کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۷ خرداد ۱۹, یکشنبه

[farsibooks] Faribkhorde va Rahashodeh-Site Roozonline

فريب خورده و رها شده

نوشابه اميري Nooshabehamiri@yahoo.com - دوشنبه 20 خرداد 1387 [2008.06.09]

noshabehamiri.jpg

‎‏در روزنامه هاي پيش از انقلاب رسم بر اين بود که به جاي کلمه‏‎ "تجاوز" مي نوشتند "فريب". سانسور اين را مي ‏خواست. نام کسي هم که مورد تجاوز قرارگرفته بود مي شد: فريب خورده. و داستان "فريب خوردگان" سخت جذاب ‏بود؛ به ويژه آنگاه که فريبي هم در کار نبود. همان حکايت آقاي پاليزدار که هي با "تجاوز" رو به رو شده و هي به جاي ‏‏"تجاوز" نوشته: فريب!‏

و البته در دوران جمهوري اسلامي، تنها آقاي پاليزدار ـ عضو کميته تحقيق و تفحص مجلس ـ نيست که سال هاست به ‏جاي تجاوز مي نويسد "فريب". حالا ديگراني نيز به ياد آورده اند که محمود مختاري و محمد پوينده، نويسنده بوده اند، ‏نه مهدورالدم. اين به ياد آوردن هاي رو به فزوني، ناشي از بيداري وجدان هاست يا درگيري "بي" وجدان هايي که در ‏بازي حذف به يکديگر رسيده اند با همان بي رحمي؟ ‏

آن روزها از ديدن کلمه "فريب" و "فريب خورده" مي خنديديم. خبرها به طور معمول و به نقل از زنان فريب خورده ـ ‏بخوانيم زنان خياباني ـ چنين بود: "در خيابان ونک راه مي رفتم که ماشيني جلوي پايم توقف کرد. مرد جواني پشت ‏فرمان بود که مرا فريب داد. سوار ماشين او شدم و بعد خود را در جاده ورامين يافتم.. بعد او مرا فريب داد. بار اول به ‏روي خود نياوردم. بار دوم مرا به خانه دوستش برد. هر دو مرا فريب دادند. باز هم به روي خودم نياوردم. بعد با هم به ‏رستوران رفتيم و از آنجا به خانه دوست ديگر راننده. دو سه نفر ديگر هم بودند. مهماني خوبي بود؛ بعد ناگهان همه آنها ‏مرا فريب دادند..."‏

و خلاصه "فريب خورده" مي ماند و مرداني که در گوشه ديگري از شهر، يا کشور، فرياد مي زدند: فريب خورده ‏سوار مي کنيم؛ فريب خورده!‏

درست حکايت همه "پاليزدار"ها. همه آنان که سال هاست شاهد عيني و گاه شريک جرم اند و رئيس قافله و ناگهان ‏صدايشان در آمده است که: سي سال پيش سوار ماشين حکومت شدم. آقاي يزدي پشت فرمان بود که مرا فريب داد. ‏سوار ماشين او شدم و بعد خود را در دخمه واعظ طبسي يافتم.در آنجا اومرا فريب داد. به روي خود نياوردم. بعد به ‏خانه رفيق دوست رفتيم. او در آنجا همراه آقاي امامي کاشاني مرا فريب دادند. باز هم به روي خود نياوردم. بعد با هم به ‏مراسم... رفتيم. شب خوبي بود؛ روحاني. پشت همان... همه شان مرا فريب دادند...‏

حالا ما مانده ايم و "پاليزدار"ها. قرار است در شهرهاي کشور، برايمان از فجايعي بگويند که مردم يکايک مي دانند. از ‏خاک به توبره کشيده شده ايران؛ از جان هاي عزيزي که از ميانشان برداشتند که چراغ حجره خانه هاشان روشن بماند؛ ‏از نماز گزاران برهنه بر سجاده؛ از سرداران "عرق گير" بر تن و باده نوش؛ از امامان جمعه شهرهاي شکر و برنج؛ ‏از رياکاراني که در پس پرده و در خلوت همه کارهاي ديگر مي کنند؛ از...‏

