کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

[farsibooks] Re: رابین هود دوران کودکیمون، چقدر خوب بود

 



سلامی چو بوی خوش آشنایی
!به لیست افراد و حسابهای بانکی و ارقام موجود در حسابهاشون توجه کنید 
 من در حیرتم که این افراد  مگه وجدان ندارند؟ چطور حاضرند اینهمه بدبختی ملت رو ببینند، در سرمای زمستون بچه های فال حافظ فروش رو ببینند، پیرزنها و پیرمردانی که در سرمای زمستون چند جفت جوراب در دستشون کنج خیابونها کز کرده اند و منتظرند یکی بیاد ازشون یه جوراب بخره تا بتونند شام داشته باشند، یا دخترهای جوان را...چند روز پیش خودم به چشم خودم دیدم که یک دختر جوان و اتفاقا" خیلی هم خوشگل در سر چهارراه باغ فیض (اتوبان اشرفی اصفهانی) هربار چراغ قرمز میشد میامد مقابل ماشینها و در دستش یک جعبه بیسکویت و کیک بود، از راننده و بخصوص اگه سرنشین خانم در اتومبیل بود، خواهش میکرد ازش بیسکویت یا کیک بخرند و میگفت : مادرم مریضه و احتیاج به پول برای داروهاش دارم
من در ذهنم تصور کردم که این دختر جوان تا شب چقدر میتونه پول جمع کنه مگه؟ و بعد در ذهنم تجسم کردم حوادثی را که بارها و بارها پیش اومده: اینکه بهرحال امروز یا فردا یا چند روز دیگه یه رانندهء پست فطرت پیدا میشه و دختر را فریب میده و به هوای پول درشت و کلان از او سوء استفاده میکنه
بعد باز یاد افرادی افتادم که قبلا" باهاشون برخورد کرده بودم. دخترانی شبیه همین دختر. یا به خودفروشی کشیده شدند. یا معتاد شدند یا در زندان افتادند و در زندان شگردهای زیرکانه تری را برای ارتکاب جرم آموختند.....خلاصه یاد خیلی ها افتادم. نهایتا" یاد مرد درشت هیکلی افتادم که با بنز آخرین سیستمش صبحهای زود میومد و زنهای چادری و شلخته ای رو در چند نقطه از میدان بهارستان پیاده میکرد. هر کدوم از زنها یک گوشه ای در منطقه و بخصوص در پیاده روی نزدیک پارک (فضای سبز میدون بهارستان) مینشستند و یک مقوا یا یک کاسه، روی زمین قرار داده و درخواست پول از مردم میکردند. هر چند ساعت یکبار پولهای درشت و جمع شده را مخفی میکردند و باز از نو....آخرهای شب همون بنز، برمیگشت و زنها رو سوار میکرد و میبرد
هیچوقت هم چهرهء اون خانمهای چادر سیاه رو ندیدم چون چادر را بقدری پایین میکشیدند که اصلا" صورتشون معلوم نمیشد و مطمئن هم نیستم که حتما زن بودند، میتونستند مردان ظریف و لاغری باشند! کی میدونه!؟
اما باز هستند زنهایی که یک بچهء خواب آلود را در برابرشون کف پیاده رو پهن میکنند، بچهء دو ساله طفلک رو زمین داغ تابستون یا زمین سرد و یخ پاییز و زمستون بدون هیچ احساسی از گرما و سرما، از صبح تا شب خواب و گاه فقط غلتی و آهی، با رنگ و رویی برنگ کبود و قهوه ای و لباسهایی کهنه و کثیف، دراز به دراز اونجا افتاده بود، و مادرش یا (اون خانم ) هر کسی که بود بابت این بچهء معصوم پول جمع میکرد
حالا افرادی که  کلاهبرداری میکنند، من نمیتونم بفهمم که چطوری این پولها رو خرج میکنند و آیا چطور وجدانشون قبول میکنه که این مبالغ سنگین رو در بانکها انبار کنند؟ آخه وجدان ندارند مگه؟
 مقامات حکومتی جمهوری اسلامی که این وجوه کلان و سرسام آور میلیارد دلاری رو در بانکهای خارج در حساب شخصی خود ذخیره کرده اند...مگه خانواده و زن و بچه ندارند؟ چرا خانواده هاشون هیچ اقدامی نمیکنند؟ آخه مگه یه آدم چند سال عمر میکنه که بتونه اینهمه پول رو خرج کنه؟ میخوان چکار؟ چطور یک ملت هفتاد ملیون نفری رو بدبخت میکنند تا میلیاردها دلار در پس اندازشون ذخیره کنند؟
من واقعا" نمیتونم درک کنم...یادش بخیر بچگیامون. من یادمه نوروز بود زمان شاه عزیز که هنگام آغاز برنامه ها سرود ملی پخش میشد، تازه تلویزیون خریده بودیم و مارکش هم بلر، ازون تلویزیونهای چوبی که چهار تا پایه داشت. خیلی با کلاس و خوشگل بود. مثل کمد و بوفه در و قفل هم داشت. بهرحال خیلی ناز بود. یادمه کارتون رابین هود را در ایام عید پخش کرد. من از همونجا عاشق رابین هود شدم. از صدا و قیافه و تیپ رابین هود و بخصوص از کارهاش خیلی خوشم اومده بود. میرفت دزدی میکرد! اما دزدیهاش از ثروتمندان بود برای فقرا. نه فقط از شیر (سلطان) و مار (وزیر) ، بلکه از کشیش و کلیسا هم دزدی میکرد! و بعد اون پولهارو میبرد میداد به فقرای گرسنه و بی لباس و بی خانه و کاشانه
من در عالم بچگی عاشقانه رابین هود را دوست داشتم. بسکه ساده بودم (برعکس الان) با خودم میگفتم که: بزرگ که شدم با رابین هود عروسی میکنم
بله! تنها آرزوی دوران کودکی من این بود که با رابین هود عروسی کنم و اصلا" نمیدونستم که با یک شخصیت کارتونی نمیشه عروسی کرد! و حتی نمیدونستم که آدم نمیتونه با روباه عروسی کنه! فقط در ذهنم این بود که خیلی دوستش داشتم و میخواستم با رابین هود زندگی و همکاری کنم و همیشه با هم باشیم
در ضمن...در کارتون رابین هود، یه دختره( اونم روباه) بود که در کاخ زندگی ، و اغلب در چمن و حیاط کاخ، تنیس بازی میکرد و رابین هود اونو خیلی دوست داشت و اون روباه دختر زیبا هم، گویا روبین هود را دوست داشت، من از این موضوع خیلی عصبانی میشدم و به اون دختر حسودیم میشد
looooool
بهرحال که زندگی واقعی با کارتون از نظر من زیاد فرقی نداره  ولی حیف که زن این آقایان دزد ملی، همسران این مقامات حکومتی جمهوری اسلامی، هیچ احساس همدردی با ملت ندارند. اگر ذره ای وجدان و شرافت انسانی داشتند، اگر ذره ای عاطفهء زن بودن داشتند، برای دختران جوان خیابانها. برای پسران جوان بیکار یا معتاد. برای مادران و پدران بیمار فقیر که هزینهء درمان ندارند، برای خانواده های بی سرپناه آلونکهای رباط کریم و شهریار و جاهای دیگه، دل میسوزاندند
کجا رفته عواطف؟ کجا رفته احساسات پاک؟ کجا رفته مهر انسانی؟ کجا رفته حتی غرور یاری رساندن یک غنی به فقرا؟
