| در این که شعر یک امر کاملا شخصی است حرفی نیست ، اما این که شاعر یکسره مخالف هر گونه اظهار نظر اجتماعی باشد از آن دسته عقایدی است که خیلی جای حرف و تامل دارد . سرکار خانم مینا در افاضات خود فرموده اند که بهتر است ایشان شعر بگویند ، آقای کاوه از رساله بنویسد و (آقای ) احمدی نژاد هم ریاست جمهوری کند ، به عبارتی هر کدام کشک خودمان را بسابیم ! خوب این هم برای خود نظری است . اما بهتر است سرکار خانم شاعر ! برای خودش این سوال را مطرح کند که اینگونه تفکر در کدام دسته از مردم و یا اگر ایشان را شاعر تلقی کنیم در کدام گروه از شاعران این سرزمین رواج داشته ؟ کدام شاعر ملی ما با چنین منطقی به وادی شعر رو آورده است ؟ آیا ایشان می تواند از بین سروده های شاملو یا نیما برای ما مثالی بیاورد که ایشان گفته باشند بگذار ما شعر خودمان را بگوئیم و رضا شاه هم پادشاهی کند . آیا جنابعالی موردی را سراغ دارید که حافظ گفته باشد بگذار من شعر خودم را بگویم ، فقیه و واعظ ریاکاری خودشان را بکنند و تیمور نیز به قتل عام مردم مشغول شود و بهتر است به همدیگر کاری نداشته باشیم ؟ اینگونه منطق عافیت طلبانه را فقط در فرهنگ منحط کوچه و بازار این ملت می توان یافت که در مثلها و تکیه کلام های فرصت طلبانه بیان می شود مواردی چون " آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه " یا " درختی را که نمی توان برید بهتر است زیر سایه اش بنشینی " . سرکار خان مینا ! نمی خواهم به تحلیل شعر گونه شما بپردازم چرا که این را حق شما می دانم که برای همخوابگی خود شعر عاشقانه (سکسی) بگوئید اما ! جنابعالی نمی توانید برای اینکه خواب تاریخی و همیشگی تان آشفته نشود به دیگران بگوئید هیچ کس را از خواب بیدار نکنند .
From: hamid jallayerian <h_jallayerian@ |
Change settings via the Web (Yahoo! ID required)
Change settings via email: Switch delivery to Daily Digest | Switch format to Traditional
Visit Your Group | Yahoo! Groups Terms of Use | Unsubscribe
__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر