدان ها از کاربرد واژه ÛŒ خدا به اين معنای خاص استعاری پرهيز کنند. خدای استعاری يا
ÙˆØدت وجودی٠Ùيزيکدانان با خدای مداخله جو، معجزه پرداز، Ùکرخوان، سزا دهنده ÛŒ گناهان، Ùˆ اجابت کننده ÛŒ
دعا Ú©Ù‡ منظور انجيل، کشيشان Ùˆ ملÙ'اها Ùˆ خاخام ها Ùˆ زبان متعارÙÛŒ است از زمين تا آسمان Ùرق دارد. خلط عمدی
اين دو Ù…Ùهوم، به نظر من، مصداق بارز خيانت روشنÙکری است.
Richard Dawkins
Reza Tareghian <tareghian61@
با سلام
http://www.liveyourquest.com/ 1-E_einstein. html
http://www.slideshare.net/targetseo /albert-einstein -does-evil- exists/
http://www.hbingham.com/religion/ evil.htm
البته نظرات مختلÙÛŒ در مورد عقاید مذهبی انیشتین وجود دارد Ú©Ù‡ من این بخش از سایت ویکی پدیا را Ù…ÛŒ آورم
Religious views
The question of scientific determinism gave rise to questions about Einstein's position on theological determinism, and whether or not he believed in a God. In 1929, Einstein told Rabbi Herbert S. Goldstein "I believe in Spinoza's God, who reveals Himself in the lawful harmony of the world, not in a God Who concerns Himself with the fate and the doings of mankind."[51] In a 1950 letter to M. Berkowitz, Einstein stated that "My position concerning God is that of an agnostic. I am convinced that a vivid consciousness of the primary importance of moral principles for the betterment and ennoblement of life does not need the idea of a law-giver, especially a law-giver who works on the basis of reward and punishment."[52] Einstein also stated: "I have repeatedly said that in my opinion the idea of a personal God is a childlike one. You may call me an agnostic, but I do not share the crusading spirit of the professional atheist whose fervor is mostly due to a painful act of liberation from the fetters of religious indoctrination received in youth." He is reported to have said in a conversation with Hubertus, Prince of Löwenstein-Wertheim-Freudenberg "In view of such harmony in the cosmos which I, with my limited human mind, am able to recognize, there are yet people who say there is no God. But what really makes me angry is that they quote me for the support of such views."[53] Einstein clarified his religious views in a letter he wrote in response to those who claimed that he worshipped a Judeo-Christian god: "It was, of course, a lie what you read about my religious convictions, a lie which is being systematically repeated. I do not believe in a personal god and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it."[53][54] In his book The World as I See It, he wrote: "A knowledge of the existence of something we cannot penetrate, of the manifestations of the profoundest reason and the most radiant beauty, which are only accessible to our reason in their most elementary formsâ€"it is this knowledge and this emotion that constitute the truly religious attitude; in this sense, and in this alone, I am a deeply religious man."[55]Einstein published a paper in Nature in 1940 entitled "Science and Religion" which gave his views on the subject.[56] He says that: "a person who is religiously enlightened appears to me to be one who has, to the best of his ability, liberated himself from the fetters of his selfish desires and is preoccupied with thoughts, feelings and aspirations to which he clings because of their super-personal value … regardless of whether any attempt is made to unite this content with a Divine Being, for otherwise it would not be possible to count Buddha and Spinoza as religious personalities. Accordingly a religious person is devout in the sense that he has no doubt of the significance of those