کتاب های فارسی - آرشیو این وبلاگ در پایین صفحه قرار دارد

stat code

stat code

۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

[farsibooks] دو داستان از روحانی اصلاحات

چندی پیش کتاب خاطرات آیه الله منتظری را از طریق سایت اینترنتی ایشان دانلود کردم تا مطالعه کنم.

الحق که این کتاب حاوی نکات بدیعی است که می تواند چراغ راهی باشد برای روحانیت شیعه تا راه را از بیراهه تشخیص دهند.

بدون آن که حاشیه روم قسمتی از کتاب خاطرات آیه الله منتظری را که تحت عنوان"دو داستان عبرت آموز"منتشر شده است در وبلاگ قرار می دهم .

 باشد که مورد استفاده قرار گیرد.

دو داستان عبرت آموز

ببينيد حوزه هاي علميه ما چه قم چه نجف هميشه هدف توطئه دشمنان اسلام و استعمارگران بوده است و چون مي‎دانسته اند كه در حقيقت حوزه ها هستند كه به مردم فكر و جهت مي‎دهند پيوسته درصدد نفوذ در آنها بوده اند،و قطعا بدانيد الان هم ايادي دارند،با اينكه ما اكنون خيال مي‎كنيم استعمار شكست خورده اما شكست نخورده، سبك استعمار عوض شده به قول خودشان مي‎گويند استعمار جديد. استعمار روشهاي مختلف دارد; اينها در نجف در قم هميشه ايادي داشته اند و ايادي اينها شيطنتهايي مي‎كرده اند; و ما در عين حال كه كار آخوندي و ديني مان را مي‎كنيم بايستي توجه داشته باشيم كه يك وقت آنها سر ما كلاه نگذارند، اينها بسا افرادي را مي‎فرستادند درس طلبگي بخوانند طلبه بشوند براي اينكه رموز آخوندي را ياد بگيرند و به نفع آنها كار بكنند، من اين داستانها را مي‎گويم چون ممكن است در آينده ما يك چنين گرفتاريهايي پيدا كنيم :

1 - حاجي نوري و كتاب فصل الخطاب في تحريف الكتاب :

آقاي حاج شيخ محمد علي گرامي از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي داستاني را براي من نقل كرد كه خيلي تكان دهنده بود، ايشان گفتند: آيت الله مرعشي يك وقت به من گفت يك داستاني برايت بگويم كه هيچ جا نوشته نشده است و اين داستان مهمي است . شما مي‎دانيد يكي از كتابهايي كه به عالم تشيع ضربه زد كتاب فصل الخطاب " حاجي نوري بود، در اين كتاب روايات ضعيفي كه راجع به تحريف كتاب ( قرآن) است جمع آوري شده، با اينكه عقيده ما اين است كه قرآن كريم تحريف نشده ... مرحوم حاجي نوري كه اين روايات را جمع كرد راه اتهام به شيعه را باز كرد و به تشيع لطمه زد . داستاني را كه آيت الله مرعشي نقل كردند اين است كه سردار كابلي كه لابد نامش را شنيده ايد، از علماي بزرگ و شخصيت ملايي بود مي‎گفتند: من روزها مي‎رفتم خدمت حاجي نوري  يك روز يك سيد به ظاهر جليل القدري آمد پيش حاجي نوري نشست بنا كرد با دست روي پاي خود زدن و گفت خدا به جدم "علي " ظلم كرده و بنا كرد ابراز تاسف و تاثركردن، حاجي نوري گفت يعني چه خدا ظلم كرده ؟ گفت آخه جد من مولا اميرالمومنين اين همه مصيبت ديد، اين همه در خانه نشست با آن سوابقي كه در اسلام داشت با آن همه فداكاري، اگر خدا اسم علي را در قرآن آورده بود ديگر به اين شكل حقش غصب نمي شد، به اين شكل خانه نشين نمي شد، خدا به جد من ظلم كرده ! حاجي نوري گفت : نه خدا به جد تو ظلم نكرده، علي (ع) اسمش در قرآن آمده، اين همه روايات داريم كه نام علي اميرالمومنين (ع) در قرآن بوده، منتها آنان كه مي‎خواستند خلافت بكنند آمدند قرآن را تحريف كردند، گفت كجاي قرآن ؟ گفت در روايات هست مي‎خواهي من براي تو آن روايات را جمع آوري كنم، بعد گفت كي ؟ گفت مثلا فردا بيا; فردا آمد پيش
حاجي نوري، حاجي نوري رواياتي را جمع آوري كرده بود به او داد، او خيلي خوشحال شد و گفت باز هم هست ؟! گفت بله، بالاخره حاجي نوري وقت گذاشت و رواياتي را كه راجع به تحريف قرآن است جمع آوري كرد، اين سيد هم مي‎آمد اينها را مي‎گرفت، يك نسخه از آن را هم حاجي نوري مي‎فرستاد به تهران پيش يك كسي، اين گذشت تا اينكه سردار كابلي مي‎گويد من يك وقتي مي‎خواستم مسافرت بكنم به خارج، رفتم به سفارت انگليس در بغداد گذرنامه ام را ويزا كنم، ديدم يك كسي چپ چپ به من نگاه مي‎كند بعد آخر كار گفت من را مي‎شناسي ؟ من فكر كردم يادم نيامد، گفت من آسيد فلان هستم، ديدم همان سيدي است كه پيش حاجي نوري آمد و الان با ريش تراشيده جزو مامورين سفارت است ! معلوم شد كه اين فرد مامور انگليس بوده به صورت سيد درآمده و حاجي نوري را تحريك كرده كه چنين چيزي را گردآوري كند. البته بعد حاجي نوري هم پشيمان شد و كسي را فرستاد به تهران كه آن كتاب را چاپ نكنند، اما بعد از فوت ايشان آن كتاب چاپ شد و الان هم اين كتاب از مستندات مغرضان و دشمنان اسلام است، بالاخره حاجي نوري با آن قدس و تقوا يك كسي بايد به صورت يك سيد نزد ايشان بيايد و براي مولا اميرالمومنين (ع) اظهار تاثر كند و حاجي را تحريك كند تا يك چنين كتابي بنويسد.