و قرار است تنها تنبيه چنين دلاور مردان به خويش آمده اي هم از سه روز تا سه ماه تعطيلي باشد.چه تعطيل تابستان، ‏چه همين سه روز تعطيل هفته گذشته. و اين بازي البته که تماشاگر دارد؛ ز هر طرف شود کشته، سود است براي ‏گردانندگان اين معرکه خونين. اما....‏

اما اگر همه وابستگان رژيم گذشته، در"فريب"ها و "تجاوز"هاي حکومت شريک بودند و به همين جرم، در دادگاه هايي ‏به کوتاهي نفس، حکم مرگ گرفتند [ که بگويم نه فريب ها و نه تجاوزهايشان در اندازه هايي بود که اينک پاليزدارها ‏مي گويند و نه مکافات هايشان به حق، آنگونه که اينان را سزاست]در روزي که دير نيست، پاليزدارها و پاليزبان ها را ‏نيز سرنوشتي جز اين در انتظار نيست. اگر حکم سپهبد نصيري، مرگي بود آن چنان که مي دانيم، فلاحيان و اژه اي و ‏مرتضوي و ري شهري و... چگونه دادگاهي را بايد انتظار بکشند؟ اگر نشنيديم که فرخ رو پارسا، به قاضيان دادگاه ‏خود چه گفت؛ آيا فرصت شنيدن مدافعات وزيران آموزش و پرورشي را که حکم به تبعيد معلمان گرسنه مي دهند و حکم ‏اعدام شان را صحه مي نهند، از دست خواهيم داد؟ مدافعات وزير علومي که با پرونده هاي ساخته شده براي دانشجويان ‏مان، از اين اتاق "تمشيت" به آن اتاق "تعزير" مي رود، شنيدني نخواهد بود؟‏

و فراتر رويم؛ آيا محکوم کردن مخالفان آقاي احمدي نژاد ـ دوستي با معاويه از سر دشمني با يزيد ـ مترادف است با ‏تبرئه خود او که همين چند روز پيش، در شهر تاريخي رم، برگ ديگري بر پرونده اي افزود که ديگر چند قدمي با حکم ‏جنگ براي ميهن ما فاصله ندارد؟و باز بالاتر. آيا رهبر جمهوري اسلامي که خود بر بستن آخرين منافذ تنفسي ايران ‏صحه مي گذارد، چرا که تنها گوشه اي از فجايعي را مي گويند که اينک اشگ به چشم آقاي پاليزدار آورده، در انتظار ‏تبرئه است؟

مي گويند محمد رضا پهلوي، در اوج تظاهرات سال 57 با هليکوپتر بر فراز تهران، پرواز کرد و چون مشت هاي گره ‏کرده مردمان بديد، از همراهان پرسيد: من با اين مردم چه کرده ام؟آقاي خامنه اي! شما هم نمي دانيد با مردم چه کرده ‏ايد؟ شما نيز تفاوت "فريب" و "تجاوز" را نمي دانيد؟

باور کنيد بيش زماني نمانده است که فيلم "فريب خورده و رها شده" شمايان را نيز بسازند. از اندک فرصت باقي مانده ‏براي برخورد با "اين گروه خبيث" بهره بگيريد. اين فرصت هميشگي نيست.


__._,_.___
This is a non-political list.
MARKETPLACE

Blockbuster is giving away a FREE trial of - Blockbuster Total Access.
Recent Activity
Visit Your Group
Y! Messenger

Files to share?

Send up to 1GB of

files in an IM.

Get in Shape

on Yahoo! Groups

Find a buddy

and lose weight.

Healthy Living

Learn to live life

to the fullest

on Yahoo! Groups.

.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