super-personal objects and goals which neither require nor are capable of rational foundation … In this sense religion is the age-old endeavour of mankind to become clearly and completely conscious of these values and goals, and constantly to strengthen their effects." He argued that conflicts between science and religion "have all sprung from fatal errors." "[E]ven though the realms of religion and science in themselves are clearly marked off from each other" there are "strong reciprocal relationships and dependencies … science without religion is lame, religion without science is blind … a legitimate conflict between science and religion cannot exist." In Einstein's view, "neither the rule of human nor Divine Will exists as an independent cause of natural events. To be sure, the doctrine of a personal God interfering with natural events could never be refuted … by science, for [it] can always take refuge in those domains in which scientific knowledge has not yet been able to set foot." (Einstein 1940, pp. 605â€"607)In a letter to Eric Gutkind in 1954 Einstein said: "The word God is for me nothing more than the expression and product of human weaknesses, the Bible a collection of honorable, but still primitive legends which are nevertheless pretty childish."[57]His friend Max Jammer explored Einstein's views on religion thoroughly in the 1999 book Einstein and Religion: Physics and Theology.[58]
اگر دوستان منابع بهتری دارند خوشØال Ù…ÛŒ شوم Ú©Ù‡ در اختیار بنده قرار دهند
--- On Sun, 6/29/08, mohsen mohadesi <mohsen29343@yahoo.com> wrote:
From: mohsen mohadesi <mohsen29343@yahoo.com>
Subject: Re: [farsibooks] Fwd: Fw: یا شیطان وجود دارد؟
To: farsibooks@yahoogroups.com
Date: Sunday, June 29, 2008, 2:23 PM
دوست Ù…Øترم سلامجواب این نوشته بماند ØŒ Øالا یک سوال دارم ØŒ Ù…ÛŒ شود منبع موثق این نقل قول را ذکر بÙرمائید ØŸ
--- On Sat, 6/28/08, Reza Tareghian <tareghian61@ yahoo.com> wrote:From: Reza Tareghian <tareghian61@ yahoo.com>
Subject: [farsibooks] Fwd: Fw: یا شیطان وجود دارد؟
To: "Iman Alavi" <iman.alavi@yahoo. com>
Date: Saturday, June 28, 2008, 11:07 PM
--- On Wed, 6/18/08, amir hossein abdulmajid <abdulmajid1981@ gmail.com> wrote:
From: amir hossein abdulmajid <abdulmajid1981@ gmail.com>
Subject: Fwd: Fw: یا شیطان وجود دارد؟
To: "mina afshar" <mina_afshar2003@ yahoo.com>, "Dariush Alimohammadi" <webliographer@ gmail.com>, "Shima M" <shmoradi@gmail. com>, "hojjat shojaee" <hojjat.shojaee@ gmail.com>, "ebrahim yussefi" <ebrahim.ebilib@ gmail.com>, eshb88@gmail. com, "farshid danesh" <farshiddanesh@ gmail.com>, "faramarz" <faramarzsohili@ gmail.com>, "fatmeh baji" <fbaji245@googlemail .com>, "Fatemeh Pazooki" <pazooki.f@gmail. com>, nazi_4468@yahoo. com, "kazem kamali" <kazemlib@gmail. com>, "Mohsen Haji Zeinolabedini" <zabedini@yahoo. com>, mansooria@gmail. com, "Mohammad Ganji" <mhd.ganji@gmail. com>, reza.beglou@ gmail.com, "amir reza" <aasnafi@gmail. com>, "Reza Tareghian" <tareghian61@ yahoo.com>, "Vera Rashidi" <vera_faith2004@ yahoo.com>
Date: Wednesday, June 18, 2008, 5:02 AM
---------- Forwarded message ----------
From: maryam moradi <msaees@gmail. com>
Date: 2008/6/18
Subject: Fwd: Fw: یا شیطان وجود دارد؟
To: amir hossein abdulmajid <abdulmajid1981@ gmail.com>, hafez hassanzadeh <hafezhassanzadeh60@ gmail.com>, robabeh maddahi <maddahi.robabeh@ gmail.com>, Rasool Zavaraqi <rasoolzavaraqi@ gmail.com>, rshahbaz@gmail. com
---------- Forwarded message ----------
From: sara ganjian <s_ganjian@yahoo. com>
Date: 2008/6/17
Subject: Fw: یا شیطان وجود دارد؟
To: Maryam Moradi <msaees@gmail. com>
