کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

[farsibooks] Re: ! جمهوری اسلامی نمیخواهیم نمی خواهیم نمی خواهیم

 


با  درود

جمهوری ننگین اسلامی در نفسهای آخرش سعی دارد که تا میتواند بگیرد و بزند و بکشد و به دار بیاویزد

در حقیقت  درحال انتقام گیری پیش از مرگش است. در حال تلافی کردن نابودیش است و چون خود را رفتنی میداند میخواهد که تا میشود بکشد و نابود کند و ویران سازد. فرقی هم برایش ندارد که آبروی اسلامی که بنامش حکومت میکند بماند یا برود. البته اگر هنوز ذره ای آبرو برای اسلامش مانده باشد!

اما آنچه من میخواهم بگویم اینست که از مرز ولایت فقیه باید عبور کرد. بعنوان یکی از هواداران جنبش ملی ما هستیم، چند روز قبل پیشنهاد کردم که به سمت شعار مرگ بر جمهوری اسلامی پیش برویم و از اصل ولایت فقیه هم رد شویم. بدلایل اسرار آمیزی که شاید من بخاطر عدم آشنایی به علم سیاست و نداشتن دانش و تخصص علوم مافوق سیاسی و دیپلماتیکی! ندانستم و متوجه نشدم که چرا  هیچ استقبالی از این شعار و هدف نهایی نمیشود. و گاه تصور میکنم که مبادا هنوز در مرحلهء امید به اصلاحات نظامی اصلاح ناشدنی هستیم!؟

بعضیها میگویند که شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" همان "مرگ بر جمهوری اسلامی" است!

این باور کردنی نیست و حقیقت ندارد!

چطور ممکن است که "اصل ولایت فقیه" همان "جمهوری اسلامی" باشد؟

بهرحال باید به این نکته پرداخت که مقصد ما کجاست؟ بایستی هدف نهایی را روشن کنیم و بیش از این خود و دیگران را معطل نکنیم. اینکه به چند گروه تقسیم شده باشیم: سبز ! سبز کمرنگ! سبز پررنگ! و رنگین کمان! اینها اتلاف وقت است. کمرنگ و پررنگ و اصلاح طلب و سرنگونیخواه را کنار بگذاریم. این نظام اصلاح ناپذیرست و اصولا خودش در خود دارای تناقض و تضاد است. نظام مذهبی و دینی نمیتواند پاسخگوی نیازهای جامعه ای در عصر حاضر باشد. حکومتی بر اساس ایدئولژی مذهبی هرگز قادر نیست دمکرات و برابری خواه رفتار کند. زیرا خود دین دارای قوانین نابرابری و تبعیض است.

در این زمان که زمان ارتباطات است و فراتر از تکنولژی و اینترنت هستیم، چگونه میتوان زنان و جوانان را حاضر به تسلیم کرد؟ آنهم در رابطه با ابتدایی ترین و ساده ترین خواستها و حقوق مشروع انسانی خود؟ ملت ایران تداوم این اوضاع را تحمل نخواهد کرد.هرگز به ادامهء این اوضاع تن نخواهیم داد. بهمین دلیل است که باید هرچه سریعتر تمام سرنگونی خواهان با یکدیگر متحد شوند و بخصوص در داخل کشور همت کنند که به هدف مشترک دست یابند و بر همان مدار عمل کنند. قرار نیست که  هر ده سال یک چنین حرکتی سرکوب شود و باز یک دهه دیگر تا بخواهد جان بگیرد باز سرکوبش کنند! این بار قیام بسمت انقلاب خواهد رفت و این غیر قابل اجتناب است.

پس بهترست برای پیشگیری از اتفاقات و حوادث نابخردانهء سال 57 که مردم نادانسته و بدون آگاهی و شناخت، به "جمهوری اسلامی" رای آری دادند، از هم اکنون ذهنها روشن باشد که  در نهایت خواستار حکومتی با چه ویژگیهایی هستند؟

البته منظورم اصلا" و ابدا" " نام نوع نظام نیست"! چون همین مسئلهء " نام نظام" 30 سالست که آفت جان مبارزات خارج از کشور گشته و همه دچار انشعاب و تقسیم بندیهای مختلف شده اند. جمهوری دمکراتیک! جمهوری سوسیالیستی! جمهوری شورایی! حکومت کارگری! پادشاهی سلطنتی! پادشاهی مشروطه!  و در دل هر کدامشان باز شاخه شاخه هایی هست که مغز آدم سوت میکشد که چه وقت فرصت کردند تا اینهمه انواع نظام سیاسی اختراع کنند!

بهرحال منظور من اینست که به مردم آگاهی داده شود تا خواسته هایشان را بشناسند و به حق و حقوق خود واقف شوند . زمانی که ما بدانیم دقیقا" چه میخواهیم محکمتر و قویتر عمل میکنیم. اما چنانچه مثل حالا بطور مشخص نمیدانیم چند درصدمان اصلاح طلبیم و چند درصدمان کل نظام را نمیخواهیم و اینکه اصولا" خود آنهایی که مخالف کل حاکمیت جمهوری اسلامی هستد باز نمیدانند که چه پیش خواهد آمد. و گویا این موج و طوفانیست که بطور طبیعی قرارست رخ دهد و ما حق دخالت و تعیین تکلیف نداریم!

این اشتباه محض است. کلی گویی و عدم تعیین هدف غایی، منجر به اشتباه مکرر میشود. همانند سال 57، باز کسی یا کسانی از گرد راه میرسند و انقلاب را میدزدند!!!

منظور من بیشتر به مردم داخل کشور است که تا حد زیادی از جنجال انواع جمهوری و انواع پادشاهی بدور هستند و  خواستهء شان تغییر حکومت است اما علم و آگاهی به آنچه واقعا" برای جایگزین نمودن خواستارش هستند، ندارند.

اگرچه در بسیارینکته ها نمیتوان سال 57 را با اینزمان مقایسه کرد، اما در کل شبیه همند. سال 57 خود یک اشتباه تاریخی بزرگ و یک جنایت بی سایقه در حق ملت ایران بود بوسیلهء خود ملت!

زیرا مردمی بدون اطلاع از ماهیت جمهوری اسلامی، ماهها در خیابانها فریاد زدند و شعار دادند که : استقلال. آزادی. جمهوری اسلامی!

اما نمیدانستند جمهوری اسلامی دارای چه مشخصه هاییست و آیا اگر میدانستند در 12 فروردین 58 "رای آری" به صندوق میریختند؟

در ضمن نظام جمهوری اسلامی، در مجموع بیش از 30 سال است که غیر قانونی و نامشروع است و بدون مشروعیت در حال اعمال قدرت است چرا که در فروردین 57 هیچ گزینهء دیگری نبود! مردم در عمل انجام شده قرار گرفته بودند، بعد از آنهمه کشته هایی که دادند ( در طول سالها: چریک فدایی و مجاهد و  بقیهء مخالفین رژیم پادشاهی)، و بعد از آنهمه کشته های خیابانی در همان سال 57 (تعدادش را کاری ندارم. بقول دوست عزیز کمونیست من: جان انسانها کیلویی نیست که بگوییم کم کشته شدند یا زیاد) ، بهرحال تودهء مردم، تحت تاثیر حوادث آنزمان فریادها  زدند و مجسمه ها  بزیر کشیدند، و خمینی  را  از فرودگاه تا بهشت زهرا مشایعت کردند، در نهایت بدون هیچگونه آگاهی و اطلاع از ماهیت نوع  نظام جمهوری آنهم از نوع اسلامی اش، در برابر این رای گیری : "جمهوری اسلامی آری – نه" قرار گرفتند! و چارهء دیگری نداشتند جز "آری گفتن"! در واقع انتخابات فروردین 58 یک شیادی و حقه بازی بزرگ تاریخ معاصر ایران بود.

من بچه بودم اما آنروز را بخاطر دارم که مادر و پدرم شناسنامه هایشان را برداشتند و به محل انتخابات که مدرسه ای پسرانه بود رفتند، هیچکدام، نه پدرم ، نه مادرم و نه هیچیک از اقواممان و نه حتی همسایه های ما نمیدانستند که جمهوری اسلامی یعنی چه؟ و هیچ رای و گزینهء دیگری هم نبود،  رای "نه" نوشتن هم شاید بنوعی کسر شان حساب میشد! من نمیدانم. چون بچه بودم و سوال هم نکردم. هیچگاه از هیچکس هم نپرسیدم که 30 سال پیش چرا رای آری دادی؟ اما بهرحال همه رای آری داده بودند! حالا  همه پشیمانند و  بجز وابستگان نزدیک به حاکمیت، هیچکس این نظام پلید خونین را نمیخواهد! نظامی که از ابتدا مبتنی بر دروغ و کلک بوده است. انتخاباتش زمانی میتوانست قانونی قلمداد شود که اگر مردم پادشاهی نمیخواستند لااقل بجز جمهوری اسلامی، جمهوری دیگری هم باشد!

بهرحال من باز پیشنهادم را تکرار میکنم.

 یک: از شعارهای "ولایت فقیه" و "خامنه ای" باید عبور کرد و به کل سیستم پرداخت

حال چنانچه کلمهء "مرگ" هم "ایرانی" نیست و تاثیر منفی دارد، میتوان از کلمهء "نابود باد" استفاده نمود! یا از شعار جایگزینی حکومت ، در سطح وسیع استفاده نمود. یعنی شعاری بجای "جمهوری ملعون اسلامی" بکار برد که نماد مخالفت با کل نظام باشد.

دو: خیابانها را باید در دست داشت. فراموش نکنید که "برنده کسی است که خیابانها را در دست دارد و بر شهرها مسلط است"

سه: قیام میلیونی مسالمت آمیز و سبز مردم، بسوی سرخی پیش میرود. اما قرار نیست از کشته ها پشته بسازیم! قرار نیست هر روز شاهد دستگیریها و اعدامها باشیم و فقط پتیشن پشت پتیشن امضا شود و سازمان ملل و حقوق بشر هیچ اقدام عملی نکند!

باید چاره جوییها نمود و تدابیر لازم را داشت تا یکسره بساط اینهمه بازداشت و قتل و جنایت و اعدام را برچید.

امروز از دوستی شنیدم که صبح روز شنبه در شیراز قرارست یکی از بچه های جنبش ملی ما هستیم اعدام شود. از صحت این خبر بی اطلاعم. اما مگر ما در این 19 ماه چه کرده بودیم و چه گفته بودیم؟ مگر خواستهء ما چه بود بجز اینکه گفتیم: "ما هستیم"! و خواسته ملت ایران چیست بجز قدری نفس کشیدن در هوای پاک و سالم؟ بس نیست 30 سال استرس و مشکلات و نکبت و ویرانی؟ بس نیست اینهمه معتاد و فاحشه و بچه های طلاق و کودکان کارتون خواب و جوانان تحصیلکردهء بیکار؟

در این هفت هشت ماه اخیر مگر ملت ما چه گفت و چه خواست که اینگونه خونشان ریخته شد و مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفتند؟ آیا حکومت جمهوری اسلامی بوسیلهء ملت 30 سال پیش ایران با همان رای های "آری"  بر سر کار نیامد؟ خب! حالا همین ملتند با دو برابر جمعیت سال 57، که "حکومت ایرانی و نه اسلامی" میخواهند! آیا این حاکمان جنایتکار همچنان  بزور میخواهند بر ما حکومت کنند؟

پس یکصدا فریاد بزنیم و اعلام کنیم که ما رای خود را پس میخواهیم! اما نه رای مان به موسوی یا کروبی را، بلکه رای "آری " 30 سال قبل را

نابود باد جمهوری پلید اسلامی

ما هستیم

تا نفس هست ما هستیم

با آرزوی آزادی و آبادی  ایران و داشتن ملتی که در نگاهش خوشبختی موج بزند

در اهتزاز باد پرچم شیر و خورشید نشان بر بلندای نیلی آسمان ایران

با مهر بی پایان

ستاره.تهران   

  

--
جمهوری اسلامی نمیخواهیم نمیخواهیم
حکومت ضد زن نمیخواهیم نمیخواهیم
********************************
Ma Hastim. setareh.Tehran


__._,_.___
This is a non-political list.
.

__,_._,___

هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