یک دایی داشتم، خدا بیامرزدش (اگر خدایی هست) این دایی من نقاش ساختمان بود. هر بار که کار تازه ای پیدا میکرد، کلی از دستمزد کارش رو به چند تا خانوادهء فقیر میداد. براشون برنج و روغن و قند و گوشت و مرغ و حتی لباس میخرید. اگرچه خودش هم خانواده داشت، اما به مردم فقیر کمک میکرد. شادروان دایی عزیز و محبوب من، گاهی سرکی میزد به میخانه ها. آخه آخرای زمان شاه بود و کافه ها شرابی داشتند و عرقی
بعضی از فامیلهای کوردل ما، وقتی میفهمیدند داییم به میخانه رفته، شروع میکردند پشت سرش چرندیات گفتن، و کارهای خوبشو نمیدیدند. کمکهاشو نادیده میگرفتند. بسکه احمق بودند! میگفتند که: فلانی ماه گذشته فلان شب فلان ساعت در مشروب فروشی بوده! در حالیکه خب! دایی من درسته که مشروب میخورد اما یه مرد واقعی و با شرافت و کمکرسان و یاریگر بود. حتی اینکه به خانوادهء فقرا کمک میرسوند رو خودش همیشه انکار میکرد یا حاضر نمیشد توضیح بده، این موضوع در طول زمان و بعد از چند سال، از طریق همون خانواده های فقیر، بگوش بقیه رسیده بود. دایی عزیز من، خیلی مرد خوبی بود و حیف شد که از دنیا رفت. از دنیا رفتنش هم بر اثر سکتهء مغزی بود. در حین کار و رنگ کردن اتاق یک خانه، دچار سکتهء مغزی شد و از نردبان به پایین افتاد و فوت کرد. اما مطمئنم که الان روحش در یک کالبد دیگه  داره زندگی میکنه و همچنان داره به فقرا و آدمای محتاج و نادار کمک میرسونه. من معتقد به تناسخ هستم و مرگ را بمعنای پایان قبول ندارم. کمااینکه خودم زندگی های قبلیمو تا حدودی یادمه
بگذریم.....به مطالب زیر توجه کنید. این بهانهء نوشتن خاطرهء من بود....و اینم بگم که من هنوز عاشق رابین هودم. البته عاشق همون رابین هود کارتونیه، نه فیلم سینماییش
اون رابین هود کارتونیه خیلی برام عزیز و مقدسه و حیف که دیگه کارتونش رو پخش نمیکنند. چند سال پیش هم که پخش کردند کلی از داستان رو سانسور کرده بودند، منم بقیه شو نگاه نکردم، من رابین هود رو بدون سانسور دوست داشتم و دوست دارم
با پوزش از اینکه وقتتونو گرفتم. بهرحال گاهی پیش میاد که دلم میخواد از زندگیم و احساساتم براتون بنویسم. حتی همین چند خط
فقط دارم به این فکر میکنم که : کارتونهای پیش از سال 57، کتابهای مدرسهء پیش از سال 57 و خیلی امور پیش از سال 57 به ما درسهای خوبی از انسانیت ، وجدان و شرافت می آموخت،الان چی؟ در کتابها و در برنامه های تی وی چی هست بجز بدآموزیها و همش نکات منفی! قبرستان و مرگ و میر و خیانت و دروغ و حقه بازی و بی وجدانی و ریاکاری و تبلیغ اعتیاد و عزادری و شارلاتان بازی آخوندهای فاسد و فیلمها و اخبار سانسور شده و دائم غرض ورزی و پلیدی حتی در فیلمهای خانوادگی و گاه عاشقانه!؟
پیروز و تندرست باشید
به امید آزادی ایران از شر غارتگران سرمایه های مادی و معنوی ملت ایران بنفع استثمارگران
این آخوندها و غیر آخوندهای وابسته به حکومت اسلامی که میخانه ها را بستند تا مواد مخدر رو ترویج بدهند
در میخانه ببستند ....و  ملت هم پسندید که در خانهء تزویر و ریا گشوده باشد
حالا همین ملت باید ریشهء تزویر و ریا را از بیخ بککنه و دور بندازه
با احترامی بی پایان
ستاره.تهران

 
ببینید که چقدر از ثروتهای ملت را دزدیده اند و برای رشوه دادن به مامورین جهنم که آتش کمتری براشون روشن کنه، ذخیره کرده اند!!!؟
ببینید که چرا ملت فقیر، جوانان بیکار، و بدبختی از در و دیوار میباره. حالا این فقط یه گوشهء کوچکیست که روشن شده و اعلام گردیده است
با سپاس از آقای ارشان عزیزم و امیدوارم همواره تندرست باشند
 
---------- Forwarded message ----------
From: arshan <arshan_news@yahoo.ca>
Date: 2010/1/14
Subject: اطلاعات حساب بانکی سران جمهوری اسلامی در کشورهای خارجی
To: setareh <seti.ch1@gmail.com>


اطلاعات حساب بانکی سران جمهوری اسلامی در کشورهای خارجی

منبع CNN ireport - ترجمه شده توسط سایت اشتراک
......

خلاصه گزارشی از حساب های بانکی سران جمهوری اسلامی ایران در بانک های خارج از کشور
( با تشکر ویژه از یکی از طرفداران جنبش سبز که در یکی از بانک های مالزی مشغول بکار است)

1- غلام حسین الهام: 25 میلیون دلار در دبی، 13 میلیون دلار در ترکیه، 17 میلیون دلار در سوئیس ، 0.7 میلیون دلار در بیروت
2- س.ح. پناهیان: 11 میلیون دلار در بانک اسلامی شارجه، 4 میلیون یورو در مالزی
3- مسعود کاظمی: 45 میلیون یورو در آلمان ، 2/4 میلیون دلار در دبی،
4- علی هاشمی بهرمانی : 2/5 میلیون دلار در کویت، 11 میلیون یورو در بلژیک ، 23 میلیون دلار در دبی، یک حساب نامعلوم در سوئیس
5- محمد محمدی: 12 میلیون دلار در دبی ، 17 میلیون دلار در کویت ، 8 میلیون یورو در ترکیه
6- مهدی احمدی نژاد: 18 میلیون یورو در بلژیک ، 45 میلیون یورو در سوئیس ، 14 میلیون دلار در بانک اسلامی شارجه
7- نازیه خامنه ای : 7 میلیون دلار در ترکیه، 65 میلیون یورو در آلمان ، 122 میلیون پوند در انگلیس
8- صادق محصولی : 14 میلیون یورو در امارات متحده عربی ، 24 میلیون دلار در ترکیه، 3 میلیون یورو در مالزی
9- مجتبی خامنه ای : 1 بیلیون پوند در انگلیس ( بلوکه شده ) ، 2/2 بیلیون یورو در آلمان، 766 میلیون دلار در قطر ، یک حساب نامعلوم در سوئیس
10- حسین معادیخواه: 15 میلیون دلار در کویت ، 45 میلیون یورو در اتریش، 7 میلیون دلار در امارات متحده عربی
11- عیسی کلانتری : 2/3 میلیون یورو در بلژیک ، 2/1 میلیون دلار در ایتالیا،
12- حسین طائب: 122 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 42 میلیون یورو در ایتالیا
13- مسعود حجاریان کاشانی : 92 میلیون دلار در اتریش، 7/13 میلیون دلار در قطر
14- سردار احمد وحیدی : 32 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 65 میلیون دلار در ترکیه، 122 میلیون دلار در آلمان ( بلوکه شده)
15- عباس کدخدائی : 5/2 میلیون یورو در ایتالیا، 1/7 میلیون دلار در کویت ، 32 میلیون دلار در کویت
16- مجتبی مصباح یزدی: 184 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 221 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل ، 55 میلیون یورو در اسپانیا
17- علی مصباح یزدی: 45 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 17 میلیون دلار در ترکیه، 65 میلیون پوند در بانک برکلی انگلیس، 75 میلیون دلار در آفریقای جنوبی ، 110 میلیون یورو در آلمان
18- حسین فیروز آبادی: 320 میلیون دلار در مالزی ، 65 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 103 میلیون دلار در کویت، 17 میلیون دلار در ترکیه، یک حساب نامعلوم در سوئیس
19- پرویز فتاح: 16 میلیون دلار در ترکیه، 2/5 میلیون یورو در ترکیه، 22 میلیون دلار در سوئیس
20- حسن شجونی : 5/66 میلیون دلار در دبی ، 39 میلیون دلار در کویت، 2/11 میلیون دلار در بیروت، 8 میلیون دلار در مالزی
21- ح عسگر اولادی : 172 میلیون دلار دربلژیک، 120 میلیون یورو در آلمان ، 420 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 42 میلیون دلار در ترکیه، 219 میلیون دلار در مالزی ، یک حساب نامعلوم در سوئیس
22- حسین جنتی : 288 میلیون دلار در دبی، یک حساب نامعلوم در ترکیه که به مقدار 200 میلیون دلار گارانتی شده است، 150 میلیون دلار در ژاپن، 32 میلیون دلار در مالزی
23- سکینه خامنه ای : 25 میلیون دلار در مالزی ، 14 میلیون دلار در قطر، 112 میلیون دلار در دبی
24- اسفندیار رحیم مشائی: 2/5 میلیون یورو در آلمان ، 32 میلیون یورو در ایتالیا، 41 میلیون دلار در دبی
25- ح محمدی عراقی : 4/48 میلیون دلار در دبی، 4/2 میلیون دلار در بیروت، 56 میلیون دلار در اسپانیا
26- علی اکبر ولایتی: 244 میلیون یورو در آلمان، 6 میلیون یورو در اتریش، 56 میلیون دلار در مالزی
27- محمد محمدی ری شهری : 241 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 121 میلیون دلار دردبی، 48 میلیون دلار در آلمان ، 43 میلیون یورو در ایتالیا
28- محسن هاشمی بهرمانی: 35 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 65 میلیون یورو در بلژیک
29- معصومه هاشمی ثمره: 11 میلیون دلار در قطر، 9/5 میلیون دلار در مالزی
30- علی لاریجانی: 185 میلیون یورو در اتریش، 16 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 112 میلیون یورو در مالزی
31- عباس آخوندی: 9 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 2/5 میلون دلار در بانک بیروت
32- محسن رفیق دوست: 129 میلیون دلار در بلژیک، 44 میلیون دلار در کویت، 92 میلیون دلار در مالزی
33- حمید حسینی: 30 میلیون دلار در مالزی، 82 میلیون یورو در اسپانیا
34- محمد حسینی: 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 7 میلیون دلار در کویت، 3 میلیون دلار در ترکیه، 11 میلیون پوند در انگلیس
35- محمود حسینی: 2/3 میلیون دلار در ترکیه، 4/11 میلیون دلار در کویت
36- مجتبی هاشمی ثمره: 28 میلیون یورو در اسپانیا ، 76 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 124 میلیون دلار در مالزی
37- کامران دانشجو: 76 میلیون یور در اتریش، 2/7 میلیون دلار در مالزی
38- احمدرضا رادان: 98 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 65 میلیون دلار در کویت، 121 میلیون دلار در آفرقای جنوبی
39- یداله جوانی: 22 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 5 میلیون دلار در هند، 23 میلیون یورو در پرتغال
40- غلامرضا فیاض: 65 میلیون دلار در مالزی، 9/40 میلیون دلار در کویت
41- علیرضا فیاض: 23 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 17 میلیون یورو در ترکیه، 7 میلیون یورو در ایتالیا
42- علی مبشری: 12 میلیون یورو در بلژیک ، 19 میلیون دلار در مالزی ، 42 میلیون دلار در کویت
43- محمد نقدی: 142 میلیون یورو در امارات متحده عربی، 24 میلیون دلار در امارت متحده عربی، 66 میلیون دلار در مالزی
44- فرهاد دانشجو: 3/2 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 6/5 میلیون دلار در ترکیه
45- خسرو دانشجو: 11 میلیون دلار در ترکیه، 7 میلیون دلار در جمهوری چک
46- حمید حسینی : 2/4 میلیون دلار در مالزی ، 28 میلیون دلار در امارات متحده عربی
47- محمدباقر خرازی: 120 میلیون دلار در لبنان، 86 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 42 میلیون دلار در بانک برکلی شعبه آفریقای جنوبی
48- مهدی هاشمی ثمره: 7/5 میلیون دلار در ترکیه، 44 میلیون دلار در کویت
49- حمید رسای: 62 میلیون دلار در مجارستان، 32 میلیون یورو در آلمان ، 18 میلیون پوند در انگلیس، 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی
50- حسین موسوی اردبیلی: 21 میلیون دلار در کویت، 110 میلیون دلار در امارت متحده عربی
51- علی مبشری: 7 میلیون یورو در اتریش، 4/22 میلیون دلار در امارات متحده عربی
52- حسین شریعت مداری: 225 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 54 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 65 میلیون یورو در بانک HSBC انگلیس، 156 میلیون دلار در مالزی ، 600 میلیون دلار در بانک سنت پیترزبورگ روسیه
53- حسین شاهمرادی: 56 میلیون دلار در امرات متحده عربی، 64 میلیون دلار در مالزی، 7 میلیون دلار در هند
54- کامران دانشجو: 24 میلیون دلار در ژاپن، 43 میلیون دلار در مالزی
55- داود احمدی نژاد : 55 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 48 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 8 میلیون دلار در بانک سنت پیترزبورگ روسیه
56- عبداله عراقی: 84 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 127 میلیون دلار در لبنان ، 76 میلیون دلار در مالزی، حساب محرمانه در سوئیس
57- بهاء الدین حسینی هاشمی: 45 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 80 میلیون دلار در مالزی
58- محی الدین فاضل هرندی: 52 میلیون دلار در عمان، 45 میلیون دلار در عربستان سعودی
59- احمد جنتی : 450 میلیون یورو در بلژیک ، 143 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 124 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 267 میلیون دلار در مالزی، 118 میلیون دلار در آفریقای جنوبی، یک حساب نامعلوم در سوئیس
60- علی جنتی: 35 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 155 میلیون دلار در ترکیه، 55 میلیون یورو در آلمان، یک حساب نامعلوم در سوئیس
61- حسین صفار هرندی: 38 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 20 میلیون دلار در مالزی، یک حساب نامعلوم در ترکیه
62- مرتضی رفیق دوست: 120 میلیون یورو در آلمان، یک حساب نامعلوم در سوئیس
63- م ح پارسا: 43 میلیون دلار در ترکیه، 12 میلیون دلار در مالزی
64- فاطمه عسگر اولادی: 43 میلیون دلار در قطر، 16 میلیون دلار در ترکیه
65- علی اکبر محتشمی: 125 میلیون دلار در شارجه، 85 میلیون دلار در کویت، 200 میلیون دلار در مالزی ، یک حساب نامعلوم در سوئیس
66- یاسر بهرمانی هاشمی: 22 میلیون یورو در آلمان، 12 میلیون یورو در اتریش، 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی
67- غلامعلی حداد عادل: 12 میلیون دلار در ترکیه، 4/2 میلیون دلار در مالزی، 43 میلیون دلار در امارات متحده عربی

منبع خبر: http://www.ireport.com/docs/DOC-375960#
درج شده توسط: اشتراک | در تاريخ : 1/11/2010 | مرتبط با : اشتراک |


Please forward this email to your friends
 
 



--
جمهوری اسلامی نمیخواهیم نمیخواهیم
حکومت ضد زن نمیخواهیم نمیخواهیم
********************************
Ma Hastim. setareh.Tehran







--
جمهوری اسلامی نمیخواهیم نمیخواهیم
حکومت ضد زن نمیخواهیم نمیخواهیم
********************************
Ma Hastim. setareh.Tehran


__._,_.___
This is a non-political list.
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