2 - روضه خواني در كنار سفارت عثماني :

يك داستان ديگر كه من آن را زياد شنيده ام و ظاهرا مسلم است اين است كه در زمان حكومت عثماني كه حكومت مقتدر و مهمي بوده و انگليسي ها مي‎خواسته اند آن را متلاشي كنند و آخر هم در جنگ جهاني اول آن را متلاشي كردند، در كنار سفارت عثماني ( سفارت تركيه) در تهران مسجدي بوده كه مامورين سفارت كه سني مذهب بوده اند در آن مسجد صبحها نماز مي‎خوانده اند، در اين مسجد يك شيخي هر روز صبح روضه حضرت زهرا(س) و اينكه خليفه دوم در را به پهلوي حضرت زهرا زد و... مي‎خوانده، يك كسي مي‎گويد من گفتم اينكه اين شيخ هر روز اين روضه را در اينجا مي‎خواند يك چيزي بايد باشد، آمدم و به او گفتم شيخنا، شما روضه ديگري بلد نيستيد بخوانيد هر روز صبح اين روضه را مي‎خوانيد؟ گفت چرا، گفتم پس چرا هر روز اين روضه را مي‎خواني ؟ گفت من يك باني دارم روزي پنج ريال به من مي‎دهد مي‎گويد اين روضه را در اين مسجد بخوان من هم مي‎خوانم، گفتم مي‎شود اين با نيت را به من معرفي كني ؟ گفت بله، يك دكاندار در همين خيابان است . آن شخص مي‎رود با آن دكاندار رفاقت مي‎كند بعد مي‎گويد شما چطور شده كه هر روز در اين مسجد روضه حضرت زهرا (س) مي‎گويي بخوانند؟ مي‎گويد يك كسي روزي دو تومان به من مي‎دهد كه در اين مسجد روضه حضرت زهرا خوانده شود، من پانزده ريال آن را برمي دارم و پنج ريال را مي‎دهم به اين شيخ روضه بخواند، بعد تعقيب مي‎كند ببيند كه باني اين روضه چه كسي است، معلوم مي‎شود روزي بيست و پنج تومان از سفارت انگليس مي‎دهند كه صبحها روضه حضرت زهرا (س) در اين مسجد كه در كنار سفارت عثماني است خوانده شود و بازار جنگ شيعه و سني هر روز گرم باشد. بالاخره بايد توجه كنيم كه استعمار آمريكا و انگليس هنوز نمرده اند و هر روز با يك روش ممكن است سر ما كلاه بگذارند. در نوشتن و در گفتن، آقايان بايد دقت كنند و به صرف اينكه كسي آمد يك چيزي گفت نبايد تحريك بشوند و يك چيزي بگويند يا چيزي بنويسند، و يا اگر مي‎خواهند چيزي بنويسند به شكلي بنويسند كه به مباني و به جايي لطمه نزند يا مورد سوء استفاده قرار نگيرد. (۱)
از منظر آیه الله منتظری یک روحانی واقعی نباید مشغول نوشتن مطالبی شود که دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمانان از آن سوء استفاده کنند و آیا این خود در باره وی صادق است؟
امام در نامه ۶/۱/۶۸ خود به ایشان می گوید : شما مشغول نوشتن مطالبی هستید که آخرتتان را خراب می کند.
و حضرت روح الله در نامه ۶/۱/۶۸ خود به آیه الله منتظری می فرمایند:
"...شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند...براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند. "(۲)

حضرت آیه الله!

آیا شما به این نوشته خود عمل می کنید که "در نوشتن و در گفتن، آقايان بايد دقت كنند و به صرف اينكه كسي آمد يك چيزي گفت نبايد تحريك بشوند و يك چيزي بگويند يا چيزي بنويسند، و يا اگر مي‎خواهند چيزي بنويسند به شكلي بنويسند كه به مباني و به جايي لطمه نزند يا مورد سوء استفاده قرار نگيرد."

و اینک اصلاح طلبان  و همه دشمنان تابلو دار اسلام و مسلمین در تجمعات خود شعار می دهند روحانی واقعی منتظری صانعی و آیا شما از خود نمی پرسید که چه گفته اید و چه نوشته اید که این نشان را از جانب دشمنان دریافت کرده اید؟

۱ - خاطرات آیه الله منتظری ج ۱ ص ۸۷-۸۰

۲-صحیفه نور ج ۲۱ ص ۳۳۱ و ۳۳۲



















هیچ نظری موجود نیست:

بايگانی وبلاگ