--- On Tue, 6/17/08, farsad fardin <farsad20052006@ yahoo.com> wrote:
From: farsad fardin <farsad20052006@ yahoo.com>
Subject: یا شیطان وجود دارد؟
To:
Date: Tuesday, June 17, 2008, 9:54 AM
--- On Sun, 15/6/08, lale samadi <mehrsa_l@yahoo. com> wrote:
From: lale samadi <mehrsa_l@yahoo. com>
Subject: Fw: ..::[ Bahalhaye Iran ]::.. یا شیطان وجود دارد؟
To: "mehrdad rostamzade" <dvm_rostamzadeh@ yahoo.com>, noroozi_reza@ yahoo.com, "soosan saadati" <farsad20052006@ yahoo.com>
Date: Sunday, 15 June, 2008, 11:13 AM
--- On Fri, 6/13/08, Cambys Tavakoly <cambyst@yahoo. com> wrote:
From: Cambys Tavakoly <cambyst@yahoo. com>
Subject: ..::[ Bahalhaye Iran ]::.. یا شیطان وجود دارد؟
To: usa@usa.usa
Date: Friday, June 13, 2008, 7:30 PM
یا شیطان وجود دارد؟آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد Ú¯Ùت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد Ùˆ مطابق قانون Ú©Ù‡ کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست Ùˆ پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند Ú©Ù‡ عقیده به مذهب اÙسانه Ùˆ خراÙÙ‡ ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد Ùˆ Ú¯Ùت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این Ú†Ù‡ سوالی است البته Ú©Ù‡ وجود دارد. آیا تا کنون Øسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان Ú¯Ùت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون Ùیزیک چیزی Ú©Ù‡ ما از آن به سرما یاد Ù…ÛŒ کنیم در Øقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا Ø´ÛŒ را میتوان مطالعه Ùˆ آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. Ùˆ گرما چیزی است Ú©Ù‡ باعث میشود بدن یا هر Ø´ÛŒ انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صÙر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون Øیات Ùˆ بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیÙÛŒ داشته باشد خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد Ú¯Ùت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در Øقیقت نبودن نور است. نور چیزی است Ú©Ù‡ میتوان آنرا مطالعه Ùˆ آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استÙاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختل٠شکست Ùˆ طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار Ú©ÙˆÚ†Ú© نور دنیایی از تاریکی را Ù…ÛŒ شکند Ùˆ آنرا روشن Ù…ÛŒ سازد. شما چطور Ù…ÛŒ توانید تعیین کنید Ú©Ù‡ یک Ùضای به خصوص Ú†Ù‡ میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ کنید این است Ú©Ù‡ میزان وجود نور را در آن Ùضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است Ú©Ù‡ بشر برای توصی٠زمانی Ú©Ù‡ نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور Ú©Ù‡ قبلا هم Ú¯Ùتم. ما او را هر روز Ù…ÛŒ بینیم. او هر روز در مثال هایی از رÙتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها Ùˆ خشونت های بی شماری Ú©Ù‡ در سراسر دنیا اتÙاق Ù…ÛŒ اÙتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
Ùˆ آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا Øداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی Ùˆ سرما. کلمه ای Ú©Ù‡ بشر خلق کرد تا توصیÙÛŒ از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است Ú©Ù‡ وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش Øاضر نبیند. مثل سرما Ú©Ù‡ وقتی اثری از گرما نیست خود به خود Ù…ÛŒ آید Ùˆ تاریک Ú©Ù‡ در نبود نور Ù…ÛŒ آید.نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتن
Send instant messages to your online friends http://uk.messenger .yahoo.com
This is a non-political list.
MARKETPLACE

Change settings via the Web (Yahoo! ID required)
Change settings via email: Switch delivery to Daily Digest | Switch format to Traditional
Visit Your Group | Yahoo! Groups Terms of Use | Unsubscribe
.
__,_._,___
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر